در ظلمات صدر
«عراقى ها كشور خود را مى سازند» اين سخنى است از پرزيدنت بوش كه همچون كشفى است در ذهن گوينده آن. از آن زمان كه ايشان استقرار دموكراسى را در عراق شدنى مى ديد بدوريم. آمريكا سرانجام دريافت كه آن هدف هاى بزرگ بزرگ ريشه در محاسبات غلط كوچك و كوچك دارد. پس بايد به هدف هاى واقع بينانه اكتفا كنند. در حقيقت مسائل امروز عراق كردها هستند و شيعيان و جزئاً افراطيون اسلامى در جامعه ناسيوناليسم عراقى. اين آخرى ها به رهبرى مقتدا صدر و بازوى مسلح وى بنام سپاه مهدى از اين بابت اعتبارى يافته اند كه تكيه مى كنند بر خروج فورى قواى آمريكا و مؤتلفان آن و نيز اين كه كنفدراسيون احتمالى عراق مساويست با تجربه عراق. اين دو شعار براى كسانى كه عراق واحد و مقتدر را مى جويند البته گيراست ولى عراق واحد و مستقل و مقتدرى كه منظور مقتدا صدر است همان جمهورى اسلام افراطى است كه وحشت آفرين است پس بعيد است جا افتد. مقتدا صدر زير پوشش عراق واحد و غير فدرال چيزى را مى جويد كه در خاورميانه اسلامى بارها وجود يافته و تجربه شده است اما با همه جاذبه اش جوابگوى نياز مردم و جهان امروز نيست. مقتداصدر اميد دارد زير لواى اسلام و ميهن عراقى شيعيان و سنيان را متحد كند. ولى شيعيان به دليل ديدگاه هاى آيت الله سيستانى و ديدگاه هاى ايران امروز و نيز ديدگاه هاى نخست وزير فعلى اين تقريب و اتحاد شيعه و سنى را زير نظر يك قدرت افراطى و رهبرى آن شدنى نمى بينند.
مقتداصدر را با همه جوانى و افراط عقيدتى اش نبايد دست كم گرفت. زيرا ذهن وطن پرست و مسلمان عراقيان به اضافه ستمى كه از باب اشغال حقارت آفرين وطنشان بر آنها رفته است ممكن است او را ميدان دهد ولو به قيمت تعديلى در نظريات او. ولى آيا نظريات افراطى كسى چون مقتداصدر كه اجراى قواعد شرع را مى طلبد تعديل شدنى است؟ شايد كه مقتداصدر بر حمايت نهائى عربستان سعودى و نظام افراطى ايران ولائى اميد بسته است!؟ در حال حاضر حركت مسلحانه مقتداصدر و ياران او بيشتر به شوريدن شباهت دارد. شورش ها به سختى مغلوب مى شوند «شورش سال ۴۲ خمينى تجربه بود) ولى شورش ها در دورمدت ممكن است استخوانبندى تازه اى بيابند و به پيروزى هم برسند (تجربه ايران اسلامى). بديهى است وقايع تاريخى در دو نقطه حتى مشابه عين هم ظهور نمى كنند. پس صحبت از تكرار انقلاب ايران در عراق نيست. زيرا آنچه عراق را متفاوت از ايران مى كند تحولات بعد سقوط صدام است كه فرصت داد تا شيعيان و كردها به شيوه هائى از دموكراسى ارشادى نفتى تحت حمايت مؤتلفان هويت سياسى خود را جا اندازند. چيزى كه در كار مقتداصدر تأسف اثر است اين است كه براى پيشبرد نظرات خود ابتدا مسلح شده و سپس به مذاكره با شيعه و سنى روى كرده است و اين شيوه ابدا رنگ و بوئى از همزيستى با ديگران ندارد و ديگر آن كه مقتداصدر نبض زمانه را در نبض عراق مى بيند. بارى نبض عراق تند مى زند ولى اگر نبايست عراق نبض ملايمى پيدا كند چاره در سياست و كياست و تدبير و بسيج مقاومت هاى گونه گون است نه در شوريدن هائى كه حاصل آن كشتار است كه اگر دامنه يا بند به تروريسم مداومى شباهت پيدا مى كنند كه بهانه بيشتر به دست اشغالگران غرب و شرق خواهد داد. گفته شد شرق زيرا مرزهاى شرق عراق ناامن اند و گرگ نفت جوى چين و توسعه طلب روسيه پشت آن سنگر گرفته اند. فعلاً مى شود گفت كه مقتداصدر در عراق پديده نيست و يك مورد است ولى مقتداصدر بهانه هاى مهمى در دست دارد...
خمينى نخست آموزاند پيروان خود را سپس شوريد و بعد سازمان داد و با خدعه و ديپلماسى خاص ناهمجنسان خود را (چپ و جبهه ملى و مجاهدان و غيره) را همدست كرد و قدرت را گرفت. مقتداصدر تكيه بر آموزش هاى مرحوم پدر دارد و سپس بر سپاه مهدى مسلح به سلاح هاى فراوان و ارزان عراق اشغال شده و ارتش از هم پاشيده صدام و به جاى سازماندهى اجتماعى توسل جسته است به شورش هاى موسمى. مقتدا صدر ممكن است مثل نظام ولائى ايران عمل نكند ولى ادعاى يكى كردن و متحد ساختن سنيان و شيعيان در عراقى كه بدترين ستم و تحقير از سوى حكومت سنّى ها بر شيعيان رفته است به اين زودى ها عملى نيست. دليل روشن ملموس همين پارلمان و حكومت فعلى است كه به جاى ذوب كردن گروه هاى مذهبى و دينى در ديگ قانون اساسى گروه ها مواضع و پست هاى دولتى را بين خود تقسيم كرده است. مقتداصدر حتى در صورت توفيق مى تواند به سمت نوعى نظام اسلامى دولت- ملت برود كه مى شود ايران فعلى و يا اگر سخت تر عمل كند كه مى شود عربستان سعودى. ولى نمى تواند شيعيان را محب سنيّان كند. اين دو در طول تاريخ مقابل هم ارباب و مربوب هم بوده اند و نه متحد هم. شيعيان در عراق جاى پاى محكمى دارند. به لحاظ تاريخى و اماكن متبركه و سنيان دلبستگى بسيار دارند به اسلام صرفاً عربى. ناسيوناليسم مورد نظر مقتداصدر اسلامى است و منتهى مى شود به حكومتى اسلامى. شيعه و سنى تنها تحت لواى يك قانون اساس لائيك مى توانند فارغ از برترى جوئى هاى عقيدتى با صلح و صفا و همراه با امنيتى كامل در عراق زندگى كنند. البته مثل هر جاى ديگر. ولى در شرايط كنونى كه اسلام سياسى همه جا در خاورميانه مدعى كوبيدن و جا انداختن اصول فكرى و عقيدتى خويش است اين صلح و صفا و امنيت به دست خود رهبران و زعماى اسلامى دود شده و به هوا رفته است. اين حرف تازه اى نيست كه بگوئيم مردم عراق كمترين پرتو اميد به يك زندگى صلح آميز را در فضاى كشور اشغالى خود نمى بينند اما اين سخن شايد به جا باشد كه مردم عراق كمترين اميد به راه حل هاى اسلام سياسى هم ندارند. قدرت شورشى مقتداصدر از كجاست؟ قدرت تسليحات سپاه مهدى از كجاست؟ قدرت اميدبخش اسلام افراطى مكتب صدر و پيروان مسلح او در چيست؟
آيا مى شود به مردم عراق چيزى كمتر از قانون اساسى نيم بند فعلى وعده داد؟ آيا مى شود عراق را بيش از اين ناامن و فقير و بدهكار ساخت. كدام مرجع ملى و بين المللى مى تواند بكار و حال عراق امروز رسيدگى كند تا هست و نيست يك كشور معلوم همگان شود؟ شريعت را پايه قانون گذارى كردن نفى دموكراسى است و نفى حداقل ها حتماً آب به آسياب ولى فقيه ريختن است.
فروغ كردها
برگرديم به آغاز سخن كه آمريكائيان در سند اوليه اى كه بنام پيش نويس قانون اساس عراق وسيله پل برمر امضاء كردند براى عراق نظامى لائيك و به هر حال غير مذهبى آرزو كرده بودند. ولى مجلس شوراى فعلى عراق در كار تدوين و تصويب قانون اساسى تازه است كه از آن پيش نويس بسيار به دور است. بنابراين كار از دست آمريكائيان به در شده و در دايره جاذبه هاى ناشى از اكثريت شيعه شريعتمدار و در دايره جاذبه ترقى خواهانه و خودمختارى هاى كردان كردستان عراق افتاده است.
كردستان خودمختار عراق امروز زائيده تمايلات فكرى و قبيله اى تاريخى است. كردستان عراق امروز كه بعد آن بمباران ناجوانمردانه صدام پايه و مايه اى گرفت براساس خودمدارى براى خود مجلسى دارد و قانونى و پرچمى و پايتختى و در زير از لحاظ اقتصادى نه آن دامدارى سنتى بلكه نفتى دارد كه بدون واسطه مى تواند به استخراج و فروش و صدور آن بپردازد. مواضع ترقيخواهانه كردهاى عراق در باب مساوات قانونى زنان و مردان و لغو مجازات اعدام. حجاب و عدم سخت گيرى ها در باب تجارت الكل طورى است كه غريبان را به تحسين واميدارد و ترقيخواهان و روشنفكران عراق جنوب و مركز و غرب را هم آرزومند آن مى كند. جلال طالبانى رئيس جمهور فعلى عراق اخيراً حكم اعدام سه محكوم را امضاء نكرد و اظهار داشت كه به استعفاء بيشتر رضايت مى دهد تا به امضاء احكام اعدام. اين واقعه براى اول بار است كه در خاورميانه اسلامى دست مى دهد. وقتى به ياد آوريم كه در دو سوى مرزهاى عراق به خصوص در عربستان و در ايران امضاء احكام اعدام بى كمترين ناراحتى وجدان و با حداكثر ايمان به اسلام صورت مى گيرد خواهيم دريافت كه اين امتناع جلال طالبانى چقدر در تصحيح مدارهاى حكومت هاى اسلامى اثربخش است.
آنجا كه كردستان خودمختار عراقى به مردم عراق نگرانى مى دهد تمايلات استقلال طلبانه كردهاست و در حال حاضر نفت خودمختارى را پايه داده و حمايت آمريكا را هم دارد. وليكن بعضى مراسم اخير نگرانى عراقيان را بالا برد. مثلاً در مراسم گشايش مجلس كردستان خودمختار عراق پرچم كردستان عراق همه جا بود. ولى خبرى از پرچم عراق نبود. مسعود بارزانى در كردستان خودمختار عراق رئيس و فرمانده كل قواست. قانون خود و پرچم خود و ارتش خود و اربيل پايتخت و مجلس خود را دارد اخيراً وزير نفت عراق با وزير نفت حكومت كردستان عراق بى اطلاع و اجازه حكومت بغداد قراردادى نفتى امضاء كردند. اينها همه بوى خودمختارى پيشتر و رفتن به سمت استقلال مى دهد. منتهى نبايد تند و تيز قضاوت كرد. ارتش كردستان حق خروج از منطقه بى اجازه حكومت بغداد را ندارد. در حالى كه ارتش عراق بى اجازه كردستان خودمختار حق رفتن به كردستان دارد. فعلاً كردستان عراق ۵۰۰۰۰ پيشمرگ دارد. حكومت خودمختار عراق مى داند كه تئورى كشور مستقل كردها براى آنها كه با تلاش بسيار در حال عمران و آبادى اند سودى ندارد و مايل نيستند خصومت ايران و تركيه و سوريه و بغداد را بى جهت برانگيزانند. به خصوص كه ايرانيان نفوذ بسيار در عراق دارند و غير از خود آقاى نخست وزير فعلى تمايلات همكارى هاى همه جانبه با ايران در اعضاى دولت وجود دارد. وزير نفت عراق در باب طرح احداث يك لوله نفتى بين بصره و آبادان صريحاً سخن گفته است و وزير داخله حكومت فعلى عراق و حتى خود آقاى جعفرى با پرداخت دو ميليارد دلار غرامت بابت جنگ متجاوزانه صدام با ايران موافقت دارد. از سوى ديگر وزير جنگ عراق با ايران قراردادى منعقد كرده تا ايران به افراد نظامى عراق جديد آموزش دهد. اينها همه نشانه نفوذ ايران است پس كردستان خودمختار عراق با هوشيارى بسيار عمل خواهد كرد و در دل حكومت بغداد و كشورهاى مجاور دلهره استقلال كرد و كشور كرد را دامن نمى زند.
معهذا قدرت كردها محدود است و ممكن است حوادثى روى دهد كه خارج از اراده آنها باشد. از جمله: مسئله ناامن بودن مرزهاى همسايگان:
در حال حاضر حراست صددرصد مرزهاى عراق در تمام شبانه روز محال است. ايران و سوريه محورهاى نفوذى بسيار در اين مرزها دارند. دولت عراق پيش بينى كرده است تا سال بعد قريب ۲۸۰۰۰ مرزبان تعليم ديده تأمين كند. ولى عراق حدود ۱۴۰۰ كيلومتر مرز مشترك با ايران دارد و در كل بايد بنيار ۳۵۰۰ كيلومتر را تأمين كند. مرزبان ها وظايف بسيارى دارند (بازرسى حيوانات- قاچاق سيگار و بنزين و اسلحه- و از همه مهمتر شكار مبارزان عرب مهاجر براى پيوستن به شورشيان عراقى). يك عراق جنگ زده و بدهكار و تحت نظر آمريكا نمى تواند به آسانى از عهده اين وظايف برآيد. كردهاى خودمختار عراق بر خطرات مرزى واقف اند. موضع ترقى خواهانه آنها زمان مى طلبد. درآمد نفت كافى نيست. اقتصاد صنعتى و جهانگردى حتماً در جريان است ولى امنيت لازمه توفيق آنهاست. قانون اساسى جديد عراق بى ترديد از كردستان عراق الهام خواهد گرفت و هر قدر هم اين قانون گرايش عقيدتى پيدا كند لطمه به كردها نخواهد زد. در جنگل تيره و تار خاورميانه اسلامى و عراق اشغالى كردها فروغ تازه اى اند.