Nimrooz
Vol. 17, No. 850, September 9, 2005
سال هفدهم - شماره ۸۵۰ - جمعه ۱۸ شهريور ۱۳۸۴
دو تن ديگر از گروگان هاى آمريكايى، احمدى نژاد را بعنوان سر بازجوى خود شناسايى كردند
دو تن ديگر از گروگان هاى آمريكايى، احمدى نژاد را بعنوان سر بازجوى خود شناسايى كردند
در ادامه پخش برنامه هائى از شبكه ماهواره اى NITV در لس آنجلس در رابطه با حضور محمود احمدى نژاد رئيس جمهورى اسلامى در واقعه گروگان گيرى سال ۱۹۷۹ در محل سفارت آمريكا در تهران، دو تن ديگر از گروگان هاى آمريكايى، احمدى نژاد را بعنوان سر بازجوى خود شناسايى كردند. دان شررمدعى است احمدى نژاد بدون هيچ ترديدى نه تنها يكى از گروگان گيرهاى سفارت آمريكا در تهران بوده بلكه در اغلب جلسات بازجوئى از او شخصاً حضور داشته است. كلنل ديو رودرو نيز گفت: او دقيقا و بدون شك همان كسى است كه بيش از ۱۵ بار مرا بازجوئى كرد و من هرگز نمى توانم فردى را كه قصد ربودن فرزند افليج مرا داشته و با بدترين تجربه هاى زندگى من پيوند خورده است فراموش كنم.
به گزارش رسيده پس از يك گفتگوى دو ساعته با كلنل چاك اسكات عضو عاليرتبه سفارت كبراى آمريكا در تهران پس از انقلاب و كوين هرمنينگ عضو تفنگداران نيروى دريايى آمريكا و تأكيد آنها بر شناسايى مثبت محمود احمدى نژاد رئيس جمهورى اسلامى بعنوان سركرده بازجوها در دوران ۴۴۴ روز اسارت آنها اين هفته پانل سه نفره دكتر اشراقى برنامه ساز شبكه تلويزيونى NITV و دو مهمان او خانم ركسانا گنجى و سعيد گوهرى از فعالين سياسى ساكن لس آنجلس بار ديگر با دوتن از افرادى كه در چهارم نوامبر سال ۱۹۷۹ با هجوم دانشجويان خط امام بداخل سفارت آمريكا در تهران به گروگان گرفته شدند گفتگويى انجام دادند.
اولين مصاحبه شونده در اين گفتگو دان شررمدعى است كه برخلاف ادعاى اداره اطلاعات آمريكا CIA برخى از دانشجويان خط امام و چند تن از گروگان ها احمدى نژاد بدون هيچ ترديدى نه تنها يكى از گروگان گيرهاى سفارت آمريكا در تهران بوده است بلكه در اغلب جلسات بازجوئى از او شخصاً حضور داشته است.
دان شرر هشت ماه پيش از جريان گروگانگيرى با مأموريت ويژه اى از سوى نيروى دريايى آمريكا به ايران آمد تا وضعيت هواپيماهاى جنگى اف ۱۴ موجود در ايران را كه توسط محمد رضا شاه پهلوى از آمريكا خريدارى شده بود با دولت جديد مورد بررسى قرار دهد.
بنا برگفته شرر روزهاى پيش از واقعه گروگانگيرى در تهران روزهاى پر تشنجى بودند. او افرادى را كه به سفارت آمريكا هجوم آوردند مردمى خشن- عامى و بيسواد دانست كه به نظر او «كوركورانه بدنبال مشتى رهبر مذهبى و ملا به راه افتاده بودند». باهجوم دانشجويان خط امام به داخل سفارت كارمندان از جمله دان شرر طبق تعليمات امنيتى به طبقه دوم ساختمان سفارت رفتند و در اطاق هاى محفوظى در طبقه فوقانى ضمن مخفى شدن با راديو هاى مخصوص با واشنگتن تماس گرفتند. با انفجار اتفاقى گاز اشك آور توسط يكى از سربازان گارد تفنگداران مقامات واشنگتن به كارمندان سفارت دستور مى دهند تا فورا خود را تسليم كنند.
شرر پس از دستگيرى در حاليكه اسلحه اى بر پيشانى او قرار داده شده بود به همراه گروگان هاى ديگر در طول دوران اسارت در زندان هاى مختلف تهران و شهرستان در شرايط ناراحت كننده اى زندانى بود.
دان شرر كه چند هفته پيش ضمن خواندن روزنامه ايندياناپليس پس از گزينش احمدى نژاد بعنوان رئيس جمهورى او را از روى عكس هاى چاپ شده در اين روزنامه شناسايى كرد در ادامه سخنان خود گفت:
يكبار من وكلنل اسكات در زندان اوين در راهروى باريك آنجا قدم مى زديم. روز سوم همين مرد احمدى نژاد به سلول ما آمد و به فارسى چيزهايى گفت كه چاك اسكات كه به زبان فارسى تسلط كامل دارد آن را براى من ترجمه كرد. احمدى نژاد در مورد ما دو نفر به گاردى كه به ما اجازه قدم زدن در راهروى زندان را داده بود اينگونه هشدار داد كه: «اينها سگ ها و خوك هاى كثيفى هستند كه در داخل اين سلول مى مانند تا وقت اعدام آنها فرا برسد»
شرر در اينجا خطاب به مصاحبه كنندگان گفت كه: براى من مهم نيست كه اداره اطلاعات آمريكا CIA در مورد نقش احمدى نژاد در واقعه گروگانگيرى چه گفته است. واقعيت اينست كه در آن دوران من شخصاً آنجا بوده ام و آنها نبوده اند. براى من درك اين موضوع بسيار مشكل است كه CIA از روى چه اصولى به يافته هاى كنونى رسيده است؟ شرر در پاسخ به اين سوال كه رويهمرفته در طول دوران اسارت چند بار احمدى نژاد را ديده است اينگونه پاسخ داد:
من خوب بخاطر دارم كه او يكبار به همراه خبرنگاران خارجى و چند بار هم به همراه آيت اللهى كه ما او را «قاضى-ميرغضب» مى خوانديم يا همان آيت الله خلخالى به سلول ما آمد.
دان شرر در پاسخ به اين سوال كه آيا احمدى نژاد او را شخصاً مورد بازجوئى قرار داده است چنين گفت:
ما در طول مدت اسارت خود بارها و بارها در جلسات مختلف مورد بازجوئى قرار گرفتيم. با در نظر گرفتن اين موضوع كه ما جمعا ۵۲ گروگان بوديم و در اغلب مواقع چشم هاى ما بسته بود مشكل ميتوان به اين سوال پاسخ داد.
شرر سپس در پاسخ به اين سوال كه او بعنوان يك گروگان آمريكايى درباره ورود احمدى نژاد به نيويورك براى شركت در جلسات ويژه سازمان ملل چه فكر ميكند پاسخ داد:
بنظر من محمود احمدى نژاد يك فرد خشن و تندروى مذهبى است و يك آدمكش است كه بنظر من دراغلب وقايع مرگبار سالهاى گذشته از جمله واقعه تروريستى بيروت دست داشته است. او بدون شك يكى از محافظين زندان اوين بوده و شايد حتى افرادى را اعدام هم كرده است. به زبان ساده او مرد پليدى است اما سازمان ملل متحد يك موسسه بين المللى است كه با حمايت دولت آمريكا در اين كشور به كار مشغول است و ورود احمدى نژاد به نيويورك به جهان نشان مى دهد كه ما كشورى هستيم كه به قوانين بين المللى احترام مى گذاريم و نه مانند ايران كه به يك سفارت كبراى خارجى هجوم مى آورد و كارمندان آن را به گروگان مى گيرد.
در بخش دوم مصاحبه تلويزيونى NITV با گروگان هاى سال ۱۹۷۹ سفارت آمريكا در تهران، سئوال كننده با كلنل ديو رودر افسر نيروى هوايى وابسته به سفارت آمريكا در آنزمان به گفتگو پرداختند. كلنل رودر فقط هشت روز در تهران بود و در روزى كه واقعه گروگانگيرى اتفاق افتاد او در حال معامله با يك ايرانى براى انجام يك كار ساختمانى در محوطه سفارت بود. كلنل رودر وقايع آن روزرا اينچنين بياد مى آورد:
ناگهان صداهاى بلندى از ازدحام جمعيت كثيرى در خارج از سفارت بگوشمان رسيد در عرض چند دقيقه كوتاه اين افراد درهاى سفارت را شكستند و ما را محاصره كردند. چيزى كه براى من در آن لحظات عجيب بود اين بود كه چرا ايرانى ها جلوى هجوم اين به اصطلاح دانشجويان را به سفارت ما نگرفتند. چرا دولت ايران از محل سفارت ما هيچگونه حفاظتى نكرد؟ اعضاى گارد تفنگداران حاضر در سفارت تحت هيچگونه شرايطى اجازه نداشتند تيراندازى كنند كه بنظر من اين يك تصميم عاقلانه بود. اما وقتى يكى از افراد گارد و يك كارمند سفارت قصد ميانجگرى داشتند همانجا روى پله هاى سفارت دستگير و تهديد به مرگ شدند. من آنروز پس از دستگيرى هنگامى كه با دست هاى بسته و چشم بند از ميان موج دانشجويان عصبانى و پرخاشگر به سوى منزل معاون سفارت هدايت ميشدم در محوطه حياط جلوى سفارت توانستم بخوبى حس كنم كه آنها مشغول سوزاندن پرچم آمريكا هستند.
كلنل ديو رودر در اينجا پس از توصيف تجربيات روزهاى اول دستگيرى از اولين جلسه بازجوئى خود اينگونه صحبت كرد:
روز چهارم يا پنجم بود كه نيمه هاى شب بسراغم آمدند و مرا كشان كشان به زير زمين بردند و در آنجا دست و پايم را به يك صندلى بستند. در اين جلسه بازجوئى سوالاتى را مطرح مى كرد و زنى اين سوالات را ترجمه مى كرد. من يك مقام نظامى بودم و رفتار آنها مرا بشدت عصبانى كرده بود بنابراين مصمم بودم تا حرفى نزنم. اين بازجوئى هاى بى نتيجه تا چند روز ديگر به همان روال ادامه يافت روز بازجوئى هفتم يا هشتم با من به شيوه ديگرى رفتار كردند. مرا در همان زيرزمين اين بار بر روى مبل راحتى نشاندند و وقتى دستها و چشم بندم را باز كردند متوجه شدم كه در مقابل من و آنسوى ميز پذيرايى كوچكى كه روى آن ميوه و شيرينى و چاى چيده شده بود مردى كه امروز رئيس جمهور ايران است نشسته است. اينجا من براى اولين بار با محمود احمدى نژاد روبرو شدم. آنها از طريق يك مترجم به من فهماندند كه اگر به سئوالات آنها پاسخ ندهم پسر ۱۴ ساله مرا كه به فلج اطفال مبتلا بود در ويرجينيا خواهند ربود. آنها آدرس خانه مرا مى دانستند، از شماره اتوبوس مخصوصى كه پسرم را به مدرسه مى برد اطلاع داشتند، حتى از ساعت رفت و آمد او نيز آگاه بودند. در واقع يك نفر تمام جزئيات زندگى و خانواده مرا در ويرجينيا در اختيار آنها گذاشته بود. آنها تهديد كردند كه پس از ربودن پسر افليجم قطعاتى از بدن بريده شده او را براى همسرم ارسال خواهند كرد و در اينجا بود كه من احساس كردم بايستى با آنها راه بيايم.
كلنل در اينجا در ادامه سخنان خود گفت:
احمدى نژاد هيچوقت مستقيما با من صحبت نكرد. با من تماس چشمى هم برقرار نكرد اما بنظر مى رسيد كه در جمع آنها او دستور دهنده و همه كاره بود. من جمعا ۴۴ بار بازجوئى شدم و محمود احمدى نژاد رئيس جمهور كنونى ايران در بيش از يك سوم آنها بطور مستقيم يا غيرمستقيم بعنوان بازجو يا سركرده بازجويان شركت داشت.
كلنل در پاسخ سوال كنندگان به اين پرسش كه چگونه پس از گذشتن سالها توانسته احمدى نژاد را شناسايى كند چنين گفت:
من اين شناسايى را از روى عكس انجام نداده ام. احمدى نژاد بنا برعادت با حركت پلك زدن هاى مداوم چشم هاى خود را به هم مى زند. من وقتى او را در يك برنامه خبرى تلويزيونى ديدم نگفتم او بنظرم آشنا مى آيد بلكه گفتم او دقيقا و بدون شك همان كسى است كه بيش از ۱۵ بار مرا بازجوئى كرده است. من هرگز نمى توانم فردى را كه قصد ربودن فرزند افليج مرا داشته و با بدترين تجربه هاى زندگى من پيوند خورده است را فراموش كنم.

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
خواندنى ها
اينترنت و وبلاگ
مقاله ها
جدول
گفتگو
بازتاب
جهان
ايران
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   خواندنى ها   • 
•   اينترنت و وبلاگ   •   مقاله ها   •   جدول   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   ايران   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   خبرهاى كوتاه   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •