Nimrooz
Vol. 17, No. 846, August 12, 2005
سال هفدهم - شماره ۸۴۶ - جمعه ۲۱ مرداد ۱۳۸۴
دكتر مصطفى الموتى
روز شمارزندگى محمد حجازى (مطيع الدوله)
002967.jpg
الموتى
۱-محمد حجازى در سال ۱۲۷۹ شمسى در تهران متولد شد.
پدرش از مستوفيان دربار قاجار بود كه (مطيع الدوله) لقب گرفت.
۲-محمد حجازى پس از تحصيلات مقدماتى به اروپا رفت و رشته ارتباطات و پست و تلگراف را طى كرد و در مراجعت مديركل وزارت پست و تلگراف و رئيس روابط عمومى آن وزارتخانه شد.
۳-محمد حجازى كه لقب (مطيع الدوله) بر او برازنده بود قلم شيوائى داشت و آثار لطيف و جذابى را به يادگار نهاده است، خود مى نويسد كه قبل از شهريور و شغل و مقام مرا گرفت در سازمان پرورش افكار به تملق گوئى پرداختم. ولى نوشته هايم بى رنگ و بو بود.
۴-مطيع الدوله حجازى كه مدتى معاون نخست وزير و سرپرست تبليغات بود پنج دوره سناتور شد و مدتى رئيس فراكسيون حزب ايران نويسن در مجلس سنا بود. به زبان هاى فرانسه و انگليسى تسلط داشت.
۵-منصوره حجازى همسر مطيع الدوله نيز دست به قلم داشت و نقاشى مى كرد.
۶-مطيع الدوله حجازى كه در ميان نويسندگان مقام ممتازى داشت زيرا نوشته هايش به زيور سهل و ممتنع آراسته بود. در دى ماه ۱۳۵۲ در ۷۴سالگى درگذشت.
مطيع الدوله حجازى و آثار ارزنده اش
يكى از نويسندگان خوش قريحه اى كه زيبا مى نوشت مطيع الدوله حجازى بود. مدت ها در اروپا به تحصيل و به مطالعه پرداخته زبان هاى انگليسى و فرانسه را فرا گرفت و در مراجعت به كار در وزارت پست و تلگراف پرداخت و ضمناً مجله (ايران امروز) را منتشر ساخت و در كانون پرورش و افكار كه ساخته و پرداخته دوران سلطنت رضاشاه بود از سخنگويان به شمار مى رفت.
مدتى سرپرست اداره تبليغات و معاون نخست وزير شد. در دوره هاى دوم و سوم و چهارم و پنجم مجلس سنا گاهى سناتور انتصابى و زمانى سناتور انتخابى بود. هنگام تأسيس حزب ايران نوين رهبرى فراكسيون پارلمانى حزب را در مجلس سنا برعهده داشت. از رجالى بود كه با روش ملايم خود همه گروه ها را راضى نگه مى داشت و تا پايان عمر توانست مقام خود را حفظ كند و ضمناً در محافل ادبى و در جامعه نويسندگان نيز از احترام خاصى برخوردار بود.
حسن مرسلوند در معرفى او مى نويسد: محمد حجازى در سال ۱۲۷۹ شمسى در تهران متولد شد. پدرش از مستوفيان دربار قاجار بود كه مطيع الدوله ملقب گرديد و بعد از فوتش اين لقب به فرزند او داده شد. تحصيلات مقدماتى را در مدرسه سن لوئى به پايان رسانيد و مدتى در اروپا به تحصيل و مطالعه كرد و در وزارت پست و تلگراف به كار مشغول گرديد و رئيس حمل و نقل بين المللى و رئيس كابينه وزير و مدير مجله (ايران امروز) شد و رياست كلاس نامه نگارى را هم عهده دار بود و سال ها عضو هيأت تحريريه اداره تبليغات بود كه مديركل تبليغات گرديد.
وقتى رضاشاه كانون پرورش افكار را تأسيس نمود حجازى در رأس كميسيون مطبوعات و كميسيون نمايش و موسيقى و سخن رانى قرار گرفت.
بعد از شهريور ۲۰ حجازى در روزنامه ها و مجلات مقالاتى مى نوشت و كتاب هائى منتشر مى ساخت از جمله در روزنامه باباشمل چنين نوشت:
(چون به وطن مالوف مراجعت كردم تا وقتى كه قلب و قلمم رنگ تعلق زمانه را به خود نگرفته بود الحق زيبا مى نوشتم و خودم از اين شيرينى بيان و تازگى اسلوب لذت مى بردم. پير و جوان طالب آثارم بودند و مرد و زن كتابهايم را خريدارى مى كردند. اما نمى دانم چه شد عشق مقام به كله ام زد و يا رندان ماجراجو به گرمى بازارم حسد بردند، عوض شدم يا عوضم كردند. يك وقت خود را در سالن پرورش افكار ديدم كه زبان سرخ رها كرده همانطور كه عنصرى درباره فتح سومنات قصيده مى خواند من نيز درباره عمليات ديكتاتور فقيد داد فصاحت و بلاغت مى دادم هر چه الفاظ زيبنده و تعبيرات دلپذير از پير استاد به خاطر داشتم روى دايره ريختم ولى.... مجله اى به دستم دادند و گفتند بايد بنويسى و وضعيت ايران ديروز را به خوبى مجسم كنى. نوشتم ولى مثل كسى كه در خواب راه مى رود و به مقصد نمى رسد. نوشتجاتم همه بى رنگ و بى حاصل بود. آينه پندارم رنگ گرفته بود»... مطيع الدوله حجازى با سبك نو و مطلوبى كه در نويسندگى پديد آورد مورد پسند همگان قرار گرفت و نام او در رديف نويسندگان درجه اول بود منتهى شركت او در سازمان پرورش افكار از اعتبار او كاست. حجازى در سال ۱۳۱۱ همچنين مجله پست و تلگراف را منتشر كرد. آثار فراوانى از مطيع الدوله به جاى مانده كه نام بعضى از آنها چنين است (آينه، آهنگ، انديشه، پروانه، پريچهر، سخنان جاويد، تلگراف بى سيم حكمت اديان، رويا، خلاصه تاريخ ايران تا انقراض قاجاريه، زيبا، رشد شخصيت، ساغر، روانشناسى يا جبر و اختيار، سرشك، شادكامى، عيش پيرى و راز دوستى، كمال الملك، محمودآقا را وكيل كنيد، ميهن ما، نسيم، نمايشنامه حافظ، هزار سخن، هما، سلامت روح، حكمت اديان و آرزو.
مطيع الدوله حجازى نوشته هايش به زيور سهل و ممتنع آراسته بود. در ۲۱ سالگى كتابى از زبان فرانسه در فن باغبانى ترجمه كرد. همسرش مريم (منصوره حجازى) نيز دست به قلم داشت و داستان مى نوشت و نقاشى مى كرد. آنها مشتركاً مجله (ايران امروز) را منتشر مى نمودند و صاحب يك فرزند شدند.
دكتر عاقلى مى نويسد: محمد حجازى در سال ۱۲۸۰ شمسى در تهران متولد شد. پدر و مادرش از اهالى تفرش بودند. پس از پايان تحصيلات در ايران به فرانسه رفت و در رشته هاى علوم سياسى و الكتريسيته و بيسيم تحصيل كرد و به ادبيات فرانسه آشنا شد. در مراجعت به ايران مترجم وزارت پست و تلگراف گرديد. در آنجا مدارج ترقى را طى كرد. از طرف داور رئيس دفتر وزير دارائى شد و چندى نمايندگى تبليغات فرانسه را بر عهده داشت. مشاغل ديگرش عبارت بودند از عضويت در فرهنگستان، رياست انتشارات و تبليغات، معاونت نخست وزير در كابينه علاء و مصدق و سناتورى تهران به مدت ۱۸ سال.
از جوانى به نوشتن پرداخت و اولين كتاب او (زيبا) نام داشت و داستان نيمه واقعى از زندگى دوره قاجاريه بود. كتاب ديگرش به نام انديشه و كتابى بنام باباكوهى مورد توجه خاص قرار گرفت. نوشته هايش خوانندگان زيادى داشت و برخى نيز ترجمه شده و چند نمايشنامه از او به روى صحنه آمد از قبيل (محمودآقا را وكيل كنيد) ولى معروف ترين كتابش (زيبا و آينه) است. در سال ۱۳۱۷ روزنامه دولتى (ايران امروز) به او سپرده شد. با اين كه مورد حمايت سرپاس مختارى بود در اين باره موفقيتى نداشت. با كمال الملك نقاش معروف حشر و نشر داشت و شرح حالى از او تهيه كرد كه خيلى مورد توجه قرار نگرفت. در سال ۱۳۵۲ خود را از همه كارها كنار كشيد و زندگى را ترك گفت.

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
خواندنى ها
اينترنت و وبلاگ
مقاله ها
جدول
گزارش
بازتاب
جهان
ايران
افغانستان
داستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
خانواده
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   • 
•   خواندنى ها   •   اينترنت و وبلاگ   •   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   بازتاب   • 
•   جهان   •   ايران   •   افغانستان   •   داستان   •   تاريخ   •   شعر   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   خانواده   •   فال هفته   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •