|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
راز هولناك زيرزمين متروكه قاچاقچيان انسان
يك گروه آدم ربا به گروگان هاى خود در شيراز تجاوز مى كردند
با دخالت مأموران اطلاعات و آگاهى در يك عمليات گروگانگيرى حدود ۵۰ تن از اتباع پاكستانى زندانى يك زيرزمين متروكه در شيراز پيدا و آزاد شدند.
مأموران آگاهى بوشهر مدتى پيش از آدم ربايى مربوط به چند تبعه پاكستانى اطلاع يافتند.
در بررسى اين خبر مشخص شد تعدادى اتباع پاكستانى نزديك به ۳ ماه است كه توسط افرادى ناشناس در شيراز به گروگان گرفته شده و قرار است گروگان ها را در قبال دريافت مبلغ ۳۰ ميليون ريال در حوزه استحفاظى بوشهر تحويل نمايند.
با به دست آمدن اين اطلاعات و تشكيل تيم ويژه اى متشكل از مأموران آگاهى واطلاعات؛ محل قرار اين برنامه واقع در روستاى «عسگرى» از توابع عسلويه تحت مراقبت قرار گرفت. سپس به محض مشاهده اين متهمان سه تن از آنان كه ۲۳ ساله، ۲۵ ساله و ۲۱ ساله بودند، دستگير شدند و به همراه ۴ تن ازگروگان هاى پاكستانى جهت تحقيقات به آگاهى منتقل شدند.
در بازجوئى هاى به عمل آمده از گروگان ها، ۴ نفر از آنان اعلام كردند: حدود سه ماه و نيم قبل به منظور كار در پارس جنوبى از طريق مرز چابهار وارد ايران شديم و از آنجا با يك دستگاه خودروى سوارى پيكان به طرف شيراز حركت كرديم. در شيراز راننده ما را به زير زمينى منتقل و با تهديد اسلحه در آنجا زندانى كرد كه در آن محل حدود ۵۰ نفر ديگر كه اغلب افغان و پاكستانى بودند نيز زندانى بودند.
گروگان هاى آزاد شده گفتند: اعضاى باند كه حدود ۱۰ نفر بودند تعدادى افغان و تعدادى ايرانى هستند. البته سردسته باند نيز فردى افغان به نام «گل محمد افغانى» بود. دو نفر از اعضاى اين باند مسلح به اسلحه كمرى بودند و بقيه اسلحه سرد در اختيار داشتند. روزها گروگان ها را شكنجه و از آنان تقاضاى اخذ شماره تلفن بستگان و خانواده هايشان را مى كردند و سپس با شماره تلفن هاى مذكور تماس گرفته و در قبال آزادى گروگان ها تقاضاى وجه نقد مى كردند.
به اين ترتيب گروگانگيران تا اخذ وجوه مورد نظر زندانى خود را آزاد نمى كردند و در اين مدت زنان و دختران جوان و بعضاً پسران خردسال را به آن زيرزمين انتقال داده و مورد تجاوز قرار مى دادند.
|
|
|
|
|
رسيدگى به جنايتى كه از ژاپن كليد خورد
دومين جلسه محاكمه مرد متهم به قتل دوستش به دليل بدهكارى چند هزار دلارى به وى در شعبه ۱۱۵۷ دادگاه كيفرى استان برگزار شد.
اين قتل روز ۴ تير ماه سال ۸۱ در خانه «فرشيد» رخ داد و شاهدان محلى صبح روز حادثه چند پسر جوان را مشاهده كردند كه از منزل وى خارج شدند.
پليس وقتى براى رديابى عاملان جنايت پى برد وى پيش از اين با دو تن از دوستانش در كشور ژاپن همكار بوده و طبق اظهارات خانواده مقتول، قتل توسط دوستان همكار وى به دليل بدهى چند هزار دلارى اتفاق افتاده است، آنان را بازداشت كردند.
متهم در دفاع از خود گفت: طى هفت ماه گذشته در زندان بوده ام و زندگى ام به واسطه اين اتهام نابود شده است.
وى گفت: روز حادثه زمان اوج كارى من بوده و به هيچ وجه انگيزه اى براى ارتكاب قتل نداشتم.
قاضى در اين رابطه اظهار كرد: جهت شناسايى اثر انگشت بر روى خودروى متهمان پرونده و تشخيص اينكه آيا اثر انگشت مقتول بر روى آن وجود داشته تحقيقاتى در حال انجام است كه به زودى پرده از راز اين ماجرا برمى دارد.
|
|
|
|
|
درخواست مرگ خواهر به خاطر قتل پدر
پرونده قتل مردى كه قربانى ازدواج دخترش با پسر موردعلاقه او شده بود وارد مرحله تازه اى شد. قاضى رسيدگى كننده به جرايم اطفال و نوجوانان دادگسترى كرج با ادعاهاى تازه اين دختر مبنى بر دست نداشتن در قتل پدر و با توجه به رضايت پدر بزرگش كه قبلاً تقاضاى قصاص كرده بود دستور آزادى او را صادر كرد. اين دختركه از دو سال پيش در زندان به سر مى برد مى تواند با سپردن قرار وثيقه پانصد ميليون ريالى آزاد شود.
بنا به اين گزارش عصر روز چهارشنبه ۲۷ آذرماه سال ۸۱ ساكنان محله اى در حصارك كرج با فريادهاى مادر و دخترى در همسايگى شان متوجه شدند مرد همسايه دچار سكته مغزى شده است.
زن و دختر بزرگتر اين مرد ادعا كردند مرد خانواده از مدتها پيش دچار مشكلات عصبى بوده و شب گذشته با همسر و دخترش درگير شده و ظهر آن روز به خاطر دلجويى از آنان در حاليكه جعبه اى شيرينى در دست داشته وارد منزل شده اما ناگهان سرش گيج رفته و روى زمين افتاده و جان داده است. پس از گذشت ۶ ماه در حاليكه تحقيقات پليسى به نتيجه اى نرسيده بود اعلام نظريه پزشكى قانونى پرده از راز مرگ پدر خانواده برداشت.
در اين نظريه علمى كارشناسان پزشكى قانونى اعلام كردند علت مرگ فشاريك شيئى رشته مانند به عناصر حياتى گردن و خفگى است و متوفى قربانى يك جنايت شده است. با اعلام اين نظريه قاضى دستور ويژه اى جهت شناسايى عاملان اين جنايت خانوادگى صادر كرد.
يكى از همسايه ها كه در جريان اختلافات اين پدر با دختر بزرگترش بود به مأموران گفت: از وقتى كه برادر مستأجر اين خانواده از دختر بزرگ مقتول خواستگارى كرد مقتول با دختر و همسرش دچار اختلاف شده بود. شب قبل از مرگ درگيرى بين دختر و پدرش بالا گرفت و دختر براى فرار از كتك هاى پدرش به بيرون از خانه دويد و به همسايه ها پناه برد كه با پا در ميانى همسايگان آنها باهم آشتى كردند و دختر به خانه برگشت.
ظهر روز حادثه «محسن» پدر خانواده با پخش شيرينى در محل از همسايه ها به خاطر سرو صداى شب قبل عذرخواهى كرد و مى گفت قصد دارد از دخترش دلجويى كند، اما دختر حتى حاضر به رو بوسى با پدر نشد. تا اينكه عصر امروز با سرو صداى هاجر و مادرش فكر كرديم دوباره دعوا شده است اما با ورود به خانه آنها مقتول را ديديم كه روى زمين افتاده و دور گردنش كبود بود. دختر موهايش را مى كشيد و مى گفت «من پدرم را كشتم» اما ما فكر مى كرديم او به خاطر درگيرى شب قبل خود را عامل سكته پدرش مى داند.
با به دست آوردن اين اطلاعات جديد و نظريه پزشكى قانونى پليس روز ۱۹ خردادماه سال ۸۲ اين دختر ۱۶ ساله و مادر ۳۷ ساله اش را بازداشت كرد.
دختر كه دانش آموز سال دوم دبيرستان و دختر بزرگتر خانواده بود گفت: پدرم هميشه مرا مى زد و مردى بداخلاق بود. من به ازدواج با برادر مستأجرمان علاقه مند بودم اما پدرم بااين عروسى مخالفت مى كرد و مرا كتك مى زد. از پدرم كينه به دل داشتم.
صبح روز جنايت وقتى خواهران كوچكترم در منزل نبودند با مادرم نقشه قتل پدر را طراحى كرديم. مادرم دو خواهر كوچكترم را به منزل بستگانمان برد و پس از خوراندن چند قرص آرامبخش به پدرم زمانيكه او در خواب بود با دسته هاون چند ضربه به سرش زد و بعد يك روسرى مشكى را دور گردن پدرم انداخته و از دو طرف كشيديم و پس از آنكه پدرم خفه شد وانمود كرديم او سكته كرده است.
پس از بازداشت موقت اين مادر و دختر به اتهام قتل عمد به لحاظ پائين بودن سن اين دختر ۱۶ ساله پرونده وى با قرار عدم صلاحيت به دادگاه ويژه رسيدگى به جرايم اطفال و نوجوانان دادگسترى كرج ارسال شد. اما پس از تعيين وقت دادرسى زمانيكه پرونده براى صدور رأى نهايى در مورد اين مادر و دختر به جريان افتاده بود مادر در اقدامى باور نكردنى در دادگاه اعلام كرد همسرم با پيشنهاد من توسط برادر مستأجرمان كه پسرى جوان و فرارى است به قتل رسيد و من و دخترم در جريان قتل همسرم بى گناه هستيم.
به اين ترتيب قاضى با احضار دختر ۱۶ ساله اى كه متهم به قتل پدرش با همدستى مادرش بود از او خواست تا در محضر دادگاه به بيان جزئيات قتل بپردازد. متهم نوجوان در دادگاه اطفال گفت: برادر مستأجرمان فرارى بود. مدتى در منزل ما زندگى كرد. پدرم قبلاً از او خواسته بود بيرون برود، اما او نرفته بود و با پدرم درگير شده بودند. به همين خاطر از پدرم كينه داشت. از مدتها قبل پدر و مادرم با هم اختلاف داشتند و پدرم عقده اش را سر من و خواهرم خالى مى كرد. من هم از پدرم كينه به دل داشتم. تصميم گرفته بودم خود كشى كنم. آنطورى كه مادرم در زندان به من گفت قرار شد برادر مستأجرمان با دريافت مبلغ ۳۰۰ هزار تومان نقشه قتل پدرم را اجرا كند.
روز حادثه برادر مستأجرمان قرصها را در شيرينى پدرم گذاشته و در حاليكه مادرم در جريان بود، قرصها را به پدرم داده و بعد از به خواب رفتن پدرم زمانيكه ما در منزل نبوديم پسر جوان با روسرى پدرم را خفه كرده است.
۳۱ خردادماه سال جارى پدر بزرگ اين دختر جوان به عنوان ولى دم در دادگاه اطفال حاضر شد و نسبت به مجازات نوه اش به اتهام مشاركت در قتل پسرش اعلام رضايت و گذشت كرد اما دو دختر صغير مقتول كه ۱۵ و ۱۲ ساله اند در دادگاه حاضر شده و در خواست قصاص خواهر شان را كردند. در حاليكه تحقيقات قضائى جهت شناسايى و دستگيرى متهم فرارى كه در ادعاهاى جديد متهمان پرونده عامل اصلى قتل است ادامه دارد و پرونده اين جنايت در دو شعبه دادگاه در كرج تحت رسيدگى است.
قاضى لقمان كياپاشا رئيس شعبه ۱۱۲ جزايى رسيدگى به جرائم اطفال و نوجوانان كرج با توجه به انكار دختر نوجوان و اعلام رضايت پدر بزرگش قرار آزادى وى را با وثيقه پانصد ميليون ريال تا خاتمه رسيدگى صادر كرد. اما دختر جوان به خاطر عدم توانايى سپردن اين وثيقه سنگين در زندان مانده است.
|
|
|
|
|
يك ايرانى و ۲ آمريكايى و اتهام كلاهبردارى بين المللى
مديرعامل يك شركت مواد غذايى ادعا مى كند در دام باند بين المللى كلاهبردارى گرفتار شده است.
با ادعاهاى اين مرد پولدار، پليس خود را در برابر گروهى مافيايى ديده است كه گردانندگان آن يك مرد ايرانى و دو مرد آمريكايى هستند.
بنابه اين گزارش، چندى پيش مردى در دادسراى امور جنايى تهران ادعا كرد براى مدت ۴۵ دقيقه گروگان دو مرد مسلح بود و آنان با سرقت و تهديد به مرگ او پرداخته اند.
وى كه خود را مدير عامل يك شركت مواد غذايى معرفى مى كرد، گفت: شهريور ماه سال ۸۱ با يك دوست قديمى برخورد كردم. او وقتى پى برد شركت توليد مواد غذايى دارم ادعا كرد مى تواند براى تهيه مواد اوليه توليدات شركت وام ارزى در اختيارم بگذارد، با هم به ساختمان كارش در خيابان آفريقا رفتيم و ديديم دو مرد آمريكايى با لهجه غليظى در حال خريد و فروش ارز از بانك هاى خارجى هستند.
قرار شد به تركيه برويم و با حمايت اين شركت ارزى بين المللى بتوانم وام ارزى بگيرم، در آنجا به اين نتيجه رسيديم كه يك ميليون و ۴۰۰ هزار دلار وام ارزى در اختيارم گذاشته شود و به حسابم در تركيه ريخته شود و من ۳۰ ميليون تومان هزينه سفر به جوان ايرانى و دو آمريكايى بپردازم.
وقتى به تهران بازگشتم متوجه شدم آنان به دانمارك رفته اند و در بانك «ساكو» در حال خريد و فروش ارز هستند، به پيشنهاد آنان حسابى در اين بانك دانماركى به نام خودم باز كردم و يكصد هزار دلار به حسابم واريز كردم، نوع حساب به گونه اى بود كه دوست قديمى و دو مرد آمريكايى مى توانستند با آن كار كنند و پول برداشت كنند.
اين مرد افزود: قرار بود از طريق اينترنت هر هفته در جريان سود هفتگى ام اطلاعات داشته باشم اما چند هفته پى درپى ديدم خبرى نيست، آنان بهانه مى آوردند. بناچار تهديد كردم اگر پول هايم به ارزش ۱۳۰ ميليون تومان كه همه سرمايه ام بود را پس ندهند به پليس و دادسرا شكايت خواهم برد. چند روز از اين تهديدات نگذشته بود كه سوار بر خودرو وقتى مى خواستم از شركت خارج شوم دو مرد سوار خودروام شدند و با تهديد دست ها و پاهايم و چشمانم را بستند، ۴۵ دقيقه اى گروگان آنان بودم. دومرد تهديدكردند از دوست قديمى و دو آمريكايى هيچ شكايتى نكنم، چند دقيقه اى نيز مرا در خيابانها چرخاندند تا اينكه رهايم كردند. بنا به گزارش رسيده با اين ادعاها، يكى از دو مرد مهاجم كه با راهنمايى مالباخته شناسايى شده است تحت بازجوئى قرار گرفت و با گفتن اينكه همه ادعاها دروغ است گفت كه حساب ارزى وى در بانك «ساكو» دانمارك شخصى است و جز خودش هيچ كس حق برداشت ندارد.
|
|
|
|
|
ردپاى مربى ورزش در كيف قاپى هاى زنجيره اى
يك مربى ورزش كه در قالب گروه سرقت با «زاغ» زنى به كيف قاپى هاى ميليونى مى پرداخت در درگيرى با پليس، بازداشت شد.
اعضاى اين باند از ۵ ماه پيش در پى كيف قاپى هاى مشابهى در پايتخت تحت تعقيب قرار داشتند تا اينكه پليس توانست دو تن از آنان را به محاصره خود درآورد.
بنا به اين گزارش، اسفندماه سال گذشته، مردى با گرفتن ۱۲ ميليون تومان پول از بانك وقتى سوار خودرواش شد تا به شركت برود از سوى چهار جوان موتورسوار تعقيب شد، اين مرد هنوز از پله هاى ساختمان بالا نرفته بود كه كيف قاپان زورگير به سمت او حمله كردند و با زدن ضربه چاقويى به دستش، كيفش را به سرقت بردند. همزمان با اقدامات پليسى براى شناسايى چهره اين كيف قاپان كه تجسس ها نشان مى داد از شيوه زاغ زنى استفاده مى كنند، پيرمردى كه براى رفتن به زيارت و حج از بانك ارز دريافت كرده بود در مسير خانه از سوى كيف قاپان طعمه قرارگرفت. با مشخصاتى كه پيرمرد مالباخته در اختيار كارآگاهان قرار داد، مشخص شد اين دو سرقت از سوى يك گروه زورگير صورت گرفته است و كارآگاهان كه با فعاليت شبكه سرقتى با ترفندهاى متفاوت روبرو شدند به رديابى آنان پرداختند تا اينكه مأموران كلانترى ۱۰۹ بهارستان با درگيرى با چهار مرد كيف قاپ توانستند دو تن از آنان را به دام اندازند. در بررسى هاى تخصصى وقتى مشخص شد دو مرد كيف قاپ اعضاى همان باند «زاغ زن» هستند آنان با مالباختگان مواجهه داده شدند و مرد قوى هيكلى كه ادعا مى كرد مربى ورزش است از سوى پيرمرد شناسايى شد.
|
|
|
|
|
نقشه شوم «عباس جن گير» براى۲جارى
دور كردن ارواح خبيثه از خانه دو برادر بهانه اى براى ورود جن گير جوان به حريم خصوصى دو زن بود.
درحالى كه به دنبال ارائه شكايتى از سوى دو برادر و همسرانشان عليه جن گير جوان پليس لوازم و ادوات مربوط به اين كار را از خانه او بدست آورده است ولى اين مرد منكر هرگونه فعاليتى در اين راستا شده است. بنابه اين گزارش، مدتى قبل دو مرد جوان به همراه زنهاى خود با مراجعه به مأموران كلانترى ياغچى آباد ادعا كردند، مرد جوانى با سوءاستفاده از اعتماد آنها اقدام به كار خلاف در خانه شان كرده است. به دنبال طرح اين شكايت به دستور بازپرس شعبه اول دادسراى بعثت اكيپى از مأموران پليس تحقيقات در اين باره را آغاز كردند.
دو زن جوان كه به ادعاهاى شوهرانشان قربانى توطئه شوم مرد جوان شده بودند در نخستين مرحله تحقيقات مورد بازجوئى قرار گرفتند. يكى از آنها كه ۲۸ ساله است در اين باره گفت: من و جارى ام در يك مجتمع ۴ طبقه ساكن هستيم.
ما دو طبقه اول و دوم اين مجتمع را براى سكونت خود انتخاب كرده ايم. از مدتها قبل هرازچندگاهى در زمان هائى كه در خانه تنها بوديم صداهاى عجيب و غريبى از دو طبقه بالايى كه خالى بود، شنيده مى شد اين صداها باعث ترس و وحشت ما شده بود به طورى كه گاهى وقتها جرأت تنها ماندن در خانه را پيدا نمى كرديم.
چندى قبل شوهرم كه از اين وضعيت خسته شده بود، موضوع را با يكى از دوستانش درميان گذاشت. او از سر دلسوزى مرد جوانى را كه «عباس» نام دارد و ميان بچه محل هايش به «عباس جن گير» شهرت دارد براى حل مشكل ما معرفى كرد.
يك روز او به همراه جوان جن گير وارد خانه ما شدند، عباس جن گير، به محض ورود به حياط، نگاهى به نماى بيرونى ساختمان انداخته و با تعجب گفت: در مجتمع شما ۹۰ برادر جن سكونت دارند كه تعدادى از آنها جزو جن هاى خوب و بى آزارند و بقيه به طور مداوم سعى در آزار رساندن به شماها را دارند.
او از ما خواست تكه كاغذى برايش بياوريم. سپس وسايل و لوازم موردنيازش را روى كاغذ نوشت.
براساس درخواست او ما بايد تكه هائى از پوست آهو، خرس پير و يك عدد سنجاق برايش آماده مى كرديم.
او در بالاى تكه كاغذ نوشته بود كه براى بيرون راندن جن ها نياز به ۱۷ جلسه كار از يك تا ۵ ساعت دارد.
با تهيه مقدارى از اين لوازم، او چند روز بعد به خانه مان آمد. پس از خواندن چند ورد از همه خواست به طبقه چهارم بروند و تنها به من گفت چون جن ها بيشتر از همه مرا اذيت مى كنند پايين بمانم تا او كار بيرون راندن جن ها را آغاز كند. دقايقى بعد از رفتن همه وقتى ما تنها شديم او از من خواست مانتوام را دربياورم.
پس از اينكه به خواسته اش عمل كردم، او درخواست ديگرى كرد. وقتى در برابر درخواست نامعقول او مقاومت كردم. ابتدا تهديد كرد اگر هركارى خواست انجام ندهم، يك گروه از جن هاى بد را به جانم انداخته و آسايش زندگيم را برهم مى زند. باز هم مخالفت كردم، در اين هنگام او مايعى را به دستانم زد كه احساس كردم پلكهايم كم كم سنگين مى شود، قبل از آنكه بتوانم از آپارتمان بيرون بيايم، به خواب عميقى فرورفتم. وقتى بيدار شدم. ابتدا فكر كردم براى لحظه اى دچار سرگيجه شده ام ولى وقتى به ساعت نگاه كردم متوجه شدم ۵ ساعت را در خواب گذرانده ام.
مرد جن گير وقتى ديد من چشم هايم را باز كرده ام با حركات عجيب و غريبى ادعا مى كرد كه تعدادى از جن ها را از وجود من بيرون كرده است.
او با بيان اينكه يك هفته بعد براى مرحله دوم كار باز مى گردد خواست به هيچ وجه در اين مدت لباس هاى كوتاه نپوشم و اجازه ندهم شوهرم بدنم را ببيند.
وقتى او رفت، به اين خواسته اش مشكوك شدم، ولى به روى خودم نياوردم. عصر همان روز وقتى به حمام رفتم ناگهان متوجه نوشته هائى روى قسمت هاى مختلف بدنم شدم، ولى از ترس جرأت گفتن آن را به شوهرم نداشتم.
يك هفته گذشت. بار ديگر او به آپارتمان ما آمد. اين بار من و جارى ام با هم نزد او مانديم. وقتى او خواست همان كارهاى هفته گذشته را روى ما انجام دهد نسبت به گفته هايش مشكوك شدم و ماجرا را با شوهرم درميان گذاشتم.
با توجه به اين شكايت پليس محل سكونت مرد جن گير را رديابى و او را بازداشت كرد.
وى در جريان بازجوئى هاى انجام گرفته با كذب خواندن تمامى گفته هاى دو زن جوان ادعا كرد: من يك برق كار هستم. مدتى قبل آنها از من خواستند تا براى خارج كردن ارواح خبيثه از آپارتمانشان ورد بخوانم. من هم چون كمى از اين قضيه سررشته دارم تنها به خواسته شان عمل كرده و مبلغ ۲۵۰ هزار تومان از آنها گرفتم.
اين اظهارات درحالى از سوى مرد جن گير ۳۴ ساله مطرح شد كه پليس در بازجوئى از خانه او تمامى ادوات و وسايل موردنياز اين كار را پيدا كرد ولى عباس جن گير ادعا مى كند اين لوازم متعلق به او نيستند.
به گزارش رسيده، اين متهم تا انجام تحقيقات تكميلى با صدور قرار قانونى آزاد شده است.
|
|
|
|
|
از سوى يك زن جوان ۲ آدمكش براى قتل اجير شدند
يك زن جوان براى قتل پسر مورد علاقه دخترش دو آدمكش اجير كرد.
راز اين اقدام زن جوان هنگامى فاش شد كه دو تبهكار اجير شده نيمه شب به خانه پسر جوان حمله كردند، ولى به اشتباه برادر شكار خود را از پاى درآورده و پا به فرار گذاشتند.
بنا به اين گزارش، در حالى كه عقربه هاى ساعت ۳۰ دقيقه بامداد روز پنجم مرداد سال ۸۴ را نشان مى داد، دو پسر جوان به آرامى وارد كوچه عباسى در منطقه شهرك وليعصر تهران شدند.
آنان پس از اطمينان از اينكه كسى در منطقه حضور ندارد، به آرامى از تير چراغ برق مشرف به يك مجتمع مسكونى بالا رفته و وارد تراس طبقه دوم شدند.
دو مهاجم در حالى كه هر كدام كارد بلندى در دست داشتند، از طريق درى كه به تراس باز مى شد، خود را به داخل راهروى آپارتمان رساندند.
در فضاى نيمه تاريك آپارتمان، دو پسر جوان صاحبخانه كه با شنيدن صداى مشكوكى به طرف راهرو آمده بودند، ناگهان با دو جوان مهاجم مسلح روبرو شدند. در يك لحظه قبل از آنكه دو پسر جوان صاحبخانه فرصت عكس العمل داشته باشند، از سوى مهاجمان مورد حمله قرار گرفتند. يكى از پسران صاحبخانه در همان لحظه نخست درگيرى بر اثر شدت خونريزى ناشى از اصابت ضربات متعدد كارد از پاى درآمده و برادر او مجروح شد.
چند تن از همسايه ها كه با شنيدن فريادهاى دو جوان صاحبخانه خود را به طبقه دوم مجتمع مسكونى شماره ۲ رسانده بودند، با ديدن پيكرهاى بى حركت و غرق به خون آنان، پليس را در جريان قرار دادند و به اين ترتيب تحقيق روى آثار و نشانه هاى برجاى مانده آغاز شد.
پس از انتقال پيكر دو جوان صاحبخانه به بيمارستان، مشخص شد يكى از آنان كه «نادر» نام داشت در همان لحظه وارد آمدن ضربات كارد به قتل رسيده، ولى برادرش «عباس» با تلاش تيم پزشكى بيمارستان از مرگ نجات يافت. جوان مجروح كه تنها شاهد عينى حادثه به حساب مى آمد، روى تخت بيمارستان از سوى بازپرس ويژه قتل دادسراى جنايى تهران تحت تحقيق قرار گرفت.
در جريان اين بررسى ها مشخص شد كه عاملان حمله به آپارتمان محل سكونت براى شكار برادر سوم خانواده كه «ناصر» نام دارد پا به آنجا گذاشته اند.
«عباس» برادر قربانى جنايت در اين باره گفت: «ناصر» از مدت ها قبل با دختر جوانى آشنا شده بود.
اين اواخر چند بار از سوى خانواده دختر مورد تهديد قرار گرفته بود، ولى روز حادثه در آپارتمان حضور نداشت.
از دو مهاجم مسلحى كه به آپارتمان ما حمله كرده بودند، چهره يكى برايم آشنا بود. به نظرم او جوانى است از شرق تهران كه در منطقه بلوار ابوذر به «رضا كلاهى» شهرت پيدا كرده است.
با توجه به اين اطلاعات، مأموران آگاهى ساعتى پس از وقوع جنايت توانستند محل سكونت اين متهم را شناسايى كنند. در حالى كه پليس با رعايت تمامى نكات سعى داشت بدون ايجاد سر و صدايى وارد مخفيگاه متهم شود، در كمال تعجب دريافت كه متهمان قبل از حضور پليس از محل گريخته اند.
اين اتفاق نادر كه باعث تعجب مأموران شده بود، از سوى آنان مورد بررسى هاى دقيق قرار گرفت.
مأموران در جريان تحقيقات خود وقتى وارد آپارتمان آنان شدند، از نور قرمز رنگى كه در قسمتى از تلويزيون خانه شان منتشر مى شد، دريافتند كه متهمان براى اطلاع از حضور افراد ناشناس در مقابل مجتمع مسكونى شان به آيفون خود دوربين ظريف مداربسته نصب كرده و تمامى اقدامات پليس را قبل از وارد شدن به مخفيگاهشان تحت نظر داشتند.
بدين ترتيب مأموران با احتمال اينكه متهمان به طبقات ديگر مجتمع فرار كرده باشند، به تجسس در آنجا پرداختند تا اينكه يكى از متهمان- رضا كلاهى- را در طبقه دهم پيدا و بازداشت كردند.
براساس اظهارات اين متهم، همدست ديگرش كه به «على باغى» معروف است، با اطلاع از حضور پليس پا به فرار گذاشته و به نقطه نامعلومى رفته است.
اين متهم درباره انگيزه حمله به آن دو جوان گفت: من و على باغى مستأجر يكى از واحدهاى مسكونى زنى هستيم كه به «فريبا» شهرت يافته است. او از گردانندگان يك شبكه بزرگ خانه هاى فساد شرق تهران است. «ناصر» از مدت ها قبل با دختر او دوست شده بود، او از ما خواست تا در ازاى دريافت مبلغى پول به خانه ناصر رفته و او را از پاى درآوريم.
با توجه به اين ادعاها، پليس به خانه محل سكونت «فريبا» رفته و او را در حالى كه يك دختر فرارى نيز در آپارتمانش حضور داشت، بازداشت كرد.
با دستور قرار بازداشت موقت، متهمان بازداشت شده، براى انجام تحقيقات تكميلى در اختيار پليس آگاهى قرار گرفتند.
در آخرين لحظه گزارش رسيد آدم كش اجير شده ۲۴ ساعت پس از دستگيرى همدستش با مراجعه به مأموران كلانترى ۱۵۳ خود را تسليم پليس كرد.
اين دو پسر جوان متهم هستند پس از اجير شدن توسط زن جوانى، با قمه به خانه اى در منطقه شهرك وليعصر تهران حمله كرده و پسر صاحبخانه را از پاى درآورده اند.
تحقيقات پليس نشان مى دهد كه متهم بازداشت شده مدتى قبل به اتهام شرارت دستگير و در زندان به سر مى برد، ولى پس از گرفتن مرخصى در اين جنايت، همدست خود را همراهى كرده است.
اين متهم اعتراف كرده زن جوانى كه آنها را براى اين عمليات اجير كرده بود، آنان را تا محل جنايت همراهى كرده و دستور قتل را صادر كرده است. تحقيقات پليسى درباره اين جنايت ادامه دارد.
|
|
|
|
|
راز لكه خون در جنايت كارگاه طلاسازى
نمونه بردارى جنايى از آثار خون برجاى مانده در قتلگاه مرد جوانى، پرده از جزئيات جنايت در كارگاه طلاسازى برداشت. اين اقدام علمى پليسى زمانى گره از ماجراى جنايت خاموش برداشت كه عامل قتل در بازداشت پليس جنايى سكوت كرده بود.
بنا بر اين گزارش، نيمه شب پنجم تير ماه سال جارى، مرد جوانى در بازگشت به كارگاه طلاسازى اى واقع در خيابان شوش وقتى كسى در را به رويش باز نكرد، از روى در داخل محوطه كارگاه شد و در طبقه اول با پيكر خون آلود و بى جان كارگر طلاسازى روبرو شد. دقايقى بعد، مأموران در قتلگاه مرد ۳۷ ساله به نام «غلامحسين حسن زاده» حاضر شدند و ماجراى اين جنايت با توجه به سرقت محموله طلا از دو گاوصندوق كارگاه طلاسازى، تجسس هاى ويژه اى در دستور كار قرار گرفت تا سارقان جنايتكار رديابى شوند. كارآگاهان جنايى وقتى به بررسى صحنه جنايت پرداختند، پى بردند كه هيچ آثار شكستگى اى روى قفل هاى در ورودى كارگاه وجود ندارد و با توجه به وجود چشمى روى در، امكان غافلگير شدن كارگر جوان كارگاه از سوى سارقان ناشناس وجود ندارد.
فرضيه آشنا بودن عاملان جنايت زمانى قويتر شد كه پليس در طبقه دوم تنها روى كليد برق آثار ماليده شدن خون را به دست آورد و پى برد قاتل اصلى كه پس از وارد آوردن ضربات چاقو به «غلامحسين» در طبقه اول با برداشتن دسته كليد به طبقه دوم ساختمان رفته، به خاطر تاريكى اتاق به ناچار كليد برق را لمس كرده است، در حالى كه اگر اين قاتل آشنايى اى به محل جنايت نداشت، امكان ماليده شدن خون به ديگر جاهاى ديوار وجود داشته است. از سوى ديگر، كارآگاهان وقتى دريافتند عامل جنايت دست به سرقت خرده طلاهايى زده است كه اگر به حرفه طلاسازى آشنايى نداشت پى به ارزش اين خرده طلاها نمى برد، خود را در يك قدمى قاتل آشنايى ديدند كه مى توانست به كارگاه طلاسازى رفت و آمد داشته باشد و با قربانى جنايت دوست بوده باشد. بدين ترتيب، فهرستى از كارگران قديمى و اخراجى تهيه شد و كارآگاهان با برخوردن به مشخصات رفتارى و اخلاقى دو تن از آنان با نام هاى «محسن» و «جواد» كه از اوايل سال به خاطر اختلاف با صاحب كارگاه طلاسازى اخراج شده بودند، حلقه تحقيقات را روى آنان تنگ تر كردند.
همزمان با دستگيرى «جواد» كه هرگونه دخالت در قتل را نمى پذيرفت، پليس ردپايى به دست آورد كه نشان مى داد جوان ديگر كه در يكى از شهرستان هاى استان مركزى زندگى مى كند، ساعت ۱۵ روز جنايت در تماس با يكى از كارگران كارگاه طلاسازى كه دوست قديمى اش بود، به تخليه اطلاعاتى وى پرداخته است. بدين ترتيب، دستور بازداشت «محسن» از سوى بازپرس صادر شد و تيمى تخصصى با در اختيار داشتن نيابت قضائى به در خانه پدرى وى رفتند.
وقتى مادر «محسن» در برابر پليس ادعا كرد كه از اوايل سال به تهران رفته و بازنگشته است، كارآگاهان خانه آنان را تحت نظر قرار دادند و زمانى كه مادر «محسن» براى خبر كردن پسرش از خانه خارج شد و به خانه پدربزرگ او رفت، با استفاده از اصل غافلگيرى «محسن» را بازداشت كردند. «محسن» به پليس آگاهى تهران انتقال داده شد و قاطعانه ادعا كرد در زمان قتل در تهران نبوده و اين در حالى بود كه شاخه هاى تحقيقاتى پليس او را عامل جنايت كارگاه طلاسازى شناخته بود.
اين جوان همچنان سكوت كرده بود تا اينكه مأموران تشخيص هويت با بررسى نمونه هاى خونى كه روى كليد برق و ليوانى در طبقه دوم به دست آورده بودند، اعلام كردند اثر انگشت قاتل را در اختيار دارند. بدين ترتيب، از «محسن» انگشت نگارى شد و اين دو اثر تحت بررسى علمى قرار گرفت و كارآگاهان پى بردند اثر انگشت در صحنه قتل متعلق به «محسن» است و ديگر هيچ شبهه اى در قاتل بودن وى وجود ندارد.
«محسن» در برابر داشته هاى علمى پليس تسليم شد و با شكستن سكوت خود، اعتراف كرد به تنهايى و براى تهيه هزينه ازدواج برادرش دست به اين قتل زده است. اين جوان گفت: برادرم مى خواست ازدواج كند و به پول زيادى نياز داشت، به او قول دادم پول ازدواجش را تهيه كنم. وسوسه شده بودم به كارگاه طلاسازى دستبرد بزنم. ظهر روز قتل، ساعت ۱۵ بود كه با كارگاه تماس گرفتم، صدايم را تغيير دادم و سراغ «وحيد» را گرفتم. وقتى از دوست قديمى ام اطلاعاتى در خصوص رفت و آمدها به كارگاه، محل نگهدارى طلاها و مشخصات كارگرى كه در كارگاه مى خوابد را گرفتم، چون «غلامحسين» من را مى شناخت، در حالى كه چاقوى ضامن دارى همراه داشتم، سراغ قربانى رفتم.
«غلامحسين» وقتى در را به روى من باز كرد، چون با هم آشنا بوديم داخل رفتم. هنوز دقايقى نگذشته بود كه با چاقو به سمت او حمله كردم و ضربات زيادى به گردن و بدنش زدم. وقتى «غلامحسين» بى جان روى زمين افتاد، كليدها را برداشتم و با شناختى كه از كارگاه داشتم به سرقت بيش از يك كيلو خرده طلا دست زدم و از آنجا خارج شدم.
|
|
|
|
|
پايان مرگبار ناپديد شدن راننده تاكسى
پيكر بى جان يك راننده مسافركش ۵ روز پس از ناپديدشدنش در صندوق عقب خودروى او پيدا شد.
قربانى ۳۷ ساله كه «احمد» نام دارد، پس از آنكه ساعت ۱۱ صبح روز شنبه با خانه اش تماس گرفته بود، به طور اسرارآميزى ناپديد شده بود. نيمه شب شنبه هفته گذشته خانواده راننده ناپديد شده وقتى از جست و جوهاى خود براى به دست آوردن ردى از او نا اميد شدند، با مراجعه به مأموران كلانترى ۱۷۲ حضرت عبدالعظيم، پليس را در جريان قرار دادند. بر اساس اطلاعاتى كه خانواده وى در اختيار پليس قرار داده بودند، وى از مدتها قبل به صورت مسافركش خطى در منطقه شهر رى مشغول به كار بود. درحالى كه چند روزى از آغاز تجسسهاى پليس براى به دست آوردن ردى از مرد ناپديد شده مى گذشت، مرد جوانى طى تماس با پليس، آنان را در جريان توقف خودرويى قرار داد كه به طور مشكوكى در داخل كوچه بن بستى رها شده بود. دقايقى بعد اكيپى از مأموران پليس با حضور در محل مورد نظر تحقيقات در اين باره را آغاز كردند.
با توجه به وجود آثار و نشانه هائى از چند قطره خون در روى صندوق عقب خودروى مشكوك، مأموران با باز كردن در آن با جسد راننده تاكسى روبرو شدند كه داخل يك كيسه پلاستيكى پيچانده شده بود.
در حال حاضر اكيپى از كارآگاهان آگاهى تحقيقات براى به دست آوردن علت و انگيزه و چگونگى قتل اين راننده جوان را آغاز كرده اند.
|
|
|
|
|
زندان براى قاتل «مادردوست»
پسر جوانى كه در هواخواهى از مادرش، دست به برادركشى زده است، به تحمل ۷ سال زندان و پرداخت ديه محكوم شد.
اين جنايت، روز اول آذر ماه سال ۸۳ رخ داد و در آن جوان ۲۰ ساله اى وقتى ديد برادر ۳۵ ساله اش اعضاى خانواده را آزار مى دهد، با او درگير شد و با ضربات چاقو برادر معتاد خود را از پاى درآورد.
ماجراى اين جنايت پس از اعتراف جوان «برادركش» تحت رسيدگى قرار داده شد. در ابتداى جلسه دادگاه، داديار به طرح كيفرخواست پرداخت و با اشاره به گذشت مادر قربانى از قصاص شدن پسر ديگرش و مجهول المكان بودن پدر دو برادر، خواستار تعيين مجازات شد. وقتى جوان برادركش پشت تريبون دفاع قرار گرفت، گفت: «برادرم هميشه اعضاى خانواده ام، خصوصاً مادرم را اذيت مى كرد، بارها شاهد كتك خوردن آنان بودم تا اينكه روز جنايت به هواخواهى از آنان به وسيله او با چاقو به سمت برادرم حمله بردم. او با من درگير شد، وقتى با وارد آوردن ضربه چاقو او را نيمه جان كردم، ضربات ديگرى را بدون اختيار به وى وارد كردم تا اينكه به قتل رسيد.»
وى زمانى كه هيأت قضائى با توجه به مجهول المكان بودن پدر اين دو برادر اعلام كردند كه رئيس قوه قضائيه در غياب پدر درخواست پرداخت ديه به وى را كرده است، گفت: «من تا جايى كه به ياد دارم، پدرى نداشتم كه به او ديه اى پرداخت كنم. از كودكى او را نديده ام و اصلاً پدرى نداشته ام!»
بنا به گزارش رسيده، قضات دادگاه كيفرى استان تهران جوان برادركش را به تحمل ۷ سال زندان و پرداخت ديه در حق پدر محكوم كردند.
|
|
|
|
|
ماجراى ربودن معلم زن با تاكسى
اين دختر ۲۷ ساله كه معلم حق التدريس آموزش و پرورش است، مدعى است پس از سوار شدن به خودروى تاكسى مسافركش از سوى سه سرنشين آن ربوده شده و مورد تجاوز قرار گرفته است.
وى هنگامى كه در برابر بازپرس قرار گرفت، در اين باره گفت: روز ۵ ارديبهشت ماه سال جارى وقتى براى انجام كارى عازم مامازن بودم، در حوالى جاده خاوران سوار يك تاكسى شدم. راننده در بين راه دو مرد ديگر را هم سوار كرد. دقايقى بعد وقتى او به جاده فرعى پيچيد، اعتراض كردم. ولى او ادعا كرد از اين طرف مسير كوتاهتر است. دقايقى گذشت، ناگهان راننده در كنار ساختمان مخروبه اى توقف كرد. تازه از نيت پليد آنها باخبر شدم. سعى كردم با داد و فرياد مانع كار آنها شوم. در اين هنگام راننده به صندلى عقب آمده و با تهديد كارد، نيت شوم خود را عملى كرد. هنگامى كه دو همدست او نيز قصد تجاوز به من را داشتند، با شنيدن صداى خودرويى مرا به بيرون پرتاب كرده و پا به فرار گذاشتند.
با توجه به نشانى هائى كه اين دختر جوان از ربايندگانش در اختيار پليس قرار داده بود، مأموران با طراحى تصوير رايانه اى راننده تاكسى، تحقيقات براى رديابى او را در دستور كار خود قرار دادند. با طراحى تصوير رايانه اى متهم و مطابقت آن با عكس هائى كه در آرشيو آگاهى موجود بود، دختر جوان توانست يكى از متهمان را شناسايى كند. پرونده اين حادثه هولناك هم اكنون براى رسيدگى به اتهام تجاوز به عنف به دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شده است. به گزارش رسيده، تلاش هاى پليسى براى رديابى متهمان ديگر پرونده آغاز شده است.
|
|
|
|
|
سفير قبرس به اتهام تجاوز به ۳ دختر از ايران فراخوانده شد
سفير كشور قبرس در تهران به دليل سوءاستفاده جنسى از سه دختر ايرانى به وزارت امور خارجه فراخوانده شد.
«استاولو لوئيز يدس» از سوى يك آژانس مسافرتى ايرانى متهم به سوءاستفاده جنسى از دو مشترى و يكى از كارمندان اين مركز است. براساس ادعاهاى مسؤولان اين آژانس، هنگامى كه يكى از مشتريان اين مركز براى گرفتن ويزا به دفتر سفارت مراجعه كرده بود از سوى سفير قبرس مورد تجاوز قرار گرفته است.
در همين راستا شنيده شده است اين مقام ديپلماتيك از طرف دولت كشورش براى پاسخگويى به اتهاماتى از قبيل تجاوز جنسى و اختلاس و دزدى اموال دولتى اين كشور، به قبرس فراخوانده شده است.
آخرين روزهاى هفته گذشته روزنامه «ميل» چاپ قبرس خبرى از سوى وزارت امور خارجه اين كشور منتشر كرد كه عنوان شده بود: سفير به خانه خود بازگشته و بزودى تحت بازجوئى قرار خواهد گرفت.
گفتنى است كه مطالب مطرح شده درباره تجاوز و اختلاس اموال دولت از سوى سفير قبرس در ايران از سوى وزارت امور خارجه تأييد شده است.
اين در حالى است كه كارمند ارشد اجرايى اين وزارتخانه نيز تحت بازجوئى قرار گرفتن سفير قبرس را درباره اتهامات مطرح شده تأييد كرده است. براساس اطلاعات به دست آمده تحقيقات و بازجوئى ها در مورد سفير قبرس در «آلكوز زنوس» ايتاليا انجام گرفته ولى هنوز وزارت خارجه اين كشور جزئيات اين تحقيقات را منتشر نكرده است.
همچنين گفته شده است كه «لوئيز يدس» درباره اتهامات يك كارمند سفارتخانه درباره اينكه وى از بودجه سفارت براى مصارفى مثل خريدهاى شخصى و تلفن هاى راه دور استفاده كرده، نيز بايد پاسخگو باشد. چرا كه اين كارمند درباره رفتارى كه سفير با او داشته شكايتى را مطرح كرده است. «لوئيز يدس» از نوامبر سال ۲۰۰۱ در ايران به عنوان سفير قبرس در حال فعاليت بود.
|
|
|
|
|
پاپوش براى ۲ برادر و داماد دختر فرارى
قضات دادگاه كيفرى استان تهران ادعاهاى دخترى جوان مبنى بر اينكه از سوى برادران و داماد يك دختر فرارى تحت تجاوز قرار گرفته است را نپذيرفتند و آن را يك پاپوش دانستند.
اين دختر وقتى از سوى سه مرد به پليس تحويل داده شد، ادعا كرد آنان با تصور اينكه خواهرشان توسط وى اغفال شده و از خانه فرار كرده است، براى انتقام گيرى او را به بيابانى برده و مورد تجاوز قرار داده اند. بنا به اين گزارش، نيمه شب ۱۸ فروردين ماه سال جارى برادران دختر ۲۳ ساله اى كه دو روز پيش از خانه پدرى اش در حوالى كرج فرار كرده بود، به همراه داماد خانواده، اين دختر و دختر ديگرى را با ظاهرى آرايش كرده داخل خودروى پژويى ديدند كه در عباس آباد كرج در حال حركت بود.
اين سه مرد وقتى خودروى پژو را متوقف كردند، پس از كتك زدن راننده كه ادعا مى كرد در آژانس كار مى كند، خواهر خود و دختر همراه او را به باد كتك گرفتند و به تصور اينكه دوست خواهرشان او را براى فرار از خانه تحريك و اغفال كرده است، اين دختر را به پليس مبارزه با مفاسد اجتماعى كرج تحويل دادند.
فرداى آن شب وقتى آنان براى پيگيرى ماجراى فرارى شدن خواهرشان و رابطه او با دخترى كه در بازداشت بود به پليس مراجعه كردند، خود را در برابر ادعاهاى هولناك اين دختر ديدند كه دو برادر و داماد آنان را متهم به انتقام گيرى عجيب كرده بود.
دو برادر ۲۷ و ۲۲ ساله به همراه داماد ۳۲ ساله شان بازداشت شدند ضمن انكار هرگونه تجاوز انتقام جويانه به دوست خواهرشان، آن را يك ادعاى واهى دانستند. با وجود تسليم نشدن اين سه مرد در برابر ادعاهاى دختر جوان، آنان بازداشت شدند و پرونده براى بررسى تخصصى در اختيار دادگاه كيفرى استان تهران قرار گرفت و ۵ قاضى رسيدگى به ادعاى عجيب دختر جوان كه همزمان با سه مرد در بازداشت بسر مى برد را در دستور كار خود قرار دادند.
هيأت قضائى پس از محاكمه دو برادر و داماد، شنيدن ادعاهاى دختر جوان و تحقيق از كسانى كه در جريان اين حادثه قرار داشتند، دريافتند كه دختر جوان خود فرارى از خانه است و به همراه زن ديگرى كه گرداننده خانه فساد است زندگى مى كند و خواهر دو برادر جوان نيز در دو روز دورى از خانه پدرى نزد آنان بوده است.
بدين ترتيب، ۵ قاضى ادعاهاى اين دختر را نپذيرفتند و آن را يك پاپوش براى دو برادر و داماد دختر فرارى دانستند و حكم به تبرئه اين سه متهم از اتهام تجاوز به عنف دادند و رسيدگى به بخشى از پرونده كه به كتك كارى دختر جوان از سوى سه مرد مربوط بود را در صلاحيت دادگاه جزايى عمومى كرج دانستند.
بنا به گزارش رسيده، دختر جوان نيز به خاطر اعتراف به داشتن رابطه پنهانى با دو پسر جوان در قلعه حسن خان و عضويت در خانه فساد زنى به تحمل حبس و شلاق محكوم شده است و در زندان بسر مى برد. گفتنى است سه مرد بخاطر اين ادعاى واهى از دختر جوان طرح شكايت كردند.
|
|
|
|
|
جزئيات حادثه قتل صوفيا، از زبان «رامين»
جزئيات تازه اى از پرونده حمله مرگبار يك پسر جوان به دختر موردعلاقه اش فاش شد.
اين پسر ۲۲ ساله كه «رامين» نام دارد و هم اكنون در بخش مراقبت هاى ويژه بيمارستان بسترى است، پس از بهبود وضعيت جسمانى اش آشنايى دوساله اش با «صوفيا» را بازگو كرد.
وى در اين باره گفت: ۵ سال قبل به همراه پدرم از شهرستان خوى براى كار به تهران آمدم. ما در كار ايزوگام مشغول بوديم. پس از سه سال پدرم بنابه دلايلى مجبور به مراجعت به شهرمان شد و من در كنار عمويم به كارم ادامه دادم.
در همان روزها بود كه با «صوفيا» آشنا شدم. از همان روزهاى نخست آشنايى به هم علاقه مند شديم به طورى كه او ماجرا را با خانواده اش درميان گذاشت، مدتى بعد با عمويم براى خواستگارى به خانه آنها رفتيم. پدرم وقتى از اين موضوع باخبر شد، گفت راضى به اين ازدواج نيست ولى بعداً با صحبت هائى كه با خاله ام كردم، موافقت او را جلب كردند.
تقريباً همه بستگان ما را نامزد هم مى دانستند. در طول ۲ سال گذشته هيچ مشكلى با هم نداشتيم تا اينكه يك هفته قبل با هم اختلاف پيدا كرديم. او مى گفت من ديگر كار پيدا كرده ام و مدرك تحصيلى ليسانس دارم. ديگر نيازى به تو ندارم. موضوع را با خانواده اش درميان گذاشتم. به آنها گفتم حالا كه دخترتان پس از دو سال مرا نمى خواهد بايد هرچه پول براى او هزينه كرده ام بازگرداند.
وقتى در اين كار موفق نشدم گفتم حالا كه اينجور شد بايد با من ازدواج كند اگر نپذيرد او را مى كشم. من تمام زندگيم را به او داده بودم حالا نمى توانستم اين وضعيت را تحمل كنم. يك روز قبل از حادثه يك كفش كتانى ۳۰ هزار تومانى خريدم.
اين اواخر كمى با هم مشكل پيدا كرده بوديم. مى خواستم با هديه دادن اين كفش ها دل او را به دست آورم. وقتى در نزديكى خانه شان او را ديده و شروع به صحبت كردم او بى محلى كرد. خيلى عصبانى شده بودم بى اختيار با او درگير شدم. روز بعد بار ديگر تصميم گرفتم با او صحبت كنم. به آنجا رفتم. او به همراه يكى از همكارانش از خريد برمى گشت با ديدن من عصبانى شد و آن حادثه اتفاق افتاد.
|
|
|
|
|
دستگيرى زورگيران مسلح در آزادراه قم تهران
دو سارق مسلح كه پس از بستن دست و پاى راننده اى اقدام به سرقت خودروى او كرده بودند در درگيرى با مأموران آگاهى قم به دام افتادند.
اين حادثه ساعت ۱۸ و ۱۵ دقيقه روز سه شنبه ۲۸ تيرماه سالجارى در كيلومتر ۱۰ آزادراه قم- تهران رخ داد. وقتى مأموران به خودرويى مظنون شده و شماره اش را از طريق رايانه همراه استعلام كردند، مشخص شد اين خودرو چند روز قبل از شهرستان كلاردشت به سرقت رفته است.
مأموران در نخستين اقدام خودرو را تحت تعقيب قرار داده و پس از چندين كيلومتر تعقيب و گريز كه همراه با تيراندازى بود آن را متوقف و سه سرنشين خودرو و راننده را بازداشت كردند.
سه جوان بازداشت شده پس از حضور مأموران اعلام كردند دانشجو هستند و براى آمدن به تهران سوار اين خودرو شدند.
راننده خودرو كه مرد جوانى به نام روح الله است در بازجوئى ها ضمن اعتراف به سرقت خودرو گفت: ۴ روز قبل به همراه دوستم رسول در كلاردشت خودرو را كرايه كرديم و در بين راه با تهديد اسلحه راننده را پياده كرده و با طناب به درخت بستيم و سپس خودرو را سرقت كرديم. با اعترافات اين مرد مأموران رديابى هاى خود را براى دستگيرى همدست وى كه پس از توقف خودرو به بيابانها فرار كرده بود آغاز كردند و پس از يك عمليات تعقيب و گريز سارق را دستگير و در بازرسى از او دو قبضه اسلحه كلت كمرى به همراه دو خشاب و فشنگ كشف كردند.
به گزارش رسيده دو سارق مسلح پس از بازداشت جهت ادامه تحقيقات در اختيار پليس آگاهى قم قرار گرفتند.
|
|
|
|
|
پرونده جنجالى حمله يك سگ به كارمند اداره برق
ماجراى حمله يك سگ به كارمند اداره برق باعث طرح پرونده جنجالى در دادسراى شهر رى شد. اين حادثه هنگامى رخ داد كه كارمند جوان اداره برق براى انجام تعميرات خرابى برق وارد باغى در منطقه شهر رى شد.
حمله سگ
بنا به اين گزارش، كارمند جوان در حالى كه پس از تماس صاحب يك باغ در منطقه شهر رى روانه آنجا شده بود، ناگهان از سوى يك سگ بزرگ مورد حمله قرار گرفت. اين مرد جوان با تصور اينكه سگ مورد نظر از سوى صاحب باغ براى نگهبانى در آنجا رها شده، سعى كرد با چوبى او را از خود براند ولى سگ مورد نظر با حمله اى غافلگيرانه پاى كارمند اداره برق را گاز گرفته و او را نقش بر زمين كرد.
مرد جوان در حالى كه قادر به راه رفتن نبود توسط چند تن از اهالى منطقه به بيمارستان انتقال داده شده و تحت مداوا قرار گرفت. از آنجايى كه احتمال داده مى شد سگ مهاجم مبتلا به بيمارى هارى باشد، كارمند مجروح براى آزمايش به يك انستيتو معرفى شد.
سگ هار نيست
پزشكان انستيتو پس از بررسى ها و آزمايش هاى اوليه اعلام كردند اگر سگ مهاجم با گذشت ۱۰ روز از گاز گرفتن مرد جوان بميرد، مبتلا به بيمارى هارى است در غير اين صورت خطرى كارمند جوان را تهديد نمى كند. كارمند جوان نيز با اين توصيه با گذشت ۱۰ روز به محل باغ مراجعه و متوجه شد سگ مهاجم نمرده است. بنا بر اين ابتلاى او به بيمارى هارى منتفى اعلام شد.
شكايت در دادسرا
كارمند جوان با اين شرايط به دادسراى شهر رى مراجعه كرده و از صاحب باغ به اتهام عدم مراقبت از سگش شكايت كرد. وى در شكايت خود مدعى شده بود چون با تماس تلفنى صاحب باغ و به درخواست او به باغ مورد نظر مراجعه كرده و مورد حمله سگ صاحب باغ قرار گرفته است، او بايد در اين باره پاسخگو باشد. به دستور داديار رسيدگى كننده به پرونده درباره اينكه سگ مهاجم مبتلا به بيمارى هارى بوده يا نه، از انستيتو استعلام شد و پزشك معالج پسر جوان اعلام كرد چون سگ با گذشت ۱۰ روز از حمله به كارمند جوان نمرده است، پس او به بيمارى هارى مبتلا نيست.
واكنش صاحب باغ
صاحب باغ وقتى متوجه شد شكايتى عليه او در دادسرا مطرح شده است با مراجعه به انستيتو مداركى مبنى بر ابتلاى سگ مهاجم به بيمارى هارى به دادسرا آورده و ادعا كرد چون سگ مورد نظر هار بوده متعلق به او نيست.
احضار پزشك
با توجه به اعلام دو نظر متفاوت از سوى پزشك انستيتو درباره هار بودن سگ مهاجم داديار رسيدگى كننده به پرونده دستور داد تا پزشك مورد نظر با مراجعه به دادسرا در اين باره توضيح دهد. به گزارش رسيده قرار است به زودى با حضور اين پزشك و طرفين پرونده در دادسرا رسيدگى به اين پرونده جنجالى در دادسراى شهر رى انجام گيرد.
|
|
|
|
|
پدر قاتل در زندان سكته كرد
مردى كه در ساختمان كاج همسر، دختر و پسرش را به قتل رسانده بود در سلول زندان براثر ايست قلبى جان سپرد.
اين مرد ۴۲ ساله كه «داود» نام داشت، عصر روز چهارشنبه اول تيرماه سال جارى در اقدامى جنون آميز همسر ۳۲ ساله اش به نام «سكينه لشگرى» ، دختر ۱۷ ساله به نام «ندا» و پسر ۱۱ ساله به نام «محمد» را با روش مشابهى از پاى درآورد. پس از حضور پليس و بازپرس جنايى در محل مشخص شد اين مرد پس از مسموم كردن اعضاى خانواده، آنها را خفه كرده و به قتل رسانده است و پس از آن سعى كرده تا خود را نيز از پاى درآورد.
اين مرد پس از بازداشت از سوى پليس ادعا كرد: به خاطر مشكلات شديد اقتصادى و مالى دچار صدمات روحى و روانى شديدى شدم و تصميم گرفتم همه اعضاى خانواده ام و خودم را از بين ببرم.
به گزارش رسيده، عامل اين جنايت پس از بازجوئى با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد ولى پس از گذشت سه هفته از اين حادثه صبح روز ۲۶ تيرماه سال جارى در سلول زندان رجايى شهر براثر ايست قلبى جان باخت.
|
|
|
|
|
مرگ قاتل پس از ۲۰ سال در زندان
عامل يك جنايت فاميلى، پس از ۲۰ سال زندانى بودن، پشت ميله هاى سلول خود جان باخت.
اين مرد زندانى در حالى جان باخت كه مى توانست با سپردن وثيقه ميليونى از زندان آزاد شود.
بنا به اين گزارش؛ روز ۱۴ ارديبهشت ماه سال، ۶۴ مردى كه همسرش به حالت قهر خانه را ترك كرده بود به در خانه پدرزنش رفت تا همسر و بچه اش را به خانه بازگرداند.
وقتى در برابر خانه پدر زن، حسن على با امتناع همسرش در بازگشتن به خانه روبرو شد با مشاجره و درگيرى سعى كرد آنان را با خود ببرد كه عموى اين زن در هواخواهى از برادرزاده اش چاقويى از آشپزخانه برداشت تا داماد خانواده برادرش را بترساند. حسن على وقتى چاقو را در دست عموى همسرش ديد به سمت او حمله برد و با گرفتن چاقو از دستان حسين ساجدى ضرباتى به او وارد كرد و اين مرد جوان را به قتل رساند. داماد ۳۲ ساله پس از بازداشت تحت محاكمه قرار گرفت و پذيرفت به خاطر اختلاف خانوادگى وقتى همسر و دختربچه اش به حالت قهر خانه را ترك كرده اند اين جنايت رخ داده است و هيچ تصميم قبلى اى نداشته است.
با درخواست قصاص- اعدام- از سوى خانواده قربانى، اين مرد به اعدام محكوم شد و از روز ۱۷ بهمن ماه سال ۷۳ پشت ميله هاى زندان به انتظار اجراى حكم اعدام كه به تأييد قضات ديوانعالى رسيده بود، نشست.
پس از ۱۰ سال وقتى خانواده قربانى نتوانست سهم ديه بچه هاى صغير را براى اجراى حكم اعدام بپردازد قرار بازداشت موقت حسن على به قرار وثيقه ميليونى تبديل شد و او مى توانست با سپردن اين وثيقه از زندان آزاد شود. در حالى كه همه تصور مى كردند عامل جنايت خانوادگى ديگر مانعى براى آزادى ندارد او نتوانست وثيقه ميليونى را تهيه كند و در زندان ماند تا اينكه ۲۰ سال بعد از جنايت وقتى به سن ۵۲ سالگى رسيد روز دوم تيرماه سال جارى به دلايل نامعلومى پشت ميله هاى سلول خود جان باخت. بنا به گزارش رسيده، علت مرگ اين مرد پس از ۲۰ سال ماندن در زندان تحت بررسى پزشكى قانونى است.
|
|
|
|
|
بازداشت خانم دكتر به خاطر اسيد سوزى جوان ايرانى در بمبئى
تحقيقات پليس جنايى هند براى افشاى اسرار سوزانده شدن جوان ايرانى در «بمبئى» با دستگيرى رئيس يكى از بيمارستان هاى اين شهر ابعاد تازه اى گرفت.
اين گزارش حاكيست تاكنون از نتايج تحقيقات پليس هند هيچ خبر رسمى انتشار نيافته اما سايت هاى اينترنتى رسانه هاى خارجى خبر از دستگيرى يك خانم دكتر كه رئيس يكى از بيمارستانهاى «بمبئى» است داده اند.
مهدى جبارى پدر داغدار اين جوان كه ساكن نجف آباد اصفهان و دبير بازنشسته آموزش و پرورش است، در اين باره گفت: به دنبال كشته شدن پسرم، بلافاصله خود را به بمبئى رساندم و در حالى كه شواهد از اهمال پزشكان معالج بيمارستان «پريچ كندى» و «مسينا»ى هند حكايت داشت، آنان نگذاشتند پيكر بانداژ شده «بابك» را به خاطر شدت سوختگى ببينم.
پدر «بابك» افزود: من وقتى جنازه پسرم را در بهشت زهراى تهران، شست و شو مى دادند فقط متوجه تاول هاى قرمز پراكنده روى آن شدم و برايم جاى سؤال است كه چرا مسئولان بيمارستان «مسينا» به من دروغ گفته اند؟
وى ادامه داد: خانم دكترى كه بازداشت شده است، مادر دوست صميمى بابك است و مطمئن هستم او كليد حل معماى مرگ پسرم است.
«بابك جبارى» دانشجوى رشته دكتراى اديان و مذاهب، شامگاه هفتم جولاى امسال، وقتى از خانه پسر خانم دكتر خارج شد، مورد هجوم افراد ناشناس قرار گرفت و به طرز فجيعى با اسيد سوزانده شد.
وى تنها دو روز بعد، براثر شدت جراحت ها در بيمارستان جان سپرد.
|
|
|
|
|
خودكشى خانوادگى و مرگ هنگام بازجوئى
اعضاى يك خانواده ۴ نفره در تهران خودكشى كردند. آنها در طبقه سوم يك آپارتمان در خيابان درختى تهران زندگى مى كردند. نجات سكينه (۳۷ ساله) ندا (۱۷ ساله) و محمد (۱۱ ساله) ممكن نشد ولى مرد ۴۰ ساله اى كه مشخص نيست برادر و شوهر سكينه بوده از مرگ نجات يافت. رگ هاى دست همه آنها بريده شده و با گلوله هاى ساچمه اى نيز به آنها شليك شده بود.
مرد ۴۰ ساله اين خانواده كه «داوود» نام داشت، در بازجوئى مقدماتى خود گفت:
با مرگ پدرم در تعميرگاه موتورسيكلت سازى او مشغول كار شدم تا خرج زندگى خواهر و برادرانم را تأمين كنم. اما روزگار با من كنار نيامد. مقدارى پس انداز كرده بودم كه يك طلا فروش از من كلاهبردارى كرد. بنابراين تصميم به مسافركشى گرفتم، اما فايده اى نداشت. گذران زندگى آنقدر سخت شده بود كه يك روز همگى تصميم گرفتيم دست به خودكشى بزنيم. اين بود كه تمام اسناد و مداركمان را به خانه مادرزنم بردم و به بهانه اينكه مسافرت مى رويم به خانه بازگشتيم.
سايت حوادث مى نويسد كه به گزارش اداره آگاهى تهران ادامه بازجوئى از داوود ممكن نشده، زيرا وى هنگام بازجوئى سكته كرده و مرده است!!
|
|
|
|
|
سگ باهوش خودش به بيمارستان حيوانات رفت
يك سگ باهوش كه در جريان تصادف با خودرويى دست راستش شكسته بود، با پاى خود به بيمارستان دامپزشكى تهران مراجعه كرد. دكتر «محبى» رئيس بيمارستان دامپزشكى تهران درباره اين اتفاق عجيب گفت: اين سگ كه در گذشته يك بار براى درمان به اين بيمارستان آورده شده بود، اين بار با مصدوميت پيش آمده، خودش به بيمارستان مراجعه كرد.
وى گفت: صبح روز پنجشنبه ساعت ۹ صبح وقتى پرسنل بيمارستان اقدام به باز كردن در درمانگاه بيمارستان كردند با يك سگ كه پشت در نشسته بود روبرو شدند. اين سگ دست راست خود را بالا نگه داشته و با تكان دادن آن پرسنل بيمارستان را متوجه مصدوميت خود كرد.
اين سگ را كه به نظر مى رسيد در خيابان رها شده براى مداوا به داخل بيمارستان برديم. در جريان معاينات راديوگرافى مشخص شد كه حيوان از ناحيه استخوان هاى كف دست راست دچار شكستگى شده است. پس از انجام مقدمات كار عصر روز پنجشنبه مورد عمل جراحى قرار گرفت و پس از ۴ ساعت كار جراحى، عمل با موفقيت انجام شد. به گفته اين پزشك در حال حاضر وضعيت عمومى حيوان رضايت بخش است و در بخش مراقبت هاى ويژه بيمارستان بسترى است.
|
|
|
|
|
ماجراى ربوده شدن دختر ۱۸ ساله توسط ۷ مرد
تحقيقات قضائى و پليسى درباره ماجراى ربوده شدن دخترى از سوى ۷ مرد جوان آغاز شده است.
اين دختر ۱۸ ساله درحالى كه آثار ضرب و جرح در قسمتهاى مختلف بدنش ديده مى شد، با مراجعه به مأموران كلانترى ۱۱۹ مهرآباد، پليس را در جريان ماجراى ربوده شدنش قرار داد.
وى در حالى كه بشدت مضطرب و نگران بود، در اين باره به پليس گفت: ساعت ۱۸ و ۳۰ دقيقه روز ۲۹ تيرماه سال جارى دو پسر جوان با يك خودروى پرايد هنگامى كه به انتظار خودروى مسافركش در كنار خيابان ايستاده بودم، با تهديد قمه مرا سوار كردند. دقايقى بعد در بين راه دو نفر ديگر از همدستان آنان سوار خودرو شدند.
آنها مرا به خانه اى در غرب تهران بردند. در آنجا سه نفر ديگر هم حاضر بودند. ربايندگانم پس از ضرب و جرح، مرا مورد تجاوز قرار دادند. ساعتى بعد در حالى كه آنان مرا در يك اتاق حبس كرده بودند، به بهانه رفتن به دستشويى، موفق به فرار شده و خودم را به پايگاه بسيج منطقه رساندم.
مأموران بسيج با توجه به درخواست كمك من، به خانه مورد نظر رفته و يكى از آنان را دستگير كردند. با انتقال اين متهم به اداره آگاهى، وى ضمن اعتراف درباره جزئيات حادثه گفت: وقتى من به خانه آمدم، چند تن از دوستانم اين دختر را آنجا آورده بودند. من تنها سعى كردم به او كمك كنم و كارى به او نداشتم، ولى بقيه دوستانم قبل از رسيدن من به خانه به او تجاوز كرده بودند. براساس بررسى هاى پليسى، اين متهم ادعا كرده دوستانش به بهانه اينكه دختر جوان اقدام به سرقت از خانه مادربزرگ يكى از آنها كرده، او را ربوده و مورد تجاوز قرار داده اند.
به گزارش رسيده، با صدور قرار بازداشت موقت براى اين متهم، تحقيقات قضائى و پليسى براى دستگيرى همدستان او آغاز شده است.
|
|
|
|
|
پس از۱۶ روز اسارت صورت گرفت: رهايى پزشك زن از چنگال گروگانگيران در كرمان
جزئيات ۱۶ روز اسارت يك پزشك زن در كرمان كه از سوى گروهى گروگانگير ربوده شده بود، در اقدامات اطلاعاتى پليس فاش شد. اين پزشك ۴۸ ساله، شامگاه ۲۱ تيرماه سال جارى وقتى از مطب خود در چهارراه امام جمعه كرمان خارج شد هنوز سوار خودروى مزداى يشمى رنگ خود نشده بود كه از سوى مردان مسلح محاصره شد.
بنابه اين گزارش: ساعت ۲۴ نيمه شب آدم ربايى، پليس كرمان در تماس خانواده يك متخصص زنان، زايمان و نازايى پى برد اين پزشك كه «زهرا كاميابى» نام دارد در مسير مطب به خانه اش به طرز مرموزى ناپديد شده است.
در نخستين تحقيقات پليسى مشخص شد كه اين پزشك زن آخرين تماس را از مطب خود با خانه اش داشته ولى حالا تلفن همراه وى خاموش است. جست وجوهاى كارآگاهان درحالى كه هيچ سرنخى از پزشك زن به دست نيامده بود با تماس مرد ناشناسى كه ادعا مى كرد دكتر كاميابى را به گروگان گرفته اند وارد مرحله جنايى شد.
اين مرد كه فرداى شب گروگانگيرى با استفاده از موبايل پزشك زن به خانه وى زنگ زده بود با تهديد به اينكه نبايستى پليس وارد ماجرا شود خواست در ازاى دريافت ۶۰۰ هزار دلار دكتر كاميابى را آزاد كنند.
مأموران كه خود را در برابر آدم ربايى ميليونى مى ديدند با دادن آموزش هاى پليسى، خانواده پزشك زن را آماده كردند تا با گروگانگيران برخورد فريب دهنده اى داشته باشند و خود با گزارش كردن ماجراى اين آدم ربايى به مقامات امنيتى كرمان به اقدامات اطلاعاتى دست زدند.
همزمان با تجسس هاى پليسى كه از سوى تيم عملياتى ويژه اى صورت مى گرفت، شوراى تأمين استان كرمان نيز تشكيل جلسه داد و قرار شد عمليات رهاسازى دكتر كاميابى از اسارت گروگانگيران در دو شاخه موازى و از سوى تيم هاى پليسى و اداره اطلاعات صورت گيرد.
بدين ترتيب، مسيرهاى تماس گروگانگيران با خانواده پزشك زن تحت رديابى هاى مخابراتى قرار گرفت و آدم ربايان به تغيير شيوه دست زدند و در آخرين تماسى كه با موبايل گروگان برقرار كردند به خانواده دكتر كاميابى اعلام كردند تماس هاى بعدى آنان و پيام هايشان با استفاده از اينترنت و «ايميل» خواهد بود.
با اين شيوه ابتكارى گروگانگيران، تيم مهندسى رايانه اى بكار گرفته شد تا بتوان سرنخى از مخفيگاه آنان به دست آورد، آدم ربايان به تهديدات هولناك خود دامنه بيشترى دادند، غافل از اينكه تيم هاى اطلاعاتى و امنيتى قدم به قدم به آنان نزديك مى شوند و خواسته هاى ميليونى خود را تكرار كردند. ۱۶ روز از ماجراى ربوده شدن پزشك زن نگذشته بود كه تيم هاى تخصصى با ردپاهايى كه از شاخه هاى مختلف به دست آورده بودند، توانستند اسارتگاه دكتر كاميابى را در ميدان رسالت كرمان به دست آورند.
اين ساختمان به صورت غيرمحسوس و با بكارگيرى تجهيزات تخصصى گروگان رهايى تحت محاصره قرار گرفت و رفت و آمدها به داخل آن تحت نظر گرفته شد. مأموران وقتى پى بردند تعدادى زن و مرد به آنجا رفت و آمد دارند دريافتند با شبكه آدم ربايى اى روبرو هستند كه سازمان يافته عمل مى كند. ساعت ۱۱ صبح جمعه ۷ مردادماه سال جارى، وقتى مشخص شد دكتر كاميابى در يكى از اتاق هاى ساختمان زندانى است و گروگانگيران به تصور اينكه توانسته اند به پول ميليونى دست يابند دستور آغاز عمليات غافلگيرانه صادر شد.
مأموران پليس و اداره اطلاعات با هماهنگى خاص و با استفاده از اصل غافلگيرى به مخفيگاه آدم ربايان حمله كردند و پزشك زن را درحالى كه داخل اتاقى زندانى بود و دو زن جوان از او محافظت مى كردند با چهره اى رنجور و وحشتزده يافتند. در اين عمليات، مأموران درحالى كه توانسته بودند سه مرد و دو زن را بازداشت كنند با فرار جوان ديگرى روبرو شدند و پس از دادن دستور ايست و شليك تير هوايى وقتى امتناع او از دستور پليس را ديدند به سمت اين گروگانگير فرارى شليك كردند و او را هدف گرفتند.
دكتر كاميابى وقتى از اسارت آزاد شد در تحقيقات فاش كرد كه شب ربوده شدن، وقتى او از مطب خارج شده و مى خواست سوار خودروى مزداى خود شود جوانى با دردست داشتن اسلحه و به همراه دوستان ديگرش او را تهديد مى كند و سوار بر خودروى وى درحالى كه سعى داشتند اين زن خيابان ها را نبيند به چرخ زدن بى هدف در خيابان ها پرداخته سپس او را به خانه اى انتقال داده و در اتاقى زندانى كرده اند.
اين پزشك زن وقتى خود را در محاصره خبرنگاران ديد، گفت: «در مدت اسارت خود، روزهاى بسيار سختى را پشت سر گذاشتم، هرگز تصور نمى كردم كه دوباره به آغوش خانواده ام بازگردم، آدم ربايان فقط پول مى خواستند و مى خواهم با كسانى كه در نظم و امنيت جامعه اخلال به وجود مى آورند با شدت برخورد شود.»
اين گزارش حاكيست؛ مأموران امنيتى استان كرمان از ارائه جزئيات دقيق اين آدم ربايى نه تنها خوددارى كرده اند بلكه از خانواده دكتر كاميابى نيز خواسته اند تا با جرايد گفتگويى نداشته باشند.
|
|
|
|
|
دختر ۹ ساله قربانى يك جنايت شوم: اين زن، مادرم نيست جنايتكار است!
دختر ۹ ساله قربانى جنايت به عنوان شاهد ماجراى قتل پدرش در برابر ۵ قاضى دادگاه كيفرى استان قرار گرفت و جزئيات جنايت را بازگو كرد. احضار اين دختر نوجوان در حالى از سوى رئيس شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان صورت گرفت كه دو متهم پرونده به ضد و نقيض گويى درباره حادثه قتل پرداختند.
اين شاهد كوچك در حالى كه اشك مى ريخت در تشريح ماجراى قتل پدرش گفت: من نمى توانم اين زن را مادر صدا كنم. او از مدت ها قبل با قاتل پدرم آشنايى داشت. حتى يك بار نشانى دعانويس را گرفتند. آنها نقشه قتل پدرم را از قبل طراحى كرده بودند.
وى در حالى كه بازوى راستش را به رئيس دادگاه نشان مى داد، ادامه داد: اين زن هميشه مرا مى ترساند تا درباره رابطه او با قاتل پدرم چيزى نگويم. او دست مرا سوزاند و تهديد كرد اگر در اين باره به كسى چيزى بگويم، مرا هم مى كشند. مرگ موش خريده بودند، آنها با نقشه قبلى پدرم را از ميان برداشتند تا به مقصود خود برسند.
اين دختر ۹ ساله درباره روز حادثه گفت: آن روز پس از تماس تلفنى با متهم، او بسرعت به خانه ما آمد. هنوز در خانه ما بود كه پدرم و مادربزرگم نيز آمدند. چون راه فرارى نداشت، در گوشه اى پنهان شد. صبح وقتى بيدار شدم، مادرم مرا صدا كرده و ادعا كرد چند نفر پدرم را كشته اند.
در ابتداى جلسه دادگاه پس از قرائت كيفرخواست از سوى نماينده دادستان تهران، اولياى دم از دادگاه تقاضاى قصاص متهمان را كردند.
متهم رديف اول پرونده وقتى در جايگاه مخصوص قرار گرفت، در اين باره گفت: ساعت ۱۸ عصر روز چهارم فروردين ماه سال ۸۳ بود كه از خانه «زهرا» متهم رديف دوم تماس گرفتند. مى گفتند كه او دارد گريه مى كند و قصد دارد دست به خودكشى بزند. بسرعت خودم را به آنجا رساندم. لحظاتى را با هم صحبت كرديم. يك دفعه صداى زنگ در شنيده شد. متوجه شدم «مجيد» شوهر «زهرا» است. در گوشه اى پنهان شدم تا در فرصت مناسبى فرار كنم، ولى نتوانستم. نمى دانستم چه كار بايد بكنم. تا ساعت ۴ صبح روز بعد بيدار بودم، ولى از خستگى خوابم برد.
با صداى مجيد از خواب پريدم، خواستم برايش توضيح بدهم. او عصبانى بود، چند بار سعى كرد به طرف زنش حمله كند. من سر او را ميان بازوى راستم گرفتم. مى خواستم به اتاق ديگر برده و او را آرام كنم، ولى ناگهان او سعى كرد برگردد و ديگر حركتى نكرد. ابتدا فكر كردم آرام شده، ولى بعد از لحظاتى ديدم به دليل شكستن گردنش فوت كرده. سپس براى اينكه مرگ راحت ترى داشته باشد، چند سرنگ هوا به بدنش تزريق كردم تا بدون درد بميرد.
در همين راستا، «زهرا» همسر مقتول نيز ادعا كرد: رابطه اى با متهم نداشتم. تنها ارتباط ما به دليل دوستى او با شوهرم بود. روز حادثه قصد خودكشى داشتم، من از او نخواستم كه به خانه ما بيايد. اين دخترم بود كه تماس گرفت. هنگام وقوع قتل، من اصلاً در داخل اتاق نبودم. ۱۱ سال بود كه با شوهرم ازدواج كرده بودم، ولى هيچ مشكلى نداشتم.
در حالى كه از تعداد زيادى از بستگانش شنيده بودم كه او با چند دختر و زن رابطه داشت. شوهرم هيچ وقت مال من نبود، از طرفى نمى توانستم از او جدا شوم. دو تا بچه از او داشتم. حتى براى رهايى از اين زندگى دو بار دست به خودكشى زدم. اصلاً نيتى براى قتل نداشتيم، همه چيز تصادفى اتفاق افتاد.
به گزارش رسيده، در نخستين ساعات وقوع جنايت وقتى زن مقتول از سوى پليس آگاهى شهريار تحت بازجوئى قرار گرفت، درباره ماجراى قتل شوهرش ادعا كرد كه ۴ مرد نقابدار نيمه شب به خانه آنها حمله كرده و پس از انتقال او به اتاق ديگرى، شوهرش را به قتل رسانده و متوارى شده اند.
هنگامى كه در تحقيقات پليسى ماجراى رفت و آمدهاى جوان ناشناس به خانه آنها فاش شد، وى اعتراف كرد كه با همدستى پسر جوانى مرتكب اين جنايت شده است. اين دو متهم در حالى ماجراى قتل قربانى ۳۱ ساله را تصادفى عنوان كرده اند كه پزشكان قانونى پس از بررسى هاى دقيق علت مرگ را انسداد مجارى خارجى تنفسى مقتول اعلام كرده اند.
قرار است بزودى پس از بررسى اظهارات مطرح شده و مستندات موجود در پرونده، رأى قضائى در اين باره صادر شود.
|
|
|
|