دوربين هاى خبرنگاران روشن بود و مستقيم مراسم را پخش كرد كه آقاى دكتر احمدى نژاد دولا شد، دست بوسيد و با تنفيذ رهبر، رئيس جمهور شد.
اين لحظه همزمان بود با رفتن خاتمى عزيز با همه ناتوانى هايش و گلايه هاى ما، رفتن خاتمى از سرير قدرت و آمدن او به متن جامعه؛ اما مهم ترين كار او در اين هشت سال چه بود كه احمدى نژاد از همين روز اول نشان داد راهش مخالف اوست؟
تقدس زدايى از حكومت جمهورى اسلامى، كارى بود كه خاتمى توانست به خوبى از عهده آن برآيد، هر چند كارهاى بسيارى را به هر دليل انجام نداد.
برداشت من از دست بوسى رهبر توسط احمدى نژاد در آغاز دوره رياست جمهورى، اين است كه تلاش خواهد كرد تقدس حكومت را در دوران خود به دوران قبل از خاتمى بازگرداند كه حكومت قدسى بود و كسى نمى توانست به مسوولان آن و خود آن انتقاد و يا خداى ناكرده بى احترامى كند!
معتقدم روند زمينى كردن حكومت با تلاش هاى دولت هاى پس از خاتمى قطعا تغيير نخواهد كرد، لذا اين دست بوسى اولين گروه را از طرفداران احمدى جدا خواهد كرد.
من البته خاتمى را قهرمان اين كارزار نمى دانم، در سال ۷۶ مردم به ناطق نورى رأى ندادند تا به خاتمى بفهمانند براى آنها حمايت اكثريت مطلق عالمان دينى از ناطق، هيچ تقدسى ندارد، به عبارتى خواستار تقدس زدايى از حكومتى بودند كه بسيارى از عالمان دينى به آن معتقد بودند.
حالا هم كه حتى تندروترين گرايش محافظه كاران به زدودن ظواهر تقدس مى پردازد و خود در راس دو قوه مجريه و مقننه كسانى را قرار داده كه عالم دينى نيستند، آيا مى تواند باز هم به تقديس حكومت بپردازد؟
راستى، بعد از مراسم من در بيرون محل مراسم منتظر بودم تا شخصيت ها بيايند و با چند تا از آنها مصاحبه كنم، پس از چند دقيقه يكى از مأموران آنجا بهم گير داد و نگذاشت كارم را بكنم، گفتم من حداقل چهار سال است كه مى ايم و در اينجا مصاحبه مى گيرم، گفت ديگر از اين به بعد وضعيت فرق كرده است. البته من اين نظر او را خيلى جدى نگرفتم، اما شايد راست مى گفت!