|
حزب دموكرات كردستان ايران شصت ساله شد
قاضى محمد- عكس از سايت حزب دموكرات كردستان ايران
قاضى محمد، رهبر حزب دموكرات و رئيس نخستين جمهورى كرد كه در سال ۱۳۲۴ در مهاباد تأسيس شد و يازده ماه دوام يافت، او در دهم فروردين ۱۳۲۶ در ميدان مركزى شهر مهاباد به دار آويخته شد
عبدالرحمن قاسملو- عكس از سايت حزب دموكرات كردستان ايران
عبدالرحمن قاسملو، رهبر حزب دموكرات كردستان ايران، وى در سال ۱۹۸۹ در وين ترور شد
صادق شرفكندى- عكس از سايت حزب دموكرات كردستان ايران
صادق شرفكندى، رهبر حزب دموكرات كردستان ايران كه در سال ۱۹۹۲ در رستوران ميكونوس در برلين ترور شد
حزب دموكرات كردستان ايران، قديمى ترين گروه سياسى كرد ايرانى شصت ساله شد.
ورود اين حزب به هفتمين دهه از حيات سياسى خود در شرايطى صورت مى گيرد كه مناطق كردنشين غرب ايران پس از آنكه حدود دو دهه آرامش نسبى را سپرى كرده بودند، هفته هائى بحرانى و درگيريهايى را پشت سرگذاشته اند كه قربانيانى گرفته است.
تاريخچه
سه سال پيش از تأسيس حزب دموكرات كردستان ايران، گروهى با عنوان «جمعيت احياى كرد» (كومه له ژيانه وى كورد) بنياد نهاده شده بود كه از آن با عنوان نخستين گروه سياسى كرد در ايران ياد مى شود؛ حزب دموكرات جانشين اين حزب شد و تشكيلات آن را به ارث برد.
حزب دموكرات در شرايطى كه با وجود پايان جنگ جهانى دوم مناطق شمالى ايران همچنان در اشغال ارتش شوروى قرارداشت اعلام موجوديت كرد و توانست پس از ۱۵۹ روز، نخستين دولت كرد را كه «جمهورى مهاباد» نام گرفت در مناطق كردنشين غرب ايران بنياد نهد، جمهورى اى كه يازده ماه بيشتر نپاييد.
با خروج ارتش شوروى، ارتش ايران «جمهورى مهاباد» را سرنگون ساخت؛ قاضى محمد، رئيس اين جمهورى و رهبر حزب دموكرات همراه با شمارى از سران حزب به دار آويخته شد و ديگر بازماندگان اصلى حزب و جمهورى نيز يا به حبسهاى طولانى مدت محكوم گرديدند يا موفق شدند به خارج، بويژه مناطق كردنشين شمال عراق بگريزند.
حزب دموكرات در تبعيد تجديد سازمان يافت و به حيات خود ادامه داد اما تا زمان انقلاب سال ۱۳۵۷ ايران، فعاليت علنى آن در كردستان منحصر به دوران نخست وزيرى محمد مصدق و دوره هاى كوتاه درگيريهايى مقطعى پس از آن بود كه بشدت سركوب شد.
در جريان انقلاب، حزب دموكرات توانست به رهبرى عبدالرحمن قاسملو دوباره در مناطق كردنشين غرب ايران پايگاهى گسترده براى خود فراهم آورد و با سقوط حكومت شاهنشاهى، كنترل مناطق كردنشين استان آذربايجان غربى و بخش اعظم مناطق سنى مذهب استانهاى كردستان و كرمانشاهان در دست حزب دموكرات و حزب كومله (در زبان كردى به معنى توده)، ديگر حزب عمده كرد قرار گرفت.
اما اندك زمانى پس از روى كار آمدن حكومت انقلابى، حزب دموكرات با تحريم همه پرسى اى كه براى تعيين نظام سياسى آينده ايران برگزار شد رودرروى حكومت جديد قرارگرفت و مخالفت خود را با نظام جمهورى اسلامى اعلام كرد، ارتش جمهورى اسلامى نيز همراه با نيروهاى سپاه تازه تشكيل پاسداران و بسيج وارد عمل شد تا كنترل مناطق كردنشين را از دست گروههاى كرد خارج كند.
بدين ترتيب درگيرى اى خونين آغاز شد كه به سركوب حزب دموكرات و حزب كومله و پناه بردن آنان به خارج از ايران انجاميد.
نيروهاى حزب دموكرات در عراق كه آن زمان در حال جنگ با ايران بود مستقر شدند و به حملات چريكى به مواضع نيروهاى جمهورى اسلامى ادامه دادند.
ضربات جمهورى اسلامى به پيكره حزب دموكرات نيز در خارج از ايران ادامه يافت.
عبدالرحمان قاسملو همراه با تنى چند از سران حزب در سال ۱۹۸۹ در وين ترور شد و جانشين او، صادق شرفكندى نيز در ترورى كه به شيوه مشابهى در سال ۱۹۹۲ در رستوران ميكونوس در برلين صورت گرفت همراه با تنى ديگر از سران حزب كشته شد.
حكومت جمهورى اسلامى ايران هيچگاه مسئوليت اين ترورها را نپذيرفته اما دست كم در مورد ترور صادق شرفكندى در برلين، مراجع قضائى اين شهر از مظنونيت خود به رهبران جمهورى اسلامى در اين زمينه سخن گفتند و تنى چند از عاليرتبه ترين مقامهاى ايران را به دادگاه فراخواندند.
اهداف و خط مشى
حزب دموكرات كردستان ايران از آغاز شعار خود را «دموكراسى براى ايران، خودمختارى براى كردستان» قرار داد و اين شعار را در كنگره سيزدهم خود كه سال گذشته برگزار شد به «ايران دموكراتيك و فدرال» تغيير داد.
رهبران حزب همواره بر ايرانى بودن حزب تأكيد كرده اند اما به عقيده مازيار بهروز، پژوهشگر تاريخ معاصر ايران و مورخ احزاب چپ ايرانى، تعريفى كه اين حزب از خودمختارى دارد چندان شفاف نيست.
وى مى گويد حزب دموكرات در سال ۱۳۲۴ كه اداره مناطق كردنشين را در دست گرفت، خود را پايبند به قانون اساسى مشروطه سلطنتى اعلام كرد و چنين اقدامى بر پايه اصل انجمنهاى ايالتى و ولايتى در قانون اساسى وقت ايران، امرى قانونى و مشروع بود اما شيوه اى كه در خودمختارى در پيش گرفت فراتر از اين چارچوب بود و رهبران بعدى حزب نيز تعريفى از خودمختارى دادند كه مرز آن با جدايى چندان مشخص نيست و فاصله زيادى با تجزيه ندارد.
حسن شرفى، جانشين دبيركل حزب دموكرات مى گويد اين حزب اگرچه در شرايط اشغال ارتش شوروى و نفوذ و اقتدار جنبهشاى چپ شكل گرفت اما هيچگاه نه تحت نفوذ اين كشور يا ديگر كشورها بوده و نه اينكه از ايدئولوژى خاصى تأثير گرفته است.
اما مازيار بهروز اعتقاد دارد كه برنامه هائى همچون اصلاحات اجتماعى و ارضى در خط مشى حزب دموكرات و ديگر شعارهاى آن ناشى از نفوذ انديشه هاى چپ است.
وى همين ويژگى در حزب دموكرات را نشانه مترقى و مدرن بودن آن نسبت به حركتهاى پيشين كرد مى داند كه بيشتر بر ساختار عشيره اى مناطق كردنشين استوار بودند و از اين نظر معتقد است كه اين حزب نماد دوران تازه اى در تحزب در ميان مردم كرد شد و نقطه عطفى در تاريخ جنبشهاى كرد گرديد.
اما همين مسئله ايدئولوژى و مرام سياسى و ميزان تأثيرپذيرى از افكار چپ، آن گونه كه حسن شرفى مى گويد از جمله عواملى شد كه حزب دموكرات را رودرروى حزب كومله، ديگر حزب عمده كرد قرار داد تاجايى كه اين دو حزب در شرايطى كه هر دو در حال مبارزه با جمهورى اسلامى با هدفى مشترك بودند به روى يكديگر اسلحه كشيدند.
كومله حزبى بود ماركسيستى- لنينيستى كه به گفته حسن شرفى، به حزب دموكرات به چشم گروهى مدافع بورژوازى مى نگريست و در عين حال بر سر اداره مناطقى كه تحت كنترل دو حزب قرار داشت با حزب دموكرات اختلاف داشت.
آقاى شرفى مى گويد رهبران هر دو حزب دموكرات و كومله اكنون از اينكه درگذشته با يكديگر درگير بودند متأسف و پشيمانند.
نفوذ و تأثيرگذارى
حزب دموكرات كردستان ايران هنوز نيز به فعاليت خود در خارج از ايران ادامه مى دهد و مدعى نفوذ و تأثيرگذارى در ميان مردمان كرد ايران است.
جانشين دبيركل حزب دموكرات مى گويد در انتخابات نسبتاً آزادى كه در دوران دولت محمد مصدق و پس از پيروزى انقلاب ايران برگزار شد، اغلب نمايندگان مناطق كردنشين از اين حزب انتخاب شدند (هرچند بعداً امكان حضور در مجلس نيافتند) و سابقه ديرينه حزب و شناخته شده بودن و جايگاه آن در سطح منطقه اى نيز عامل نفوذ حزب است.
وى شعارهاى آن دسته از مردم كرد كه حركت اعتراضى آنان به بحران اخير در ايران منجر شد را در راستاى شعارها و اهداف حزب دموكرات مى داند.
مازيار بهروز اعتقاد دارد كه اين حزب با توجه به جايگاه خود مى تواند در شرايط كنونى در جهت عقلانيتگرايى در حركتهايى كه در كردستان رخ مى دهد تلاش كند و با توجه به اينكه خود را ايرانى مى داند و به دنبال جدايى مناطق كردنشين اين كشور نيست مى تواند مانع از تندروى در اين حركتها و در خطر قرارگرفتن تماميت ارضى ايران شود.
مبارزه مسلحانه
حزب دموكرات هنوز داراى نفرات مسلح در عراق است و جانشين دبيركل حزب با تأكيد بر اينكه اين حزب همچنان به دنبال مبارزه با حكومت جمهورى اسلامى است مى گويد شيوه اى كه اين حزب براى مبارزه بر مى گزيند بستگى به برخورد طرف مقابل دارد اما اگر حزب ناچار شود دست به مبارزه مسلحانه نيز خواهد زد.
مازيار بهروز مبارزه مسلحانه را منافى موضعگيريهاى حزب دموكرات در قبال ترقيخواهى و دموكراسى نمى داند و اعتقاد دارد كه دست به اسلحه بردن جنبشهايى كه براى دموكراسى مبارزه مى كنند در صورتى كه شرايط ايجاب كند توجيه پذير است.
او براى نمونه به حزب كنگره ملى سياهان آفريقاى جنوبى تحت رهبرى نلسون ماندلا اشاره مى كند كه تا زمانى كه حكومت نژادپرست آفريقاى جنوبى امكان شركت به انتخابات را به آن نداد از راه مبارزه مسلحانه براى رسيدن به اهداف خود تلاش مى كرد.
آقاى بهروز مى گويد با توجه به اينكه جنبشهاى كرد هميشه مورد سركوب قرارگرفته بودند و در شرايطى كه حكومت جمهورى اسلامى حاضر نشد احزاب كرد را در نظام سياسى شركت بدهد، مبارزه مسلحانه آنها توجيه پذير است.
حزب دموكرات مبارزه مسلحانه اى را كه در ايران آغاز كرده بود در عراق و آن هم در شرايطى كه آن كشور در حال جنگ با ايران بود ادامه داد كه به بهاى نارضايتى و انتقاد بخش عمده اى از مردم ايران تمام شد.
حسن شرفى مى گويد اگرچه نيروهاى حزب دموكرات در شرايطى كه كشورشان تحت حمله عراق قرار داشت در خاك عراق پايگاه داشتند و با نيروهاى مسلح ايران مبارزه مى كردند اما هيچگاه دوشادوش نيروهاى ارتش عراق قرار نگرفتند و با شيوه متفاوتى مى جنگيدند.
وى مى گويد هنگامى كه جنگ ايران و عراق آغاز شد، رهبران حزب دموكرات به مقامهاى جمهورى اسلامى پيغام فرستادند كه اگر مسئولان اين حكومت به خواسته هاى ملت كرد اعتراف كنند و حتى عمل به اين خواسته ها را به پس از پايان جنگ موكول كنند حاضرند در كنار نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى به جنگ با ارتش عراق بپردازند اما اين خواسته پذيرفته نشد.
با اين حال، آگاهان بر اين باورند كه پناه جستن حزب دموكرات در خاك عراق در شرايط جنگى به اعتبار و جايگاه حزب نزد مردم ايران خدشه جدى وارد آورد.
حزب دموكرات و پژاك
اخيراً از گروه مسلحى با عنوان پژاك كه به وابستگى به حزب كارگران كرد تركيه (پ ك ك) به عنوان گروهى ياد مى شود كه در گسترش يافتن و شدت گرفتن نا آرامى اخير مناطق كردنشين غرب ايران نقش داشته است.
اين گروه تا به حال چندين درگيرى مسلحانه با مأموران نيروى انتظامى ايران داشته و تعدادى از اين مأموران را كشته است.
حسن شرفى به پژاك به ديد سوء ظن مى نگرد، چراكه به گفته وى، نه حكومت جمهورى اسلامى با اين گروه برخورد جدى مى كند و نه گروههاى كرد خارج از ايران اين گروه را جدى مى گيرند.
وى مى گويد كه پژاك تاكنون برنامه و اهداف خود را مشخص نكرده و حزب دموكرات آن را مخالف جدى جمهورى اسلامى نمى داند و مرام خود را نيز با آن سازگار نمى بيند.
|