بعد آن همه بى خبرى از وضع و حال رئيس جمهور جديد ايران بعضى رسانه ها و محافل درصدد جبران مافات برآمده و كوهى از تحسين نثار او مى كنند:
-لوموند پاريس مى نويسد شخصيتى است بى پيرايه.
-الحيات روزنامه سعودى ولى چاپ لندن به تبعيت از مركز الهام خود رويتر مى نويسد: او جايگاه زيادى نزد محرومين دارد. او فروتن است.
-رويتر خبرگزارى انگليسى مى گويد، محرومان ايران طرفدار اويند مردى كه اتومبيل مدل ۱۹۷۵ سوار مى شود.
-شبكه تلويزيون العربيه او را مردم دار و مردمى مى نامد.
-واشينگتن پست از قول كارلى ويك خبرنگار خود مى گويد: او اهل مذاكره است. او اهل تعامل مطلوب و مناسب با غرب است. جاى نگرانى نيست. با او ما ياد گرفتيم راجع به مردم ايران پيش بينى نكنيم چون اين مردم غير قابل پيش بينى اند.
-ايوان واتسون خبرنگار شبكه راديوئى NPR آمريكائى مى گويد: عده اى براى تخريب، شايعه مى پراكنند. او مردمى است و صادق.
همين ديروز بود كه هيچكس از ايشان هيچ چيز نمى دانست و امروز همه، همه چيز را درباره او مى دانند و اگر به قول ايوان واتسن خبرنگار NPR اعتماد شود كه ايرانيان غرقابل پيش بينى اند بايد باز منتظر غافلگيرى تازه اى بود. اين نخستين هاى خام رشوه اى است كه مى دهند يا دامى است كه مى گسترند. چون غرب ايران امروز را هرگز تصديق نكرده است. همين تحسين ها خاتمى را غافل كرد.
***
احمدى نژاد رئيس جمهور قادر ا ست به جاى تمامى اپوزيسيون هاى تند و تيزرو در داخل و خارج مملكت ايران انتقاد كند از وضع جمهورى ايران. مثل اين كه بخواهد بار همه را سبك كند. او مى گويد:
در ايران «محدوده ممنوعه قدرت وجود دارد كه ورود به آن گناهى است نابخشودنى.» حتى براى كسى چون او كه چراغ سبز دوازده ميليون نفر زير خط فقر را دارد و نيز تأييد رهبر خامنه اى را كه به او نوشته است خوب كرديد در شهردارى را به روى مردم باز كرده ايد... مثل اين كه قطعاً باور بايد كرد كه تا دو سال پيش شهرداران عبوس شهر تهران در را به روى مردم بسته و آنها را خسته و عصبى كرده اند. شهردارانى كه پشت ميز پر شكوهى مى نشستند كه با آمدن احمدى نژاد آن ميزها را به انبار فرستادند به شهردارانى كه هر كدام هفت اتومبيل در اختيار داشتند و جناب احمدى نژاد همه آنها را نهاده و جز با اتومبيل مدل ۱۹۷۵ پژو خود جابجا نمى شود. بزرگترين حُسن احمدى نژاد اين است كه اين ها را به حساب طاغوت و استكبار نمى نهد. آنها را رفته و مرده مى گيرد! كه جاى شكرش باقى است!
هدف احمدى نژاد جاى ديگر را زدن است كه رهبرى را خوشتر آيد. يعنى رقباى قدرت رهبرى را كه از بركت انقلاب به قله هاى ثروت رسيده اند. او عدد ارتفاع و طول و عرض كوه و پاى ثروت قله را نمى دهد. كمى زود است، فوراً خطر نبايد كرد.
ولى او مى گويد: طى ۱۵ الى ۱۶ سال اخير گروهى خيمه زده و كشور را مال و ميراث خود مى دانند و اين يعنى چهار دوره رياست جمهورى حجت الاسلام والمسلمين رفسنجانى و حضرت خاتمى اگر اشتباه نكنيم. در اين ۱۶ سال دو دوره مشخص سازندگى و گفتگوى تمدن هاست كه طى اولى كره از آب انقلاب گيران و جنگ تحميلى عراق پول پارو كردند و طى دوره دوم گفتگوى تمدن ها چنان روى كاغذ پيش رفت كه ساده لوحان انگاشتند ايران در دو قدمى دموكراسى است. لازم بود احمدى نژاد ظهور كند تا بگويد ما براى دمكراسى انقلاب نكرديم. تا خيل خبير اصلاح طلبان و جهان ناگهان غافلگير شود. در اين حال احمدى نژاد فرياد برآورد كه: ستاد دولت از مردم جدا شده است. مرزبندى سياسى (اصول گرا- اصلاح گر و غيره) در ايران پيدا شده است و اضافه كند: ما يك ملت ايم و يك خانواده و گوئى مى خواهد بگويد همان حزب واحدمان كه ولائى است ما را بس است. در اين صورت چه سود از آن همه ملامت كه به حزب واحد گذشته كرده شد. مثل اين كه هر نظام حكومتى جز تحمل حزب خود را ندارد؟ و اين هم سرنوشت ايران شده است.
احمدى نژاد به صراحت مى گويد من مناسبات را در عرصه قدرت تغيير نمى دهم. يعنى انقلاب بى انقلاب. مى گويد: ايران نياز به يك تحول دارد تحول در مديريت. يعنى كه انقلاب چيزى را حل نكرد پس اساس بر تحول و اصلاح امور است. يعنى زور انقلاب به اصلاحات نرسيد. ولى براى آن كه از او گزك نگيرند مى گويد: آزادى روح انقلاب است و نمى گويد انقلاب آزادى آورد. بلكه مى گويد:
طيفى كه الان زير پوشش كميته امداد امام و بهزيستى قرار دارد رو به توسعه است. كارمندان مثلاً. اينها زير بار تورم لِه مى شوند (رجوع كنيد به مقاله بى خبرى نگارنده در دو شماره پيش). او مى افزايد: از دو ميليون نفر تحت پوشش نصف آنها تحصيل كرده اند كه در بهترين دوره زندگى بايد كشور را بسازند تا مفيد باشند. اما اينها بيكارند. يعنى روى دست پدر و مادر مانده اند. اصلاً متوجه نمى شوند. گيرنده نمى گيرد (نظام و مسئولان را مى گويد). چون خودش مشكلى ندارد همه چيز آن به راه است. اصلاً درها بسته اند.
تمركز تهران- احمدى نژاد مى گويد براى هر كار تومانى سه تومانى هزينه روى دست ملت گذاشته اند. استان ها محروم. روستاهاى ما دارند از بين مى روند.
شگفتا در آغاز اصلاحات ارضى امام خمينى همين را گفت و روشنفكران متعهد همه جا از مهاجرت روستائيان به شهرها به طعنه حرف مى زدند و هر قدر در سمينارها بحث مى شد كه در جامعه اى كه رو به صنعتى شدن نهاده اين مهاجرت ها از روستا به مناطق صنعتى و تجارى جديد طبيعى است قبول نمى كردند و راهى حسينيه ارشاد مى شد تا يزيد را بهانه كرده راه به انقلابى بگشايند كه در اول آن امام خمينى گفت روستاها ويران شده است و ۲۷ سال بعد احمدى نژاد بگويد روستاهاى ما دارند ويران مى شوند. پس چه سود از اين انقلاب، به ياد آريم كه در شب انقلاب، مردى در تلويزيون ايران گفت مسئله كشاورزى ايران را يكشبه حل مى كنم... كجا شدند اين حواريون انقلابى امام كه هر بار گنجشك رنگى خود را به جاى هزار دستان مى فروشند و امروز نوبت كيست؟
در مورد تهران و تمركز امور در آن در عهد قبل از انقلاب آنگاه كه جناب احمدى نژاد پانزده شانزده ساله بود نزد مجاهدان و در محضر حضرت آيت الله طالقانى به تلمذ مذهبى- سياسى مشغول بودند و هيچ از مسائل تهران سر درنمى آوردند دهها محقق و دهها تكنوكرات و ايرانشناس به بررسى مسائل شهر تهران در دانشگاه تهران و در جاهاى ديگر مشغول بودند و تأليفات محققان، بعد از انقلاب ابدا نافى كار آنها نشده است هيچ تأييد هم شده است. آنها را حداقل در كتب آنها و لااقل در كتاب ده گفتار بايد ببيند.
چه كار تازه جز بساز و بفروشى براى اجتناب از مشكلات شهر تهران شد تا ملامت شود به پيشينيان و تجليل شود از انقلاب؟ اموال هزاران مردم خدمت كننده به وطن را گرفتند تا ريشه مستضعفان را بكنند. دريغا هفت بنياد ثروتمند دارند و فرياد مى كشند- البته به حق- كه ميليون ها مستضعف دارند و تنى چند به قله ثروت رسيده و مساوى شده اند با حاصل انقلاب.
احمدى نژاد مى گويد: فاصله طبقاتى هر روز به نفع عده اى خاص بيشتر مى شود. اقتصاد ايران اقتصاد دلالى است. كشاورزان كارگران، كارمندان، بازاريان امنيت خاطر ندارند. يك قشر باريكى حاصل ۶ تا ۷ درصد رشد اقتصادى را برده اند. انصاف دهيم: اينها كه حاصل خود انقلاب است كه آزادى داد تا درآمد مملكت راهى و متوجه جيب يك عده خاص شود و سفره عمومى ملت از آن تهى گردد.
او مى گويد آزادى روح انقلاب است، اين آزادى در اين ۲۷ سال كجا بوده است كه با هيچ تلسكوپى ساخته از عدل اسلامى وجودش تصدق نشده است. كجاست آن دادگسترى مستقل از قدرت هاى اجرائى!
و بعد؛ ۸۰درصد صنايع به قول آقاى احمدى نژاد دولتى است. آزادى محدود شده، تمام اقتصاد دست عده اى خاص است. مردم خبرى ندارند و رسانه ها، زبان ها و بلندگوها در اختيار همان عده خاص است. همه چيز متمركز و در دست دولت است. مردم محدود شده اند. مردم ايران حق اعتراض به يك مدير ندارند. اين آغاز يك ديكتاتورى است. آقاى رئيس جمهور جديد ايران هيچ چيز را از تيغ انتقاد خود معاف نمى دارد؟ چه شده است؟
ايشان نگران اند كه خارجى ها ديو هفت سرى براى ايران بتراشند تا ديگر هيچ فرصتى براى هيچ نيروى مستقل پيدا نشود. به ايشان بايد قول داد كه انواع ديو هفت سر همان جاست كه ايشان حرفش را مى زنند، خارجى ناتوان از تحميل ديوهائى چنين است. به قول خودشان «وزارت كشور دروغ مى پراكند و وزارت اطلاعات حزبى است و در ايران امنيتى نيست. باور كنيد مخالفان از اين همه ضعف در ساختار نظام بى خبرند. بنابراين هر چه هست از شماست و ناشى از شماست كه خيال مى كنيد اگر خدمت كنيد اگر نسيم خدمت شما بوزد. طبيعت نظام شما را قدر مى نهد.
جرايد ايران نوشته اند (گزارش شماره ۱۶۵- به عنوان مثال) كه شما خانه محقر خود را رها نمى كنيد. به كاخ نمى رويد. از تشريفات بيزاريد. به فكر حفاظت رئيس جمهور نيستيد. با اتوبوس واحد رفت و آمد مى كنيد تا پاى بند ارزش ها باشيد!! مرحوم آيت الله طالقانى در مجلس خبرگان گفت من روى صندلى نمى نشينم و روى زمين نشست. هيچ چيز عوض نشد. نه اين ظاهرسازى ها شبه همان نعل واروست و مفاخره به فقر هم عين تظاهر است. تظاهر نكنيد. چون درد ما از همين تظاهرات است و به قول دوستان صميمى شما در ستاد انتخاباتى شما: درد را از هر طرف بخوانى درد است.
در يكى از مصاحبه ها آقاى احمدى نژاد در جواب خبرنگارى كه چند سئوال برابر او مى نهد تاب نمى آورد و مى گويد: پسرم سينه خواهم شرحه شرحه از فراق... و اضافه مى كند برويم ناهار. اين همان يأس است. ولى چرا به اين زودى؟ ....
خصيصه مردم ايران: رئيس جمهور جديد مى گويد: مردم ما هيچ چيز را به زور نمى پذيرند. مردم ما در طول تاريخ همه چيز را انتخاب كرده اند «درست است حتى همان ها را كه از دستشان شكايت داريد و مى گوئيد در اين ۱۵ الى ۲۶ سال بد كرده اند.» مى گويد اين ملتى است كه مورد اشغال دشمن قرار گرفته ولى خودش را حفظ كرده است و باز ايران بود و ايران. مگر كسى مى تواند چيزى به ملت ما تحميل كند؟
در گذشته نه چندان دور هر كس ديگر از اين مقاومت ملى حرف زد همين رفقاى اسلامى انقلابى شما آنها را ناسيوناليست و پسگرا خواندند. همه مردم و روشنگران تاريخ ايران همين حرف ها را زدند ولى همه را لجن مال كردند. خدا نكند چنين نسيمى در دوره شما بوزد.
مردم ايران وطن خود را با هيچ جاى ديگر عوض نمى كند. چه كسى بنام عدل اسلامى آنها را ميليون ميليون آگاهانه به خارج فرستاد. هيچ انقلابى در هيچ جا و هيچوقت آزادى هديه مردم نكرده است. آنچه مقابل شماست كوهى است از فرآورده هاى مشئومى كه انقلاب نام گرفت. آن هم به نام باور مردم. اسلام.
***
ايران با قدرتى كه از باب درآمد نفت و صنايع اتمى براى خود ايجاد كرده وارد دوره اى از غرور كاذب شده است. ايران با غرب نمى سازد ولى دل به روال چين و پوتين باخته است. رئيس جمهور جديد هزار و يك مسئله دارد با محيطى كه نسل خود او آن را پديد آورده است. مردم صبورند و نه عاشق و فارغ اين و آن.
نتيجه:
مصاحبه هاى آقاى احمدى نژاد و اظهارات ايشان در يك ماه اخير يعنى در فاصله قبل و بعد از انتخابات رياست جمهورى روشنگر اين حقيقت تاريخى است كه انقلاب ايران با همه حقانيتى كه به آن نسبت داده شد و با همه حمايت و جانفشانى كه از آن به عمل آمد به اهداف خود نرسيده است. اين انقلاب كه ميليون ها قربانى و شهيد داد و هدفش دفع آمريكا و استكبار بود امريكا را از طريق كمپانى هاى هالى برتون هم اكنون در خود دارد و استكبار را در جامه تازه خود به قله ثروت رسانده است. مسائل شهرى در همه كلانشهرها پديد آمده است. تهران كه مظهر همه آنهاست آلوده ترين شهرهاست و سياست تمركز اقتصادى از آن بُرجستانى ساخته كه با طبيعت جغرافيائى و اقليمى آن ابدا نمى خواند و نگاه كنيد به همه بررسى هاى علمى دانشگاه تهران در ۵۰سال اخير. مديريت اقتصادى تورم و فساد آفريده است و هيچ گروه از جامعه احساس امنيت نمى كند. در ايران آزادى نيست و ايران در محاصره دشمنى بزرگ مثل آمريكاست. چه كسى اين بار گران را خواهد كشيد. از رئيس جمهور مردم گرائى كه طبق قانون اساسى اختيار كافى ندارد اگر شهيد نسيم خدمت نسازند معجزه اى است در حد خود. عشق به انقلاب آسانگرائى آورد و مشكل ها آفريد.
*مستند نقل قول ها عمدتاً نشريه ستاد احمدى نژاد است بنام «نسيم خدمت» كه سند مهمى است.