Nimrooz
Vol. 17, No. 846, August 12, 2005
سال هفدهم - شماره ۸۴۶ - جمعه ۲۱ مرداد ۱۳۸۴
سياوش اوستا
ترانه هاى مذهبى مدرن با آهنگ هاى لس آنجلسى، رهبر را خوش نيامد!!
003597.jpg
عباسى
چندى پيش كه يكى از دوستان مهربان از سفر ايران برگشته بود و من در لندن بودم، برايم يك DVD از اجراى يك مراسم مذهبى آن هم در شهر مقدس مشهد آورده بود.
يك جوان خوش تيپ كه پشت سرش تصوير بزرگ گنبد و بارگاه امام رضا بود مشغول زدن ارگ بود و جوانى ديگر ميكروفون به دست ترانه هاى مذهبى مى خواند آن هم با موزيك شادِ شاد خانم شهره صولتى، يعنى موزيك همان بود اما شعر را آنها عوض كرده بودند ترانه اين بود:
چشم خمار زهرا
چرا نكشت ما را
در شب قدر واويلا
زهرا كجائى زهرا
از ما جدائى زهرا
نزد كيائى زهرا؟
لى لالالاى لاى لاى....
هم جوان خواننده و هم نوازنده كى برد همچنان كه سرگرم كار خود بودند با كمر و شانه و سر و دست هاى خود قرهائى هم مى دادند. مهندس امير شجره نيز كه با من شاهد تماشاى DVD بود پيشنهاد كرد كه هر چه زودتر ما شرحى به اين كار بگوئيم تا از پارس تى وى پخش شود.
چند ماهى گذشت و هنوز كار ما يعنى شرح ما بر آن كليپ فاطمه زهراى بچه هاى مشهدى به پايان نرسيده كه خبر اينگونه كارها به گوش رهبر جمهورى اسلامى رسيده و هفته پيش پس از اجراى مراسم مداحى در حضور آقا، سيدعلى آقا به موعظه پرداخته و مداحانى را كه از خط ولايت خارج شده اند سرزنش كرد. زيرا جوانان رند ايرانى به عنوان مداح اهل بيت ترانه هاى شاد رقصى را شكل و شمايل دينى داده و كشور را پر كرده اند...
سخنان سيدعلى خامنه اى بسيار مهم و شنيدنى است كه بايد در تاريخ بماند. زيرا شخص ايشان وجود كنسرت هاى مذهبى را با بهانه كردن تولد حسن و حسين و فاطمه و عباس و على تأييد مى كنند و از همه مهمتر از محتواى لس آنجلسى بودن كارها يعنى ترانه ها و آهنگ ها نيز سخن مى گويد.
خامنه اى مى گويد:
«چيز ديگرى كه بنده در بعضى از خوانندگان جلسات مداحى اطلاع پيدا كردم استفاده از مدح ها و تمجيدهاى بى معناست...
فرض كنيد راجع به حضرت اباالفضل صحبت مى شود بنا كنند از چشم و ابروى آن بزرگوار تعريف كنند. مثلاً قربون چشمت بشم. مگر چشم قشنگ در دنيا كم است؟ مگر ارزش او به چشم هاى قشنگش بوده؟»
منظور آقا خامنه اى به ترانه هائى است كه امروزه در ايران دست به دست مى گردد و چون ترانه هائى از آمريكا آمده موجب مزاحمت مردم مى شود، هنرمندان داخل كشور اشعار را عوض كرده و با همان آهنگ ها و در به اصطلاح مراسم مولودى خوانى كه به بهانه تولد امامان و غيره برگزار مى شود اين آثار را با موزيك مى خوانند كه صدا و تصوير آنها به سمع و نظر رهبر هم رسيده است مشخصاً يكى از اين ترانه ها كه آقاى خامنه اى به آن اشاره مى كند اينگونه آغاز مى شود:
چشماى مستت عباس
بازوى رستت عباس
سوار اسبت عباس
منو كشته منو كشته يا همه مارو كشته
ناى ناى لالاى لى لاى لالاى لاى نى ناى نى ناى
آقاى خامنه اى در همين سخنرانى ادامه مى دهد كه:
«ارزش حسين و اباالفضل در اينها است نه در قد رشيدش يا بازوى پيچيده اش قد رشيد كه خيلى در دنيا هست ورزشكاران زيبائى اندام كه خيلى هستند...»
منظور سيدعلى خامنه اى در اين كلام مشخصاً به اين نوع ترانه ها است:
حسين جون فدات شم
فداى اون قدت شم
قربون اون چشات شم
قد رشيدت آقا
كشته همه ما را
يه سر بزن بخونه
جمله مى شيم ديوونه
*خود من كه در روزگارانى نه چندان دور در اخلمه و نو قندر شاهد مريم خوانى آقاى خامنه اى آنهم با تار ايرانى بوده ام از ناراحت شدن وى در رابطه با رندى مداحان جوان و جديد متعجب نيستم، آن روزى كه آن دوست مهربان اين DVDها را از ايران براى من آورد من فكر كردم كه اگر آنها را در يك برنامه تلويزيونى مطرح كنم، برخى از خشكه مقدس ها گمان خواهند كرد كه آن ترانه خوانى ها ساختگى است و ما خودمان در جهت مبارزه با خرافات آنها را تهيه كرده ايم، اما امروزه كه شخص سيدعلى خامنه اى به عنوان رهبر جمهورى اسلامى آن هم در شرايط حساس سياسى جهانى كه مسئله اتم ايران و رئيس جمهور شدن حاج محمود و غيره مطرح است. اين مسائل را علناً تأييد و نقل مى كند آدمى را به فكر فرو مى برد كه اين عنصر هميشه تحول خواه ايرانى در طول تاريخ سعى كرده است تا با توسل جستن به همان آئين و قوانين ستمكاران حاكم، به گونه اى مقاومت و تحول خواهى ملت بزرگ ايران را دنبال كند...
جريان چشم خمار، ابروى كمانى و بينى قلمى ائمه اطهار در ترانه هاى بچه هاى تهران و مشهد و قم و اصفهان و شيراز نيز به گوش آقا رسيده است، آقاى خامنه اى ادامه مى دهد:
«اما اين كه ما همش بيائيم روى ابروى كمانى و بينى قلمى و چشم خمار اين بزرگواران تكيه كنيم اين كه مدح نشد... در فضاهائى اين كار خوب نيست... من شنيده ام در مواردى از آهنگ هاى نامناسب استفاده مى شود، مثلاً فلان خواننده طاغوتى يا غير طاغوتى شعر عشقى چرندى را با آهنگى خوانده حالا ما بيائيم در مجلس امام حسين و براى عشاق امام حسين ترانه در اين آهنگ بريزيم؟ و بنا كنيم آن را خواندن؟ اين خيلى بد است، خودتان آهنگ بسازيد، آهنگ هاى خوب مخصوص مداحى بسازيد...»
از قرار معلوم سيدعلى آقا خامنه اى تمامى ويدئوها و DVDهاى رندان ايرانى را ديده و گوش كرده است زيرا يكى از همين به اصطلاح مداحان شش و هشتى و جازى خوان ترانه هائى براى فاطمه زهرا و فرزندانش دارد با همين اشاراتى كه رهبر مى فرمايد:
يا اون كمون ابروت
حُسن و جمال و اون روت
منو كشته منو كشته
در رابطه با بينى قلمى نيز كه رهبر جمهورى اسلامى به آن اشاره مى كند:
آن بينى قلميت
قلم شد، واويلا واويلا
الهى كه دستاشون قلم شه
ايشاءالله ايشاءالله
ياد تو و ببينيت- ياد تو و ببينت!
همراه اُم و بى بيت
در دل جملگيمون
هميشه ماندگاره
هميشه ماندگاره
لاى لاى لاى لالاى
لى لالاى لاى لالاى.....
رهبر جمهورى اسلامى در اين نطق تاريخى دو اشتباه اطلاعاتى بزرگ نيز مى كند.
نخست اين كه از علامه طباطبائى به عنوان يك عالم بزرگ اسلامى ياد مى كند كه هانرى كربن در برابرش زانو مى زده است. غافل از آن كه اگر هانرى كرين ها و شخص بنده در برابر علامه طباطبائى زانو مى زديم به خاطر افكار و انديشه هاى ميترائى و مهرى ايشان بود. استاد طباطبائى در خلوت و به كسانى كه به آنها ايمان و اعتقاد و اعتماد داشت مى گفت كه همه چيز از مهر است و ميترا! و ما با تازش تازيان به قهقهرا رفتيم حتى اين بزرگوار سروده اى در همين رابطه دارد كه نازنين خوش الحان شهرام ناظرى آن را بسيار زيبا اجرا كرده است. «كيش مهر» و در آنجا علامه طباطبائى تأكيد قاطع مى كند كه كيش او كيش مهر است و بس.
نكته دومى كه رهبر جمهورى اسلامى توجه نكرده است كلمه و يا نام طاغوت است كه بمانند بسيارى از واژه ها و نام هاى ديگر در زبان «عرب- پارسى» ما خوب كه معنى نشده است. بدهم جا افتاده است.
(تاگوت) طاغوت در زبان حبشى به پادشاه كشور و يا استاد و رب سرزمين مى گفته اند همچنان كه فرعون. واژه اى بوده است كه براى حاكمان و پادشاهان مصر استفاده مى شده است كه در زبان عرب به آن رب مى گويند و طاغوت و فرعون همزمان كه معنى پادشاه و حاكم را مى داده است، معنى مربى و استاد و تربيت كننده را نيز در خود داشته است. اما چون در زبان تازيان رب را به مانند خدا گرفته اند، نه به معناى استاد و مربى.... از صدها سال پيش معنى وارونه و واژگونى به آن داده اند.
و من واقعاً نمى دانم كه كى و كجا اين ملت بزرگوار ولى بدشانس ما فرصت خواهد داشت تا اين غلط ها و اشتباهات كلامى و ترجمه اى را در فرهنگ گويش و نوشتارى خود ترميم كند. بدبختى به آن حد است كه چون در زبان تازى حروف پ، چ، ژ، گ وجود ندارد، بسيارى از كلمات پارسى ما رنگ و قيافه عوضى گرفته و ۱۴۰۰سال هم هست كه مانده است و حتى اساتيد دانشگاه و نويسندگان و اصحاب مطبوعات هم هنوز كه هنوز است مثلاً پارسى را فارسى مى گويند و مى نويسند همچنان كه اتاق را اطاق و توس را طوس مى نويسند؟ www.awesta.net

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
خواندنى ها
اينترنت و وبلاگ
مقاله ها
جدول
گزارش
بازتاب
جهان
ايران
افغانستان
داستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
آخر هفته
حوادث
خانواده
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   • 
•   خواندنى ها   •   اينترنت و وبلاگ   •   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   بازتاب   • 
•   جهان   •   ايران   •   افغانستان   •   داستان   •   تاريخ   •   شعر   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   آخر هفته   •   حوادث   •   خانواده   •   فال هفته   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •