آخوند احمد جنتى مى گويد: ما خربزه مى خوريم و پاى لرزش هم مى نشينيم
البته سال هاست كه او و همپالكى هايش خربزه مى خورند اما مردم ايران پاى لرزش مى نشينند و آقايان علما!! جايشان گرم است و نرم و خيالشان راحت!
آخوندهاى دربار قاجار هم كه پادشاهان قاجار را وادار كردند به جنگ روس بروند و كفار را قلع و قمع كنند و گفتند سپاه امام زمان همراه آنهاست... خودشان كه به جبهه نمى رفتند، در مخده هاى مخملين خود لم مى دادند و ورد مى خواندند و هنگامى كه سپاه «ايمان»! از لشگر كفر شكست خورد و هفده شهر قفقاز را تسليم كفار كردند، گناه را گردن مرد دلاورى چون عباس ميرزا انداختند كه با آن حقه بازها ميانه اى نداشت و مدعى شدند كه ايمان درستى نداشت و حضرت به او يارى نرساند!
حالا هم در ماجراى اتم، با صداى خروس مانندش مى گويد: اين اروپائى ها و آمريكائى ها عقل ندارند و از خداوند مى خواهد كه به حق محمد و آل محمد به آنها عقل بدهد و معلوم نيست با اين ياوه ها كه مى بافد خودش مى داند عقل چيست و فرداى حادثه، رونشان خواهد داد!
همشهرى ما خم شده بود و با لبش از جوى آبى، آب مى خورد، يكى رسيد و گفت:
-اين جور آب نخور، عقلت كم مى شود
سربلند كرد و پرسيد: عقل چيه؟! ....
گفت: بخور جانم، بخور....
راستى را كه سعدى بزرگوار ما قرن ها پيش، اين جماعت را چه خوب شناخته بود كه فرمود:
به آدمى نتوان گفت ماند اين حيوان
بجز عمامه و دستار و نقش بيرونش
بگرد در همه اسباب و مُلك هستى او
كه هيچ چيز نيابى حلال جز خونش
شرنگ