بيانيه انصار حزب الله:
وزارت اطلاعات بايد به وضع سابق خود بازگردد- انصار حزب الله
انصار حزب الله با صدور بيانيه اى با عنوان «دوران جديد مسئوليت هاى ما» با انتقاد از دستگاه قضائى خواهان برخورد شديدتر اين تشكيلات با رسانه ها شده و مى گويد وزارت اطلاعات بايد به وضع سابق خود بازگردد تا بتواند مأموريت خود را انجام دهد. وزارت اطلاعات در زمان رياست جمهورى خاتمى و پس از انجام قتلهاى سياسى ونجيره اى توسط اين وزارتخانه تا حدودى پاكسازى شد.
انصار حزب الله در بيانيه خود تشكيل و استقرار دولت محمود احمدى نژاد را «حلقه مفقوده در زنجيره انقلاب اسلامى» خوانده و آن را پديده اى بسيار مبارك دانسته كه در جهت گيرى انقلاب اسلامى گامى اساسى به شمار مى رود. انصار حزب الله با اشاره به سابقه انقلاب اسلامى و وجود آنچه خط نفاق خوانده اند، خواهان يكدست شدن بيشتر نظام و استمرار در پالايش نيروهاى خودى شده اند تا به قول بيانيه «در فرصت هاى پيش رو، پالايش زلال انقلاب از خس و خاشاك و آلودگى هاى نفاق ميسر شود» زيرا به قول انصار حزب الله «مبارزه با عوامل معاند و مزاحم و علف هاى هرز در اجتماع، يگانه راه بقاى عزت و شرافت جامعه است» و به اين دليل است كه «دستان پر توان حزب الله» ، قصد كرده تا «شرنگ تلخ ذلت و رسوايى به كام نفاق» بريزد.
در بخشهايى از بيانيه انصار حزب الله به جريان شانزده ساله اخير اشاره شده كه به بى اعتقادى و پشت پا زدن و مبارزه و ستيز با اعتقادات اصيل دينى مردم انجاميده اما توضيحى داده نشده كه آيا منظور انصار حزب الله از شانزده سال اخير دوران حكومتهاى هشت ساله اكبر هاشمى و محمد خاتمى است يا شانزده سالى كه از حكومت آيت الله خامنه اى به عنوان رهبر انقلاب و رئيس واقعى نظام اسلامى مى گذرد.
انصار حزب الله در بيانيه خود مى نويسد: استقرار دولت جديد و تكميل حلقه مفقوده در زنجيره انقلاب اسلامى قطعا پديده اى بسيار مبارك است و لااقل در تصحيح جهت گيرى اصيل انقلاب گامى اساسى به شمار مى رود. اين تحول جديد كه دست عنايت حق در فرآيند تحقق آن به روشنى نمودار است عرصه اى جديد از مسئوليت و ايفاى نقش را فراروى انقلابيون قرار مى دهد و اهتمام جدى و تلاش و توان مضاعف مى طلبد. و اگر در دوران غيبت كبراى حضرت ولى عصر (ع) وظيفه و رسالت ياوران صديق او برپايى دولت كريمه است، قهرا بازشناسى شاخصه هاى چنين دولتى نخستين ضرورت اين راه است. عزت اسلام و مسلمين و ذلت نفاق و منافقان در جبهه داخلى و آنگاه نداى دعوت به حكومت حق و عدل مهدوى در پهنه جهان از مقدمات و زمينه هاى ظهور دولت الهى و عدالت گستر آن حضرت و طليعه آغازين انقلاب جهانى امام عصر عليه السلام محسوب مى شود.
بنابراين دو ويژگى عزت اسلام و ذلت نفاق اساسى ترين معيار براى تعيين راهبرد اساسى در عصر غيبت و وظيفه راستين تلاشگران و پيش قراولان عصر ظهور است. اين راهبرد در مقطع كنونى از تاريخ انقلاب، ساز و كارهاى ويژه تحقق خود را مى طلبد.
نويسندگان اين بيانيه درباره عزت اسلام و مسلمين خاطرنشان كرده اند كه صرف نظر از كج پندارى هاى كسانى كه حاضر نبودند مبارزه با فقر و رفع تبعيض را در شعارهاى صورى خود نيز رعايت كنند، در دولت عدالت، مبارزه مستمر با اين دو پديده زشت و عزت شكن، دو راهكار اساسى براى وصول به هدفى برتر است، كه همانا تسهيل در اجراى دستورات دينى و حاكميت قوانين الهى در جامعه است. اصولا جامعه عزتمند همان جامعه اى است كه در آن، شرايط عبوديت و بندگى فراهم باشد و لاغير.
در ادامه اين بيانيه با بيان اين كه ضرورت بازآفرينى و تثبيت ارزش هاى به تاراج رفته انقلاب كه بسيارى از آن ها معلول حاكميت افكار ليبرالى و غرب گراست، داشتن حوصله اى فراخ و مجاهداتى مخلصانه است، آمده است: ارزش هائى كه عمده آن ها ميراث گرانسنگ خون شهداى مظلوم دوران انقلاب و جنگ تحميلى بوده و در راس آن ها دو فريضه حياتبخش امر به معروف و نهى از منكر به مثابه ضامن اساسى تحقق خير و صلاح و دفع شر و فساد در اجتماع است و ديرى است كه از رهگذر كم لطفى و بلكه وارونه نگرى سابق به طاق نسيان رفته و ساز و كارهاى آن منكوب شده است.
رواج فرهنگ نقد سازنده و ايجاد فضاى اميد و تلاش و تحقق وعده بركات معنوى و مادى خداوند به جامعه اسلامى، فقط و فقط در گرو احيا و پاسدارى و اجراى اين دو فريضه واجب و مقدس است و حكومت صالحان با صرف نظر از اين دو ركن اساسى، كذب محض بوده و در ميزان عقل و شرع ساقط است و هيچ عزتى بدون اين دو ركن متصور نيست. ظهور و بروز پديده اى به نام اصولگرايى و كسب حاكميت سياسى، از پديده هاى عزيزالوجود اين دوران است. مناديان اصولگرايى و حاميان بى ادعاى آن، همان نيروهاى صديق حزب الله و توده هاى محرومان جامعه اند. اين پيوند مبارك و اين جبهه فراگير به عنوان برترين پشتوانه حكومت مردمى، بايستى مورد اعتنا و تثبيت و تحكيم باشد.
عزت ما در گرو همين وحدت و اتحاد است و اين اتحاد شرط لازم و ضرورى براى بقاى نظام اسلامى و گسترش ارزش هاى آن است.
صادركنندگان اين بيانيه هم چنين در مورد ذلت نفاق و منافقان آورده اند: اصولا خداوند سرنوشت هيچ ملتى را جز با اراده و تلاش آنان رقم نمى زند. مبارزه با عوامل معاند و مزاحم و علف هاى هرز در اجتماع، يگانه راه بقاى عزت و شرافت جامعه است وگرنه هيچ دستاوردى، از دستبرد كفار بى نشان و منافقان در امان نيست.
هر چه جريان مومنان عزتمدار در جامعه پرصلابت تر ظاهر شود، توطئه و تقلاى جريان نفاق پيچيده تر مى شود و اگر چه در جدال هميشگى حق و باطل، جبهه حق هميشه پيروز ميدان است اما شرط آن بازشناسى دقيق نفاق و افشاى چهره هاى پر تزوير و رنگارنگ منافقان است تا مبادا در جبهه حق شكاف و رخنه اى ايجاد كنند.
يكى از خيرات قهرى دوران خاتمى فرصتى بود تا از رهگذر آن بازشناسى جريان هاى نفاق بى پرده و نقاب ممكن شده و در فرصت هاى پيش رو، پالايش زلال انقلاب از خس و خاشاك و آلودگى هاى نفاق ميسر شود. اينك همان زمان فرا رسيده است. اين فرصت مغتنم و شايسته قدرشناسى است.
اكنون به جاست تا پرده هائى از جريان نفاق منافقان، با لحاظ سابقه و لاحقه آنان مورد مداقه قرار گيرد، تا از رهگذار آن علاوه بر تامين و ضمانت جريان انقلاب، رهاورد شوم توطئه هاى نفاق دامنگير خود آنان شود.
انصار حزب الله معتقدند: جريانى كه به ويژه در شانزده ساله اخير به بهاى بى اعتقادى، پشت پا زدن و بلكه مبارزه و ستيز با اعتقادات اصيل دينى مردم، دفاع از رأى و خواست مردم را بهانه و دستاويز كرده بود، هم اينك بى آبرو شده است. اكنون تمامى خواسته هاى ملت بر اعتقادات آنان منطبق است و مجلس و دولتى برآمده از آراى اعتقادى مردم در مصدر امور است. حاشا كه ديگر باره مومنان اجازه دهند تا تئورى هاى بى رمق و نخ نماى دموكراسى غربى و پنهان شده در پشت نقاب مردم مجددا مجال حمله و تركتازى يابند. جريان نفاق از اين پس با چه جراتى از مردم دم مى زند؟ كدام مردم؟ همان مردمى كه آراى قاطع آنان افكار جريان مدعى دموكراسى دروغين و ارزش هاى كاذب آن را يكسره به زباله دانى تاريخ فرستاد؟ جريان نفاق به شدت از روى كار آمدن دولت اصولگرا و به تعبير آنان يكدست شدن حاكميت، هراس دارد. گويا جهت گيرى يكپارچه نظام به سمت اهداف انقلاب اسلامى، منادى مرگ و نابودى آنان است و آن گاه كه كوره راه هاى كجى و انحراف به همت رأى و نظر قاطع مردم مسدود شود رواج كالاى بنجل منافقان كساد مى شود. اينك وقت آن رسيده تا در پناه هوشيارى مردم و با دستان پر توان حزب الله، شرنگ تلخ ذلت و رسوايى به كام نفاق ريخته شود تا از كج راهه ستيز با خدا و مومنان باز ايستند و يا به سرنوشت محتوم خود گرفتار آيند.
در ادامه اين بيانيه آمده است: ژورناليسم منافق، اين خنياگر عصر مدرنيته، از اين پس در ميان مردم جايگاهى ندارد. گذشت آن دورانى كه هر رانده و مانده اى بتواند به مدد ثروتى نامشروع و يا سرمايه اى دزديده شده از بيت المال مردم فقير و گرسنه و پروانه اى فراهم آمده از رانت هاى نامشروع قدرت و پنهان شدن در پشت نقاب فريبنده مردم گرايى ادعايى، بر عليه انقلاب «مسجد ضرارى مدرن» ايجاد كند و از اين سنگر غصبى با دسيسه و نفاق، بر عليه ارزش هاى انقلاب و حاميان راستين آن بتازد. هيچ حكومت خردمندى در جهان، هجمه بر اصول اساسى و بنيان هاى خود را نمى پذيرد. دولت اسلامى چطور؟ دستگاه قضائى در عمل به قوانين مصوب در بركندن اين علف هاى هرز چه حالت منتظره اى دارد؟ اگرچه تعلل هر يك از مبادى و دستگاه هاى ذيربط، رافع مسئوليت امت حزب الله در عمل به تكليف نخواهد بود. جولان جريان گسترده و رنگارنگ نفاق و عناصر آن ديرى است كه در عرصه فرهنگى فضا را غبارآلود كرده است. عرصه هاى كتاب و فيلم و سينما و تئاتر به شدت آلوده است. هنر براى هنر و يا همان هنر براى شيطان نيز مشغول تركتازى و هجمه و تمسخر باورهاى خون رنگ ملت است. حد توقف اين جولانگرى ها كجاست؟ اگر فضاى ليبرال دموكراسى حاكم، مجوز تسامح و تساهل تا قعر اسفل السافلين را صادر كرده بود، چاره انديشى دولت جديد به عنوان نماينده خالص ترين باورهاى اعتقادى شهيد دادگان و ولى نعمتان انقلاب، چيست؟ آيا انتظار دفاع از هجوم ناجوانمردانه مزدوران عرصه هنر و قلم به دار و ندار و هستى آرمان هاى ملت توقعى نابجاست؟ آيا انتظار آتش بس از دگرانديشان بى اعتقادى كه با هتك نواميس اعتقادى و باورهاى اخلاقى امت رسول الله علنا به جنگ قرآن و آيات الهى رفته اند، منصفانه نيست؟
در ادامه اين بيانيه با ابراز اتهاماتى نسبت به مديريت وزارت اطلاعات ادعا شده است: مشخصا طى هشت ساله گذشته تاكنون شبكه مخفى و مرموز نفاق با نابودى شاكله مديريت انقلابى در وزارت اطلاعات عملا راه بر اجراى توطئه هاى براندازى جريان نفاق جديد همواره ساخت وعلاوه بر انواع دسيسه هاى پنهانى، تجرى مستقيم و بى پرده به اركان نظام اسلامى و خطوط قرمز اسلام و امت حزب الله و قانون اساسى بدعتى فراگير شد.حقيرترين سركردگان مزدور و بى آبرو، ميدان دارى كردند و بلعيدن استفراغ مسموم سازى هاى جاسوسى و راديو هاى بيگانه هنر روشنفكران شد.
در بخش ديگرى از اين بيانيه با هشدار نسبت به آن چه گوش هاى سنگين و غيرت هاى زنگ زده ناميده اند آمده است: اگر رافت و عطوفت نظام اسلامى نسبت به فضليتى ويژه و ستودنى است، به همان قياس بى پروايى و وادادگى در مقابل دهان هاى شكسته و حياهاى دريده نيز رذيلتى زشت است. به اعتقاد ما ويژگى هاى سياسى و موقعيت زمانى دوران جديد، حجت را بر همه ما تمام كرده است. گذشت زمانى كه فداييان ولايت و جانبازان دفاع از اسلام و انقلاب، خار در چشم و استخوان در گلو، كاسه صبر تلخى و مرارت بنوشند و هتاكان بى پروا در وسط ميدان به رقص و پايكوبى پردازند. اميد است تدابير وزارت محترم اطلاعات در دوران جديد در ايفاى نقش و مسئوليت ذاتى خود با تنظيم عادلانه فضا، نقطه پايانى بر اين روند شوم و شرم آور باشد و اين يك ترجيح عقلايى است.
انصار حزب الله معتقدند: در فضاى جديد پس از انتخابات به نظر مى رسد جريان زخم خورده نفاق داخل و حاميان مزدورپرور آنان، چنان دچار عقده هاى فرو خورده خشم و حقارت شده اند كه بعيد نيست در صورت عدم توان انحراف در نهضت و مسير اصلى ملت، به فكر انتقام شكست ننگين خود از خدمتگزاران اصلى دولت و نظام باشند. اما گرچه مرام و مسلك آحاد كارگزاران حكومتى و غير حكومتى به تاسى از اولياى بزرگ اسلام، همواره انتظار شهادت و يا پيروزى در راه هدف (احدى الحسنيين) است اما در همين جا متذكر مى شويم كه خسارت بارى اين توطئه براى جريان نفاق غيرقابل باور خواهد
بود. توصيه موكد ما به تمامى برادران و خواهران و به ويژه پيشتازان و انصار و ياران حزب الله در سراسر كشور شناسايى دقيق عوامل و عناصر نفاق و معاندانى است كه تاكنون با گفتار و رفتار خود عملا به عنوان شريك جرم اين توطئه ها محسوب شده اند. گرچه ممكن است تير اول از چله كمان نفاق گذر كند، اما قطعا طوفان خشم و انتقام الهى با مباشرت حزب خدا در قلع و قمع گسترده شاخ و برگ و رگ و ريشه منافقان عظيم تر خواهد بود. در پايان با يادآورى مجدد اين حقيقت كه ثمرات و بركات دوران جديد انقلاب اسلامى براى شيفتگان خدمت و مجاهدان بى ادعاى راه خدا، فوق انتظار است و با وحدت و انطباق خواسته هاى مردمى بر باورهاى دينى و اعتقادى و تحقق آن در عرصه حكومت و اجرا، سر فصل جديدى از تاريخ انقلاب اسلامى رقم خورده است، عذر تقصير در اداى وظيفه پيروى و تبعيت به پيشگاه صاحب حقيقى انقلاب و كشور حضرت بقيهالله فى العالمين ارواحنا فداه بوده و مجددا چنانچه خود خواسته است از درگاه الهى توفيق وفا به عهد و پيمان در اداى وظيفه و مسئوليت را مى طلبيم.