«تنفيذ احمدى نژاد واقعه غدير بود.» سركرده انصار حزب الله كرمانشاه با گفتن اين جمله، احمدى نژاد را به مقام امام اول شيعيان ارتقاء مى دهد، رهبر جمهورى اسلامى را در جايگاه پيامبر اسلام مى گذارد و تنفيذ او را با مهم ترين حادثه تاريخ صدر اسلام برابر مى كند.
در همين حال احمدى نژاد كه لباس «مردمى» را در آورده و كت و شلوار رياست جمهورى پوشيده، و به نشانه «تقدس» حتى يقه اش راهم نبسته است، دارد بشار اسد رئيس جمهور سوريه را بدرقه مى كند. كسانى اين سفر را به نشانه ميانجيگرى سوريه بين ايران و آمريكا مى گيرند، اما اخبار متعدد حاكيست كه دو كشور دارند امكان ادامه مقاومت در برابر فشارهاى جهانى را بررسى مى كنند. بحث هائى كه تحت الشعاع تفاوت محسوس قد دو رئيس جمهور قرار مى گيرد و باز هم احمدى نژاد را به سوژه روز بدل مى كند. وزيرى هم كه توسط او براى اداره وزارت نفت انتخاب شده و «خوش چهره» نام دارد، انتخابش را به روش استخاره تكذيب مى كند. اما خبر مى رسد كه انتصاب حسين صفار هرندى، سردار سپاه پاسداران و سردبير سابق روزنامه كيهان به عنوان وزير ارشاد و فرهنگ اسلامى، قطعى شده است. عكس او هم كه تا انتخابات رياست جمهورى هفتم، سردبير كيهان بود و به نوشته سايت بازتاب، بعد از بروز «مسائلى» با شريعتمدارى، از كيهان رفت، براى اولين بار چاپ مى شود.
و درست در همين موقع اعضاى مجلس هفتم با كارگردانان و تهيه كنندگان ايرانى كه به بخش مذهبى سينما تعلق دارند، درباره امور فرهنگى و وزير ارشاد مشورت مى كنند.
بعيد است مجيد مجيدى، ابراهيم حاتمى كيا و منوچهر محمدى كه آخرين ساخته اش در مقام تهيه كننده، يعنى فيلم مارمولك، شديدا مورد حمله كيهان قرار گرفت، با وزارت صفار هرندى موافقت كرده باشند. سينماگرانى كه مورد مشورت مجلس قرار مى گيرند، هيچكدام عضو «انجمن سينما گران مسلمان» نيستند كه با احمدى نژاد ديدن كردند.
و در حالى كه رئيس جمهور فعلى جمهورى اسلامى، از بشار اسد به جاى كاخ سعد آباد، در كاخ مرمر استقبال به عمل مى آورد، خاتمى رئيس جمهور سابق كه به عنوان رئيس شوراى مركزى روحانيون مبارز انتخاب شده، در خانه اش با بشار اسد ديدن مى كند.
رئيس جمهور اسبق، يعنى هاشمى رفسنجانى هم در حالى از سياست هسته اى نظام مشغول دفاع است كه پسرش مهدى هاشمى، از سمت مدير عاملى بهينه سازى سوخت كشور، استعفاء مى كند. پيش از او برادرش محسن هاشمى، از سمت رياست متروى تهران استعفا كرده بود.
فرمانده انصار حزب الله در كرمانشاه قاتل «قاضى مقدس» را شناسايى مى كند. او «نشانى وابستگان يك سازمان سياسى نظامى» را مى دهد كه «پيش از اين تهديد به خروج از حاكميت كرده بودند.» حتما منظورش سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى است كه كنگره آخرش را به اتمام رسانده و هنوز به باز ماندن فضاى سياسى اميد مى دهد.
در تهران، مأمورين تيم حفاظت از اكبر گنجى كه بيست نفر هستند، به فرماندهى شخصى به نام «موحد» به خانه اكبر گنجى مى روند. به گفته خانم «معصومه شفيعى» در اين حمله كه در روز خبرنگار انجام مى شود، او را با دستبند به تخت مى بندند و همه خانه، حتى كمد دختر هايش را مورد بازرسى قرار مى دهند.
در كردستان ناآرامى ها ادامه دارد. روزنامه جمهورى اسلامى تأييد مى كند كه مهاباد، بوكان، پيرانشهر و سردشت نيمه تعطيل است. همين روزنامه از احتمال بروز بحران تازه در خوزستان هم خبر مى دهد.
و در اصفهان، پلمب تاسيسات فرآورى اورانيوم، رسماً فك مى شود. در آذربايجان، سردبير روزنامه نداى آذرآبادگان، به شعبه اول دادگاه انقلاب احضار مى شود.و امير فرشاد ابراهيمى، از تركيه به اطلاع همه مى رساند كه در تهران مادرش را تهديد كرده اند كه در صورت عدم بازگشت او، پيرزن را بازداشت خواهند كرد.