Nimrooz
Vol. 17, No. 846, August 12, 2005
سال هفدهم - شماره ۸۴۶ - جمعه ۲۱ مرداد ۱۳۸۴
از لابلاى متون
نظرى به پى آمدهاى صدور فرمان مشروطيت (بخش دوم)
مليّون مى خواستند يك معلم از انگلستان بياورند كه ترتيب تشكيل مجلس و تدوين قوانين را به آنها بياموزد!
(به انگيزه نود و نهمين سالگرد صدور فرمان مشروطيت- ۱۴مرداد ماه ۱۲۸۵ خورشيدى)
در شماره پيش بدانجا رسيديم كه عملاً هنوز چند ماهى از تنظيم قانون اساسى نگذشته بود كه با تصويب متمم آن، آزادى ها محدود شد و اكنون بقيه قضايا:
البته با وجود محدوديت در آزادى كه با تصويب متمم ايجاد شد، نظام خودكامه و استبدادى شاه از بين رفته بود، اين موفقيت را بايد نتيجه روشن بينى و هشيارى و گذشت به موقع آزاديخواهان مشروطه خواه در مقابل نمايندگان مشروعه طلب دانست، ولى حقيقت اين است كه متمم قانون اساسى آزادى وجدان و بيان افكار را محدود كرد و محدوديتى را كه حكمت الهى و فلسفه دينى در برابر فلسفه عقلى و علمى ايجاد كرده بود محفوظ نگاهداشت و مانع رشد فلسفى شد. نتيجه اين امر ادامه احتياج و وابستگى به فلسفه غرب و نظام هاى محصول آن است. بى اطلاعى مردم، حتى آنها كه به اروپا سفر كرده بودند، از آزادى و نظام پارلمانى به حدى بود كه نمونه آن را مى توان در كتاب شرح زندگى رجال تحصيلكرده آن زمان و مطلعين از قبيل مخبرالسلطنه و ديگر سركردگان مبارزات مشروطه ديد.
داستان را از قول ناظم الاسلام (در كتاب تاريخ بيدارى ايرانيان) بشنويم:
او ذيل وقايع روز شنبه يازدهم شهر رجب ۱۳۲۴ (اوت ۱۹۰۶ ميلادى) مى نويسد:
«امروز تجار و آقايان مشغول نوشتن نظامنامه مى باشند. امروز عصر جناب شيخ الملك كرمانى كه تازه از انگلستان مراجعت نموده آمد بنده منزل و گفت: ما اهالى ايران تاكنون در خط مجلس و قانون حقوق نبوديم. اين مدارس هم كه تأسيس شده است چون تازه سن و شاگردانش مبتدى بوده اند، از اين علم حقوق و علم اداره بى ربط مى باشند. تجربيات ما در اين خطوط نبوده است. هر يك از ماها هم كه به خارج سفر كرديم اولاً آن كه در اين خيالات نبوديم، ثانياً آن جوانان ما كه جز اشتغال به عيش و عشرت و تماشاى مجالس تيارت و لهويات ديگر كارى نداشتند، پيران ما هم مشغول به كسب و تجارت و كار و شغل خويش بودند. امروز كه خداوند عالم علماى ما را موفق و مؤيد فرمود بر بيدارى مردم و همراهى از اهالى ايران و پادشاه ما زيادتر از توقع ما به ما داد، افسوس و هزار افسوس كه نه ما را علم و تجربيات خارجه است تا به آن ترتيب پيش ببريم و نه خودمان به حال خود فكرى مى كنيم. اشخاص مغرض هم در بين افتاده اند عماً قريب كار را خراب مى كنند.
دولت انگليس سال هاى دراز هر يك از نكات را دانسته و ضرر و نفع هر چيزى را ديده و از روى تجربه و علم به اين حال حاليه رسيده است. پس خوب است شما خدمت حضرت آقاى طباطبائى رسيده، محرمانه عرض كنيد يك نفر معلم از دولت انگليس بخواهند تا وضع مجلس و ترتيب مجلس و تدوين قوانين مجلس را به دستيارى او بكنند، چه اين مجلس بايد در امور مملكتى و وضع قوانين دولتى مذاكره نمايد و تشكيل و ترتيب و وضع آن ربطى به دين و مذهب ندارد.
بالاخره بنده نگارنده (ناظم الاسلام) و جناب شيخ الملك در اول غروب امروز خدمت آقاى طباطبائى رسيده و چون اجنبى در مجلس نبود عنوانِ مقصود را نمودم. حضرت آقا تا يك اندازه قبول فرمودند و نزديك بود به همين منوال امر بگذرد كه دكتر رضاخان- كه حاضر در مجلس بود گفت: ما معلم از خارجه لازم نداريم. چند نفر عاقل دور هم نشستن و مشورت نمودن معلم نمى خواهد و كارى بزرگ و مشكل نيست....
معجلاً اين دكتر اينقدر گفت تا اهل مجلس با او هم رأى شدند و حضرت آقا را از اين خيال منصرف نمودند، ما هم كه چنين ديديم ساكت شديم...»
مخبرالسلطنه برادر صنيع الدوله داماد شاه و اولين رئيس مجلس ايران كه خودش شاهد عينى بوده و در آن روزها نقش مهمى داشته، در كتاب خاطرات خود وضع ايران آن روز را چنين شرح مى دهد:
«اسلوب حكومت ايران البته به شيوه بدوى و ملوك الطوايفى بود و به آن شيوه عادت داشتند. مشروطه عنوانى است كه از صد، نود و نه نفر نمى دانند. دعات (دعوت كنندگان) نان دو زرع و كباب يك وجب پهنا وعده به مردم مى دادند!»
سرانجام در جلسه ۲۷ جمادى الاخر كه به رياست و زعامت عضدالملك تشكيل شده بود نظامنامه انتخابات به تصويب رسيد. اين نظامنامه كه در ۲۳ ماده بود روز چهارشنبه ۱۶ رجب براى امضاى شاه فرستاده شد و روز شنبه ۱۹ رجب ۱۳۲۴ به امضاى مظفرالدين شاه رسيد.
هدايت مى گويد: «نظر به مقتضيات وقت صلاح را در انتخابات طبقاتى (صنفى) ديديم و مدلول دستخط هم همين بود.»
انتخابات اصناف و علما در مدرسه نظام شد و انتخابات اعيان به رياست ناصرالملك در كاخ گلستان صورت گرفت. ترديدى نيست كه با اين نظامنامه انتخابات در حدود ۸۵درصد مردم ايران كه كشاورز و ده نشين بودند فاقد نماينده مى بودند. به علاوه تناسبى بين عده نمايندگان و افراد هر طبقه يا صنف نبود، با اين همه بايد پذيرفت برداشتى كه از دستخط شد و تصميم تهيه كنندگان نظامنامه به نحوه انتخابات صنفى با توجه به اوضاع روز و همچنين با توجه به سوابق و سنن ايران منطقى بوده است.
قرار بود مجلس در ساختمان بهارستان كه قبلاً به ميرزاحسين خان سپهسالار تعلق داشت تشكيل شود. علما بهانه آوردند كه مطابق شرع رضايت صاحب ساختمان يعنى ورثه سپهسالار لازم است (چون از زمان فوت سپهسالار اموال او به ضبط درآمده بود). چون بعضى ورثه در تهران نبودند قرار شد مجلس در مدرسه نظام قديم در ارك همايون تشكيل شود.
روز ۱۸ شعبان دارالشوراى ملى با حضور نمايندگان در كاخ گلستان و حضور مظفرالدينشاه افتتاح شد.
شاه مريض با صداى مرتعش گفت: «ده سال است آرزوى اين روز را داشتم الحمدلله كه به مقصود رسيدم.» سپس پاكتى به نظام الملك داد و گفت: «اين نطق ماست بخوان.»
شاه پس از پايان مراسم افتتاح رفت و نمايندگان به مدرسه نظام رفتند. صنيع الدوله داماد شاه به رياست مجلس، وثوق الدوله نايب رئيس اول، امين الضرّب نايب رئيس دوم انتخاب شدند و عده اى موظف به نوشتن نظامنامه داخلى مجلس شدند. به اين ترتيب مظهر نظام پارلمانى كه حضور و اجتماع نمايندگان مردم بود بعد از جانفشانى ها و فداكارى هاى بسيار به وجود آمد...»
(برگرفته از كتاب «مشروطه اى كه نبود» تأليف زنده ياد احمد توكلى ديپلمات و سفير رژيم شاهنشاهى. نويسنده فقط در اين كتاب به تفصيل درباره علل ناكامى نظام پارلمانى در ايران به استناد مدارك و شواهد و روايات قلمفرسائى كرده كه بخشى از آن دوران معاصر را نيز در برمى گيرد. متأسفانه امكان نقل همه مندرجات و حتى برگزيده مطالب آن در اين ستون وجود ندارد و علاقه مندان مى توانند براى آگاهى بيشتر به متن اين كتاب از انتشارات پر در آمريكا مراجعه نمايند-نيمروز) .

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
خواندنى ها
اينترنت و وبلاگ
مقاله ها
جدول
گزارش
بازتاب
جهان
ايران
افغانستان
داستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
خانواده
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   • 
•   خواندنى ها   •   اينترنت و وبلاگ   •   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   بازتاب   • 
•   جهان   •   ايران   •   افغانستان   •   داستان   •   تاريخ   •   شعر   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   خانواده   •   فال هفته   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •