احمد باطبى وقتى به زندان رفت ۲۲ سال داشت. دانشجوى فيلمسازى، خوش تيپ و خوش سيما بود. وقتى او را بازداشت كردند، تنها دليل، عكس تأثير گذارى از او بود كه روى جلد اكونوميست لندن چاپ شد و نگاه جهانيان را به ايران معطوف كرد. عكسى از باطبى كه نماد جوان دانشجوى مبارز در ايران شد.
گرچه چاپ اين عكس در روزنامه هاى ايران ممنوع شد، اما از طريق اينترنت به سراسر جهان رفت، و امروز هركه در باره مسايل سياسى ايران در يك دهه اخير، چيزى در حد حداقل هم بداند، اورا از عكسش مى شناسد.
باطبى، اكنون شش سال ست كه در زندان به سر مى برد، يا در مرخصى هاى شبيه زندان. شكنجه ها تحمل كرد، به مرگ محكوم شد. بالاخره، پس از رفت وبرگشت متناوب پرونده اش به دادگاه انقلاب، به ۱۵ سال حبس محكوم شد، كه از اين مدت، تا كنون ۶ سال سپرى شده است. امروز ششمين سالگرد زندان اوست، زندانى كه از اين جوان، يك چهره سياسى تمام عيار ساخت. بعضى هم تا «چه گواراى ايران» پيش رفتند.
باطبى ديگر آن جوان ۲۲ ساله نيست كه به طور اتفاقى در پى سوژه فيلم مستندش به كوى دانشگاه رفت. او اين روزها بيانيه امضا مى كند، نظر مى دهد، محكوم مى كند و انتخابات را تحريم مى كند. باطبى يك زندانى سياسى است كه پيش از زندانى شدن، سياسى نبود.
باطبى در سال ۷۹ در نامه اى خطاب به هيأت ويژه قوه قضائيه، از آنچه از روز اول بازداشت بر او رفته بود پرده برداشت. نامه اى تكان دهنده كه انتشار آن جرأت نگارنده اش را نشان مى داد. باطبى در اين نامه ازساعت بازداشت يازده و نيم صبح چهارشنبه ۲۳ تير ۷۸ شروع مى كند و اينكه تازمان محكوميت به اعدام، اتهام دقيقى به او تفهيم نشده بود.
باطبى الان كجاست؟
احمد باطبى از اوائل سال جارى به مرخصى رفت، اما در ۷ تيرماه براى او حكم جلب صادر شد. محمود سالار كيا معاون دادستان تهران در اين مورد گفت: چون او با پايان مدت مرخصى به زندان بازنگشته، حكم جلبش صادر شده است.
برخى منابع خبرى غيررسمى پيشتر اعلام كرده بودند؛ باطبى كه به تازگى ازدواج كرده است، قصد ندارد به زندان بازگردد تا حكم جلبش را صادر كنند. اما باطبى دوباره به زندان بازگشت. خليل بهراميان وكيل او اعتراض كرد و خواستار بازگرداندن پرونده به ديوان عالى كشور شد، و حالا به گفته او: شعبه ۱۳ بررسى اين پرونده را بر عهده دارد. [ايسنا]
باطبى در زندان چه كرد؟
احمد باطبى در سال هاى زندان، كوشيد تا با استفاده از حداقل امكانات، به مبارزه با شرايطى برخيزد كه به او تحميل شده بود. تلاش براى ادامه تحصيل، يكى از وجوه اين مبارزه بود. در سال ۸۰ كه يكى از روزنامه نگاران زندانى، پس از آزادى از زندان، در صدد جلب موافقت مسئولان براى ادامه تحصيل باطبى در دانشگاه برآمد. اين روزنامه نگار و باطبى در زندان با هم دوست شده بودند. كمى بعد تر خبر پذيرش او در دانشگاه پيام نور در رشته جامعه شناسى شنيده شد. باطبى در روزهاى امتحان، ساعت ۴ صبح بيدار مى شد تا پس از كسب اجازه مرخصى، از اوين در شمال تهران به شعبه دانشگاه پيام نور در نزديكى بهشت زهرا در جنوب تهران، برود.
باطبى كه اينك تنها ۲۸ سال دارد با انواع بيمارى ها دست و پنجه نرم مى كند. به گفته مادر باطبى، او به علت شبهه در مورد امكان ابتلا به بيمارى ام اس مورد معاينات پزشكى قرار گرفته است. خود احمد باطبى مى گويد پيش از زندانى شدن سابقه هيچ نوع بيمارى نداشته، اما امروز شنوايى گوش چپ او كاهش يافته، چشم هايش به ويژه چشم چپ ضعيف شده. دندانهايش شكسته است. دچار ضعف اعصاب است و از دردهاى استخوانى شديد رنج مى برد و اينها همه ناشى از شكنجه هائى است كه در دوران زندان در مورد او اعمال شده است.
در آبان ماه سال ،۸۲ باطبى كه براى معالجه در مرخصى به سر مى برد، با آمبئى ليگابو، نماينده سازمان ملل ديدار كرد. پيش از اين ديدار گفته مى شد ممكن است قوه قضائيه با آزادى يا حداقل تمديد مرخصى او، به شرط سكوت موافقت كند. اما اين ديدار باعث شد وى بار ديگربازداشت شود. بازداشتى كه بيشتر به ربوده شدن شبيه بود، تا دستگيرى. نيروهاى دادستانى حتى تا چندين روز خبر دستگيرى وى را پنهان نگاه داشتند.
پدر احمد باطبى مى گويد پس از ديدارفرستاده ويژه حقوق بشر سازمان ملل متحد با احمد باطبى، اين زندانى سياسى به حدى تحت آزار و شكنجه جسمى و روحى قرار گرفت كه حتى به اذعان پزشك زندان مى بايست براى درمان صدماتى كه به پرده گوش، چشم چپ و پشت او وارد شد، مدتى را براى درمان خارج از زندان مى گذراند، اما مقامات قوه قضائيه هنوز به اين درخواست پاسخ نداده اند.
او در آخرين اقدام همچنين به همراه ساير زندانيان سياسى در اوين، نامه اى به دبير كل سازمان ملل نوشت و درباره عدم آزادى انتخابات نهم رياست جمهورى در ايران هشدار داد. وى پيش از اين نيز در باره انتخابات مجلس هفتم نامه اى امضا و آنرا نيز تحريم كرده بود.
چه كسى از باطبى عكس گرفت
در بين عكاسان مطبوعات در اين باره اختلاف است. جز جمشيد ب كه زمانى خود مى گفت عكس متعلق به اوست، تاكنون هيچ عكاس ديگرى در اين مورد ادعايى نكرده است. البته عكاسان مطبوعات حتى ادعاى جمشيد را نيز رد مى كنند. به گفته آنان عكاسى كه باطبى را به روى جلد مطبوعات، و سپس به زندان كشاند، شناخته شده نبود و پس از اين ماجرا نيز نخواست نامش علنى شود.
عكس ديگرى هم از اين صحنه وجود دارد كه نام خبرگزارى آسوشيتدپرس در كنار آن به چشم مى خورد، اما حسن سربخشيان عكاس اين خبرگزارى درايران هيچ گاه عكس مشهور باطبى را از آن خود ندانسته است. گرچه هنوز هم بسيارى در سايت ها از سربخشيان به عنوان عكاس اين عكس نام مى برند.
به هر حال اين اعتقاد كه عكاس عكس مشهور باطبى كسى است كه بايد بابت انتشار اين عكس شماتت شود مدتهاست ديگر خريدار ندارد. كار عكاسان و خبرنگاران در همه دنيا انتشار عكس و خبر و اطلاع رسانى است. از سوى ديگر عكس هاى تأثير گذار ديگرى نيز از حادثه حمله به كوى دانشگاه و آن يك هفته پرهياهو منتشر شد. عكس ديگرى كه بسيار نيز مشهور است، دانشجويى است كه دختر بيهوشى را روى دستانش مى برد. همچنين عكس هاى ديگرى از بدن باتوم خورده جوانان دانشجو و عكس هاى كوى پس از حمله نيروهاى لباس شخصى. اما تنها يك عكس، آن هم عكس چهره باطبى چنين مشهورشد.
به هر حال باطبى حالا در زندان اوين منتظر رايى است كه شايد دوره حبس او را كوتاهتر كند. حبسى كه احمد باطبى جوان ۲۲ ساله را از جمله مشهورترين زندانى سياسى ايران ساخت.