خوانندگان گرامى، در سرزمين هائى كه جريان آزاد اخبار و اطلاعات، مطابق اصل ۱۹ اعلاميه جهانى حقوق بشر وجود ندارد و نصيب روزنامه نگاران آزاده جز توپ و تشر نيست، بايد «شيوه روزنامه خوانى» را آموخت. آنچه ما خود از دوستان از دست رفته اى چون رحمان هاتفى، سردبير كيهان در زمان انقلاب، آموختيم را در مورد برخى خبرها در جمهورى مباركه اسلامى، به كار مى بريم و برخلاف بعضى ها، هر چيزى را به نامش مى ناميم و برخلاف آنها با ذره بينى در دست، دنبال نكات مثبت حكومت و حكومتگران نمى رويم و خلاصه «تقلب» را «تخلف» يا «بداخلاقى» نمى خوانيم و خاك در چشم مردم نمى پاشيم. كوتاه سخن آن است كه در مثال هاى زير مى خوانيد:
دولت قناعت پيشه!
خبرگزارى اسلامى فارس، گزارشى درباره اولين روز كار دولت جديد و حضور رئيس جمهورى كابينه در مرقد امام هشتم (رضا) و امام سيزدهم (خمينى) آورده است كه با اندكى دقت مفرح ذات است و باعث انبساط خاطر!
اين خبرگزارى، گزارش كرده است كه، احمدى نژاد و اعضاى رأى گرفته با اتوبوس راهى مرقد امام خمينى شدند و «زائران حرم امام نيز با سر دادن شعار: «صل على محمد، بوى رجائى آمد، از احمدى نژاد و هيأت دولت استقبال كردند.»
در اينجا دو سئوال پيش مى آيد:
يك: در اولين ساعات بامداد، اين زائران را چه كسى سازماندهى كرده بود، كه يكصدا شعار واحدى را سر مى دادند؟ پس زائران عادى نبوده اند، بلكه همان «اجنه» يا بسيج و سپاه بودند كه به انتخابش امدادهاى امام زمانى رساندند!
دو: خبر، بايد كامل باشد و سئوالى را در ذهن خواننده باقى نگذارد، خبرگزارى اسلام گراى فارس ننوشته است كه «زائران» اين شعار «بوى رجائى آمد» را، زمانى سر دادند كه رئيس جمهورى و اعضاى كابينه كفش از پاى درآوردند، يا نه؟
ادامه گزارش جالب تر است: يك مقام مسئول در اداره تشريفات رياست جمهورى به خبرنگار فارس گفت: «آقاى احمدى نژاد كه از ساعت ۶صبح در مرقد مطهر حضور داشت و نماز صبح را نيز در اين مكان اقامه كرد، هنگامى كه متوجه شد تاج گُلى براى امام تهيه شده دستور داد آن را برگردانند تا از ريخت و پاش ها از همين روزهاى اول جلوگيرى شود.»
از دو حال خارج نيست: يا پول تاج گل را پرداخته بودند و يا نه، آن را از گلفروشى باج اسلامى گرفته بودند: در هر دو حال پول گل تلف شده است! بعدش، معلوم مى شود كه «اداره تشريفات رياست جمهورى»، اخلاق رئيس ضد تشريفاتش را نمى شناسد، همچنان كه سگ صاحبش را در اين جنگل مولا!
پول هواپيما چقدر شد!
رئيس جمهورى قناعت پيشه و دولت عدالت پيشه اش كه تاج گلى را براى مرقد امام سيزدهم (خمينى) ريخت و پاش مى دانند، جلسه كابينه را به جاى مقر دولت در تهران، در مشهد، مرقد امام هشتم برگزار مى كنند و «در سه مرحله و از طريق پروازهاى عادى وارد مشهد» مى شوند! خب، پول پرواز اين همه آدم (با عرض معذرت از آدم) از كجا تأمين شد؟ پول تاج گل بيشتر بود يا سفر كابينه به مشهد؟
كدام مردم و زوار؟
خبرگزارى اسلامگر فارس، در ادامه آورده است: «مشاهده رئيس جمهور و وزراء كه بدون تشريفات خاص وارد حرم شده بودند با استقبال گسترده مردم و زوّار همراه شد و آنها با شعارهاى «دسته گل محمدى، به شهر ما خوش آمدى» و «صل على محمد، بوى رجائى آمد» به استقبال احمدى نژاد پرداختند.»
در اينجا چند سئوال براى خواننده نسبتاً هشيار پيش مى آيد:
يك: «مردم و زوار» چطور با مشاهده رئيس جمهور و اعضاى كابينه مهرورزى اش، به طور خودجوش و بدون تمرين قبلى، مثل اعضاى يك اركستر (گروه همخوانان) همزمان و همه با هم، دو شعار را تكرار كردند: «صل على محمد، بوى رجائى آمد»، يعنى همان شعارى كه مردم و زوار بسيج نشده و سازمان داده نشده اول صبح در مرقد امام سيزدهم سر دادند و «دسته گل محمدى، به شهر ما خوش آمدى» را هم به آن اضافه كردند و در مشهد شعار دادند؟ اى بر پدر مسلمان دروغگو!
خبرگزارى اسلامى فارس، كه اين همه علاقمند به گزارش «حاشيه هاى خواندنى از حضور رئيس جمهورى و كابينه اش در مشهد و مرقد امام» است، چرا گزارش نكرده است، كه: «گُل خرزهره» با شنيدن اين شعار قاه قاه به ريش «گل محمدى» خنده زد و آن گل بيچاره از اين مقايسه افسرده گشت و پژمرده؟
بارى، بگذريم و به بعضى خبرهاى ديگر بپردازيم.
ساعات سعد رابطه جنسى!
يكى از وزراى كابينه احمدى نژاد، در جمع مسئولان بهزيستى، خواستار آن شده كه روابط جنسى زوج و زوجه در ساعات معينى باشد تا مطابق آيات و روايات، معلوليت ها كاهش پيدا كند.
وى همچنين گفت: در صورت رعايت آيات و روايات در اين زمينه، درصد معلوليت ها كاهش مى يابد.
گزارش مى افزايد برخى از حاضران با تعجب نگاه خود را به زير انداخته و برخى از خجالت سرخ شده بودند. وى داراى ليسانس رياضيات و فوق مهندس صنايع است.
تفسير روانگاوانه (روان- گاوانه)، از اين بيانات اين است: او با مكثى در آينه و وقتى در كابينه، به اين نتيجه رسيده است كه اولياى او و همكارانش در ساعت نحس دست به توليد مثل زده اند!
و چون عضو «كابينه مهرورزى» است، مى خواهد از توليد مثل معلولان ذهنى، همچون خود و رئيس و همكارانش، بدينوسيله، جلوگيرى كند.
اين است كه با يك حساب رياضى به «مهندسى جفتگيرى» در رختخواب ها پرداخته است! قرص «واياگرا» نوش جانش باد!
لاجوردى و امام حسين
سازمان زندان ها و اقدامات تأمينى، در اطلاعيه اى با گراميداشت ياد و خاطره شهيد «اسدالله لاجوردى» رئيس سابق زندان (اوين)، آورده است: «شهيد لاجوردى هميشه و مستمراً دل در گرو انقلاب اسلامى داشت و خود را جداى از انقلاب و نظام اسلامى نمى دانست. او سرانجام بر وعده خود پايدار ماند و شربت شهادت را چون امام حسين (ع) مردانه نوشيد و نام خود را در تاريخ ملت ايران ماندگار كرد.»
دروغ هاى اسلامى در اين اطلاعيه بسيارند، اما، ما به همين «نوشيدن مردانه شربت شهادت» مى پردازيم:
يك: امام حسين، با وعده اهل كوفه و به خيال گرفتن قدرت خلافت راهى آن ديار شد و در كربلا هم تسليم نشد و كشته شد! همين! اما لاجوردى، از سوى تروريست ها غافلگير شد و برخلاف ميلش ريق رحمت را كه شما شربت شهادت مى ناميدش، سركشيد و زحمت را كم كرد! پس اين مقايسه يك حقه بازى اسلامى است!
دو: او هم، مثل هر آشغال و كاغذ باطله اى، ناخواسته، روانه زباله دانى تاريخ شد. از اين نظر در زباله دانى تاريخ ملت ايران، شايد كه مثل پانوشتى در پاى يكى از صفحات كتابى درباره قرون وسطاى ايران و زندان هايش، نامى از او آورده شود و سرباز شهيد انقلاب ناميدنش، از سوى تسليم طلبى چون خاتمى هم به دادش نخواهد رسيد (با عرض معذرت از شيفتگانش در خارج!) .
حجاب و مُلاّ حسنى اصفهان
بعضى از اين فارس ها هى مى گويند: مُلاّحسنى خر است! من مى گويم: خر، خر است و زادگاهش مهم نيست! مثلاً حجت الاسلام والمسلمين (خوش به حال مسلمين!) محمد تقى رهبر، عضو كميسيون فرهنگى مجلس آبادگران از نصف جهان، يكى از طراحان و مدافعان طرح ساماندهى لباس يا همان «مد اسلامى» است. اين حجت الاسلام، همان كسى است، كه علت دشمنى خانم دكتر «كاندوليزا رايس» وزيرخارجه كنونى آمريكا با حكومت ايران را به «بندر عقبه» «اردن» ربط داد منظور ما را نفهميديد؟ او گفت: علت دشمنى اين خانم با ما اين است كه، او در زمان دانشجوئى با يك دانشجوى ايرانى «اهل قزوين» رابطه داشته است. آن «قزوينى» گويا، موجب ناراحتى آن خانم شده است و او كينه ايرانيان را به دل گرفته است!
باز هم متوجه نشديد؟ بابا، «قزوينى» را با «بندرعقبه» و شايعاتى كه در مورد قزوينى ها وجود دارد- يعنى عين سُقراط حكيم و شاگردانش و يونانى ها- در نظر بگيريد متوجه منظور ما، يا ايشان خواهيد شد! عجب گرفتارى شده ايم از دست كسانى كه خود را به نفهميدن مى زنند، در حالى كه اكثرشان اهل بخيه اند!
بارى، هم ايشان طرفدار «مد اسلامى» هستند كه ما قبلاًَ در «برگ انجير حوا و مداسلامى» يادى از اين طرح كرده بوديم. گرچه بعضى ها طبق عادت بر سطح كلمات لغزيده بوده اند و نوشته بودند: همين كه «مد» در پارلمان اسلامى مطرح مى شود، يك گام مثبت است! ما در انتقاد به اين نوع «شكار پروانه» يا «جستجوى نكته مثبت با ذره بين»، نوشتيم كه قصد اينان همانا تحميل «يونوفورميسم» يا لباس متحدالشكل است. زمانه به ما حق داد اما آن آقا نه!
بارى، محمد تقى رهبر، ملاحسنى اصفهان، در مصاحبه اى با گزارشگر روزنامه اعتماد، چنين به قلم داده اند: «لباس هائى كه در حال حاضر در فروشگاه ها وجود دارند هيچكدام در فرهنگ اسلامى و ايرانى ما ريشه ندارند و كسانى هم كه اينها را مى پوشند يك عده عروسك هاى خيابانى بيش نيستند. با وضع شرم آورى كه اكنون برخى دختران و زنان ما دارند، ما واقعاً خجالت مى كشيم در دنيا سرمان را بلند كنيم.»
در ادامه مصاحبه، ملاحسنى اصفهان، مچ خود را وامى كند و مى گويد: «طرح لباس اسلامى در درجه اول قرار است در دانشگاه ها و ادارات و مدارس اجرا شود.»
يعنى همان «يونيفورميسم» اى كه ما نوشته بوديم و برخى... ولشان كن، كه اگر بوئى از «انتقادپذيرى» برده بودند، خطاى خود را مى پذيرفتند و آن را اعلام مى كردند، به جاى ژست هاى پشت معصوميت دختركى در عكس!
باقى قضايا
خوانندگان نسبتاً عزيز، باقى بقايتان، شايد، دوباره پس از آن كه از خواندن مطالب برادران اسلامى به قدر كافى بالا آورديم و توانستيم بر معده تحريك شده و دماغ متنفر خود پيروز شويم، بر اين مدفوعات نظرى بياندازيم و چيزى بنويسيم! خدا شما را از شر دولت مهرورزى، درامان نگه دارد كه كابينه اش، كابينه وحشت است، ولا غير!