Nimrooz
Vol. 18, No. 867, January 20, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۶۷ - جمعه ۳۰ دى ۱۳۸۴
احمد زيدآبادى
سياست هسته اى: سردرگمى ميان معيشت و ايدئولوژى
برخى از ناظران سياسى در ايران بر اين تصورند كه نظام جمهورى اسلامى تصميم گرفته است تا در شوراى امنيت سازمان ملل پيش رود، اما وارد آن نشود.
اين در حالى است كه در پى ابراز نگرانى شش قدرت بزرگ جهانى (پنج عضو دائمى شوراى امنيت به اضافه آلمان) از برنامه هسته اى ايران در نشست اخير لندن، به نظر مى رسد پرونده ايران شتابان به سمت ارجاع به شوراى امنيت پيش مى رود بدون آنكه علامتى از احتمال نرمش ايران در اين مناقشه ديده شود.
ظاهرا هر چه حلقه زمان تنگ تر مى شود، امكان دولت ايران براى پذيرش خواست قدرت هاى بزرگ نيز كاهش مى يابد. بدين ترتيب، ارسال پرونده ايران به شوراى امنيت در اجلاس اضطرارى شوراى حكام آژانس بين المللى انرژى اتمى كه قرار است اوايل ماه فوريه آينده برگزار شود، گريزناپذير به نظر مى رسد.
مردم و بى باورى به بحران
با اين همه، بسيارى از مردم عادى در ايران به بحرانى بودن مسأله هسته اى ايران باور ندارند و با اطمينان از حل مسالمت آميز آن سخن مى گويند. اين تصور ضمن آنكه به نگاه «اسطوره اى» و «توطئه پندارى» برخى از ايرانيان نسبت به امر سياست مربوط مى شود، از نوع اطلاع رسانى و تبليغات رسانه هاى رسمى نيز متأثر است.
محور اصلى تبليغات رسانه هاى رسمى در ايران، تأكيد بر عادى و طبيعى نشان دادن روابط خارجى كشور و ناتوان نشان دادن كشورهاى مقابل جمهورى اسلامى بويژه آمريكا براى اعمال فشار و ايجاد مشكل براى نظام است. اين تبليغات سبب شده است كه مخاطبان عادى رسانه ها نيز مناقشه جارى ايران با جهان خارج را جدى نگيرند و آن را پديده اى معمولى كه به سرعت برطرف خواهد شد، بپندارند.
تلاش رسانه هاى رسمى ايران براى عادى نشان دادن وضعى كه از نظر اغلب ناظران و كارشناسان جهانى به شدت بحرانى است، فهم استراتژى جمهورى اسلامى را براى رويارويى با خطرات پيش روى خود به شدت مشكل كرده است.
اتفاق مهمى نمى افتد؟
آيا رهبران جمهورى اسلامى بر اين باورند كه در هيچ شرايطى پرونده ايران به شوراى امنيت نمى رود و يا اينكه اگر برود، اتفاق مهمى نمى افتد؟
مقام هاى ايرانى بارها اعلام كرده اند كه هيچ علتى براى ارجاع پرونده هسته اى ايران به شوراى امنيت وجود ندارد، اما در عين حال تأكيد كرده اند كه «شوراى امنيت آخر دنيا نيست» و هراسى از آن ندارند.
اما معمولا بحث در همين جا خاتمه پيدا مى كند. رسانه هاى رسمى و مقام هاى دولتى هيچگاه از عواقب ارسال پرونده ايران به شوراى امنيت سخنى به ميان نمى آورند و رسانه هاى غير دولتى نيز در پرداختن به اين موضع احتياط مى كنند.
بدين ترتيب بحث تأثير تحريم هاى سياسى يا اقتصادى شوراى امنيت بر ابعاد گوناگون جامعه ايران در هر دو سطح دولتى و غير دولتى تقريبا تعطيل است و تنها برخى از تصميم گيران نظام حاكم تأكيد مى كنند كه دستيابى به چرخه سوخت هسته اى هزينه اى دارد كه مردم بايد آن را بپردازند، اما در مورد اينكه اين «هزينه» چيست و در چه ابعادى است سخنى گفته نمى شود.
سانسور هسته اى براى حفظ اميد بهبود
در اين ميان اين پرسش قابل طرح است كه اگر مسئولان نظام جمهورى اسلامى به اين نتيجه رسيده اند كه دستيابى به چرخه سوخت هسته اى مستلزم پرداخت هزينه هائى از سوى مردم ايران است، پس چرا در تبليغات رسمى، اقشار مختلف جامعه را براى تحمل اين هزينه ها آماده نمى كنند و عملا كارشناسان را از تفسير و تحليل حجم و ابعاد اين هزينه ها بر حذر مى دارند و درست به عكس آن، تصويرى كاملاً عادى و طبيعى از شرايط پرونده هسته اى براى مردم ترسيم مى كنند؟
اين تناقضات احتمالا ترجمان تناقضى است كه در بطن دولت محمود احمدى نژاد نهفته است.
احمدى نژاد ضمن متهم كردن دولت هاى پيش از خود به «بى تفاوتى نسبت به مشكلات توده مردم بخصوص اقشار محروم و سرگرم شدن به درگيرى هاى سياسى» با شعار «رفع مشكلات معيشتى» جامعه به قدرت رسيد.
رفع مشكلات اقتصادى يك جامعه طبعا به فضاى آرام سياسى و بدون تشنج از جمله در روابط خارجى نياز دارد. از همين رو دولت احمدى نژاد و حاميان آن تلاش مى كنند تا وضع سياست خارجى ايران را به رغم همه تلاطم هائى كه به آن دچار است، كاملاً عادى جلوه دهند تا بدين وسيله برخى از اقشار اجتماعى نسبت به امكان كاهش مشكلات زندگى شان اميدوار باشند.
ستيز عادى سازى و گرايشهاى غيرعادى
اما احمدى نژاد در عين حال حامى نوعى از «ايدئولوژى بنياد گرايانه» است كه زيست عادى در جامعه بين المللى را براى دولتش ناممكن مى كند، زيرا او براى بازتوليد اين ايدئولوژى در بين معدود هواداران سرسختش، نياز دائمى به دشمنى خارجى دارد.
به عبارت ديگر، احمدى نژاد از يك سو بايد به مطالبات اقشار محرومى كه خواهان بهبود وضع زندگى خود هستند و از مناقشات و درگيرى هاى سياسى خسته شده اند توجه كند كه چنين توجهى مستلزم عادى سازى روابط خارجى و پرهيز از درگيرى هاى پرهزينه و مشكل زاى بين المللى است. اما چنين امكانى براى او نيست زيرا از ديگر سو، ايدئولوژى او و حلقه هواداران نزديكش با هر آنچه «عادى» باشد سر ستيز دارد و اصولا پديده عادى سازى چيزى از ايدئولوژى آنها باقى نمى گذارد.
به نظر مى رسد تا زمانى كه دولت احمدى نژاد در انتخاب بين معيشت مردم و ايدئولوژى مورد علاقه خود سردرگم باشد، اين سردرگمى در روابط خارجى از جمله پرونده هسته اى جمهورى اسلامى نيز نمايان مى شود.

صفحه اول
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ايران
افغانستان
ورزش
داستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   •   مقاله ها   • 
•   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   ايران   •   افغانستان   •   ورزش   • 
•   داستان   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   تحقيق   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •