|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
در ادامه بررسى تجارت سياه عليه دختر ۱۷ ساله ايرانى صورت گرفت
تجارت سياه ۷ مرد افغان در ويلاى فشم
هفت مرد افغان دختر ايرانى را ربوده، به او تجاوز كرده و در ويلاى يك پزشك وى را به افغان هاى ديگر اجاره داده اند!
شش تبعه كشور افغانستان كه با ربودن دختر ۱۷ساله ايرانى او را با دريافت پول در اختيار هموطنان خود قرار مى دادند، پس از ۵۰ روز دستگير شدند. قاضى پرونده هم اكنون با صدور قرار بازداشت به اتهام رابطه نامشروع و آدم ربايى متهمان را براى تحقيقات بيشتر در اختيار مأموران آگاهى قرار داده است.
طرح والدين
تيرماه امسال والدين اين دختر با مراجعه به پايگاه ششم پليس آگاهى تهران از ربوده شدن دختر ۱۷ ساله خود خبر دادند. پدر اين دختر در شكايت خود گفت: دهم تيرماه من و همسرم براى انجام كارى به مسافرت رفتيم و دخترم به نام زهرا را كه به بيمارى نارسايى ذهنى مبتلا است، به برادرم سپرديم. زهرا ساعت دو ظهر براى خريد پفك از خانه برادرم در افسريه خارج شد ولى ديگر بازنگشت. پس از اينكه متوجه موضوع شديم سريع به تهران آمديم و همه جا را به دنبال او گشتيم. اما از دخترم هيچ خبرى نبود.
وى ادامه داد: در حالى كه جستجوى ما بى نتيجه بود، مردى كه لهجه افغانى داشت با خانه ما تماس گرفت و گفت دخترم نزد آنها است و حالش هم خوب است.
آغاز تحقيقات
ماموران پس از اطلاع تحقيقات خود را براى يافتن زهرا آغاز كردند. مأموران در نخستين گام با احتمال ربوده شدن زهرا از سوى فردى كه با خانواده او تماس گرفته بود، تلفن خانه شاكى را تحت كنترل قرار دادند. با بررسى تلفن آدم ربايان مشخص شد، آنها از يك ساختمان نيمه كاره در خيابان مفتح تهران تماس گرفته بودند. در اين مدت همچنين آدم ربايان در تماس با خانواده زهرا به گروگان خود اجازه داده بودند با مادرش صحبت كند. با به دست آمدن آدرس ساختمان نيمه كاره، مأموران آنجا را به محاصره خود در آورده و زمانى كه وارد ساختمان شدند آدم ربايان از محل فرار كردند.
تماس از محلى ديگر
متهمان با تغيير محل خود از يك خانه ديگر با خانواده زهرا تماس گرفتند كه شماره محل بر روى تلفن خانه گروگان نمى افتاد. مأموران كه احتمال مى دادند متهمان دختر نوجوان را به مكانى خارج از تهران منتقل كرده اند، تحقيقات خود را بر روى شهرهاى اطراف تهران متمركز كردند. زهرا در يكى از تماس ها با خانواده اش ادعا كرد كه در يك ويلا زندانى شده و آدم ربايان به صحبت هاى او و خانواده اش گوش مى كنند. با به دست آمدن اين سرنخ شناسايى خانه ويلايى آغاز شد، اما هيچ ردى از متهمان نبود. مأموران در ادامه يك تبعه كشور افغانستان را كه به خانه نيمه كاره خيابان مفتح رفت و آمد داشت بازداشت كردند كه او در بازجوئى ها مدعى شد، زهرا از سوى يكى از هموطنانش به نام عزيز ربوده شده است.
او ادامه داد: عزيز كليد يك ويلا را در منطقه دربندسر فشم دارد و احتمال دارد گروگان خود را به آن محل برده باشد. گروهى از مأموران با به دست آوردن آدرس ويلا در فشم آنجا را بازرسى كردند ولى هيچ مورد مشكوكى در آنجا كشف نكردند.
شناسايى متهمان
ماموران در ادامه بررسى هاى خود با كمك شركت مخابرات موفق به شناسايى شماره تلفن آدم ربايان شدند. تلفن متعلق به فردى بود كه او پس از احضار به اداره آگاهى در بازجوئى ها مدعى شد، تلفن در اختيار دو تبعه كشور افغانستان به نام هاى عزيز و وحيد بوده است.
كارآگاهان با به دست آوردن هويت دو متهم تلاش براى دستگيرى آنها را آغاز كرده و سرانجام موفق شدند ساعت ۱۳ روز ۱۱ مردادماه وحيد را دستگير كنند. وحيد در بازجوئى ها با انكار هرگونه همدستى در ربودن زهرا گفت: «دختر نوجوان در طبقه بالايى ويلاى فشم زندانى است.»
وى ادامه داد «اين دختر را يك ماه پيش عزيز همراه خود آورد و او را نامزد ايرانى اش معرفى كرد.» با شناسايى مخفيگاه آدم ربايان مأموران آنجا را محاصره كرده و با آزاد كردن زهرا پنج متهم ديگر به نام هاى صديق، امان الله، صالح، حامى محمد و صالح را بازداشت كردند.
اظهارات زهرا
زهرا پس از آزادى در تحقيقات پرده از جنايات متهمان برداشت. دختر ۱۶ ساله گفت: «روز حادثه ساعت دو بعدازظهر براى خريد پفك از خانه خارج شدم در ميان راه دو تن از متهمان به نام حاجى محمد و عزيز با تهديد چاقو مرا سوار خودروى پيكان خود كردند و به ساختمان نيمه كاره اى بردند. متهمان در آنجا مرا مورد تجاوز قرار دادند. متهمان سپس مرا به خانه ويلايى فشم بردند. آنها مرا مجبور مى كردند كه صبح تا شب براى آنها در داخل خانه كار كنم و از ساعت دو نيمه شب با گرفتن پول من را در اختيار هموطنانشان قرار مى دادند. در اين مدت عزيز مرا ۲۰ بار اجاره داد و از هموطنانش پول خوبى گرفت.» زهرا ادامه داد: «يك بار دچار سردرد شديد شدم كه متهمان قرصى به من دادند و گفتند قرص مسكن است بخور.
بعد از خوردن قرص حالم بد شد. آنها به من به جاى قرص مسكن، قرص اكستازى داده بودند. آنها مرا خيلى كتك مى زدند. حتى يك بار مرا از بالاى كوه به پائين پرت كردند. يك روز مأموران وارد خانه ويلايى شدند ولى يكى از آدم ربايان با دست جلوى دهان مرا گرفت و تهديد كرد اگر سر و صدا كنم مرا مى كشد.»
اعترافات تكاندهنده به گناه نابخشوده
در پى اين «بررسى هاى كارشناسانه» متهمان افغان كه به اتهام آدم ربايى و شكنجه دختر ۱۶ ساله ايرانى بازداشت شده اند، اتهام تجاوز به عنف را به گردن گرفتند.
بنا به اين گزارش، «صديق» مرد جوانى كه ساير همدستانش او را يكى از گردانندگان اين باند معرفى كرده اند ادعا كرد: وقتى دختر جوان را به ويلاى محل كارم آوردند، او حاضر به تن دادن به درخواست هايم نبود.
به همين دليل وقتى ديدم از سردرد مى نالد قرص خواب قوى به او خوراندم و هنگامى كه در خواب بود كارم را انجام دادم.
اين متهم در حالى يك بار تجاوز به دختر عقب مانده ذهنى را به گردن گرفته است كه «زهرا» مدعيست حداقل در مدت اسارتش در خانه ويلايى ۳ بار از سوى وى مورد تجاوز قرار گرفته است.
اين دختر وقتى دو متهم ديگر پرونده به شعبه چهارم داديارى انتقال داده شدند، در حالى كه به شدت مضطرب و نگران مى نمود ادعا كرد آنان در خانه ويلايى ابتدا سى دى هاى مبتذل نگاه مى كردند و سپس با وحشيانه ترين روش او را مورد تجاوز قرار مى دادند.
براساس ادعاهاى اين دختر هر وقت صداى زنگ خانه ويلايى شنيده مى شد، ربايندگانش او را داخل كمد يا زير ميزى پنهان مى كردند و دست و پايش را مى بستند تا نتواند حركتى بكند.
طبق تحقيقات پليس، جوانان افغان پس از انتقال «زهرا» به منطقه سربند در دامنه منطقه كوهستانى فشم او را به صورت تلفنى به ساير هموطنان خود اجاره مى دادند و در مقابل آن پول هاى زيادى مى گرفتند.
«زهرا» ادعا مى كند ربايندگانش او را داخل اتاقى حبس كرده و با قفل كردن در و خاموش كردن برق آنجا او را مى ترساندند تا به خواسته هايش تن در دهد.
«حاجى» متهم جوانى كه براساس گفته هاى دختر جوان در ماجراى ربودن او دو جوان ديگر را همراهى كرده است نيز ضمن به گردن گرفتن اين ماجرا اعتراف كرد كه در اين مدت چند بار به او تجاوز كرده است. ساير متهمان اين پرونده پس از حضور در شعبه ۴ داديارى اتهامات شكنجه و تجاوز به دختر جوان را به گردن گرفتند.
در همين رابطه قرار است يكى از اصلى ترين متهمان پرونده كه «عزيز» نام دارد و در شهر شيراز بازداشت شده بزودى براى بازجوئى هاى قضائى به تهران منتقل شود.
از سوى ديگر مالك خانه ويلايى نيز به اتهام استفاده و به كار گماردن كارگران افغانى كه اجازه اقامت ندارند از سوى پليس بازداشت شد.
بازجوئى از وى در حالى انجام مى گيرد كه پليس اطلاعاتى به دست آورده كه نشان مى دهد راننده جوان اين مرد، خودروى او را برداشته و پس از بازداشت كارگران وى ناپديد شده است.
|
|
|
|
|
پايان سفرمرموز ۳ دوست با شليك ۲ گلوله
پيكر بى جان پسر جوانى كه براى تفريح به همراه دو تن از دوستانش به جاده چالوس رفته بود، در برابر يكى از بيمارستان هاى تهران پيدا شد.
رديابى هاى جنايى از زمانى آغاز شد كه مسؤولان بيمارستان ارشاد تهران در تماس با پليس ۱۱۰ اعلام كردند پيكر پسر جوانى در حالى كه با شليك گلوله به قتل رسيده توسط سرنشينان خودرو پرايدى مقابل بيمارستان رها شده است. در بررسى هاى نخست مشخص شد اين جوان ۱۹ ساله كه حميد روتى وند نام داشت عصر روز دوشنبه به همراه دو تن از دوستانش به جاده چالوس رفتند. پدر حميد در جريان تحقيقات به مأموران گفت: پسرم از چند ماه قبل با دو تن از دوستانش اختلاف شديدى داشت و چندين بار نيز با يكديگر درگير شده بودند.
چند هفته قبل آنها با يكديگر آشتى كردند.
وى ادامه داد: عصر روز دوشنبه آنها از پسرم خواستند تا همراهشان براى تفريح به جاده چالوس بروند و هر سه نفر سوار بر خودرو پرايدى به جاده چالوس رفتند. پدر حميد در ادامه گفت: ساعت ۵ صبح روز بعد پدر يكى از دوستان پسرم در حالى كه مضطرب بود با ما تماس گرفت و گفت حميد گلوله خورده و او را به بيمارستان ارشاد قلعه حسن خان منتقل كرده اند. بلافاصله سراسيمه خودمان را به بيمارستان رسانديم و متوجه شديم دوستان پسرم پيكر خونين او را مقابل بيمارستان رها كرده و متوارى شده اند.
وى ادامه داد: يكى از آنها وقتى به خانه اش بازگشته بود، ماجرا را براى پدرش بازگو كرده و سپس به همراه دوستش سوار بر خودرو پرايد پدرش متوارى شده اند و پدر او نيز در تماس با منزل ما، ماجراى كشته شدن پسرم را اطلاع داده است. به گزارش رسيده، با انتقال پيكر پسر جوان به پزشكى قانونى، مأموران تحقيقات گسترده اى را براى كشف راز قتل پسر جوان آغاز كرده اند.
|
|
|
|
|
تقاضاى قصاص براى عامل قتل در متروى كرج
پرونده قتل در ايستگاه متروى كرج با صدور كيفرخواست مجرميت به دادگاه ويژه روحانيت ارسال شد.
حادثه شليك مرگبار يك روحانى شاغل در نيروى انتظامى به سوى پسر ۲۱ ساله اى ساعت ۱۸ و ۲۵ دقيقه روز چهارم خرداد ماه سال ۸۴ در ايستگاه متروى كرج رخ داد. پس از بررسى هاى مقدماتى با توجه به اينكه عامل تيراندازى روحانى بود، پرونده به دادسراى ويژه روحانيت ارسال شد تا در آنجا تحت رسيدگى قرار گيرد. داديار «زرندى» از شعبه نخست دادسراى ويژه روحانيت پس از بررسى هاى جوانب مختلف پرونده اقدام به صدور قرار مجرميت و كيفرخواست براى متهم پرونده كرد. در اين كيفرخواست،
۱- با توجه به گزارش هاى واصله از پليس كرج
۲- شكايت اولياى دم
۳- اظهارات متهم و اعترافات صريح او به مسلح كردن سلاح كمرى و قرار دادن سلاح گرم روى كتف قربانى حادثه و وارد كردن ضربه به كتف او با كلت كمرى مسلح
۴- گزارش معاينه جسد كه در تاريخ ۶ خرداد ماه سال ۸۴ پزشك قانونى علت مرگ جوان ۲۱ ساله را شكستگى جمجمه و آسيب شديد نسج مغزى بر اثر اصابت گلوله سلاح گرم اعلام كرده بودند
۵- اظهارات شاهدان عينى حادثه، بخصوص دو دانشجويى كه با قربانى حادثه درگير شده بودند
۶- نظريه اداره كل تشخيص هويت درباره اسلحه كه در آزمايشگاه اسلحه شناسى جنايى مورد آزمايش قرار داده و اعلام كرده بودند هيچ ايراد و نقصى نداشت و
۷- دفاعيات بلاوجه متهم، دادسرا او را مجرم شناخت. از سوى ديگر اگرچه متهم قصد ارتكاب به قتل را نداشته، ولى چون عمل او شامل مسلح كردن اسلحه و وارد كردن ضربه با اسلحه به كتف مقتول به طورى كه لوله خروجى گلوله از اسلحه به طرف سر قربانى حادثه بوده است، با اين اوصاف با جابجايى يك يا چند ميلى مترى ماشه منجر به شليك گلوله و بروز حادثه خطرناك مى شد و تمامى اين اعمال منجر به قتل «على احمدى» شده است و چون اين عمل نوعاً كشنده است، به استناد بند «ب» ماده ۲۰۶ از قانون مجازات اسلامى تقاضاى قصاص شده است.
|
|
|
|
|
خودكشى پس از آدم ربايى در بانك اردبيل
مردى ۳۳ساله داخل يك بانك در اردبيل با شليك گلوله خودكشى كرد.
به گزارش رسيده، اين حادثه زمانى رخ داد كه فرد طلاسازى با تهديد اسلحه كمرى، برادر زن خود را كه يك دندانپزشك است، براى انتقال موجودى حسابش به حساب خود به بانك كشاند.
ماجرا به نيروى انتظامى اطلاع داده شد و فرد طلاساز به محض مشاهده حضور نيروهاى انتظامى در محل، با شليك گلوله به سر، خودكشى كرد. برادر زن متوفى در مورد شروع اين حادثه، گفت: صبح روز يكشنبه ۳۰مرداد ماه زمانى كه عازم مطب خود بودم با شوهر خواهرم، رو به رو شدم و او را كه از ناحيه پا دچار ناراحتى بود، سوار ماشين كردم و به طرف منزل راهى شديم.
در بين راه او با كلت كمرى مرا تهديد كرد كه ماشين را به طرف خيابان شهيد مدنى هدايت كنم كه هر چه نصيحت كردم مؤثر واقع نشد. او با كشيدن ضامن اسلحه مرا تهديد به مرگ كرد و براى رهايى من چند شرط گذاشت.
وى افزود: شرط او انتقال پول موجود در حسابم به حساب وى و انتقال سند مالكيت منزل مسكونى ام به نام او بود كه من از ترس جانم شروط او را قبول كردم و راهى بانك شديم. رئيس بانك با اطلاع از موضوع، جريان را به نيروى انتظامى اطلاع داد كه ماجرا با حضور مأموران پليس و خودكشى شوهرخواهرم پايان يافت.
وى در اظهارات خود از رابطه خوب خود با متوفى سخن به ميان آورد و گفت: تا به حال هيچ گونه اختلافى با او نداشته ام.
پرونده اين خودكشى در مراجع قضائى در حال بررسى است.
|
|
|
|
|
قربانى آتش سوزى در خيابان پاسارگاد تهران:
در آتش عشق بدبينانه سوختم
دختر ۲۶ ساله اى كه به خاطر سوختگى شديد با مرگ دسته و پنجه نرم مى كند، گفت: «پسرى او را به آتش كشيده است.»
اين دختر جوان غروب روز شنبه ۲۲ مردادماه سال جارى وقتى توسط پسر جوان به محل قرار در خيابان پاسارگاد منطقه پاسداران دعوت شده بود به آتش كشيده شد. دختر جوان درحالى كه به خاطر سوختگى شديد اعضاى بدنش ناله مى كرد جزئيات حادثه را تشريح كرد. وى با اشاره به نحوه آشنايى با پسر جوان گفت: چند ماه قبل با او در يك ميهمانى آشنا شدم و هر بار نيز به بهانه هاى مختلف با من قرار ملاقات مى گذاشت و همراه هم به ميهمانى ها و يا گشت و گذار مى رفتيم. در طول اين مدت متوجه شدم او رفتار متعادلى ندارد و هر بار بر سر هر موضوعى مرا اذيت مى كرد. از آنجايى كه سرباز بود هر بار كه به مرخصى مى آمد با من تماس مى گرفت و قرار ملاقات مى گذاشت و با هم بيرون مى رفتيم.
وى ادامه داد: در مدت آشنايى مان رفتارهايى از او ديدم كه احساس كردم زندگى خوبى نخواهيم داشت به همين خاطر سعى كردم تا به او اهميتى ندهم و فراموشش كنم ولى او با تهديد از من مى خواست به دوستى مان ادامه بدهيم و حتى يك بار نيز تصميم داشت مرا دار بزند.
وى درباره روز حادثه گفت: چند روز قبل به همراه بستگانم به خارج از كشور رفته بودم و بعد از بازگشت به خانه يكى از دوستانم در پاسداران رفتم. ساعت ۲۱ بود كه او با تلفن همراهم تماس گرفت و از من خواست تا نزد او بروم. من ابتدا مخالفت كردم ولى او با اصرار از من خواست تا به ديدنش بروم. ساعت ۲۲ و ۳۰ دقيقه به محل قرار اوكه در يك پمپ بنزين در خيابان پاسداران بود رفتم. وقتى به آنجا رسيدم او بعد از خريدن ۲ نخ سيگار شروع به فرياد كشيدن كرد و به من گفت كه چرا بدون اجازه او به خارج از كشور رفته بودم. سپس مرا به داخل پمپ بنزين بردو به من گفت كه چرا براى او سوغاتى نياورده ام و چرا اهميتى به او نداده ام. او در حالى كه فرياد مى كشيد از من خواست تا گذرنامه ام را به او نشان بدهم. من در حالى كه ترسيده بودم گفتم گذرنامه ام خانه است و اگر باور نمى كند همراهم بيايد تا نشانش بدهم ولى او در حالى كه خيلى عصبانى بود در ظرف پلاستيكى را كه همراه داشت باز كرد و مايع داخل آن را كه بنزين بود به رويم ريخت، باور نمى كردم كه مى خواهد مرا آتش بزند به همين خاطر سعى كردم از دست او فرار كنم ولى او به طرفم حمله كرد و مرا محكم به ديوار كوبيد و سيلى به صورتم زد و فرياد مى زد تو را خواهم كشت.
وى ادامه داد: در حالى كه سعى مى كردم تا از دست او فرار كنم ناگهان سيگارى را كه از قبل روشن كرده بود به روى لباسم انداخت و تمام بدنم شعله ور شد. وقتى آتش گرفتم او به طرفم آمد و سعى كرد تا آتش را خاموش كند. او تصور نمى كرد كه بتواند مرا به آتش بكشد به همين خاطر سعى مى كرد آتش را خاموش كند به همين خاطر دست هايش نيز در آتش سوخت. چند دقيقه بعد با كمك مردم پس از خاموش كردن آتش به بيمارستان شهيد مطهرى تهران منتقل شدم.
اين دختر جوان در پايان گفت: او به خاطر اينكه توجهى به او نمى كردم مرا به آتش كشيد و من هيچ وقت او را نمى بخشم.
|
|
|
|
|
مهريه ۱۳۶۶ سكه اى براى ازدواج پنهانى
پدر يك دختر فرارى از خانه به خاطر عقد غيرقانونى دخترش با خواستگار مورد علاقه اش از محضردار تهران شكايت كرد.
اين دختر وقتى براى درمان چشم خود از يك شهر شمالى به تهران آمده بود، در مطب چشم پزشكى ناپديد شد تا اينكه تصويرى از عقدنامه را به در خانه پدرى اش پست كرد.
بنا به اين گزارش، مردى خشمگين به داديارى شماره يك دادسراى امور جنايى تهران مراجعه كرد و از داديار هاشمى خواست تا گردانندگان محضر ازدواج و طلاق در خيابان قزوين تهران تحت پيگرد قضائى قرار بگيرند.
اين مرد گفت: «من در يكى از شهرهاى شمالى زندگى مى كنم و يك دختر ۱۸ ساله دارم، در آنجا پسرى به خاطر رفاقت من با پدرش و شريك بودن ما به خانه ام رفت و آمد پيدا كرد و زمانى كه بين من و پدرش به خاطر اختلافى بهم خورده بود، او به تنهايى نزدم آمد و از دخترم خواستگارى كرد.»
وى افزود: «مى دانستم دخترم به او علاقه مند است، اما از پسر خواستگار خواستم رسم و آداب را رعايت كند و به همراه پدر و مادرش بطور رسمى از دخترم خواستگارى كنند، چون اين پسر نتوانست آنان را راضى به اين كار كند، نقشه اى چيد و دخترم را فرارى داد. روز ۹ مرداد ماه سال جارى دخترم كه براى درمان ناراحتى چشم به تهران آمده بود به همراه زن عمويش به چشم پزشكى رفته بود، حتى قطره اى نيز به چشمش ريخته بودند، او از فرصتى كه داشت استفاده كرده و فرار كرده بود.»
پدر دختر فرارى افزود: «مدتى به جست وجويش پرداختيم. با ناپديد شدن همزمان خواستگارش، مى دانستم كه به خاطر علاقه به او ما را ترك كرده است تا اينكه نامه اى به دستمان رسيد و در آن دخترم با ارسال تصويرى از عقدنامه اى كه در محضرى واقع در تهران صادر شده بود، ادعا كرد با مهريه ۱۳۶۶ ربع سكه طلا ازدواج كرده و خواست پيگير زندگى او نشوم.
از آنجايى كه بدون اجازه پدر، دختر نمى تواند ازدواج كند، من توانستم محضر عقد و ازدواج را پيدا كنم، گردانندگان آن ادعا كردند دخترم با خواستگارش صيغه نامه اى داشته است، به خاطر همين اجازه پدر لازم نبود.
وقتى صيغه نامه را ديدم، متوجه شدم تاريخ آن متعلق به زمانى بود كه دخترم در حال دادن امتحانانش در مدرسه واقع در شمال بوده است و نمى توانسته همزمان در تهران باشد و به صيغه خواستگارش در بيايد. از سوى ديگر هيچ امضايى متعلق به دخترم نبود و همه مدارك جعلى بود.»
وى در پايان گفت: «پيش از رديابى شدن دخترم مى خواهم محضردارى كه تخلف كرده است و مى دانسته در حال انجام يك تخلف است، تحت تعقيب قضائى قرار گيرد و براى اينكه دختران ديگرى با اين روش ازدواج نكنند، خواستار مجازات گردانندگان محضر هستم، چرا كه ديگر چاره اى جز پذيرش ازدواج دخترم با خواستگارش ندارم و با خاموش شدن عصبانيتم، اين ازدواج را خواهم پذيرفت. من معنى عشق را مى دانم و از ابتدا نيز اگر نحوه خواستگارى درست بود، در برابر خواسته دخترم تسليم مى شدم.»
در برابر اين ادعا وقتى محضردار شناسايى شد، وى نيز در دفاع از خود گفت: «وقتى آنان صيغه نامه داشتند، ديگرى نيازى به اجازه پدر نبود، صيغه نامه در جاى ديگرى نوشته شده بود كه من نمى شناسم. آنان شاهد نيز داشته اند، به خاطر همين هيچ تخلفى صورت نگرفته است.»
بنا به گزارش رسيده، دادسرا با توجه به ادعاهايى مبنى بر اينكه محضردار با آگاهى از تخلف خود دست به چنين كارى زده و در عقدنامه نيز از واژه «دوشيزه» استفاده كرده، در حالى كه اگر صيغه نامه اى در كار بود بايستى از واژه «بانو» استفاده مى كرد، دستور ويژه اى براى بررسى هاى پليسى صادر كرده است.
|
|
|
|
|
عفو بين الملل پرهيز از اعدام دو محكوم زير ۱۸ سال در ايران را خواستار شد
متلك به دخترى باعث قتل پسرى شد
حكم مرگ پسر ۱۶ ساله يى كه جوانى را بخاطر متلك گويى به يك دختر كشته بود، از سوى قضات ديوان عالى كشور تأييد شد.
اين نوجوان ۱۶ ساله به نام مصطفى چندى پيش در شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه شد و در خصوص ماجراى قتل به قضات گفت: ما در منطقه تهران پارس زندگى مى كنيم. روز حادثه، سركوچه مان ايستاده بودم كه ديدم پسرى به نام مسعود (مقتول) به چند دختر جوان متلك مى گويد. از كار اين پسرجوان عصبانى شدم، جلو رفتم وبه او تذكر دادم كه حق ندارد به ناموس مردم متلك بگويد. اما مسعود عصبانى شد و به من فحاشى كرد. او مست بود و حالت عادى نداشت. من هم براى دفاع از خودم چاقويى از جيبم در آوردم و يك ضربه به سينه اش زدم و فرار كردم. غروب همان روز مأموران به خانه مان آمدند و مرا بخاطر كشتن آن پسر دستگير كردند. در اين جلسه پدر و مادر مسعود براى قاتل پسرشان تقاضاى قصاص كردند و در پايان محاكمه قضات شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى اين نوجوان ۱۶ ساله را مستحق مجازات اعدام دانستند.
حكم صادره به ديوان عالى كشور فرستاده شد و قضات شعبه ۳۳ ديوان عالى كشور هم اين حكم را تأييد كردند.
در اينحال سازمان عفو بين الملل نسبت به اعدام قريب الوقوع و حتمى دو نوجوان صغير در ايران ابراز نگرانى كرد. اين سازمان در بيانيه خود اشاره كرد كه حكومت ايران طى سال گذشته دست كم هفت نوجوان زير ۱۸ سال را اعدام كرده است و از جمهورى اسلامى خواست تعهدات جهانى خود را رعايت كند.
عفو بين الملل در بخشى از اين بيانيه مى نويسد در حال حاضر يك موزيسين نوجوان ۱۷ ساله ايرانى نيز در انتظار اعدام در ملاءعام قرار دارد.
اين حكم كه از سوى ديوان عالى كشور به تأييد رسيده، سينا را به اتهام قتل يك مرد در پى يك درگيرى مستحق اعدام مى داند.
|
|
|
|
|
اين قاتل جنون دارد؟
مردى به خاطر قتل مستأجر زن خود در دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه شد.
اين مرد ۳۱ ساله، ساعت ۱۷ عصر چهارشنبه ۱۳ آبان ماه سال ۸۳ در مجيديه تهران زنى ۳۳ ساله با نام «ربابه» را هدف ضربات چاقو قرار داد. ساعت ۱۰ و ۳۰ دقيقه صبح روز شنبه ۵ شهريورماه سال جارى عامل قتل در برابر قاضى قرار گرفت تا از خود دفاع كند.
سيزدهم آبان ماه سال ۸۳ مأموران كلانترى ۱۲۷ نارمك از درگيرى صاحبخانه و مستاجرى مطلع شدند و پس از حضور در محل با بهرام صاحبخانه ۳۴ ساله روبرو شدند كه با چاقو به سوى مأموران حمله ور شده و دو نفر از آنها را مصدوم مى كند. مأموران پس از دستگيرى بهرام وارد خانه اى كه محل درگيرى بود شدند و در بالكن خانه با جسد غرقه به خون زن مستأجر روبرو شدند.
«بهرام» وقتى پشت تريبون قرار گرفت، در دفاع از خود گفت: من بارها از مستأجرم خواسته بودم خانه را تخليه كند، تقاضايم را پشت گوش مى انداخت، روز جنايت زنگ خانه را زدم او باز نكرد با عصبانيت از روى ديوار به داخل حياط پريدم و چند ضربه اى به در واحد «ربابه» زدم او روبرويم ايستاد و به ناسزاگويى پرداخت.
خيلى كينه به دل گرفته بودم، با چاقويى كه خريده بودم و چوبى كه در دستم بود به سمت «ربابه» حمله كردم او به بالكن پناه برد و همراه دوستش در را محكم گرفتند تا باز نشود شيشه را شكستم و با عصبانيت ضربات چاقو را به بدنش وارد كردم، وقتى اين زن روى زمين افتاد پى بردم چه اشتباهى كرده ام، وقتى پليس جلوى خانه را محاصره كرده بود اصلاً كنترل روى كارهايم نداشتم با چاقو به سمت آنان نيز حمله كردم، مى خواستم فرار كنم اما موفق نشدم.
در جلسه محاكمه كه پدر، مادر، همسر و پسر ۱۳ ساله مقتول حضور داشتند، نماينده دادستان كيفرخواست را قرائت كرده و خواستار قصاص متهم شد.
اولياى دم مقتول نيز خواستار قصاص متهم شدند.
پدر ربابه در اظهارات خود گفت: خانه اى براى نقل مكان ربابه پيدا كرده بوديم، اما به دليل اينكه بهرام پول پيش خانه را به او نداده بود، خانه را از دست داديم و اين موضوع كه او قصد تخليه خانه را نداشت، دروغ محض است.
زينت دوست ۲۴ ساله ربابه كه تنها شاهد واقعه بود در جلسه دادگاه توضيحاتى در مورد روز واقعه داد. قاضى پس از اعلام ختم دادگاه از صدور حكم در روز هاى آينده خبر داد.
بنا به گزارش ها، با توجه به ارائه مداركى از سوى وكيل متهم مبنى بر اينكه وى بيمارى اعصاب دارد و در زمان وقوع جنايت جنون داشته است، هيأت قضائى دادگاه خواستار معرفى متهم به پزشكى قانونى تهران و اقدامات روانكاوى شد.
|
|
|
|
|
حسادت خونين آهنگساز جوان به دوست دانشجو
يك آهنگساز جوان به اتهام قتل دوستش و سرقت خودروى پژوى او از سوى پليس آگاهى تهران بازداشت شد. عمليات پليسى براى دستگيرى اين متهم به دنبال پيدا شدن پيكر بى جان پسر جوانى در حاشيه جنوبى بوستان پرديسان تهران آغاز شد.
بنا به اين گزارش، يكى از پاركبانان مستقر در حاشيه بوستان پرديسان به هنگام گشتزنى در منطقه با پيكر بى حركت جوان ناشناسى در حالى روبرو شد كه يك خنجر از پشت كتف چپ وى را شكافته و تا دسته در بدنش فرو رفته بود.
او كه از مشاهده اين صحنه بسيار شوك زده شده بود، بلافاصله پليس را در جريان قرار داد. لحظاتى بعد اكيپى از مأموران كلانترى ۱۳۹ مرزداران همراه خود را به محل كشف جسد رساندند. در بررسى هاى نخستين مشخص شد كه از ماجراى قتل مدت زمان زيادى نمى گذرد. از سوى ديگر نشانه هائى در اطراف جسد وجود داشت كه مشخص مى كرد قربانى حادثه در جريان يك غافلگيرى از پشت سر مورد حمله قرار گرفته و از پاى درآمده است.
با توجه به اين يافته ها، اكيپى از كارآگاهان پليس اداره ۱۰ آگاهى، مأمور پيگيرى پرونده شدند. از آنجايى كه هيچ مدركى براى شناسايى هويت قربانى جنايت به دست نيامده بود، جست وجو در حوالى محل كشف جسد آغاز شد تا اينكه يك گوشى تلفن همراه در ميان علفزارهاى بوستان جنگلى پرديسان پيدا شد.
پس از بررسى هاى پليسى مشخص شد قربانى ۲۵ ساله حادثه «آرمين داداشى» نام داشته و ساكن شهرك پارس بوده است.
بر همين اساس مشخص شد وى دانشجوى مترجمى زبان دانشگاه كيش بوده و به تازگى به دانشگاه مترجمى زبان قزوين انتقالى گرفته بوده و در اين مكان به ادامه تحصيل مى پرداخت. طبق تحقيقات پليس، آخرين تماس با اين تلفن همراه ساعت ۲۳ و ۳۰ دقيقه شب پنجشنبه، سوم شهريور ماه سال جارى گرفته شده بود و اعضاى خانواده اش با او درباره سفرش به شمال كشور به همراه يكى از دوستانش كه موزيسين و آهنگساز است، صحبت كرده اند.
پس از به دست آمدن اين اطلاعات، تجسس هاى پليسى در اين راستا متمركز شد تا اينكه مأموران دريافتند پسر جوان دقايقى پس از خروج از خانه، به همراه دوست و همكلاسى اش به طرف شمال حركت كرده اند، ولى تنها چيزى كه از مقتول در حوالى محل كشف جسد به دست آمده بود، گوشى تلفن همراه بود.
بدين ترتيب اين فرضيه نزد پليس قوت گرفت كه دانشجوى جوان قربانى توطئه مرگبار همكلاسى اش شده و عامل قتل پس از كشتن راننده، پژوى او را نيز به سرقت برده است.
با اين وضعيت، مأموران راه هاى خروجى شهر تهران را تحت نظر قرار داده و دريافتند كه عامل جنايت ساعتى قبل به طرف جاده كندوان حركت كرده است.
كارآگاهان پس از تجسس هاى گسترده سرانجام رد متهم به قتل فرارى را در يك خانه ويلايى در شهر نوشهر مازندران به دست آورده و او را در يك عمليات غافلگيرانه دستگير كردند.
وى وقتى با ارائه دلايل و مستندات پليس روبرو شد، گفت: با هم تصميم گرفتيم به شمال برويم. ابتدا به پارك جنگلى پرديسان رفتيم، در آنجا جر و بحث ميان ما به وجود آمد. از طرفى چون پدر و مادرم خودروى مرا فروخته بودند و «آرمين» پژو ۴۰۵ زير پايش بود، به او حسادت مى كردم. در آنجا تصميم گرفتم او را از پاى درآورم.
اين تصميم را به نوعى انتقام گيرى از خانواده ام مى دانستم. هميشه كارد بلندى را زير پيراهنم حمل مى كردم، چون علاقه شديدى به موسيقى داشتم و حتى چندين آهنگ ساخته و براى آنها ترانه خوانده بودم و موهاى بلندى داشتم، افراد شرور مرا اذيت كرده و متلك مى گفتند. اين چاقو را براى دفاع از خودم همراه داشتم.
در يك حمله غافلگيرانه او را از پشت سر مورد حمله قرار داده و دو ضربه به كتف و سينه اش وارد كردم. چون منطقه شلوغ بود، بسرعت سوار خودروى او شده و به شمال رفتم.
با توجه به اين اعترافات، به دستور بازپرس تا انجام تحقيقات تكميلى متهم در اختيار پليس آگاهى قرار گرفت.
|
|
|
|
|
مربى بدن سازى و دارو فروش محاكمه مى شوند
يك مربى بدنساز كه اقدام به تجويز داروهاى بدنسازى براى شاگردانش مى كرد با شكايت يكى از آنها به دادگاه احضارشد. بنا به گزارش رسيده هفتم آبانماه سال ۸۳ پسر ۲۵ ساله اى با طرح شكايتى در كلانترى ۲۲ مهرشهر ادعاكرد: درحالى كه در يك باشگاه بدنسازى تحت نظر يك مربى درجه يك تمرين مى كرده است جهت تهيه و مصرف داروهاى بدنسازى با توصيه مربى اش به فروشگاه برادر او معرفى شده، اما دو هفته پس از مصرف داروها دچار مشكلات شديدى شده است.
جوان شاكى به مركز پزشكى قانونى شهرستان كرج معرفى شد و پزشكان اين مركز پس ازمعاينه اين جوان اعلام كردند، اين بيمار درپى مصرف يكسرى داروهاى موسوم به دوپينگ در ورزش دچار علايمى مثل تنگى نفس، تورم صورت و پاها، تغييررنگ پوست، افزايش درجه حرارت بدن، دردهاى عضلانى و استخوانى به همراه التهاب پوستى و كهير و قرمزى پوست شده است و
از آنجايى كه استفاده از اين داروها جهت ورزشكاران منع شده و مى تواند باعث بروز علايم مشابه در فرد مستعد (حساسيت دارويى) شود، لازم است موضوع ازنظر تجويز بى مورد دارو و دخالت در امور پزشكى پيگيرى شود.
پس ازاعلام نظريه پزشكى قانونى كرج دو برادر مربى باشگاه و فروشنده داروهاى پروتئينى (دوپينگ) به دادسرا احضار شدند و به اتهام دخالت در امور پزشكى و تجويز داروى غيرمجاز براى هركدام قرار وثيقه بيست ميليون ريالى صادرشد اما دو برادر با اعتراض به قرار صادره، هرگونه نقشى در اين زمينه را انكار كردند و اتهامات را نپذيرفتند. پس ازانكار متهمان، جوان شاكى دو شاهد به دادگاه معرفى كرد.
شاهدان نزد قاضى قسم خوردند كه شاهد تجويز دارو ازسوى مربى باشگاه و خريد آن به مبلغ پنجاه هزارتومان ازمغازه برادرش توسط جوان شاكى بوده اند.
درحالى كه مربى باشگاه و برادرش منكر هرگونه آشنايى با جوان شاكى بودند. او با ارائه دوبرگ كاغذ عادى و سربرگ دار به قاضى دادگاه كه حاوى دستورات ورزشى و دارويى بود ادعا كرد اين دستورات به خط خود متهمان است.
برگه هاى تحويلى به دادگاه كه نام چند ويتامين و دستورات و زمان استفاده از آنها در آن درج شده بود به درخواست جوان شاكى به كارشناس رسمى قوه قضائيه در رشته خط و امضا و جعل و اثرانگشت ارجاع شد.
كارشناس رسمى خط پس از بررسى برگه ها اعلام كرد: از لحاظ سبك و سياق تحرير، تركيب حروف در كلمات، مكث و توقف قلم، فشار قلم، نقطه گذارى ها، ابعاد و اندازه حروف دست نويس ها ازسوى متهمان تحرير شده است.
با اعلام نظر كارشناسى و درپى آن تأييد اين نظرات در هيأت كارشناسى، قرارمجرميت مربى باشگاه بدنسازى و برادرش ازسوى بازپرس شعبه سيزدهم دادسراى كرج صادرشد.
پس از صدور كيفرخواست اين دو برادر به اتهام دخالت در امور پزشكى و تجويز داروى غيرمجاز جهت صدور رأى به شعبه ۱۱۶ جزايى دادگسترى كرج به رياست مصطفى برزگرگنجى اعزام شدند.
|
|
|
|
|
پرونده مرگ موتورسوار جوان در دادسرا
پرونده سقوط مرگبار موتورسوار ايرانى كه قصد داشت با پرش از روى۲۲ اتوبوس به فاصله ۶۶ متر، ركورد جهانى را به نام خود ثبت كند، براى رسيدگى به دادسراى ناحيه ۱۹ تهران فرستاده شد.
به گزارش فارس، همچنين گروهى از كارشناسان فدراسيون اتومبيل رانى و موتورسوارى با حضور در محل حادثه تحقيقاتشان را در اين زمينه آغاز كرده اند كه به زودى اين گزارش اعلام خواهد شد.
اين موتورسوار ايرانى كه قصد داشت با پرش از روى ۲۲ اتوبوس به فاصله ۶۶ متر، ركورد جهانى را به نام خود ثبت كند، عصر روز جمعه در هنگام فرود و برخورد با اتوبوس پانزدهم كشته شد.
|
|
|
|
|
۹ سفارتخانه، متهم به اغفال دختران ايرانى شده اند
سايت «بازتاب» گزارش داد: با آغاز كار وزير جديد خارجه، پرونده اى به نام پرونده اغفال و سوءاستفاده از دختران ايرانى توسط سفارتخانه هاى خارجى در تهران، در دستور كار وزارت خارجه قرار گرفته است.
بنا بر اين گزارش، از ماه ها پيش، منابع آگاه از كشف يك باند اغفال و سوءاستفاده از دختران ايرانى در تهران توسط تعدادى از سفارتخانه هاى خارجى خبر دادند كه در اين باند، دست كم نه سفارتخانه، متهم به اغفال دختران ايرانى شده بودند.
پرونده اين باند كه همراه با مستندات و تصاوير مربوط به اقدامات غيراخلاقى اين سفرا بود، به دليل شرايط خاص انتخاباتى كشور و عدم فعاليت جدى وزير و معاونان وى در وزارت خارجه، بدون رسيدگى باقى ماند تا پس از آغاز به كار وزير جديد به آن رسيدگى شود.
هرچند يكى از موارد اين پرونده كه مربوط به سفير قبرس بود، از سوى رسانه هاى اين كشور افشا شد، اما مسئولان وزارت خارجه ايران با سرپوش گذاشتن بر اين موارد، سعى كردند تا از افشاى جزئيات اين باند، خوددارى كنند.
گفته مى شود، نام تعدادى از سفراى عربى و آفريقايى در اين باند وجود دارد.
در اين حال، منابع آگاه از شيوه ديگر سفارتخانه هاى خارجى در سوءاستفاده از دختران ايرانى خبر مى دهند.
سفارتخانه هاى خارجى با استخدام تعداد قابل توجهى دختران ايرانى و موظف كردن آنان به حضور نيمه عريان در محوطه سفارتخانه، از آنان به عنوان ابزار جنسى سوءاستفاده مى كنند.
گفتنى است، تاكنون از سوى مقامات رسمى به اين اقدام اعتراض نشده است.
|
|
|
|
|
نجات دختر نوجوان از دست ۳ مرد افغان در محلات
يك دختر ۱۷ ساله عقب مانده ذهنى وقتى در قالب اردوى دسته جمعى به شهرستان محلات رفته بود از سوى سه مرد افغان ربوده شد و تحت تجاوز قرار گرفت.
اين حادثه هولناك در حالى رخ داد كه پرونده مشابهى كه طى آن دختر ۱۷ ساله معلول ذهنى موردتجاوز قرار گرفته تحت پيگيرى ويژه است.
بنا به اين گزارش، روز سه شنبه هفته گذشته- يكم شهريور ماه سال جارى- يك اتوبوس حامل دانش آموزان معلول بهزيستى در مجتمع فياض بخش كاشان به منطقه سرچشمه محلات اعزام شد تا اردوى تفريحى داشته باشند.
وقتى دختران نوجوان كه همگى عقب مانده ذهنى بودند تحت سرپرستى مسؤولان مجتمع فياض بخش به گشت و گذار در تفريحگاه سرچشمه پرداختند دختر ۱۷ ساله اى كه هميشه از بيمارى تشنج رنج مى برد به طرز مرموزى ناپديد شد.
مسؤولان برگزارى اين اردوى تفريحى پس از اين كه اميدهايشان را در يافتن دختر ناپديد شده از دست دادند اين ماجراى مرموز در اختيار پليس محلات قرار گرفت و تجسس ويژه اى آغاز شد.
وقتى اين جست وجو تا ساعت يك بامداد به بن بست خورد وهيچ اثرى از دختر نوجوان به دست نيامد. اين فرضيه كه وى در تفريحگاه ربوده شده باشد قوت گرفت و پليس با دستور ويژه قضائى عمليات مهار را انجام داد.
در اين طرح «مهار» همه رفت و آمدها در تفريحگاه سرچشمه محلات زير نظر گرفته شد تا اينكه ساعت ۶ بامداد چهارشنبه- دوم شهريور ماه- مأموران در منطقه قطب صنعتى ارغده سه مرد افغان را ديدند كه دخترى با مشخصات دختر ناپديد شده را همراهى مى كنند.
يكى از افغان ها با ديدن خودروى پليس پا به فرار گذاشت و دو تن ديگر وقتى به حلقه محاصره افتادند نتوانستند فرار كنند.
< اعتراف تكاندهنده
دختر نوجوان در برابر مأموران پليس وقتى ديد از تهديدات افغان هاى متجاوز در امان است به گريه افتاد و با لكنت جزئيات اقدام سياه ربايندگان خود را فاش كرد.
وقتى اين دختر گفت كه از مدت ربوده شدن چندين بار تحت تجاوز سه مرد افغان بوده پرونده وارد مرحله حساسى شد.
تيم قضائى و پليسى دست به تحقيق از دو مرد افغان زدند و در حاليكه توانسته بودند همدست فرارى آنان را شناسايى كنند شنيدند كه آنان با ربودن دختر نوجوان وى را به محل زندگى خود برده و تحت تجاوز قرار داده اند.
بنا به گزارش خبرنگار اعزامى ما مسؤولان دادگسترى شهرستان محلات قرار است در آينده اى نزديك دو افغان متجاوز را محاكمه كنند و گفته مى شود مجازات سنگينى در انتظار آنان است. اين گزارش حاكيست هنوز ردپايى از همدست فرارى اين دو افغان وجود ندارد و عمليات براى دستگيرى وى نيز ادامه دارد.
|
|
|
|