سرخوردگى محصلين اروپائى كه آينده حرفه اى آنها را تهديد مى كند
مولوى
جوانان امروزى اشتغال خاطرشان قبل از هر چيز آينده حرفه اى آنها است زيرا آن را تاريك مى بينند. محصلينى كه تحصيلات خود را خاتمه مى دهند در بازار كار براى آنها به اندازه كافى شغل نيست. بيكارى آنها تنها مربوط به اروپا نيست در اكثر كشورها اين مشكلات وجود دارد.
در يك راديوسكوپى زندگى دانشجوئى را كابينه مطالعاتى آلمان روند اشتياق ديپلمه هاى جوانان يازده كشور جهان را (آلمان، فرانسه، بريتانياى كبير، ايتاليا، اسپانيا، سوئيس، هلند، دانمارك، نروژ، سوئد و فنلاند را ترسيم مى كند.
شب ورود در دنياى كار ۰۰۰/۲۲ نفر جوان كه مورد پرسش قرار گرفته اند با شرايط متساوى اقتصادى، مديريت و محصلين علمى اظهار داشته اند كه ادعاى خودشان را درباره حقوق بعد از سه سال كار كاهش داده اند. به طور متوسط حقوق ماهيانه مورد انتظار ديپلمه هاى مديريت از ۳۱۳۰۰ اورو در سال ۲۰۰۴ به ۳۱۲۰۰ اورو در سال ۲۰۰۵ رسيده است. اين بدبينى بين مهندسينى هم كه در همين حدود حقوق دارند از ۳۰۷۰۰ به در مقابل ۳۱۵۰۰ رسيده است.
جوانان اروپائى درباره وضع اقتصادى كشورهاى خودشان نظر منفى دارند تنها انگليسى ها استثناء هستند. در آخر گروه آلمان ها، ايتاليائى ها و فرانسوى ها قرار دارند.
حقوق استخدامى تقاضا شده به اورو:
آلمان ،۳۷۹۰۰ اسپانيا ،۳۴۸۰۰ انگلستان ،۳۰۶۰۰ فرانسه ،۲۸۹۰۰ ايتاليا ،۲۴۴۰۰ اسپانيا۲۱۸۰۰.
برخلاف اين تجزيه و تحليل بدبينانه از اقتصاد كشورشان در نتيجه خوشبينى خود را از كشورشان براى پيدا كردن اولين كار انكار نمى كنند.
پورسانتاژ كشورهائى كه كار آنجاها امكان دارد:
آمريكا ۸/۴۴درصد، بريتانياى كبير ۹/۳۹درصد، استراليا ۶/۱۵درصد، آمريكاى جنوبى ۷/۱۱درصد، ايرلند ۱۰درصد، آلمان ۲/۹درصد.
به استثناء محصلين آلمانى با جمع كردن بدبينى از اقتصادشان و با ترس از اين كه نمى توانند بعد از اتمام تحصيل كار پيدا كنند ساير افراد كشورهاى اروپائى جواب هاى متضاد داده اند.
اسكانديناوى ها و انگليسى ها از آينده كار حرفه اى شان ترس دارند در صورتى كه آنها بيشتر روى كشورشان نظر مثبت دادند. برعكس فرانسوى ها اعتماد دارند كه كار پيدا خواهند كرد در صورتى كه نسبت به وضع اقتصادى كشورشان نظر منفى دارند.
وقتى كه درباره ديد اروپائى از آنها سئوال مى شود اكثريت به اروپائى بودن مفتخر هستند. اين احساسات نسبت به قدمت كشورشان قوى تر مى شود و به اين ترتيب فرانسوى ها، آلمانى ها و ايتاليائى ها بيشتر اورو فيل هستند.
تعلق داشتن به يك سازمان وسيع اتحاديه مترادف با داشتن شانس براى پيدا كردن كار است در مورد آنچه كه مربوط به سيستم تحصيلات است بين كشورها اختلاف عقيده شديد است.
محصلين اسكاندينا و يا انگلستان از سيستم تعليم و تربيت خود رضايت خاطر دارند در مقابل به طور جدى ايتاليائى ها، اسپانيولى ها و فرانسوى ها از يك حس مادونى رنج مى برند و فكر مى كنند كه سطح تعليم و تربيت در ساير كشورها بالاتر است.
صاحبان كارخانجات هم به طور كلى شكايت دارند از اين كه فارغ التحصيل هاى دانشگاه ها چندان مشكلات آنها را درك نمى كنند.
سرخوردگى محصلين اروپائى حقيقت دارد. مطالعه ديگرى كه به وسيله مدرسه مديريت اتحاديه اروپائى به عمل آمده براى فرانسه، اونيوريسيته كاتوليك لوون در بلژيك، مدرسه اقتصادى بريتانياى كبير به نظر مى رسد كه اين نتيجه را تخفيف داده است.
در مارس ۲۰۰۵ براى در حدود ۱۷۰۰ نفر از شاگردان قديمى در حدود ۸۰درصد ديپلمه يكى از مدارس (CEMS) براى اولين مرتبه كه تقاضاى شغل كرده اند كار پيدا شده و حقوق متوسط در حدود ۰۰۰/۳۷ اورو بود. بازجوئى ديگرى روشن مى كند كه ديپلمه هاى (CEMS) زود به پست هاى مسئوليت دار ارتقاء پيدا مى كنند. پيشرفت كار اين جوانان ثابت مى شود از ميزان حقوق آنها كه در عرض پنجسال آخر دو برابر شده است. البته نتيجه با وضع پستى كه دارند و رشته فعاليت و كشورى كه اقامت دارند متغير است.
پنجسال پس از خاتمه اطلاعات اساسى ۲۹ درصد جوانان كه تحصيلات عاليه را تمام كرده اند در منطقه اى كه آخرين تحصيلات خود را ادامه داده اند باقى نمى مانند در مقابل ۱۱درصد جوانان كه تحصيلات پائين ترى دارند.
تحرك براى پيدا كردن كار يا دنبال والدين بودن در ميان جوانان تازه وارد به بازار كار در سال ۲۰۰۱ يك نفر روى چهار نفر منطقه را لااقل مرتبه در عرض سه سال اول كار فعال تغيير داده اند.
بازرسى مركز مطالعات و تفحصات روى محصلين نشان مى دهد كه ۱۳درصد آنها در آنجائى كه آخرين سال تكميلى خود را انجام داده اند زندگى نمى كنند (۲۳ درصد نزد ديپلمه هاى عالى و ۸درصد محصلين دوره دوم) تحرك جغرافيائى جوانان كمتر شناخته شده است.
ابتداء بايد ذكر كرد كه تحرك متناسب است با سطح ديپلم. اگر تنها ۲۱ مرتبه جوانان غير تخصصى در عرض سه سال فقط يك مرتبه منطقه خود را عوض كرده اند در مقابل ۵۴ مرتبه در ميان شاگردان مدرسه مهندسى اين عمل انجام گرفته است.
دو نوع تحرك وجود دارد يكى (PERENNE) پرن وقتى كه در انتهاى ده سال اول شغل جوان در منطقه اى نيست كه در آنجا آخرين سال تحصيلى خود را انجام داده است.
وقتى (TRANSITOIN) ترانزيتوار گذرا و موقتى است وقتى كه جوان لااقل يك مرتبه تحرك داشته و در انتهاى سه سال در منطقه اى وجود دارد كه در آنجا تحصيلات خودش را خاتمه داده است.
تغيير ناحيه اى به نظر مى رسد در شرايط الحاق تأثيرى ندارد. در حقيقت در ميان جوانان كه به سرعت و دائمى به اشتغالى مى رسند نسبت آنهائى كه تحرك نداشته اند نزديك به نسبت افرادى است كه تحرك پرن يا ترانزيتورى داشته اند.
امتياز كمى براى شاگردان تحصيلات عاليه كه تحرك پرن داشته اند. اگر به ۱۴۲۰ اورو براى اشخاصى كه منطقه را در عرض سه سال عوض نكرده اند و ۱۴۰۷ اورو براى اشخاصى كه حركت ترانزيتورى داشته اند و ۱۵۷۰ براى اشخاصى كه تحرك پرن داشته اند.
بايد نتيجه گرفت كه براى داشتن حقوق بهتر ارجح است كه تحرك باشد. تحرك نتيجه عامل هاى مختلف است. اختلاف بين شاگردان مدارس عالى نسبى است. اطمينان خاطر نيست كه با ۱۰۰ اوروى اضافه وقتى كه به جزيره فرانسه تحرك مى كند بهتر مى تواند زيست نمايد.
قوانينى در حال حاضر در مجلس سناى فرانسه مطرح است تا تباينى را كه وجود دارد بتوانند علاج بكنند. مثلاً كنكور در كارهاى دولتى ضرورى است ولى گاهى بدون كنكور هم استخدام شده اند.
طبق گزارشى كه روى تنوع كارهاى دولتى در دسامبر ۲۰۰۴ به وسيله دومينيك ورسينى معاون سابق مبارزه بر عليه اخراج و عدم ثبات براى وزير امور ادارى و رفورم دولت تهيه شده ۵/۱۴درصد از ۴۹۲۵ ميليون مأمورين دولتى در ۳۱ دسامبر ۲۰۰۲ بدون كنكور استخدام شده اند معهذا كنكور مد استخدام ضرورى كارهاى دولتى است. زيرا ۹۰درصد اشتغال را ايجاد مى كند. نسبت بدون عنوان در اين جمع ۱۳درصد است ولى اين پورسانتاژ در كارهاى دولتى سرزمين ها كمتر اهميت دارد كه اغلب افراد بد عنوان استخدام مى شوند. بيش از پنجاه درصد استخدام پست و تلگراف به وسيله كنكور نيست و ۲۰درصد عاملين آنها بدون عنوان استخدام مى شوند.
كارهاى دولتى بهداشتى با كنكور است ولى طبيعت كار و اين كه اغلب حرفه ها به مقرراتى مربوط مى شوند كه بايد ديپلم دولتى داشته باشند طريقه كنكور را لطمه مى زند و ۱۲ درصد از كارمندان بدون عنوان هستند.
با وجود اهميت قسمت بدون عنوان در كار پست و تلفن كاهش پيدا كرده ولى برعكس در قسمت كارهاى بهداشتى مخصوصاً در عرض پنجسال اخيراً افزايش پيدا كرده است.