قسم به ابر و آب و آفتابه
كه دل ازاين شكست تو كبابه
هنوزم انتخاب من تويى تو
به صدامى كه بغدادش خرابه
***
تو كه با آمريكا در تماسى
تو كه با انگليسا گرم لاسى
چطورى ناگهان يكدفعه اين طور
ميان حوزوى ها آس و پاسى
***
تو از رهبر سرى، بى هيچ ترديد
سرِ خر پرورى، بى هيچ ترديد
قياس هرگز نمى بايد نمودن
تو را با هر خرى، بى هيچ ترديد
***
زتو تعريف، بس در جام جم كرد
گمان كردم تو را اين بار نم كرد
سپس آهسته با يك حكم تخمى
طرف را روبروى تو علم كرد
***
شكايت گرچه ات باشد زيادى
تو را رهبر نخواهد داد دادى
از اينرو بايدت اين بار بردن
شكايت پيش شيرين عبادى
***
مسلمانان امان و داد و فرياد
كه آئين مرا دادند برباد
اگرآزادى اسلامى اين است
الا كفر جهانى، باعت آباد
***