Nimrooz
Vol. 17, No. 843, July 22, 2005
سال هفدهم - شماره ۸۴۳ - جمعه ۳۱ تير ۱۳۸۴
مسعود باستانى
پيام جديد پليس خشونت و سركوب
بعد از انتخاب آقاى احمدى نژاد و يكپارچه شدن حكومت، انتصاب فرمانده جديد نيروى انتظامى كه از فعالين بسيج بوده، نشان دهنده آغاز دوران جديدى است. برخورد شديد مأمورين نيروى انتظامى با اجتماع مسالمت آميز مقابل دانشگاه تهران هم در واقع، براى ارسال پيام خشونت و سركوب به جامعه دانشجويى بود.
على اكبر موسوى خوئينى، دبير كل سازمان ادوار تحكيم وحدت و نماينده مجلس ششم كه از روى تخت بيمارستان فيروز آبادى تهران با خبر نگار روز سخن مى گفت: با اين مقدمه ماجراى مضروب شدن و دستگيرى خود گفت:
پس از ارسال نامه دفتر ادوار تحكيم وحدت مبنى بر اينكه طبق اصل ۲۷ قانون اساسى كه مى گويد اجتماعات آزاد است مگر آنكه مخل مبانى اسلام باشد، خواستار صدورمجوز براى گردهمايى در برابر دانشگاه تهران شديم و درخواست كرديم كه امنيت آن را تامين كنند. اما يك ساعت قبل از آغاز برنامه به طور شفاهى به ما اعلام كردند كه مجوز نمى دهند. آنها حتى حاضر نشدند اين موضوع را به طور كتبى اعلام كنند. ما هم در مقابل گفتيم زمان براى اطلاع رسانى باقى نمانده است، لذا تصميم گرفتيم به محل تجمع رفته و در آنجا حضورا بگوييم كه مجوز صادرنشده و از مردم در خواست كنيم متفرق شوند. اما به محض رسيدن من به محل يكى از افراد نيروى انتظامى كه لباس فرم به تن و تجهيزات خاصى به همراه داشت به من حمله و مرا مضروب كرد. در لحظه اول احساس درد نداشتم، و به حركت ادامه دادم.. سپس خود را به فرماندهى مستقر در ميدان رساندم و از وى در مورد علت عدم حضور سردار طلايى سئوال كردم. و همچنين اينكه چرا برخلاف دو سال اخير كه برخورد نيروى انتظامى با تجمعات بسيار خوب بود، امروز نيروى انتظامى اقدام به توهين و ايراد ضرب و شتم به حاضرين مى كند. ايشان در پاسخ گفتند آقاى طلايى اجازه حضور فيزيكى در اينجا را ندارد و اكنون در گوشه اى مستقر است. در خواست كردم با ايشان مذاكره كنم. اما گفتند امكان پذير نيست. در همان جا بود كه فهميدم ظاهرا از طرف فرمانده جديد نيروى انتظامى، محدوديت و مأموريت جديدى براى سردار طلايى در نظر گرفته شده است.

يعنى سردار طلايى محدوديت پيدا كرده اند؟
بله، ايشان نتوانستند در نقش هميشگى خود كه بسيار هم خوب بود حاضرشوند. احساس مى شد برنامه جديدى از سوى فرمانده جديد نيروى انتظامى پيش بينى شده و اين بارقصد خودنمايى دارند. يعنى فرمانده جديد در آغاز دوران فرماندهى خود، پيام جديدى خطاب به مردم و دانشجويان ارسال مى كند كه پس از اين برخوردها شديدتر خواهد بود. در اينجا فرمانده ميدان از من خواست تعداد هفتصد يا هشتصد نفر ديگرى را كه در مقابل در اصلى دانشگاه تهران اجتماع كرده بودند و درحمايت از گنجى شعار مى دادند متفرق كنم. من به آنجا رفتم و از اجتماع كنندگان خواستم به خاطر جلوگيرى از مشكلات بعدى متفرق شوند. به انها گفتم ما كوشش مى كنيم بحث گنجى را از طريق ديگرى پيگيرى كنيم. اما بلافاصله بعد از آنكه گفت و گوى من با مردم تمام شد، فرماندهى ميدان به من اعلام كرد كه بازداشت هستم. وقتى به بازداشت اعتراض كردم چند مأمور لباس شخصى به شكل بسيار وحشيانه اى حمله كردند و مرا مورد ضرب و شتم قرار دادند ونهايتا مرا با دستبند به كلانترى خيابان فلسطين بردند. در آنجا متوجه شدم تعداد ده الى پانزده نفر از دوستان من هم در بازداشت به سر مى برند. در كلانترى اعلام كردم كه اين برخوردها غير قانونى است و حاضر به پس دادن بازجوئى نيستم. در اين موقع چون درد سينه ام بسيار شديد شده بود، مرا به بيمارستان منتقل كردند.

در بيمارستان تحت بازداشت هستيد؟
ديشب هنگامى كه خانم حقيقت جو براى عيادت من آمده و در اين مورد سئوال كرده بودند، به ايشان گفته بودند من بازداشت هستم. تعداد زيادى از افراد نيروى انتظامى و لباس شخصى ها هم در اطراف اتاق من حضور داشتند. يك نفر از پرسنل كلانترى هم مى خواست از من بازجوئى كند كه گفتم وكيل دارم و حاضر به صحبت نشدم. تا اينكه در ساعت دو نيمه شب يك نفر ازطرف سردار طلايى آمد و خود را مسئول امنيت شهر تهران معرفى كرد و گفت: شما از اين لحظه آزاد هستيد. و آقايان و بازجويان را باخود برد.

به نظر شما علت اين برخوردهاى شديد چه بود؟
بعد از انتخابات و يكپارچه شدن حكومت وهمزمان با انتصاب آقاى احمدى مقدم كه از فعالين بسيج است و طى چند سال گذشته فعاليت هاى ايشان را شاهد بوده ايم، فكر مى كرديم على القاعده بايد پيام تازه اى را به جامعه دانشجويى و مردم ارسال كند كه برخوردها شديد است و آنها كوتاه نخواهند آمد. ضمن اينكه آنها گمان مى كردند پس از اينكه در هجده تير امسال حتى پرنده اى هم در مقابل دانشگاه تهران پر نزد، از اين مراسم هم استقبال نخواهد شد. تصور مى كردند پس از آنكه به قول خودشان فتح الفتوح كرده اند ديگر همه از ترس به خانه رفته و هيچ مطالبه و خواسته اى ندارند.
به هر حال من اعلام كرده ام كه از ايشان كه آمر اين داستان بود شكايت خواهم كرد. البته ما اميدى به داخل نداريم، چون رسيدگى كننده و متشاكى يكى است. اما از طرق مختلف و در مجامع بين المللى مسئله را دنبال خواهيم كرد. اين روند بايد متوقف شود، چون در آينده منجر به فاجعه خواهد شد.

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
جدول
گزارش
گفتگو
بازتاب
جهان
ايران
افغانستان
داستان
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
آخر هفته
حوادث
خانواده
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   • 
•   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   جهان   • 
•   ايران   •   افغانستان   •   داستان   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   تحقيق   •   آخر هفته   •   حوادث   •   خانواده   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •