|
تهران داغ داغ داغ- على مستعلى زاده
فرمانده قاچاق مواد مخدر رو شد
مديركل زندانى كه با دختر هجده ساله يك زندانى فرار كرد
زنهاى افسرده مشهدى به دستور احمدى نژاد براى درمان صاحب پارك مخصوص شدند
مديريت اسلامى ميلياردها تومان سرمايه به هدر ميدهد
ريخت و پاش احمدى نژاد در اولين سفر به مشهد
دستگيرى دانشجوئى براى معرفى يك كتاب
تهران دارد از گرما مى افتد اما حال و روزگار ما از گرما افتادنى نيست و به نظر ميرسد تازه اول عشق است، تا به حال گرفتار آدم هائى بوديم كه به آنها اصلاح طلب ميگفتيم و بى عرضه بودند و حالا گرفتار عده اى شده ايم كه تندرو هستند و عجله دارند و زيادى خودشان را با عرضه مى دانند. در ضمن يك كمى هم آدمكش تشريف دارند و مقدار زيادى هم پررو هستند و مردم را احمق فرض كرده اند به خصوص آن رئيسشان كه از قيافه اش بدبختى ميبارد و حالا حرفهاى درشت ميزند و اداى رضاشاه در مى آورد چون كه معلمانش به او گفته اند مردم ايران آدمهاى قوى دوست دارند. اما به آنها نگفته اند آدمهاى قوى و سازنده را مردم ميخواهند نه به قول بچه هاى نارمك: نبدندى خالى بندى را.
پوسترى از احمدى نژاد درست شده كه در ميدان فاطمى كنار مسجد به ديوار نصب بود تا همين اول هفته.
كاريكاتورى از احمدى نژاد كه زيرش نوشته اند: خالى بندى احمدى. بچه نارمك نبدندى احمدى. كه ظاهرا نبدندى اصطلاحى است كه براى خالى بندهاى دبش به كار ميرود و معنايش اين است كه نيفتى.
حالا داستان اكبر گنجى هم ظاهرا تمام شده و مانده است ماجراى بدبختى كه قرارست به عنوان قاتل يك قاتل كه مقدس باشد به تلويزيون بياورند و نشان بدهند كه دستگاه قضائى مقتدرست و آب زيرش نميرود.
اول خواستند موضوع را بياندازند گردن سفارت بيچاره ژاپن كه انگار مسئول است كه براى آقايان قاتل پيدا كند چون كه يك آدم گيج را آورده بودند در تلويزيون تا خيلى طلبكار بگويد اگر سفارتى كه نزديك محل ترور بود به وظايف انسانى خود عمل ميكرد ما تا به حال صدتا عامل را پيدا كرده بوديم.
اما تا دلتان بخواهد خبر داريم از نمايش هاى مردمى احمدى نژاد تا گسترش وبا و اعتراف مسئولان به اين كه خود حكومتى ها و سپاهى ها در قاچاق مواد مخدر دست دارند. از كشف باندى كه دختران جوان را در مقابل وعده ويزا به سفارت خانه هاى خارجى ميبرند. دستگيرى جوانى به جرم تبليغ براى كتابى كه واقعيت ها را نوشته است. زير فشار گذاشتن كتابخانه ها و انجمن هاى دانشجوئى و رو شدن دست مافياى قدرت كه با مافياى نفت دعوايش شده است. حالا در اين وسط وبا و ايدز هم كه هست.
ميماند اين كه شبهاى پاى وعظ سليمانى و محمد نياكى و شيخ عطار در تلويزيون بنشينيم كه به ما بگويند وضع عراق خيلى خراب است و شده عين وضع آمريكا و در آنجا عكس زنان لخت در خيابان ها مى فروشند و هر روز هم بمب هست و بالاخره اينكه دعا كنيد خدا سايه آقا را از سر ما كم نكند كه يكمرتبه آمريكا بيايند و بى دينى و هم جنس بازى و بى عفتى فراوان شود. لابد ما هم بايد دست به دعا برداريم و آمين بگوئيم كه همين وبا و ايدز و مواد مخدر و آخوند را خدا از ما نگيرد.
ايدز و آمار دروغ
اول از همه برايتان از ايدز بگويم كه همه سعى ميكنند آمار آن را از مردم پنهان كنند و گاهى از پرده بيرون ميافتد مثل هفته گذشته كه كنفرانسى بود و خبرش هم به مردم درز كرد كه در آن جا گفته شد ايدز در مسير قاچاق مواد مخدر در حال تبديل به اپيدمى است. يك آقائى كه شيك و پيك هم بود و گفتند استاد دانشگاه جان هاپكينز آمريكاى جهانخواره است و اپيدمى ايدز را در منطقه شرق آسيا دنبال ميكند گفت همان مسير قاچاق مواد مخدر در منطقه مسير ايدز است و يكى از پايگاه هايش هم ايران است در همين جلسه يكى از معاونان وزارت بهدارى كه با آمدن وزير جديد گويا قرار نيست سر كارش بماند دل زد به دريا و گفت مشكل اصلى اين است كه در حال حاضر رشد اعتياد حدود ۵ برابر رشد جمعيت كشور است تعداد مبتلايان به ايدز بالا رفته اما به دليل مشكلات شرعى و جلوگيرى از استفاده دشمن اعلام نميشود و همين باعث شده كه امكانات هم جذب نميشود.
و باز در همين جلسه عضو كميته كشورى مبارزه با ايدز گفته هم اكنون روند ابتلا به اين بيمارى بدون سر و صدا در حال پيشرفت است بدون اينكه حتى كسى آن را حس كند سرعت ويروس ايدز از سرعت عملكرد مسئولان در خصوص مبارزه با اين بيمارى در كشور بيشتر است
همان آقاى استاد دانشگاه آمريكا هم گفته است باور نمى كردم روزى شاهد حضور اين ويروس در كشور خودمان باشم.
آهسته رشد ميكند، از ناآگاهى و بى اطلاعى آنان استفاده ميكند، قربانيان خود را بدون هيچ دردى آلوده ميكند، در خونشان آشيانه ميكند، بدن را در مقابل ساده ترين ويروس و ميكروبها بى دفاع ميكند و با سخت ترين دردها، قربانيان را به آغوش مرگ ميسپارد.
اما به هر حال ايدز، امروز واقعيت تلخ جامعه ماست، اما چرا ايدز در ايران در حال گسترش است؟ چندى قبل در كنفرانس بين المللى ايدز كه در برزيل برگزار شد، پرفسور كريس بيرر، آمريكائى اعلام كرد: اپيدمى بيمارى ايدز همان مسير قاچاق مواد مخدر در منطقه را دنبال ميكند.
نخستين بيمار مبتلا به ايدز در ايران در سال ۱۳۶۶ پسر بچه شش ساله مبتلا به هموفيلى بود كه از فرآورده هاى آلوده خونى وارداتى استفاده كرده بود. از آن به بعد باتوجه به امكانات تشخيصى، كه در ايران محدود بود، آمار بيمارى بالا رفت.
خانم دكتر مينو محرز عضو كميته مبارزه با ايدز از همان اول داد زد كه الگوى اپيدميولوژيك در ايران از طريق انتقال خون و فرآورده هاى خونى آلوده بود، ولى به تدريج تبديل به انتقال از طريق تماس جنسى رفت اما كسى گوش نكرد تا حالا كه او در تلويزيون ظاهر شده و شجاعانه ميگويد متأسفانه پس از آن با اپيدمى ايدز در زندانها و در بين معتادان به مواد مخدر تزريقى مواجه شديم و در حال حاضر آمار ميگويد يك هزار و ۸۹۰ مورد مبتلاى ثابت شده در ايران داريم. اما رقم تخمين درمورد مبتلايان، حدود ۲۰ هزار نفر است. حدود ۷۰ درصد مبتلايان، معتادان به مواد مخدر و از طريق تزريق، حدود ۱۵ درصد مبتلايان از طريق تماس جنسى، كمتر از ۱۰ درصد از طريق فرآورده هاى خونى و خون.
اما در همان جلسه دكتر محسن زهرايى متخصص بيماريهاى عفونى در پاسخ به سوال ما و تشريح وضعيت امروز ايدز در جامعه ايران ميگويد: تا اول تيرماه امسال، ۱۱ هزار و ۲۰۰ نفر مبتلا به ايدز در كشور به طور رسمى شناسايى و تحت درمان قرار گرفتند. اما برآوردها نشان ميدهد كه مبتلايان در كشور ما حدود ۴۰ هزار نفر هستند.
دكتر مينو محرز در مقالهاى كه در نشريه پيام يونسكوى شماره ۳۵۳ به چاپ رسيد، حدود شش سال قبل مينويسد:
در حال حاضر وضعيت مالى و عاطفى اين بيماران مطلوب نيست... آگاهى عمومى از بيمارى ايدز كم است و لازم است رسانه هاى گروهى براى بالا بردن سطح آگاهى صحيح جامعه از بيمارى ايدز برنامه هاى آموزشى مداوم براى عموم مردم به اجرا درآورند...
دكتر زهرايى در مقابل سئوال ما كه ميپرسيم چه اقدامات عاجل پيشگيرانه اى را ميتوان انجام داد و وضعيت فعلى ما چيست، ميگويد: اول بايد وضعيت و روند گسترش بيمارى را در كشور و گروه هاى خطر شناسايى كنيم و اين نيازمند يك نظام مراقبت قوى در كشور است. اين كار در سال هاى گذشته انجام شده است. گروه هاى خطر شناسايى شده اند. پرسنل اين سيستم بايد بيشترين اطلاعات را دريافت كنند و آموزش ببينند. آموزش در ميان جوانان نيز بايد از دوره نوجوانى آغاز شود. بايد تمايل جوانان را به اعتياد كاهش داد.
متاسفانه رشد اعتياد در جامعه سالانه ۸ درصد است در حالى كه رشد جمعيت سالانه حدود ۵/۱ درصد است، يعنى رشد اعتياد حدود ۵ برابر رشد جمعيت است. كاهش تمايل معتادان به اعتياد تزريقى از ديگر برنامه هاى ماست. در حال حاضر مشكل ما پايدارى فقر است. فقر عده زيادى را به سمت اعتياد برده و به مسائل غيراخلاقى دامن زده است و از آنجا كه درصد قابل توجهى از اين افراد جوانان بودند و روابط جنسى داشتند ايدز در جامعه گسترش يافته است. البته برنامه ها و اعتبارات خوبى در برنامه چهارم توسعه در نظر گرفته شده است.
يك نماينده مجلس به صدا درآمده كه اگر آموزش دادن به جوانان جدى گرفته شود، آنان خود از انتشار بيمارى پيش گيرى ميكنند.
وى ميگويد: در حال حاضر عده اى از جوانان به كشورهاى حوزه خليج فارس ميروند كه امكان دارد در آن كشورها آلوده شوند. توزيع سرنگ در زندان ها و فروش ارزان آن در جامعه از برنامه هاى بسيار جدى است كه انتشار بيمارى از راه تزريق مشترك را كاهش داده است. به هر حال در هر جايى كه امكان فساد زياد باشد احتمال ابتلا به ايدز هم زياد است.
دكتر شهريارى يكى از راه هاى پيشگيرى ايدز را فراهم كردن تسهيلات ازدواج جوانان ميداند و معتقد است: فراهم كردن تسهيلات ازدواج ميتواند درصد قابل توجهى از انتشار بيمارى را كاهش دهد. در اين مسئله فراهم كردن اشتغال و رونق اقتصادى، ما را در برنامه هاى مان يارى ميدهد. اين پزشك و نماينده مجلس از ميان بردن تبعيض و گسترش عدالت در جامعه را از مواردى ميداند كه گسترش بيمارى ايدز را محدود ميكند.
دكتر زهرايى كارشناس مسئول وزارت بهداشت براى كاهش آسيب معتادان به درمان جايگزين متادون اشاره ميكند: متادون دارويى است كه ميتواند جايگزين مواد مخدر تزريقى شود. متادون ستيزه جويى را در معتادان كاهش ميدهد و يك داروى خوراكى است و احتمال ترك مواد مخدر را افزايش ميدهد. از نظر ما اعتياد بيمارى است و بايد به معتاد كمك كرد تا خدمات مورد نياز و انسانى خود را دريافت كند. اگر بيمارى در بين معتادان گسترش يابد، ميتواند افراد سالم جامعه را نيز تهديد كند.
دكتر زهرايى انتقال ايدز از طريق روابط جنسى و خارج از محدوده خانواده را، طريق دوم انتشار بيمارى در ايران ميداند. او نظر جالبى در اين مورد ارائه ميكند: مسائل مذهبى و بحث فرهنگى ميتواند افراد را از روابط نامشروع مصون كند اما اين راه ها محدود و نسبى هستند. تكيه بر تأكيدات مذهبى و فرهنگى، مصونيت قطعى به همراه ندارد. اگر فكر كنيم جامعه ما كه مذهبى است به هيچ وجه با ارتباط جنسى خارج از خانواده مواجه نميشود مرتكب خطا شده ايم. به نسبت رشد جمعيت جوان و كاهش پاسخ به تقاضاى اين گروه سنى افزايش طلاق و سن ازدواج، رشد رفتارهاى خطرناك در اين گروه شدت گرفته است. آموزش هاى جنسى و افزايش آگاهى نسبت به بيماريهاى جنسى، در كاهش آهنگ رشد ايدز تأثير به سزايى دارد.
بيماريهاى عفونى مرز جغرافيايى ندارند و بايد از تجربه به ديگران بهره ببريم. طبق تحقيقات انجام شده در آمريكا بالاترين گروه سنى كه مبتلا به سوزاك ميشوند افراد ۱۵ تا ۲۰ سال هستند. پس از آن، بيمارى به شدت كاهش مى يابد. پس از اين سن رفتارهاى خطرناك كاهش نمى يابد بلكه آگاهى افراد بالا ميرود و افراد رفتار صحيح جنسى را ميآموزند.
دكتر شهريارى نماينده مجلس يكى از جدى ترين راههاى پيشگيرى را آموزش جنسى به سنين مختلف نوجوانان و جوانان ميداند و معتقد است: آموزش در لفافه امكان ندارد. ما براى آموزش مسائل جنسى به دختران و پسران از استادان و معلمان هم جنس دانش آموزان و همچنين دانشجويان استفاده ميكنيم. اينها تجربياتى است كه در ديگر كشورهاى مسلمان مفيد بوده است. حتى ميتوانيم از روحانيت كمك بگيريم و اگر مشكلى با مسئولان داشتيم ميتوانيم به مراجع عظام مراجعه كنيم و از ايشان استفسار كنيم.
اين نماينده مجلس به تجربيات گذشته دراين زمينه اشاره ميكند: وقتى توانستيم مسائل حقوقى سقط جنين را در مجلس تصويب كنيم و به تأييد شوراى نگهبان برسانيم، ميتوانيم مسائل مربوط به آموزش جنسى را هم پى گيرى كنيم بايد مسائل را به مسئولان توضيح داد. در رابطه با پيوند اعضا هم همين مشكلات بود و رفع شد.
دستگيرى براى معرفى كتاب
ماجراى حسين مرادخانى دانشجوى دانشگاه مشهد از يك مقاله ساده شروع شد كه دو هفته قبل نوشت براى نشريه ضامن آهو كه يك نشريه دانشگاهى است و وقتى شنيده شد كه او را در دانشكده دستگير كرده اند هيچ كس از علتش خبر نداشت تا معلوم شد كه همان مقاله كار دستش داده است.
مقاله اى درباره كتاب زندگى در جهنم كه ماجراى زندگى يك زن ايرانى است و در مقدمه اش نوشته اگر ايران به قدرت اتمى دست پيدا كند، دنيا به پناهگاه پناه خواهد برد يا به گورستان...
حسين مرادخانى نوشته بود اين كتاب جذاب از زندگى طاقت فرساى يك زن ايرانى در ايران حكايت مى كند كه از احتمال اتمى شدن ايران به نگرانى دچار شده است و نوشته به دنيا رحم نخواهند كرد. چنان كه تا الان با پشت كردن به تمام وظايف حقوق بشرى، در داخل و خارج ايران، همه كار كرده اند.
نويسنده مقاله فقط نوشته بود كه غزل اميد انقلاب اسلامى و جنگ ايران-عراق كه به كشته شدن ۵۰۰ هزارتن، به طور متوسط ۱۷۰ نفر در هر روز، در مدت هشت سال منجر شد را لمس كرده و در آن زندگى كرده است. همواره در معرض تهديدهاى رژيم بوده و از يك آدم ربايى، با پرت كردن خود از يك اتومبيل در حال حركت با سرعت زياد، خود را رهانيده است.
كتاب او نمايى واقعى از بحران گروگان گيرى سفارت ايالات متحده و جنگ هشت ساله را در برابر ديدگان تصوير مى كند. در پس زمينه داستان، ۱۷سال مطالعه در مورد اسلام وشيعه مستند شده و پاسخى است براى بيشمار سئوالاتى كه مى توان در مورد اسلام مطرح كرد.
تحقيقاتش تائيدى است بر دلايلى كه كشورهاى مسلمان به نظر مى رسد زمينه رشد تروريسم شده و تجربه اى است بر ارتباط فقر، جهل و تروريسم. اين داستان حكايت ستم مضاعفى است كه بر زنان ايران مى رود. غزل به نبرد با انديشه مردسالار بر خاسته از تفكر متحجر زن ستيز اسلام بر مى خيزد.
نويسنده كتاب زندگى جهنم هشدار مى دهد كه تروريسم در ترس پرورده مى شود و از آن تغذيه مى كند. يك ضرب المثل ايرانى مى گويد ترس برادر مرگ است. او مدعى است كه امكان متوقف كردن تروريسم با ذكر راه هاى عملى آن، وجود دارد. خاطرنشان مى كند كه ما بايد دشمن را بشناسيم و بفهميم چرا و چگونه تروريست شده است. معنى واقعى جهاد را كه مى تواند دستورات شرعى صادر كند توضيح داده و مى گويد در اين زمان است كه بايد با شنيدن اين كلمه هراسناك و مضطرب شويم. او مى گويد مبارزه با اين موضوع منافاتى با ميراث فرهنگى اش ندارد.
او توضيح مى دهد كه متولد شدن در يك فرهنگ سهيم با تروريسم و در يك مذهب تروريست پرور، لزوما از ما يك تروريست نمى سازد. او مى گويد اجبارى براى دوست داشتن همديگر نيست، بلكه كافى است كه به هم احترام بگذاريم.
حالا تصور مى كنيد بر سر اين دانشجو كه تقصيرش اين است كه دائى اش از فرنگ آمده بود و اين كتاب را از خود جا گذاشت و رفت و حسين مرادخانى خواند و به فكرش رسيد كه در نشريه دانشگاهى شان درباره آن نقد و معرفى بنويسد. ريخته اند خانه آنها و همه جا را گشته اند و از همه بدتر قاضى اش به مادر او گفته فرزند خود را فراموش كنيد چون به انقلاب و خون شهدا توهين كرده است. مادر بيچاره غش كرده و اينك در بيمارستان شهرضاست. اين را ميگويند آزادى واقعى.
مديريت نوع اسلامى
در نشريه سپاه پاسداران كه هر روز به زور در خوابگاه هاى دانشجوئى پخش ميشود مطلبى خواندم كه به نظرم رسيد براى نشان دادن وضعيتى كه كشور بر آن استوارست بد نيست. فهرست وار نوشته بودند:
به علت فرسودگى و قديمى بودن ماشين هاى حمل گندم به سيلوها، سالانه حدود ۴۰ هزار تن گندم فقط در زمان حمل و نقل هدر مى رود.
در توليد طلاى ايران به دليل قديمى بودن تجهيزات و علل و عوامل متعدد ديگر، ايران به تدريج در حال حذف شدن از چرخه توليد جهانى طلاست.
به علت قديمى بودن ماشين هاى حمل ميوه به بنادر جهت صادر كردن به كشورهاى عربى سالانه هزار تن ميوه و سبزيجات در بنادر مختلف ايران فاسد شده و از بين مى رود.
عدم اجراى وظايف به موقع دستگاه ها در امر احداث سيلوى استاندارد موجب از بين رفتن بخشى از گندم توليدى شده و هر سال مقدار زيادى گندم وارد ميشود.
روزنامه سپاه پاسداران نوشته دستهاى پنهان دلالان در امر خريد و توزيع ميوه در سطح كشور باعث شده نه تنها در شهرها قيمت ميوه بسيار گران شود بلكه كشاورزان به علت پايين بودن قيمت محصولاتشان! از چيدن آنها صرف نظر كرده و ميليون ها تن ميوه در باغات بر روى درختان از بين برود.
اخبارى از اين دست آنقدر زياد است كه حتى اگر قرار باشد فقط تيتر آنها نوشته شوند به صدمن كاغذ نياز است.
اما نكته تاسف انگيز آنجاست كه در جامعه ايران اسلامى كه تك تك مردم تمام امور زندگى خود را براساس و مبناى توصيه هاى دين تنظيم مى كنند چرا بايد اينقدر ندانم كارى وجود داشته باشد.
علتش ساده است تنها آدم هاى صفر كيلومتر حاضرند در اين شرايط قبول كنند كه دست آقا را ببوسند پس همينها انتخاب ميشوند از طرف شوراى نگهبان و مردم هم يكى از همانها را رأى ميدهند كه فرقى هم با هم ندارند.
اسراف فقط در چند لقمه دورريز غذا يا پند و نصيحت خلاصه نمى شود، بلكه بى توجهى مسوولان نسبت به هدر رفتن هزاران تن از نعمت هاى خداوندى نه تنها اسراف بلكه گناهى كبيره است.
سالانه ميليون ها ليتر آب فقط به خاطر فرسوده بودن سيستم لوله كشى كشور در هنگام انتقال به منازل هدر مى رود.
شايد تمام ما آموخته ايم كه داستان هاى گذشتگان را فقط براى پر كردن اوقات فراغتمان مطالعه كنيم و پندهاى آن را به دست فراموشى بسپاريم.
هرگز نبايد فراموش كرد كه خشم خداوند هميشه به دنبال قوم ناشكر و ناسپاس است.
در كشورى كه ميليونها نفرش زير خط فقر هستند و هنوز در سيستان و بلوچستان روزانه انسانها فقط به خاطر فقر و گرسنگى جان مى سپارند و هزاران كودك به علت سوءتغذيه سلامتشان را از دست مى دهند، آيا رواست كه با سپردن كارها به دست افراد ناوارد و ناآشنا و اهل شعار و تملق اين اتفاقها بيفتد. دروغ پشت دروغ را دين گفته است؟
برنامه روزانه
از دفترچه روزانه يك كارمند عادى
هر روز صبح ساعت شش بامداد بايد از خواب بيدار شوم تا سر وقت به محل كار برسم. ترافيك سنگين، شلوغى صف اتوبوس ها و آويزان شدن از ميله وسط اتوبوس هاى شركت واحد را به حساب ورزش صبحگاهى گذاشته ام، از حق نگذريم تأثير خوبى هم داشته و تمام چربى هاى بدنم را آب كرده آنقدر روى فرم هستم كه هر كدام از دوستان و آشنايان مرا مى بينند مى گويند: دارى، مى ميرى...! چته اينقدر لاغر شدى... ؟
از هشت صبح تا چهار بعدازظهر در اداره هستم، آنجا هم نبايد ورزش را فراموش كرد و بالا و پائين كردن پله ها يعنى آماده شدن براى كارهاى دوم و سوم و...
چندى پيش كه رئيس دستور داد تمام اضافه كارى ها را قطع كنند، مجبور شدم يكى دو جاى ديگر را براى جبران كسرى حقوق دست و پا كنم...
از ساعت چهار تا ۸/۳۰ شب هم به چند شركت خصوصى سر مى زنم و كار حساب و كتاب آن ها را انجام مى دهم، همه منو به چشم يك حسابدار مى بينند، اما كسى نمى دونه يكى بايد به حساب خود من برسه... از حدود ساعت ۹ شب هم چند ساعتى مسافركشى مى كنم! ساعت ۱۲ كه به خونه مى رسم بچه ها خوابيدن، زن بيچاره ام منتظر من نشسته تا يه لقمه شام بده تا من به كارهايى كه به خانه آورده ام، برسم.
روزنامه ها عجب اخبارى چاپ مى كنن!!
يافته هاى محققان نشان مى دهد كه ساعات كار طولانى، اضافه كار، علاوه بر ايجاد خطر براى سلامتى از ميزان عمر انسان نيز مى كاهد.
با خواندن خبر خنده ام مى گيرد. از ساعت شش صبح كه از خواب بلند مى شوم تا حدود يك نيمه شب، تقريباً ۱۹ ساعت كار مى كنم، اما در خبر آمده پژوهشگران دريافته اند كارمندانى كه اضافه كار زيادى انجام مى دهند و بيش از ۱۲ ساعت در روز كار كرده اند ۶۱ درصد بيشتر در معرض ابتلا به انواع بيمارى ها قرار داشته و سه برابر بيشتر از افرادى كه كمتر كار مى كنند به امراض مختلف مبتلا مى شوند.
روزنامه را كنار مى گذارم و تصميم مى گيرم بخوابم، امشب زودتر مى خوابم و از فردا هم كمتر كار مى كنم.
هنوز كرايه خانه ماه قبل را پرداخت نكرده ام، قبض آب و برق و تلفن و گاز هم در جيبم است. كيف و كفش و كتاب بچه ها...! پس چطورى بخوابم.
دو سال است تصميم گرفته ام دست زن و بچه را گرفته به يك مسافرت برويم، اما هيچ وقت پس اندازى نداشته ايم...!
خرج اين ابو قراضه هم قوز بالا قوز شده البته نبايد فراموش كنم كه كمك خرجى خوبى است، دو سه ساعت مسافركشى اول صبح و آخر شب را نمى شود ناديده گرفت...!!
به يكباره از جا بلند مى شوم، الان وقت خواب نيست بايد به كارهاى عقب مانده برسم، صبح هم بايد خيلى زود از خواب بيدار شوم اين تحقيقات مال ما فقير فقرا نيست، آنهائى بخوانند كه زيادى به گشت و گذار و تفريح مى پردازند و فرصت كمى براى استراحت دارند...!!
در همين احوال خدا را شكر ميكنم كه پارسال پدر زنم مرد و سهم زنم از خانه پدرى به دادمان رسيد وگرنه ناگزير مثل حسن زاده ميشدم كه همكارمان بود و هنوز جايش خالى است. آنقدر غصه خورد كه سرطان گرفت و پول معالجه سرطان را نداشت بدهد و خودش را كشت تا خانواده اش مجبور نباشند براى زنده نگاه داشتن وى همه زندگى را حراج كنند.
رئيس فرارى با زندانى
گاهى كه خبرى از زندانهاى كشور ميرسد هيچكس آنرا اهميت نميدهد و به هم ميگوئيم خب مجرمند و گناهكار پس بايد جايش بد باشد، در دنيا هيچ زندانى هتل نيست. اما گاهى نميتوان با اين حرفها خود را راضى كرد. مثل خبرهاى همين هفته درباره چند زندان.
خيلى ساده نوشته بودند عملكرد مديركل زندانهاى خوزستان، باعث بروز نارضايتى در ميان زندانيان و سهل انگارى در بين پرسنل اين سازمان شده است. اما به همين سادگى نبود. معلوم شد سردار نظرنيا كه مديركل بود، بعد از شاهكارها كه كرد و هر چه زندانى ها عريضه نوشتند به جائى نرسيد، هر چه گفتند از سهميه غذاى ما ميزند، هر چه نوشتند هم اوست كه دو تا زندانى شرور و آدمكش را كه يكى شان دو نفر را با قمه كشته بود فرارى داده است، كسى توجه نكرد كه نكرد تا پرسنل زندان نامه نوشتند كه آقاى شاهرودى اين عزيز دردانه كه سينه سپر ميكند و پز ميدهد كه از نزديكان بزرگان است و نماز شبش قطع نميشود فاسدست و همين چندى پيش در محل ملاقات شرعى زندانيان دست به كارى زده كه باعث اعتراض زندانى ها شده و يكى از زندانى ها خودش را از بالا پرت كرده و كشته است. باز خبرى از مركز نيامدو
حالا معلوم شده مدير يادشده كه پيش از اين، عهده دار مديريت زندانهاى استان فارس بود و بر اثر سهل انگارى وى و عملكرد ناشيانه سرپرست اردوگاه پيربنو در اين استان، فاجعه شورش در اين زندان كه به كشته شدن هفت نفر و زخمى شدن حدود بيست نفر انجاميد رخ داد، با عملكردى مشابه، موجب بروز مشكلات فراوانى در زندان هاى خوزستان نيز شده است.
در شورش زندان پيربنو كه زندانيان به دليل بى توجهى به تقاضاهايشان در داخل بند شورش كرده و اقدام به آتش زدن و شكستن شيشه هاى بند كرده بودند، به خاطر غيبت مديركل زندان هاى استان و تازه كار بودن سرپرست اردوگاه پيربنو، دستور شليك به زندانيان در داخل بند برخلاف قوانين صادر شد كه طى آن، هفت نفر از زندانيان كشته و بيست نفر زخمى شدند، اما مديركل زندان هاى استان كه مورد حمايت يكى از روحانيون بلندپايه است مورد تشويق قرار گرفت.
پس از انتقال مدير مذكور به استان خوزستان، وى در بازديد از زندان آبادان، مورد اعتراض زندانيان قرار گرفت و سرش شكسته شد. حادثه زندان دزفول و قطع دست يك جوان به دليل اقدامات غيرقانونى مدير زندان كه موجب ايجاد جنجال در رسانه ها شد از ديگر حوادث دوران مديريت اين مدير بود كه به رغم اعزام مدير زندان مذكور به هيأت تخلفات ادارى، مديركل استان، مدير نمونه نيز شناخته شد.
آخرين حادثه مربوط به مدير مذكور، فرار دسته جمعى پنج نفر از زندانيان آبادان بوده كه مورد توجه رسانه هاى گروهى قرار گرفت. حالا حكايت را دنبال كنيد تا جائى كه بازرسان ريخته اند و بدكارى وى را فاش كرده اند و معلوم شده است كه طرف با پول كلانى كه از زندان ها و مركز تعاونى و فروشگاه آنان بلند كرده، زن و چهار فرزند خود را گذاشته و با دختر هجده ساله يكى از زندانى ها، به دوبى فرار كرده است و تا حضرات به خود بجنبند گفته مى شود به كانادا و يا يكى از كشورهاى شمال اروپا رفته كه مدتى پيش هم براى مأموريت ادارى به آن جا رفته بود. به گفته يكى از كاركنان زندان خوزستان، كارهاى مربوط به سفر جناب مديركل را ناصرسره قاچاقچى بزرگ منطقه درست كرده همان كه براى دهمين بار به زندان افتاده و اين بار به اتهام كشتن دو مأمور دولت در معرض اعدام بود اما از زندان فرار كرد.
دست فرماندهان در قاچاق
تا به حال مخالفان جمهورى اسلامى مى گفتند و قبول نبود. اما حالا چه بايد كرد كه مسوول دولتى كه خودش هم موقعى معاون رئيس جمهور هاشمى بوده است ميگويد روزانه دست دهها نفر از درون نظام در قاچاق مواد مخدر شناسايى مى شود بر اين اساس قطعا بدون حمايت نيروهاى داخل حاكميت، ميزان كنونى از حجم قاچاق مواد مخدر در كشور غير ممكن است.
همين مقام بنا به نوشته خبرگزارى ايلنا گفته است براساس تحقيقات به عمل آمده، روزانه ۲۰ تا ۳۰ نفردر ارتباط با مواد مخدر و دخالت در تسهيل ورود و توزيع آن در كشور شناسايى مى شوند كه از اعضاى بلند پايه نيروى انتظامى و يا قوه قضائيه هستند.
وى ادامه داد: نيروى انتظامى امور زندان ها، پست هاى قرنطينه اى و ستاد مواد مبارزه با مواد مخدر از جمله نهادهايى هستند كه امكان حضور نيروهاى فاسد در آنها وجود دارد و همه روزه نيز شمارى از آنها شناسايى مى شوند. به عنوان مثال حجم بالاى توزيع انواع مواد مخدر در زندان ها، قطعا نمى تواند از طريق زندانيان و يا خانواده هاى آنها باشد مطمئنا افرادى نفوذى از داخل نظام در اين مسأله دخيل هستند.
حالا يادتان باشد كه دو سال پيش فرمانده سپاه خراسان مشهور به حاجى منصور دستگير شد چونكه با باندهاى قاچاق مواد مخدر همكارى داشت و اگر هم گير مى افتادند رهايشان ميكرد و زمانى كه به اشتباه گير افتاده سه تن مواد مخدر در اتوبوسى بودكه اسكورتش ميكرد. اين جناب چنان به خودش مغرور بود كه وقتى مأموران به اشتباه وى را متوقف كردند و رازش برملا شد كارت خود را بيرون كشيد و به ارتيست بازى عجيبى دست زد. اول به راننده مواد مخدر دستور داد فرار كند و بعد خودش او را تعقيب كرد و با گلوله اى كشت تا رازش محفوط بماند.
تازه درباره حاج مرتضى سرابى حرف نزده ايم كه نظارت بر مبارزه بر مواد خراسان را به عهده داشت و با همان حاج منصور شريك بود. وقتى پرونده اش رو شد فرار كرد و رفت به پاكستان و دو سالى در آنجا بود و سرانجام اطلاعاتى ها گولش زدند و كشاندند به مشهد و او را گرفتند و مى گويند الان در زندان اوين است.
پارك قرق زنان و افسردگى
اما غصه نبايد خورد چون كه رئيس جمهور ساده زيست با هواپيماى عادى براى اولين جلسه هيأت دولتش به مشهد آمدو در كنار بارگاه امام رضا جلسه اش را برگزار كرد و ساده زيست رفت تا در حرم زيارتى بكند و حاضر نشد حرم را قرق كنند. اما چشمتان روز بد نبيند كه پيرزن وقتى كه او را شناخت و خواست عريضه بدهد مأموران با او چكار كردند و بعد يكى از خدام را هم كه جرأت كرده و درد دل كرده بود گرفتند و وقتى معلوم شد كه فرزندش بيست سال قبل مجاهد بوده است و او را در زندان نگاه داشته اند نامش حاجى اصغر محمودى زوار است. اما تا دلتان بخواهد احمدى نژاد دستورهاى خوب داد از جمله يك ميليارد براى تاسيس صندوقى به نام مهر رضا براى ازدواج جوانان. ازجمله خريد اتوبوس براى مشهد؛ از جمله پرداخت حقوق و اضافه كار يك شركت خصوصى كه صاحبش از بستگان واعظ طبسى است از بودجه مردم كه در حقيقت ارث پدرى رئيس جمهور مردمى است كه دارد همين جور بذل و بخشش ميكند. اما تا دلتان بخواهد براى شغل هاى نان و آبدار از ميان بچه هاى محله شان در نارمك تهران هزينه كرده است.
كار مهم ديگرش هم دستور ايجاد پارك زنان است. يك پارك قرق كه نمونه در تمام جهان باشد. به قول مشهدى ها منتظر باشيد كه از پس فردا درگيرى هاى تازه در مورد اين پارك پيش ايد. عوضش پارك كوثر كه مجرى آن همان مجرى مجموعه پارك طرق (كه پارك بانوان كوثر بخشى از اين مجموعه را شامل مى شود) است كه خودش در تلويزيون مشهد گفت چون طرح ملى است حدود ۸ ميليارد تومان برآورد شده بود ولى حالا براى افتتاح پارك خانواده، پارك بانوان كوثر و مجموعه فرهنگى- ورزشى كه تحت نام واحد طرق و در مساحت ۲۳۰ هكتار واقع شده مى بايد ۲۳ ميليارد تومان اعتبار تخصيص يابد. منتها چون نامش هست كه اينكار در ضمن بودجه امر به معروف صورت ميگيرد عيبى ندارد. فعلا كه بهاى نفت هم به هفتاد دلار براى هر بشكه رسيده وغم نيست. اگر مردم شمال خراسان گرسته اند باكى نيست حركات نمايشى بايد كرد.
اما معلوم نيست كه چرا در همين موقع بى خودى اعلام شده كه بيش از ۳۷ درصد زنان مشهدى افسردگى دارند
شهر مشهد ۲ ميليون و ۷۰۰ هزار نفر جمعيت را در خود جاى داده كه بيش از نيمى از اين جمعيت را زنان تشكيل مى دهند. تعداد حاشيه نشينان شهر ۶۵۰ هزار نفر اعلام شده كه به گفته قنادى دوسوم حاشيه نشينان زنان و ۸۵ درصد از آنان زنان سرپرست خانوار هستند كه به دليل اعتياد همسر، فقر، مفقود شدن همسر، فوت يا زندانى شدن همسر به اجبار به تامين معاش خانواده تن داده اند.
وى از ابتلاى بيش از ۲۷ درصد زنان مشهدى به افسردگى و اختلالات روانى خبر مى دهد و اين نكته را از جمله دلايل ضرورت ايجاد پارك ويژه بانوان برمى شمارد. اگر تا كنون نشنيده بوديد كه براى درمان افسردگى پارك قرق لازم است تقصير دولت نيست خودتان بايد مطالعه ميكرديد.
|