Nimrooz
Vol. 17, No. 845, August 5, 2005
سال هفدهم - شماره ۸۴۵ - جمعه ۱۴ مرداد ۱۳۸۴
مهدى خلجى پژوهشگر در مطالعات اسلامى
روشنفكرى كه از نوشته هايش توبه كرد
سيد محمود القِمنى، فيلسوف و تاريخ نگار اسلامى، در مصر، با اعلام برائت از نوشته ها و انديشه هاى پيشينِ خود در زمينه سنت اسلامى، گفته است كه از اين پس ديگر نخواهد نوشت.
او اين نوشته ها را «الحادى» و «بدعت آميز» توصيف كرده و گفته است از پانزدهم ژوييه به اين سو، سه نامه تهديد به قتل از سوى گروه هاى اسلامگرا دريافت كرده كه در نامه آخر به وى يك هفته مهلت داده شده براى حفظ جان خود از همه انديشه هايش برائت بجويد.
آقاى القِمنى تأكيد كرده كه نمى خواهد بدين شيوه جان بسپارد و تصميم دارد زندگى اش را وقف خانواده و فرزندان اش كند. به گفته اين استاد دانشگاه، به ضميمه نامه تهديدآميز آخر، اعلاميه اى از گروه القاعده درباره قتل ايهاب الشريف، فرستاده ديپلماتيك مصر به عراق فرستاده شده بود با اين پيام كه «تو هدف بعدى هستى» . اين نامه ها امضاى گروه «الجهاد فى المصر» را داشته است.
مقاماتِ امنيتى مصر در حال بررسى اصالت اين نامه ها هستند و هنوز اظهارنظر رسمى دراين باره نكرده اند؛ اما تا براى حفاظت از جان سيد محمود القِمنى تدابيرى انديشيده شده است.

ترديد در ادعاهاى القمنى
القِمنى با اعلام خوددارى از نوشتن و توبه از انديشه هاى گذشته اش، موجى از واكنش ها را در ميان روشنفكران، نويسندگان و روزنامه نگاران مصرى و عربى برانگيخت. برخى از آنها گفته اند ادعاهاى القِمنى براى جلب توجه به سوى اوست و حقيقت ندارد. همچنين، برخى بنيادگرايان گفته اند كه وى با «ادعاهاى واهى» تلاش مى كند دولت را به حفاظتِ امنيتى بيشتر از روشنفكران ليبرال و افزايش فشار بر اسلام گرايان وادار كند.
شمارى ديگر باور دارند سخنان سيد محمود القِمنى درباره دريافت تهديد به قتل، براى پيشگيرى از منتشرنشدن آثار وى در مصر و جهان عرب است. همچنين، پاره اى از روشنفكران ليبرال عرب، او را به ضعفِ برخورد و جنجال سازى متهم كرده اند.

سنت توبه در ميان روشنفكران مصر
شاكر النابلسى، نويسنده ليبرال فلسطينى، مقيم ايالات متحده آمريكا، در مقاله اى با عنوان «سيد القِمنى، شما چه روشنفكرِ ضعيفى هستيد» ، در وبسايت ايلاف، از ترس زدگى القِمنى ابراز تأسف كرده و آن را به «سنتِ عقب نشينى در روشنفكران مصرى» پيوند داده كه به باور او از دهه بيست سده بيستم آغاز شد.
در سال ،۱۹۲۵ شيخ على عبدالرازق، يكى از انديشمندان سياسى برجسته جهان از اسلام، به دليل فشارِ اسلام گرايان و محافل سنتى اسلامى، اعلام كرد كه از انديشه هاى خود در كتابِ اسلام و مبانى حكومت دست كشيده است. همچنين و به همين دليل، در سال۱۹۲۶ طاها حسين از ايده هاى خود در كتاب شعرِ دوران جاهليت تبرى جست و يكى از فصول آن را در چاپ هاى بعدى يك سره حذف كرد.
در ادامه همين سنت، شيخ خالد محمد خالد نيز در سال ۱۹۸۱ از عقايد خود در كتابِ دولت در اسلام واپس نشست.
النابلسى در سايت ايلاف اين پديده را «عقده گناهِ دينى» روشن فكرانِ مصرى در سده بيستم ناميده و سيد محمود القِمنى را به فهرست اين دسته از روشنفكران توبه گر افزوده است.

همدلى با القمنى
تحليل گرانِ بسيارى نيز بر واكنش القِمنى به تهديدهاى به قتل صحه گذاشته اند. آنها مى گويند جدا از انفجارهاى هفته گذشته در شرم الشيخ و نيز قتلِ سال گذشته كسانى چون تئودور ون گوگ، فيلم ساز هلندى به دستِ يك جوان بنيادگراى مراكشى، بنيادگرايان در مصر نشان داده اند كه در حذف فيزيكى روشن فكران مصمم هستند.
در كنار ترور كسانى چون فرج فوده، نويسنده سودانى منتقدِ سنت اسلامى، نجيب محفوظ، رمان نويس و برنده جايزه نوبل در ادبيات نيز به خاطر مخالفت با فتواى آيت الله خمينى درباره قتل سلمان رشدى، نويسنده بريتانيايى هندى تبار، هدف حمله بنيادگرايان قرار گرفت و با ضربات عميقِ چاقو زخمى شد.
نصر حامد ابوزيد، يكى از قرآن شناسانِ پرآوازه مصرى نيز به دليل نوشته ها و رويكردِ هرمنوتيك-زبان شناختى به قرآن، به تيغِ تكفيرِ شيوخ الازهر گرفتار و به جدايى از همسرش محكوم شد. وى سرانجام مصر را ترك كرد و استاد مطالعات اسلام شناسى دانشگاهِ لايدن در هلند شد.
اين دسته از تحليل گران باور دارند نبايد از نظر دور داشت كه شعله هاى بنيادگرايى، پيرامون جهانِ ما، در حالِ گسترش است و بنيادگرايان بسيارى هستند كه در دل طناب دارِ روشنفكران را مى بافند و به محض يافتن فرصت، رؤياى خود را تحقق مى بخشند.

تكفير روشنفكران در مصر
در سال هاى اخير، خليل عبدالكريم نويسنده كتاب «جامعه يثرب؛ رابطه زن و مرد در زمان پيامبر و دو خليفه نخستين» ، سعيد العشماوى، نويسنده كتاب «حقيقت حجاب» و فاطمه مرنيسى، نويسنده كتاب «جنسيت به مثابه هندسه اى اجتماعى» از روشنفكران مسلمانى هستند كه در مصر تكفير شده اند و كتاب هاى آن ها از انتشار و پخش بازمانده است.
آثار سينماگرانى چون يوسف شاهين، كارگردانِ فيلم مهاجر، نيز از نمايش ممنوع شده است.
دانشگاهِ الازهر، به طور سنتى، هر از گاه، با صدور بيانيه اى فهرست كتاب هاى «شبهه ناك و مسموم براى اذهان مسلمانان» را منتشر مى كند و ناشران را از چاپ و پخش دوباره آنها بازمى دارد.
محمود القِمنى، نويسنده دهها كتاب و مقاله است كه در سالهاى اخير يك بار به خاطر كتاب اش با عنوان «پروردگار اين دوران» (ربّ هذا الزمان) به اتهام ترويج شرك و الحاد در دادگاه محاكمه و تبرئه شد. به خواست دانشگاهِ الازهر نيز كتاب ديگرش با نام «ممنون! بن لادن!» (شكراً بن لادن) از كتاب فروشى ها جمع آورى شد.

زندگى و سلوك فكرى
سيد محمود القمنى، در روستايى در شهر واسطى، در جنوب مصر، در سال ۱۹۴۷ به دنيا آمد. خانواده او مذهبى بودند و پدرش از مريدان فكرى شيخ محمد عبده، شاگرد سيد جمال الدين اسدآبادى، و در لباس روحانى بود.
محمود القِمنى، دانش آموخته رشته فلسفه دانشگاهِ عين شمس قاهره است. پس از شكست اعراب از اسراييل در سال ،۱۹۶۷ ذهن وى- آن گونه كه خود گفته است- به پرسش از دلايل شكست درگير شد و از اين روى به مطالعه ميراث اسلامى روى آورد و كوشيد رويكرد انتقادى به سنتِ اسلامى را در گفتارى قومى و عرب گرايانه بگنجاند.
پس از اشغال كويت به دست عراق در سال ،۱۹۹۱ القِمنى به نقد سياسى پرداخت و به گفته خود از گفتارِ قومى تحت تأثير جمال عبدالناصر گسست و به ليبراليسم- در مقام الگوى فكرى براى آزادى و رهايى كشورهاى عربى- گرايش يافت.
اين تاريخ نگارِ اسلامى در آثار خود كوشيده است سرگذشت پيامبر اسلام (سيره نبوى) را با روش جامعه شناختى-تاريخى مطالعه كند. محمود القِمنى در مصاحبه اى با روزنامه الشرق الاوسط آماجِ اصلى تلاش هاى فكرى خود را تفسير رويدادها و انديشه هاى سنتِ اسلامى در درون سياق تاريخى دانست و تقدس زدايى از آن چه مقدس نيست را وظيفه مهمِ روشن فكران مسلمان براى جبرانِ انحطاط اجتماعى و سياسى انگاشت.

الازهر، صدر اسلام و بنيادگرايى
در اين راستا، وى نقدى صريح و تند از شيوخ دانشگاهِ الازهر كرد و آنها را به فساد سياسى و مالى متهم نمود. او باور دارد پيوند روحانيتِ اسلامى با قدرت سياسى مانعى جدى براى داشتن تصويرى تاريخى و واقع بينانه از اسلام و گذار از عصبيت هاى فرقه اى، تعصب هاى هويت سازِ اسلامى و گشودگى به روى ايده هاى تجدد است.
از اين رو، وى به مطالعه تاريخى قرآن از چشم اندازى سياسى پرداخت و انديشه هاى سياسى اسلامى دورانِ پيامبر را در درون بستر تاريخى آن پژوهيد. «حرب هاشمى، جنگ هاى دولتِ پيامبر» و شمارى ديگر از نوشته هاى جنجال برانگيز محمود القِمنى، فراورده نگرش به سنتِ اسلامى از چشم انداز روش هاى مدرن پژوهش است.
او باور دارد بنيادگراييِ اسلامى، صورتى مشوش، غيرعلمى و خشونت بار از تاريخِ صدر اسلام مى سازد و با گرايش انتقادى-تاريخى به سنت دشمنى مى ورزد. او در مجله روز اليوسف در مقاله اى با عنوانِ «خود را نفريبيم: آيا تاريخِ ما گذشته اى پرافتخار بود؟» نوشت بنيادگرايان مى خواهند به گذشته بازگردند و آن را دوباره در زمان حال بازسازى كنند، در حالى كه هيچ گذشته اى به تمام و كمال قابلِ بازسازى نيست و تاريخِ گذشته عربى، سرشار از خشونت ها و كژرفتارى هائى است كه اگر بازگشت به گذشته ممكن بود، فاجعه اى پديد نمى آمد.

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
خواندنى ها
مقاله ها
جدول
گزارش
بازتاب
جهان
ايران
ورزش
داستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
خانواده
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   • 
•   خواندنى ها   •   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   ايران   •   ورزش   •   داستان   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   • 
•   از لابلاى متون   •   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   •   خانواده   •   فال هفته   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •