Nimrooz
Vol. 18, No. 867, January 20, 2006
سال هيجدهم - شماره ۸۶۷ - جمعه ۳۰ دى ۱۳۸۴
حسين باستانى
خونش ريخته شود، بدون محاكمه...
مواضع آيت الله مصباح يزدى و شاگردان وى در مورد جمهوريت، در هفته گذشته در كانون توجه رسانه هاى ايرانى قرار داشت. اين توجه، عمدتاً از اين زاويه صورت گرفت كه محمد تقى مصباح يزدى، تئوريسين اصلى جريانى محسوب مى شود كه در پى انتخابات رياست جمهورى اخير، بر كشور حاكم شده است.
ما در اين مجال، قصد پرداختن به عقايد فلسفى آيت الله مصباح را نداريم. ولى بى مناسبت نمى دانيم به مرور برخى از مواضع «كاربردى» نامبرده بپردازيم كه زيربناى عملى جريان فكرى مشخصى را تشكيل مى دهند كه از وى تبعيت مى كنند.
مواضع آقاى مصباح در نفى جمهوريت، به اندازه كافى در يكى- دو هفته گذشته مورد بررسى قرار گرفته اند. تنها از بابت يادآورى، دو مورد از ده ها اظهار نظر شاخص ايشان در مورد «رأى» مردم را ذكر مى كنيم. اولى سخنرانى مصباح يزدى «موسسه آموزشى- پژوهشى امام خمينى» است كه تعبير خود از انتخابات را چنين بيان مى كند: «انتخابات رياست جمهورى اعتبارش به رضايت ولى فقيه است... آنها [مردم] دارند پيشنهاد مى كنند و مى گويند ما اين فرد را مى خواهيم. اما» الامر عليكم «[دستور با شماست] شما بايد نصيب كنيد، نخواستى نصب نكن.» [پرتو سخن، ۲۰ مهر ۸۴]. وى، نگاه وى در مورد «اكثريت» مردم است كه صراحت دارد: «اكثريت كه هستند؟ يك مشت اوباشى كه عرق مى خورند پول مى گيرند كه بيايند و رأى بدهند؟ هر چه اينها بگويند مى شود قانون ممكلت؟ و حاكم بر اسلام؟!» [آفتاب يزد، ۱۴ آبان ۸۱].
زاويه مهم ديگر ديدگاه آيت الله مصباح، ديدگاه خاص نامبرده در مورد كاربرد «زور» است. او در همين ارتباط، تأكيد دارد [يا لثارات، ۴ بهمن ۷۹] كه در دوره خاتمى، دگرانديشانى در فضاى افكار عمومى به بيان ديدگاه هاى خود پرداخته اند كه «تفاوتى با كسروى ندارند.» [كسروى، نويسنده اى بود كه به علت توهين به مقدسات توسط گروه فداييان اسلام ترور شد.] وى حتى با اشاره اى به برخى افراد داراى افكار انحرافى كه «سيد و روحانى» هستند [خاتمى؟] تهديد مى كند: «مگر جلوى اسم هر كس سيد بود مصونيت ايجاد مى كند؟ كسروى هم سيد بود و هم روحانى، كه بزرگان و علما گفتند خونش مباح، مرگ او واجب و همسرش بر او حرام است.» [مبين، ۱ بهمن ۷۹] مصباح در همين راستا با اشاره به هاشم آغاجرى، استاد منتقد دانشگاه، وى را از «شمر و يزيد» قاتلان امام سوم شيعيان بدتر دانسته و يادآور مى شود كه مردم بايد «تكليف» خود را در برابر اين افراد بدانند. [پرتو سخن، ۶ مهر ۷۹].
مصباح، به صراحت فتوا مى دهد: «اهانتگر به اسلام بايد خونش ريخته شود و محاكمه نيز نمى خواهد.» [سخنرانى پيش از خطبه هاى نماز جمعه تهران، ۱۱ شهريور ۷۸]. فتواهاى آقاى مصباح، تاكنون در مواردى نيز منجر به عمليات قهرآميز مشخص شده اند. مثلاً، در جريان محاكمه عاملان قتل هاى زنجيزه اى ۵ نفر در كرمان، يكى از متهمان كه عضو بسيج است در توضيح انگيزه قتل ها علنا به دادگاه توضيح مى دهد: «بر اساس گفته و گوى حضورى با آيت الله مصباح يزدى كه در قم داشتيم، اين تصميم را گرفتيم. بر اساس نظر ايشان، مرحله سوم، خون اين فرد مباح است.» [مهر ۸۳] آيت الله مصباح، در روز پيش از ترور سعيد حجاريان مشاور سياسى سيد محمد خاتمى و مدير مسئول روزنامه منتقد «صبح امروز» نيز با تأكيد بر آن كه برخى از كارهايى كه مطبوعات انجام مى دهند «هزار بار» از «آدم كشتن» بدتر است، هشدار مى دهد: «دلخوش نباشند كه تسلط پيدا كرده اند. روزى به حساب اينها رسيدگى خواهد شد.» [۱۹ اسفند ۷۸].
مصباح يزدى به لحاظ ارزشى، اساساً معتقد است: «ما بايد نسبت به دشمنان خود و اسلام هيچ ملاحظه اى نداشته باشيم» و اينكه: «شيعيان نبايد به هيچ وجه با دشمنان خود همسايه و هم كاسه شوند» [۷ آذر ۸۴]. وى حتى با اشاره به تأكيد بسيارى از مقام هاى عالى رتبه ايران به لزوم وحدت در كشور براى مقابله با تهديدات خارجى، تعريف خود را از وحدت چنين ارائه مى دهد: «اگر ميان چند گروه مسأله مشترك جهت اتحاد وجود نداشته باشد، چاره كار آن است كه ديگر افراد كه روى موضع خود كمتر استوار هستند، با كسى كه روى نظر و موضعش خيلى پافشارى دارد، هم نظر شوند و با هم متحد گردند!» [نوروز، ۲۹ مهر ۸۰]... و البته حتى اين نوع «اتحاد» نيز، در مورد نيروهاى داخلى حكومت موضوعيت دارد، چون تكليف بقيه، بسيار روشن است: «هنگامى كه حكومت حق مبتنى بر دين اسلام در جامعه تشكيل شد، مخالفان آن بايد از كشور بيرون بروند... اگر مى خواهيد در اين كشور زندگى كنيد بايد حكومت اسلامى را بپذيريد، ولو اين كه حكومت به زور متوسل شده باشد.» [نوروز، ۵ خرداد ۸۰].
اين نوع مواضع، در شرايطى از سوى آيت الله مصباح اتخاذ مى شود كه اين روحانى، حتى محافظه كاران حاكم بر حكومت را نيز به كوتاه آمدن در زمينه اجراى احكام اسلام متهم مى كند. به عنوان مثال، وى در مورد وجود بهره در بانك هاى ايران به صراحت مى گويد: «ما بدترين نوع ربا را در مملكت اعمال مى كنيم.» [پرتو سخن، ۱۵ تير ۱۳۸۴] وى در جاى ديگر با انتقاد به نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم، شوراى محافظه كار نگهبان- كه مسوول بررسى صلاحيت كانديداهاى نمايندگى مجلس است- را به «خواب بودن» متهم مى كند: «چرت زدن برخى ها باعث ورود يك مشت شيطان به مجلس ششم شد.» [ايسنا، ۱۸ بهمن ۸۲] نامبرده حتى اقدتمى در حد نظرسنجى تشكل هاى موسوم به «اصول گرا» در ميان چند كانديداى محافظه كار براى بررسى جايگاه اجتماعى آنها را مخالف اصول گرايى دانسته و انتقاد مى كند كه: «در ايام انتخابات... اصولگرايان هر روز نظر سنجى مى كردند كه مشخص كنند چه كسى شانس بيشترى براى رأى آوردن دارد تا از همان حمايت كنند. آيا اين شد اصولگرايى؟!» [همايش هماهنگى نيروهاى انقلاب، ۳۰ آذر ۸۴].
مصباح حتى هنگامى كه حكم قضائى اوليه اعدام هاشم آغاجرى در مرحله تجديد نظر لغو شد، به شدت به قوه قضائيه محافظه كار حمله مى كند كه: «اگر به هر دليلى حكم مرتد [اعدام] را اجرا نكنيد، ده تا و هر يك ده تاى ديگر خواهند شد... اگر يك نفر را مجازات كنيد ديگران جرأت نمى كنند چنين مسائلى را بر زبان آورند.» [پرتو سخن، ۱۸ آذر ۸۱]. او در انتقاد به مقامات حكومت ايران، كه آنان را به سستى در اجراى احكام الهى متهم مى كند، تا به آنجا پيش مى رود كه در يك اظهار نظر علنى، اتهام «خريده شدن مقامات ايرانى توسط جاسوسان آمريكايى با ۵۰۰ ميليون دلار پول!» را مطرح مى نمايد [جرايد تهران، ۱۷ خرداد ۸۲]...
نهايت آن كه اكنون، شاگردان آيت الله مصباح يزدى، كه چنين ديدگاه هاى دارد، حاكم بر ايران شده اند. در حالى كه نامبرده اعتقاد دارد كه كار اسلامى كردن كشور هنوز تمام نشده و به پيروان خود هشدار مى دهد: «فكر نكنيد با روى كار آمدن رئيس جمهور مكتبى همه چيز تمام شده است.» [همايش «هماهنگى و همدلى نيروهاى انقلاب» ، ۳۰ آذر ۸۴]... و تمام اينها در حالى است كه در گردهم آيى نيروهاى داوطلب «عمليات استشهادى»، فرمانده «قرارگاه عاشقان شهادت» به مخالفان مصباح هشدار مى دهد: «هر كس در هر لباس و هر مقامى عليه اين شخصيت بزرگ اسلامى [آيت الله مصباح] موضع بگيرد، عليه اسلام موضع گرفته و ما وظيفه داريم پاسخ او را بدهيم.»
اين كه آينده ايران، در شرايط حكومت شاگردان محمد تقى مصباح يزدى بر كشور به چه سمت و سويى مى رود، موضوعى است كه قضاوت در مورد آن را، به خوانندگان مى سپاريم!

صفحه اول
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
گزارش
بازتاب
جهان
ايران
افغانستان
ورزش
داستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   •   مقاله ها   • 
•   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   ايران   •   افغانستان   •   ورزش   • 
•   داستان   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   تحقيق   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •