Nimrooz
Vol. 17, No. 843, July 22, 2005
سال هفدهم - شماره ۸۴۳ - جمعه ۳۱ تير ۱۳۸۴
سياوش اوستا
پايان آرمانخواهى در غرب
اينجا خبرى نيست
003597.jpg
عباسى
اين جريان پناهندگى سياسى در غرب و شرق هم خود افسانه اى دارد! به خاطر دارم كه در سال هاى ۸۰ شادروان دكتر غلامحسين ساعدى مقاله اى نوشت با عنوان پناهنده سياسى كيست؟ اين پرسش تاكنون باقى مانده است كه واقعاً پناهنده سياسى به چه كسى يا كسانى اطلاق مى شود؟ در دهه ۶۰ خودمان، سيل پناهندگان جدى به شرق و غرب سرازير شد. در ابتدا مسئولان نظام پادشاهى به علت زير فشار و شكنجه و اعدام قرار گرفتن از كشور خارج شدند و پس از چندى درياى انسان هائى كه خود در شكل گيرى انقلاب نقش مهمى داشتند از مجاهد و فدائى و توده اى و دموكرات و غيره...
آن روزها در غرب شخصيتى وجود داشت كه پس از سال ها سوسياليست بودن به قدرت رسيده بود و كلاً با حكومت دينى مخالف بود و مى توان مدعى شد كه او آخرين رهبر آرمان گرا در غرب بود. فرانسوا ميتران كه پس از سال ها در فرانسه قدرت را به دست گرفته بود نخستين رهبر جهان بود كه جمهورى اسلامى را به رسميت نشناخت هر چند همكار سابق او در گوادلوپ قدرت يابى خمينى را امضاء كرده بود.
آن روزها عروسى پناهندگان سياسى به ويژه ايرانى در فرانسه بود به بركت تلاش هاى افشاگرانه مجاهدين خلق و همكارى تنگاتنگ آنها با دولت سوسياليست فرانسه، تقريباً هيچ درخواست پناهندگى رد نمى شد اصلاً گوئى دولت فرانسه و ديگر كشورهاى اروپائى عمد داشتند تا به ليست پناهندگان خود بيفزايند...
اينگونه برخورد با پناهندگان ايرانى تا سال ۹۰ متداول و رايج بود از سال هاى ۹۵ به بعد و به ويژه پس از رئيس جمهور شدن خاتمى هميشه خندان، كار پناهندگى كمى مشكل تر شد. زيرا گفتگوى انتقادى با ايران آغاز شده بود و جمهورى اسلامى هر روز قراردادهاى تازه اى با اروپا امضاء مى كرد و پيشنهادات آنها را نيز در رابطه با حقوق بشر و پناهندگى و غيره نيز مى پذيرفت... هر چند به آنها عمل نمى كرد...
همين قرار و مدارها موجب شد تا حتى ترورهاى سياسى نيز از اروپا و به ويژه فرانسه به داخل ايران منتقل شود.
هنگامى كه من زير پوشش امنيتى نيروهاى ويژه فرانسوى بودم و با چهار محافظ مسلح و يك ماشين ضد گلوله از من مراقبت مى كردند، من به ژاك شيراك از وضع موجود شكايت كردم.
او پاسخ داد كه ديگر هموطنان تو هفته اى ده بار با ما تماس مى گيرند كه جانشان در خطر است و محافظ طلب مى كنند و ما كه خودمان تشخيص داده ايم تو نيازمند محافظ هستى تو آن را رد مى كنى؟ پاسخ دادم كه شما بايد ريشه اى با تروريسم اسلامى مبارزه كنيد زيرا با همه پوشش هاى امنيت شما بارها و بارها هموطنان من كشته شده اند. شما بايد صريحتاً به ملاها بگوئيد كه ترور در فرانسه ممنوع.
وى پاسخ داد مگر آنها مى گويند كه ترور مى كنند؟
من پاسخ دادم كه مگر سرويس هاى امنيتى شما طى اين سال ها، تروريست بودن آنها را نشناخته و تأييد نكرده اند.
شما بايد اسناد و اطلاعاتتان را رو كنيد و قاطعانه بخواهيد كه تروريست نه تنها به فرانسه كه به اروپا نفرستند....
از آن پس جمهورى اسلامى به اروپا تضمين داد كه از خروج عناصر براى ترور جلوگيرى كند!
در همين بده بستانها و قرار و مدارها بود كه اروپا مشكل سيل پناهندگان را نيز با جمهورى اسلامى مطرح كرد و به چاره جوئى جدى آن پرداخت. در پشت پرده اتفاقات بسيار مهمى روى داد كه تا به امروز همه ما از آنها بى خبر هستيم. اما آنچه را همه مى دانيم رد ۵/۹۹ درصدى پرونده هاى پناهندگان ايرانى در غرب است.
تبليغات نادرستى كه از شرايط پناهندگان در داخل شده بود همه گمان مى كردند كه به محض رسيدن به غرب از درياى امكانات رايگان برخوردار خواهند شد. افراد زندگى خود را مى فروخته و مى فروشند تا خود و زن و فرزندانشان را به خارج برسانند و تازه وقتى با دست خالى به خارج مى رسند، متوجه مى شوند كه در غرب خبرى نيست.
به خاطر دارم برخى از عزيزان در سال هاى پيش به دفتر من مى آمدند و با چه عشق و ذوقى مى گفتند كه از كشور براى پناهندگى خارج شده اند و وقتى من آنها را راهنمائى مثبت مى كردم اصلاً باورشان نمى شد. حتى بارها پيش مى آمد كه طرف از من مى خواست تا آدرس محلى را كه تلفن دستى پناهندگان را مى دهند و يا خانه و هتل و پول توجيبى را مى دهند من به او بدهم و وقتى مى شنيد كه چنين خبرهائى نيست مى گفت پس اين پسر عمه يا پسر دائى يا بچه محل ما كه دو ساله اومده و پناهنده شده و از روز اول همه چيز داشته است، از تلفن دستى تا خانه و حقوق ماهيانه و اتومبيل و غيره.... چه كار كرده است كه كارش درست شده است؟
بارى، تا هموطنان مهربان ما متوجه مى شدند كه خالى بندى هاى دوستان كار دستشان داده است، ديگر بسيار دير شده بود...
حتى بارها در سازمان هاى دفاع از پناهندگان دعوا و درگيرى مى شد و بچه هاى ما با خشم و عصبانيت و داد و فرياد مى گفتند عجب، اينها نمى خواهند حق و حقوق ما را بدهند. مگر از جيبشان مى دهند، پول خودمان است و غيره....
جريان ۱۱سپتامبر آب پاكى را روى دست همه ريخت. از روزى كه مبارزه عليه تروريسم اسلامى آغاز شده است، ديگر كسى جرأت نمى كند كه از گوشش بلندتر صحبت كند، از سوئى قوانين به تصويب رسيده اروپائيان ضد حقوق پناهندگى و غيره آنقدر غير انسانى است كه صداى آقاى پير هانرى رئيس سازمان فرانسه سرزمين پناهندگان به هوا رفته است. با آقاى هانرى مرتب در تماس هستم و مرتب سازمان او بيانيه هائى منتشر مى كند كه حاوى عدم رعايت كنوانسيون ژنو در رابطه با حقوق پناهندگان است. يعنى دولت هاى اروپائى در سال ۲۰۰۵ مجرى طرح هاى احزاب نژادپرست سال هاى ۷۰ و ۸۰ هستند. انفجارهاى اينسو و آنسوى جهان با نام اسلام هم بهترين بهانه را به آنها داده است تا با ادعاى مبارزه با تروريسم اسلامى فاتحه كنوانسيون ژنو را بخوانند.
لذا بايد به هر وسيله اى كه مى توانيم اين پيام را به هموطنان داخل كشور برسانيم كه بدانند اينجا خبرى نيست و بى خود از كشور خارج نشوند.
آرمان خواهى و دفاع از حقوق بشر و حقوق پناهندگى در نبرد با «پترو دلار» (نفت و دلار) شكست خورده است و نفت و دلار و قدرت خواهى سياسى پيروز شده است. با درياى مشكلات اقتصادى، سياسى، انديشه اى كه در غرب وجود دارد، ديگر اينها قادر به كشيدن «بار» جهان سوم نيستند. به ويژه اين كه دو مسئله بسيار اساسى را نيز در برابر دارند.
۱-ترس و وحشت از مسلمانان.
۲-گسترش كشورهاى اروپائى مسيحى و باز شدن مرزها با دستمزدهاى ارزان و دقيقاً در همين رابطه مى توان پى برد به دليل رشد نژادپرستى و حتى ضديت با يهوديان در اروپا و به ويژه فرانسه و آلمان و....
امروزه در اروپا و آمريكا هر روز كه مى گذرد نام هاى اسلامى از ارگان هاى ادارى حساس و يا غير حساس حذف مى شوند. با انفجارات لندن از اين پس در ارگان هاى آموزشى و غيره نيز حذف نام هاى اسلامى شدت خواهد گرفت.
مشكل ديگرى كه گريبان مردم ما را گرفته است اين كه پدر و مادرها نيز به بهانه گريزاندن فرزندان دلبند خود از جو اسلامى ايران، به همراه آنها براى تحصيل فرزندانشان راهى خارج مى شوند، اكثر اين عزيزان خانه هاى بزرگ و آسوده و مرفه ايران را رها كرده و در اتاق ها و آپارتمان هاى كوچك و كم امكان غرب، آسايش خود را فداى فرزندانشان مى كنند.
در صورتى كه سابق بر اين اگر كسى فرزندش را براى تحصيل به خارج مى فرستاد ديگر چند نفر محافظ، را همراه نمى كرد.
حال هموطنان ما بايد بدانند كه اگر امكانات مالى دارند مى توانند كانادا و آمريكا را انتخاب كنند براى مهاجرت اما فكر پناهنده سياسى در غرب را بايد از ياد برد.
هر چند رژيم اسلامى در تلاش است تا يا مخالفان خود را از بين ببرد يا زندانى كند و يا اين كه آنها را به اعتياد و فساد و فحشاء بكشاند و براى او آسوده ترين راه خروج از كشور است. يعنى رژيم اسلامى از ابتدا تا به امروز تلاش اوليه اش اين بوده است تا مخالفين را از كشور خارج كند. لذا به بسيارى از زندان سياسى پيشنهادات غير رسمى شده و مى شود كه آنها را از كشور خارج كنند.
بدين رو توصيه خردمندان به هموطنان اين است كه اگر قصد تحصيل و يا سرمايه گذارى ندارند از كشور خارج نشوند كه بحران اقامت در غرب براى به ويژه نام هاى اسلامى هر روز شدت خواهد يافت.
هر چند هم اكنون ما شاهد اين هستيم كه دريائى از تحصيل كرده ها و فرهيختگان ما به حرفه و شغلى مشغول هستند كه با تحصيلات آنها همخوانى ندارد. هر چند از سوى ديگر ايرانيان در سراسر جهان توانسته اند به پيشرفت هاى چشمگيرى برسند اما فرداى جهان غرب به آسودگى ديروز براى «نام هاى اسلامى» نخواهد بود.
و غرب تلاش خود را براى ساخت و پاخت با كشورهاى جهان سوم دنبال خواهد كرد تا هرگونه تضمينى را براى بازگردانندگان متقاضيان پناهندگى بگيرد و با هواپيماهاى مشترك از اروپا متقاضيان را به خانه هايشان بازگرداند. كارى كه سال هاست انجام مى دهد و كمتر مورد اعتراض كسى واقع شده است، من هميشه فكر مى كنم كه با رفتن فرانسواميتران ديگر هيچ رهبر آرمانخواهى در غرب وجود ندارد.
سال ها پيش در همين ستون نوشتم كه در نخستين سالگرد درگذشت ميتران در يونسكو حدود ۷۰ رهبر از سراسر جهان از رئيس جمهور و پادشاه و نخست وزير و وزير شركت كرده بودند و من طى نطقى گفتم كه مايلم از روان فرانسوا ميتران به خاطر امكاناتى كه براى فراريان ايرانى از قتل عام ملاها در سال هاى ۶۰ فراهم آورد سپاسگزارى كنم زيرا كه در آن دوران او موجب شد تا صدها هموطن من از مرگ رهائى يابند. هر چند امروز كار و بار پناهندگى آنچنان خراب شده است كه ادارات مربوطه در غرب با همه مهرها و سرنامه هاى جعلى و يا غير جعلى دادگاه ها از زندان هاى ايران آشنا هستند و افسانه هاى مختلف و رنگارنگ فرارها را مى دانند و فقط به طور شانسى از هر يك هزار متقاضى پناهندگى يك نفر را در راستاى نيازهاى كارگر و يا كارمند خارجى وارداتى قبول مى كنند.
به همه مهربان ياران در داخل كشور اين پيام را برسانيم كه سال هاى ۸۰ پناهندگى تمام شد اينك جنگ با اسلام سياسى است كه روزبروز گسترده تر مى شود و زندگى مشكل تر. اينجا خبرى نيست آنها كه مى توانند بايد به ميهن برگردند تا در كنار مردم سلحشور، ايران را از چنگ شب پرستان رهائى بخشيم. www.awesta.net

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
جدول
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
ايران
افغانستان
داستان
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
آخر هفته
حوادث
خانواده
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   • 
•   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   ايران   •   افغانستان   •   داستان   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   تحقيق   •   آخر هفته   •   حوادث   •   خانواده   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •