دو گروگان سابق اعلام كردند در هويت احمدى نژاد به عنوان بازجوى گروگانهاى سفارت آمريكا در تهران ترديد ندارند
تلويزيون ماهواره اى NITV با اختصاص يك برنامه دوساعته با دوتن از گروگان هاى آمريكائى سفارت آمريكا در تهران در رابطه با شناسائى محمود احمدى نژاد به عنوان سربازجوى عمليات گروگانگيرى مصاحبه كرد. در اين برنامه دكتر اشراقى، مجرى، ركسانا گنجى، و سعيد گوهرى، فعالان سياسى مقيم لس آنجلس شركت داشتند. گروگان سابق، چارلز اسكات، يكى از مقامات ارشد امنيتى سفارت، كه از اوائل دهه ۱۹۶۰ ميلادى در ايران زيسته و به فارسى مسلط است، گفت تهران وطن دوم او بود. وى گفت واقعيت دارد كه آمريكا در بدست آوردن اطلاعات لازم و ارزيابى قدرت ملايان ضعف نشان داد.
وى در باره محمود احمدى نژاد، رئيس جمهورى اسلامى، گفت خود او هيچوقت بازجو نبود اما در برخى از جلسات بازجوئى از وى، حضور داشت و چيزهائى در گوش بازجويان زمزمه مى كرد و آنها را در طرح سئوالات راهنمائى مى كرد. وى مى افزايد يك سال بعد از اسارت به همراه يك گروگان ديگر درزندان اوين به سلول بزرگترى منتقل شده بود اما احمدى نژاد دستور داد آنها را به سلول كوچك قبلى بازگردانند.
سرهنگ اسكات، گفت احمدى نژاد گروگان هاى آمريكايئ را سگ هاى كثيف توصيف كرد وافزود آنها فقط حق دارند براى اعدام شدن از سلول خود خارج شوند. وى گفت معلوم بود كه احمدى نژاد رئيس و تصميم گيرنده است و تمام رفتار و جزئيات حالات او را به خاطر دارد و شكى در هويت او ندارد.
مصاحبه كنندگان سپس با گروگان ديگر، كوين هرمينينگ، كه در آن زمان به عنوان يكى از سربازان گارد تفنگداران مسئول حفاظت از سفارت آمريكا بود مصاحبه كردند. وى كه در آن زمان ۲۱ سال داشت، در اين مصاحبه گفت در ۲۵ سال گذشته به اميد بروز جنبش هاى دمكراتيك درايران و ايجاد روابط مجدد ميان ايران و آمريكا اخبار ايران را به دقت تعقيب كرده است. وى نيز گفت ترديدى ندارد كه محمود احمدى نژاد يكى از مردانى بود كه ۲۰ دقيقه بعد از اشغال سفارت در اولين جلسات بازجوئى از گروگان ها حضور داشت. وى مى افزايد احمدى نژاد رهبر بازجوئى از گروگان ها بود.
اين گروگان سابق رفتار احمدى نژاد نسبت به خود را خشن و منفى و عصبى وناآرام توصيف مى كند و مى گويد وقتى از من كه سرباز ساده اى بيشتر نبودم خواستند كه گاوصندوق سفارت را باز كنم، احمدى نژاد سعى داشت به من نشان دهد كه كنترل در دست اوست و اگر به دستورات وى عمل نكنم بايد در انتظار عواقب آن باشم.