|
كريس سامرز خبرنگار بى بى سى
اين مردان هستند كه در تجارت جنسى استثمار مى شوند
بسيارى از مردم استدلال مى كنند كه هرزه نگارى، زنان را تحقير و استثمار مى كند. ولى ميشل تورن كه شش سال در اين صنعت كار كرده، اين نظر را قبول ندارد.
اين زن ۲۶ ساله بريتانيايى كه اهل شهر بريستول است، مى گويد: «هرگز احساس نكرده ام كه استثمار مى شوم. مى توان گفت اين كار به من در مقابل مردان قدرت مى بخشد. تنها كسانى كه استثمار مى شوند، اگر استثمارى در كار باشد، مردانى هستند كه پولشان را صرف هرزه نگارى مى كنند.»
با اين حال، جان باير، مدير موسسه نظارتى Mediawatch به وب سايت بى بى سى گفته است: «شايد درست باشد كه برخى از كسانى كه در اين حرفه هستند، از زندگى مرفهى لذت مى برند، اما صنعت جنسى كلاً استثمارگر است و كرامت ما را مخدوش مى كند. سكس بايد مسأله اى شخصى باشد، نه ورزشى تماشاگر پسند. صنعت هرزه نگارى فضايى را پديد مى آورد كه چندان سالم نيست.»
اما خانم تورن ادعا مى كند: «كسانى كه در اين جهان واقعاً استثمار مى شوند، زنان كشورهايى هستند كه بايد هميشه خود را بپوشانند و نمى توانند رأى بدهند. زنانگى زن به وى قدرت مى بخشد.»
كار در سرما
وى يكى از سرشناس ترين چهره هاى صنعت هرزه نگارى بريتانيا و يكى از هنرپيشگان برجسته آن است. خانم تورن همچنين به توليد برنامه هاى بزرگسالان روى آورده و ايده مى دهد، برنامه مى سازد، فيلمنامه مى نويسد و بازيگردانى مى كند.
وى مى گويد پيشنهادهاى زيادى را براى حضور در فيلمهاى بزرگسالان رد كرده است. وى اكنون با دوست پسرش جيسون زندگى مى كند و عكسهاى آنها در چند مجله چاپ شده است.
وقتى از خانم تورن درباره بهترين جنبه شغلش سوال شد، وى به بى بى سى گفت: «ديدار با آدمهاى معروف، خودنمايى، رفتن به جاهاى ديدنى، پارتى هاى شورانگيز، هتلهاى مجلل و از اين جور چيزها.»
بدترين جنبه؟ وى اظهار كرد: «گاهى از شما خواسته مى شود كه كارهاى احمقانه انجام دهيد. مثلا يكبار در نروژ فيلمبردارى مى كرديم و زمستان بود و دماى بيرون ۲۰ درجه زير صفر بود و كارگردان از ما مى خواست كه صحنه اى را در بيرون فيلمبردارى كنيم. من گفتم: شوخى ات گرفته؟ مريض مى شويم!»
ولى خانم تورن عموماً كارش را دوست دارد و مى گويد: «اكثر دخترها رفتارى دوستانه دارند و ما كلى مى خنديم. گاهى حرفهاى نامربوطى زده مى شود ولى معمولا كسانى هستند كه شما را نمى شناسند و وقتى آشنا مى شوند، ديگر رفيق مى شوند.»
وى تعليم موسيقى كلاسيك ديده و قبلا در كاباره هاى بريتانيا آواز مى خوانده است. خانم تورن اميدوار است بتواند در مسابقه استعداديابى شبكه تلويزيونى اى تى وى بدرخشد.
آرزوهاى بزرگ
وى مى گويد كه در نهايت مى خواهد سروسامانى بگيرد و تشكيل خانواده بدهد و اذعان مى كند كه دلش نمى خواهد فرزندانش از بعضى از كارهايى كه انجام مى داده، مطلع شوند.
خانم تورن مى گويد: «من عكسهاى زيادى دارم كه به آنها افتخار مى كنم مانند عكسهايى كه براى تقويمها از من منتشر شده است. من به فرزندانم درباره شغلم دروغ نخواهم گفت ولى مسلما دلم نمى خواهد صحنه هاى واقعاً قبيح را ببينند.»
خانم تورن در ۱۵ سالگى از مدرسه اخراج شده است. وى به بى بى سى گفته است: «رفتارم مانند پسران بود و تاحدودى دلقك مدرسه بودم و هر جور شيطنتى مى كردم. بالاخره كاسه صبرشان لبريز شد.»
سپس وى شروع به خوانندگى حرفه اى كرد. در ۱۸ سالگى تعدادى عكس براى تبليغات حرفه اش گرفت و عكاس توصيه كرد كه چند «عكس محشر» هم بگيرد و آنها را براى يك آژانس فرستاد.
مخالفت والدين
در ابتدا دستمزدش اندك بود ولى تدريجا بهبود يافت.
درآمد وى زمانى افزايش يافت كه خودش شروع به توليد برنامه هاى خودش كرد و سه سال پيش توانست يك خانه بخرد.
پدر و مادر خانم تورن از حرفه دخترشان راضى نيستند و برادر و خواهرش نيز از آن دلخورند ولى اين هنرپيشه صنعت هرزه نگارى مى گويد: «ما خانواده بسيار نزديكى هستيم و هرگز نمى گذاريم اين مسأله بين ما اختلاف بياندازد.»
خانم تورن قصد دارد با وقار از اين حرفه بازنشسته شود و مى گويد: «نمى خواهم يكى از آن مدلهايى باشم كه مى بينيد خيلى زياد در اين صنعت مى مانند و مردم آنها را مى بينند و از خود مى پرسند: اين چند سال دارد؟»
وى مى افزايد: «يكى دو نفر هستند كه در اواسط يا اواخر دهه چهارم زندگى شان هستند و فرتوت و پير به نظر مى آيند. آنها چند بار جراحى پلاستيك كرده اند و منظره زشتى دارند. واقعاً خيلى غم انگيز است.»
|