Nimrooz
Vol. 18, No. 867, January 20, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۶۷ - جمعه ۳۰ دى ۱۳۸۴
از آذر بيگدلى:
ديوانه و ويرانه
از كمال خجندى:
مشتاق پابوسى
از اوحدى مراغه اى:
عذر دلدارى
از پژمان بختيارى
بالاتر از سياهى
از دكتر قاسم رسا:
حديث آن لب شيرين
از ابوالقاسم حالت
آفرينش
از طاهره:
بنده بى حيا
از امير خسروانى
شكيبائى
از پارساى تويسركانى:
برات خوشدلى

از آذر بيگدلى:
ديوانه و ويرانه
از سينه تنگم دل ديوانه گريزد
ديوانه ببينيد ز ويرانه گريزد
از بس بود آشوب به دل غير تو اى غم
هر كس كه نهد پاى در اين خانه، گريزد
جز اشك كه آيد ز دل خونشده بيرون
طفلى نشنيديم ز ديوانه گريزد
بايد كه تو نيز از دلم اى غم بگريزى
گر شعله شمع از پر پروانه گريزد
مرغيست «شرر» مايل بيرحمى صياد
بشكن پر و بالش ز جفا تا نگريزد

از كمال خجندى:
مشتاق پابوسى
هرگز ز زلف خوبان بوى وفا نيايد
گر تو شنيدى اين بو بارى مرا نيايد
مشتاق پاى بوسم زان بر سرم نيائى
منعم ز بيم خواهش پيش گدا نيايد
دى گفته اى به تحفه آريد سر برين در
عاشق به سر بيايد آنجا به پا نيايد

از اوحدى مراغه اى:
عذر دلدارى
دل كيست كه او طلب كند يارى تو
يا تن ندهد به محنت و خوارى تو
پرسيده اى احوال دلم دوش وزان
جان مى آيد به عذر دلدارى تو

از پژمان بختيارى
بالاتر از سياهى
هرگزم با تنگ چشمان بهر دنيا جنگ نيست
زآنكه شهر هستى اندر چشم عارف تنگ نيست
دامنم پاكست اگر چيزى نيابم باك نه
گوهرم نيك است اگر نامى ندارم ننگ نيست
ما سر جنگ و جدل با كس نداريم اى عزيز
گرچه سرتاپاى هستى جز جدال و جنگ نيست
راه تنگ زندگى آكنده از سنگ است ليك
در ره من غير احساسات من يك سنگ نيست
شاد باشيد اى دغلبازان افسونگر كه نيز
روح ما را سازشى با حيله و نيرنگ، نيست
نيستم تشويشى از رنگ و دعاى خلق از آنك
ما سيه بختيم و بالاى سياهى رنگ نيست

از دكتر قاسم رسا:
حديث آن لب شيرين
به ياد روى تو در هر چمن كه رو كرديم
نداشت بوى ترا هر گلى كه بو كرديم
ميان آن همه گلها به دلربائى تو
نيافتيم گلى هر چه جستجو كرديم
چو ابروان هلالى ز غصه شد باريك
شبى كه روى تو با ماه روبرو كرديم
ز دل گذشت چو ما را خيال قامت يار
به پاى سرو نشستيم و ياد او كرديم
حديث آن لب شيرين كه در ميان آمد
به ياد لعل تو با غنچه گفتگو كرديم
مى از سبوى محبت بنوش اى عاشق
كه ما علاج دل خود از اين سبو كرديم
«رسا» سپاس خدا را كه در مقام وصال
رسيده ايم به جائى كه آرزو كرديم

از ابوالقاسم حالت
آفرينش
گوئى هر آنچه درد و بلا آفريده اند
تنها به خاطر دل ما آفريده اند
صاحبدل اختيار دل خود نداشته است
تا دلبران ماه لقا آفريده اند
رخسار دلكش و لب ميگون و چشم مست
به هر فريب خلق، چها آفريده اند
اى دلبران! به خويش بنازيد كز نخست
ما را نيازمند شما آفريده اند
در حق ما هر آنچه جفا مى كنى بكن
ما را همان ز بهر وفا آفريده اند
تا يك نظر به «حالت» مسكين نيفكنى
چشم تو پر ز شرم و حيا آفريده اند

از طاهره:
بنده بى حيا
در ره عشقت اى صنم شيفته بلا منم
چند مغايرت كنى با غمت آشنا منم
پرده به روى بسته اى زلف به هم شكسته اى
از همه خلق رسته اى از همگان جدا منم
شير توئى شكر توئى شاخه توئى ثمر توئى
شمس توئى قمر توئى ذره منم هبا منم
نخل توئى رطب توئى لعبت نوش لب توئى
خواجه با ادب توئى بنده بى حيا منم
كعبه توئى صنم توئى دير توئى حرم توئى
دلبر محترم توئى عاشق بينوا منم
شاهد شوخ دلربا گفت بسوى من بيا
رسته ز كبر و از ريا منظر كبريا منم
«طاهره» خاكپاى تو مست مى لقاى تو
منتظر عطاى تو معترف خطا منم

از امير خسروانى
شكيبائى
عمرى است تا عشق ترا از خلق پنهان مى كنم
جان و دل خود را فنا زين عشق سوزان مى كنم
خون مى خورم اما به لب هرگز نميرانم سخن
مى سوزم از هجران ولى از خلق پنهان مى كنم
مشكل تر از درد جفا دردى نمى بينم ولى
آن را به اميد وفا بر خويش آسان مى كنم
گاهى به ياد روى تو خود را تسلى مى دهم
گه كسب جمعيت از آن زلف پريشان مى كنم
پروانه ام پروانه ام خود را بر آتش مى زنم
پروا كجا از بذل جان در راه جانان مى كنم
دانم وصالش عاقبت گردد نصيب من «امير»
زين رو شكيبائى كنون با درد هجران مى كنم

از پارساى تويسركانى:
برات خوشدلى
به رغم آن كه جهان راه عيش بر ما بست
خيال عقده گشا راه بر تمنا بست
غلام همت خويشم كه پيش از آن كه ز كس
جواب رد شنود لب ز هر تقاضا بست
گشاده روى بود پيش هر كه روى آرد
كسى كه چشم تمنا ز اهل دنيا بست
به پاسدارى طبع بلند من گردون
برات خوشدليم را به بال عنقا بست
ز چشم ماست خطا ورنه نقشبند وجود
هر آنچه بست در اين نقشخانه زيبا بست
صفاى خاطر و نور ضمير، خاص كسى است
كه دل به جلوه ساقى و لطف صهبا بست

صفحه اول
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ايران
افغانستان
ورزش
داستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   •   مقاله ها   • 
•   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   ايران   •   افغانستان   •   ورزش   • 
•   داستان   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   تحقيق   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •