|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
خطرناك ترين قاتل زن در كانادا از زندان آزاد شد
خطرناك ترين قاتل زن در كانادا به طور مخفيانه و دور از رسانه هاى خبرى جهان پس از تحمل حبس ۱۲ ساله از زندان آزاد شد.
اين قاتل ۳۵ ساله به اتهام شكنجه، آزار جنسى و قتل سه دختربچه به حبس طولانى مدت محكوم شده بود. يكى از اين مقتولان خواهر جوان تر اين قاتل كانادايى است.
اين زن به خبرنگاران گفت: من اكنون افسرده شده ام و اين كارها را براى حفاظت از خود و اعضاى خانواده ام در برابر همسرم انجام دادم. گفته مى شود وى پس از آنكه در دادگاه عليه همسرش شهادت داده بود، با تخفيف مجازات همراه شد.
اين زن كه ۱۲ سال گذشته را در زندان ايالت «كبك» كانادا سپرى كرده است، طى اين مدت به يادگيرى زبان فرانسوى مشغول بوده است.
وى در سال ۱۹۹۳ و پس از محكوم شدن در دادگاه به «سمبل شيطان» در كانادا شهرت يافت.
در همين حال گزارش مى شود كه وكلاى اين زن و پدرش به دنبال آن بوده اند تا رسانه هاى خبرى جهان را از پوشش خبرى آزاد شدن وى منع كنند.
|
|
|
|
|
با دستگيرى يكى از افسران نظامى راز قتل جنگلبان پس از دو ماه فاش شد
قاچاقچيان چوب سر جنگلبان را بريدند
بعد از گذشت دو ماه از وقوع قتل يك جنگلبان گيلانى در جنگل هاى صومعه سرا عاملان اين جنايت هولناك سرانجام توسط كارآگاهان اداره آگاهى تهران و رشت دستگير شدند و به قتل اعتراف كردند كه در بين آنها چند نفر به نيروهاى نظامى وابسته هستند.
ناصر پيروى رئيس اداره منابع طبيعى ماسال كه سابقه زيادى در مبارزه با قاچاقچيان چوب و برخى مافياى زمين خوار داشت، صبح روز هفتم ارديبهشت ماه امسال بعد از خروج از منزل مسكونى، شهر رشت را به مقصد ماسال ترك مى كند، اما در بين راه توسط ۴ نفر ربوده مى شود.
به گزارش رسيده طبق اعترافات متهمان ناصر پيروى از همان ابتداى خروج از منزل توسط آنها تحت تعقيب بود تا اينكه بعد از پليس راه رشت خودروى وى را متوقف مى كنند و او را به داخل خودروى خودشان هدايت مى كنند، اما در بين راه مجدداً توقف مى كنند تا بعد از بستن دست و پا و دهان و چشم مقتول وى را داخل صندوق عقب خودرو جاسازى كنند.
اين ۴ نفر كه آنها نيز وابسته به يكى از نهادهاى نظامى بودند، ناصر پيروى را به جنگل هاى اطراف شفارود در صومعه سرا منتقل مى كنند و تحويل دو نفر قاتل اصلى مى دهند كه يكى از اين دو از افسران ارشد نيروهاى مسلح كشور است.
اين دو جنايتكار كه يكى از آنها به همراه خانواده خود سابقه تصرفات و تجاوزهاى متعدد به اراضى منابع طبيعى و جنگل هاى ماسال را داشته اند و همواره از طرف جنگلبان گيلانى تحت پيگرد قانونى بودند، در يك اقدام ناگهانى و در حالى كه ناصر پيروى را روى زمين خوابانده بودند و به رغم اينكه سلاح گرم با خود داشتند، با تيغ موكت برى سر وى را از پشت مى زنند.
عصر روز چهارشنبه بعد از اينكه خودروى بدون سرنشين ناصر پيروى در كنار جاده پيدا شد با شكايت خانواده وى و پيگيرى هاى اداره منابع طبيعى همه عوامل امنيتى، آگاهى و نيروى انتظامى استان جست وجو براى يافتن وى را آغاز كردند تا اينكه سرانجام بعد از دو روز جسد بى جان و در حال فروپاشى در جنگل يافت شد و در همين زمان ۴ نفر از مظنونان پرونده كه توسط خانواده وى معرفى شده بودند، توسط عوامل انتظامى و امنيتى استان دستگير و تحت بازجوئى قرار گرفتند كه در بين آنها قاتل اصلى به همراه برادرش كه سابقه درگيرى با جنگلبان گيلانى را داشتند نيز دستگير شدند.
آنها بعد از شش روز آزاد شدند، اما بازجوئى از ديگران ادامه يافت.
به گزارش رسيده اين قتل چنان سازمان يافته و برنامه ريزى شده صورت گرفته بود كه حتى همه شواهد و مدارك موجود به نوعى عليه يكى از كاركنان اداره منابع طبيعى بود كه پيش از اين با ناصر پيروى هم سابقه اختلاف فكرى داشتند، اما بازجوئى از اين فرد كه بى گناه هم بود، نتيجه اى به دنبال نداشت تا اينكه بعد از مدتى يكى از متهمان به قتل در تهران به دليل كلاهبردارى دستگير مى شود و در بازجوئى توسط كارآگاهان آگاهى تهران به قتل اعتراف مى كند و شريك قتل را نيز در رشت معرفى مى كند.
قتل براى تصاحب جنگل
به گزارش روزنامه شرق «ا.ن» كه در حال حاضر متهم به قتل ناصر پيروى جنگلبان گيلانى است و خود به اين قتل اعتراف كرده، در سال ۱۳۸۳ اقدام به تخريب مساحت ۵ كيلومتر سيم خاردار حصاركشى شده طرح جنگل كارى ماسال كرده بود كه در آخرين درگيرى خود قصد تصرف چند هكتار از جنگل هاى ماسال را داشت.
وى مدعى بود اين اراضى را از قبل از سال هاى ۶۵ به تصرف خود درآورده و در اين ملك همواره حضور داشته اما مديركل دفتر حقوقى سازمان جنگل ها در توضيح اين مطلب مى افزايد: ماده ۳۴ قانون اصلاحى قانون حفاظت از جنگل ها عنوان مى كند، چنانچه فردى اراضى منابع ملى را تا پايان سال ۶۵ تصرف كرده باشد و در آن باغ و مستحدثات و يا زمين زراعى ايجاد كرده باشد، كميسيون ماده ۳۴ اين موضوع را بررسى مى كند و چنانچه اين امر ثابت شود به قيمت كارشناسى اراضى را به متصرف فروخته و براى آن سند به نام فرد، صادر مى شود.
اما كميسيون ماده ۳۴ مالكيت اين فرد نظامى را تنها در يك پنجم زمين مورد ادعاى وى مى پذيرد و طبق قانون چهارپنجم ملك بايد خلع يد مى شد. اما ميل به زياده خواهى و سوءاستفاده از موقعيت و مقام باعث شد تا او بعد از آنكه بارها در تطميع جنگلبان گيلانى و پرداخت رشوه به وى ناكام ماند، دست به اين جنايت هولناك بزند.متهم به قتل ناصر پيروى بعد از مدتى با ورود دام به منطقه تصميم مى گيرد خود را دامدار معرفى كند تا بدين ترتيب شايد به دنبال طرح خروج دام از جنگل كه توسط سازمان جنگل ها در دست اجرا است، موفق به دريافت زمين در جاى ديگرى شود، اما كارشناسان اداره منابع طبيعى گيلان متوجه شدند وى پروانه چراى دام ندارد و با درخواست زمين وى مخالفت به عمل آوردند. بدين ترتيب مرحوم پيروى يك ماه قبل از قتلش در نامه اى به سازمان قضائى نيروهاى مسلح از «ا.ن» به دليل وارد شدن خسارات فراوان به عرصه هاى ملى و نشر اكاذيب طرح شكايت مى كند. اما قبل از رسيدگى به اين شكايت توسط متهم و همكارانش به قتل مى رسد. اداره پزشكى قانونى رشت علت مرگ ناصر پيروى را بريدن گردن با يك شيئى تيز و قطع ستون فقرات اعلام مى كند. در حالى كه آثار هيچ گونه كبودى جز مچ دست راست و چپ مقتول در هيچ كجاى بدن وى ديده نشده بود.
قتل هاى پى درپى جنگلبانان در گيلان
قتل ناصر پيروى جنگلبان غيرمسلح گيلانى در حالى اتفاق افتاد كه دو سال پيش از آن نيز رشيد غفارى يكى ديگر از جنگلبانان گيلانى در منطقه تالش توسط عوامل مافياى چوب و زمين به قتل رسيده بود.رشيد غفارى نيمه هاى شب و در حالى كه در كنار فرزندان خود در خواب بود، با صداى قاتلان از جاى بلند مى شود، اما گلوله هاى پى درپى قاتلان از پشت تورى پنجره در مدت ۱۰ دقيقه جان وى را مى گيرد.
شدت جراحات وارده و ضرب گلوله ها به قدرى بود كه به گفته مديركل منابع طبيعى استان گيلان بقاياى جگر رشيد غفارى از پشت بر روى ديوار پاشيده شده بود. اما باز هم قاتلان اين جنايت شناسايى نشدند.
|
|
|
|
|
دستگيرى سارقان بانك و فروشندگان اشياى عتيقه
گروه اجتماعى، محمد غمخوار: عاملان سرقت ۵۰۰ ميليون تومانى از بانك ملى شعبه نارمك دستگير شدند.
سرقت از بانك
به گزارش دريافت شده ۱۶ آبان ماه سال گذشته مأموران كلانترى نارمك در جريان سرقت از بانك ملى شعبه نارمك قرار گرفتند.ماموران پس از حضور در محل متوجه شدند سارقان نيمه هاى شب پس از شكستن قفل مغازه كنار بانك وارد آنجا شده بودند. آنها سپس ديوار مشترك بانك و مغازه را كه پنج سانتيمتر قطر داشت تخريب كرده و بدون هيچ مشكلى وارد آنجا شده بودند.
سارقان با اطلاع از اينكه داخل گاوصندوق بانك مقدار بسيارى تراول چك است با جوش هوا شروع به بريدن در گاوصندوق كردند.پس از باز شدن در گاوصندوق سارقان ۵۰۰ ميليون تومان تراول چك را سرقت و از آنجا فرار كرده بودند.
ماموران با به دست آوردن شماره سريال چك هاى سرقتى بررسى خود را بر روى شناسايى افرادى كه آنها را در اختيار داشتند، آغاز كردند و در اين مدت ۵۰ نفر از افرادى كه اقدام به وصول اين تراول چك ها كرده بودند را دستگير كردند.در بازجوئى از دستگيرشدگان مشخص شد، اين افراد با واسطه وارد اين پرونده شده اند و هيچ نقشى در سرقت تراول چك ها نداشته اند.
يك سرنخ
ماموران در تحقيقات خود پى بردند، زن و مردى در توزيع تراول چك هاى سرقتى نقش دارند كه رديابى براى شناسايى و دستگيرى آنها در دستور كار قرار گرفت. تحقيقات ادامه داشت تا اينكه مأموران خردادماه امسال متوجه شدند زوج جوانى با مراجعه به يك مغازه جواهرفروشى مقدارى طلا به ارزش ۳۰ ميليون تومان خريدارى كرده و در برابر آن به فروشنده چك هاى مسروقه را داده بودند.
ماموران پس از اطلاع به صاحب طلافروشى مراجعه كرده و روشن شد، از متهمان با دوربين هاى مداربسته تصويربردارى شده است كه اين موضوع آغازى براى دستگيرى سارقان شد.
كارآگاهان با شناسايى هويت متهمان به نام هاى احمد و مرضيه توانستند مخفيگاه آنها را در سمنان شناسايى كنند.
مأموران سپس راهى خانه آنها شده و در بازرسى خانه توانستند ۴۰۰ ميليون تومان از تراول چك ها را كه داخل يك تلويزيون جاسازى شده بود، كشف كنند.
تراول چك ها پس از كشف در همان محل با هماهنگى مقام قضائى به نماينده بانك ملى تحويل داده شد.
مأموران سپس ششم تيرماه امسال با اعزام يك تيم سازماندهى شده به شهرستان هاى سقز، ديوان دره و مريوان توانستند دو نفر به نام هاى «على» و «انور» (عوامل اصلى سرقت) را همراه يك نفر ديگر از كسانى كه اقدام به وصول تراول چك ها مى كرد، در شهرستان سقز دستگير كنند.
سارقان كه يكى از آنها سابقه سرقت از بانك دارد پس از سرقت، تراول چك ها را در اختيار آن زوج قرارداده و آنها چك ها را با مدارك جعلى به ارز و سكه تبديل مى كردند.
۱۰ ميليارد جواهرات عتيقه
دومين پرونده مربوط به جواهرات عتيقه بود.
به گزارش رسيده ابتدا يك سى دى از عكس جواهرات تهيه و براى استعلام به سازمان ميراث فرهنگى فرستاده شد كه آنها پس از بررسى هاى خود اعلام كردند، اين آثار نفيس متعلق به دوران قاجاريه بوده و برخى مدال هاى آن مربوط به اشخاص نافذ دولت هاى گذشته است.
سرانجام در شش تيرماه جارى با ورود به محل اصلى نگهدارى جواهرآلات، پليس امنيت توانست شش نفر شامل صاحب جواهرات، بادى گارد وى كه از كشتى گيران است و مرتبطين ديگر با اين پرونده را دستگير كرده و براى پيگيرى بيشتر در اختيار قاضى قرار دهند. ارزش اشياى كشف شده حدود ۱۰ ميليارد تومان برآورد شده است.
|
|
|
|
|
جزئيات كشف باند نوزادربا
ربودن ۶۳ نوزاد در تهران
پرونده ربايش ۶۳ نوزاد از بيمارستان هاى تهران، كرج و شهررى براى رسيدگى ويژه از دادسراى شهررى به دادسراى عمومى و انقلاب تهران فرستاده شد. در اين پرونده متهمان در طول چهار سال ۶۳ نوزاد دختر و پسر را از بيمارستان ها ربوده و در برابر دريافت يك تا سه ميليون تومان در اختيار زوج هاى نابارور قرار مى دادند.
۲۶ نفر تحت تعقيب
به گزارش رسيده: «در اين پرونده ۲۶ زن و مرد تحت تعقيب قرار گرفته اند كه در ميان آنها دو پزشك و دو ماما نيز وجود دارند.» بنا به اين گزارش، سردسته اين باند بزرگ يك زن است كه در قسمت خدمات بيمارستان مشغول به كار بود. اين زن از سال ۷۹ با تشكيل اين باند ربودن كودكان از بيمارستان ها را آغاز كرد. اعضاى اين باند پس از ربودن نوزادان با همكارى چند كارمند اداره ثبت احوال براى آنها اوراق هويت جعلى تهيه مى كردند.
راز فعاليت اين باند فاش شد
فعاليت تبهكارانه اعضاى اين باند در پى تماس فرد ناشناسى با اداره ثبت احوال تهران فاش شد. اين فرد در تماس خود ادعا كرد تعدادى از كارمندان اين اداره با دريافت مبالغى اقدام به صدور شناسنامه هاى جعلى با مدارك قلابى براى متقاضيان مى كنند. اين گزارش با دستور رئيس اداره ثبت احوال تهران در اختيار مديران حراست اداره ثبت احوال جنوب تهران قرار گرفت كه آنها در تحقيقات خود با مدارك دريافت ۶۳ شناسنامه جعلى روبرو شدند. مأموران پى بردند كه براساس گزارش تولد از سوى بيمارستان هائى در تهران و شهررى و كرج براى ۶۳ نوزاد شناسنامه صادر شده است. به همين خاطر آنها راهى بيمارستان ها شده و اقدام به بررسى اسناد تولد نوزادان كردند اما براى نوزادان هيچ پرونده بالينى در بيمارستان هاى صادركننده گواهى تولد به دست نيامد. تمام شناسنامه ها با مدارك جعلى صادر شده بود و از درجه اعتبار ساقط بود. با فاش شدن موضوع پرونده در اختيار بازپرس شعبه سوم دادسراى شهررى قرار گرفت. بازپرس از سال ۸۱ تحقيقات خود را بر روى پرونده آغاز كرد. او در بررسى هاى مقدماتى خود متوجه شد با يك شبكه سازمان يافته و گسترده فروش نوزاد روبه رو است. مأموران در ادامه تحقيقات به چند كارمند اداره ثبت احوال ظنين شده و آنها را بازداشت كردند.
سكوت در بازجوئى
ماموران متهمان پرونده را به طور جداگانه مورد بازجوئى قرار دادند ولى آنها با مقاومت در برابر بازجوئى از فاش كردن هويت والدين اصلى نوزادان و خريداران خوددارى كردند.
مسئول صدور سند و شناسنامه سازمان ثبت احوال... در تحقيقات اظهار داشت: «من مسئول نوشتن شناسنامه ها هستم. زمان مراجعه فردى براى دريافت شناسنامه، او بايد ابتدا مدارك لازم را به قسمت ديگرى تحويل دهد. اين مدارك در آن قسمت بررسى و صحت و سقم آن تائيد و به قسمت من فرستاده مى شود. من هيچ ارتباطى با مراجعان ندارم و از جعلى بودن شناسنامه ها بى اطلاع هستم.»
رابطه اى مانند زنجير
ماموران در ادامه تجسس هاى خود پى بردند، فعاليت اعضاى اين باند مانند حلقه هاى زنجير به هم پيوسته است.
حلقه نخست اين زنجير را زنان كيف قاپ و نيروهاى بخش خدمات بيمارستان ها تشكيل مى دهند. اين افراد با پوشش چادر وارد بيمارستان ها مى شوند و پس از ارتباط برقراركردن با مادران نوزاد اعتماد آنها را به خود جلب مى كردند. متهمان ادعا مى كردند كه يكى از بستگانشان در بيمارستان بسترى است و علاقه بسيار به نوزاد دارند.
نوزاد رباها سپس در يك فرصت مناسب از خواب مادر يا بيرون رفتن او از اتاق سوء استفاده كرده و نوزاد را زير چادر خود مخفى كرده و از بيمارستان خارج مى كردند. با خارج كردن نوزادان از بيمارستان فعاليت حلقه دوم زنجير آغاز مى شد. اعضاى اين حلقه كه از پزشكان، پرستاران و ماماهاى بيمارستان ها بودند سپس اقدام به صدور گواهى تولد جعلى براى نوزادان مى كردند.
با صدور گواهى تولد جعلى حلقه سوم وارد عمل مى شد. اين افراد با پرسه زدن در مكان هاى عمومى زوج هاى نابارور را شناسايى مى كردند. اكثر پاتوق اين افراد مقابل مطب پزشكان زنان و زايمان بود. اين افراد با شناسايى افراد متقاضى نوزاد به آنها پيشنهاد مى دادند در برابر دريافت يك تا سه ميليون تومان مى توانند نوزادى با شناسنامه به هويت آنها در اختيارشان قرار دهند. با توافق دو طرف نوبت به حلقه آخر مى رسيد. چند نفر از كارمندان سازمان ثبت احوال در اين مرحله براى نوزاد ربوده شده شناسنامه اى به هويت زوج خريدار صادر مى كردند.
شناسايى هويت ۸ نوزاد
بنابه اين گزارش: «تاكنون هويت اصلى ۸ تن از نوزادان شناسايى شده است كه از اين تعداد والدين دو نوزاد به بازپرس مراجعه و نوزاد خود را تحويل گرفته اند.» پدر قلابى يكى از كودكان ربوده شده در بازجوئى ها به مأموران گفت: من و همسرم ۱۰ سال از زندگى مشتركمان مى گذشت ولى در اين مدت صاحب فرزندى نشديم. قصد داشتيم سرپرستى نوزادى را از اداره بهزيستى قبول كنيم. ولى شرايط آن بسيار سخت بود. در اين حين زنى به همسرم پيشنهاد داد مى تواند سرپرستى بچه اى را در ازاى يك ميليون و ۳۰۰ هزار تومان با شناسنامه به نام من و او به ما بفروشد. من ابتدا مخالف خريدن بچه بودم اما پس از اصرارهاى همسرم كه آن بچه بى سرپرست است و خانواده اش توان مالى نگهدارى از او را ندارند حاضر شدم آن نوزاد را با شناسنامه اى بخرم. ما آن نوزاد را پس از تولد به خانه آورديم. متاسفانه نوزاد دچار بيمارى «CP» بود به همين خاطر به مراقبت هاى زيادى نياز داشت. ۱۸ماه از اين اتفاق گذشت تا اينكه پى برديم خانواده نوزاد به دنبال كودكشان هستند و آن روز بود كه من و همسرم متوجه شديم اين كودك را پس از دزديدن به ما فروخته اند.
بازپرس پرونده با شناسايى هويت والدين كودك ۱۸ ماهه او را تحويل خانواده اصلى اش دادند.
اعترافات شرميلا
سه سال پس از آغاز تحقيقات مأموران در بررسى هاى خود به پرستار جوانى به نام «شرميلا» برخورد كردند و او در بازجوئى ها گفت: «من از سال ۷۹ به عنوان پرستار فعاليت خود را در بيمارستان... شروع كردم. در اين بيمارستان با يك ماما آشنا شدم. او پس از تولد نوزادان به مادر آنها مى گفت نوزاد شما فوت كرده و سپس نوزاد يك روزه را به خانه يكى از دوستانش منتقل مى كرد. او از من خواست كه در اين كار با او همكارى كنم كه من هم به خاطر مشكل مالى قبول كردم. ما پس از ربودن كودكان آنها را به خريداران نوزاد مى فروختيم.»
نوزادان فله اى دفن مى شوند
كريمى راد سخنگوى قوه قضائيه در اين باره گفت: متهمان پس از ربودن نوزادان ادعا مى كردند كه نوزاد در حين زايمان فوت كرده است و براى او گواهى فوت صادر مى كردند. زمانى كه والدين نوزاد خواستار جسد فرزند خود مى شدند به آنها مى گفتند كه با توجه به فوت نوزادان بسيار آنها را به صورت فله اى خاك كرده ايم.
همچنين يك مقام آگاه در اين باره گفت: متهمان نوزادان را از پنج بيمارستان با حروف اختصارى «ش»، «ن ا»، «ا»، «م» و بيمارستانى در شهرك وليعصر تهران و بيمارستان «ك» در كرج ربوده و سپس به فروش مى رساندند. متهمان پرونده تاكنون نام ۱۱ تن از مادران نوزادان را فاش كرده اند. نام اين مادران گلبنين، محمدى، كريمى، زهرا، اكرم، مهين، بتول، منصوره، بانو، فاطمه و زهرا است.
تعداد كمى از كورتاژ هستند
با توجه به اينكه چند تن از متهمان ماما و پزشك بودند مأموران اين احتمال را بررسى كردند كه متهمان نوزادانى ناخواسته را نيز پس از تولد به فروش مى رسانند. به همين دليل اقدام به تحقيق در اين باره كردند كه «شرميلا» ادعا كرد: «افراد كمى براى كورتاژ به خانم دكتر... مراجعه مى كردند كه او با فريب آنها مى گفت عمل كورتاژ خطرناك است و بهتر است آنها بچه خود را به دنيا بياورند. پس از تولد نوزادان ناخواسته در مطب خانم دكتر در شهرك وليعصر آنها را در اختيار فروشندگان نوزادان قرار مى دادم.»
بيشتر نوزادان دختر
تاكنون ۶۳ هويت جعلى نوزاد از اعضاى اين باند كشف شده است كه ۴۵ تن از آنها دختر و ۲۸ نفر بقيه پسر هستند. البته پليس و بازپرس پرونده احتمال مى دهند نوزادان ربوده شده بيش از اين تعداد باشند.
احتمال انتقال بازپرس به تهران
كريمى راد در ادامه گفت: «با توجه به اينكه بازپرس شهر رى براى فاش شدن راز اين ماجرا تلاش بسيارى را در مدت دو سال انجام داده است احتمال دارد رئيس كل دادگسترى استان تهران در نامه اى به رئيس قوه قضائيه خواستار انتقال وى به تهران براى پيگيرى پرونده شود.»
وى در مورد علت انتقال پرونده به تهران اظهار داشت: با توجه به اينكه اكثر ربايش ها در شهر تهران رخ داده بود پرونده با صدور قرار صلاحيت و براى رسيدگى بيشتر به تهران منتقل شد كه هنوز شعبه رسيدگى كننده به آن در دادسراى تهران مشخص نشده است.
سخنگوى قوه قضائيه در پايان اتهام متهمان را ربودن نوزاد و جعل اسناد و شناسنامه عنوان كرد و احتمال مفسد شناختن متهمان را به نظر قاضى دادگاه و شرايط جرم مرتبط دانست.
احتمال ربودن دو نوزاد از سوى اين باند
خبر فعاليت اعضاى اين باند در حالى منتشر شده است كه احتمال مى رود ربودن دو نوزاد از بيمارستان «ك» كرج و بيمارستان «ل» تهران مرتبط با فعاليت اعضاى اين باند باشد. زيرا نحوه ربايش نوزاد در دو پرونده يكى است. همچنين متهمان سابقه ربودن نوزاد از بيمارستان «ك» كرج را دارند كه يكى از اين دو نوزاد از اين بيمارستان ربايش شده است.
|
|
|
|
|
خودسوزى دانشجوى دانشگاه آزاد سلماس
دانشجوى دانشگاه آزاد اسلامى واحد «سلماس» خود را در محوطه دانشگاه به آتش كشيد. «جعفر» دانشجوى ترم آخر رشته مهندسى عمران در حالى كه با معاون آموزشى دانشگاه درگيرى لفظى مى كرد، به بالاى منبع آب دانشگاه رفت و پس از آن كه خود را آتش زد از بالاى منبع آب به پائين سقوط كرد.
«مصطفى» يكى از دانشجويان شاهد ماجرا گفت: اين دانشجو پس از مشاجره با معاون آموزشى دانشگاه اقدام به اين كار كرده است. گفته مى شود اين دانشجو تقاضاى انتخاب چند واحد تابستانى در دانشگاه ديگرى به عنوان مهمان را داشت كه مورد موافقت معاونت آموزشى قرار نگرفته بود.
به دنبال اين حادثه جمعى از دانشجويان اقدام به تجمع در دانشگاه كردند.
به گفته يكى از شاهدان حادثه، در حالى كه دانشجويان بر پاسخگويى معاون آموزشى دانشگاه اصرار مى كردند، جوابى دريافت نشد.
گفتنى است تجمع دانشجويان دانشگاه آزاد سلماس ادامه يافت و اين در حالى است كه دانشجويان ضمن اين تجمع مانع ورود خودروهاى مسئولان به دانشگاه مى شدند. آنها در اين تجمع خواستار حضور معاون آموزشى دانشگاه و توضيحات وى در مورد حادثه بودند.
جلالى رئيس دانشگاه آزاد سلماس نيز پاسخ به سئوالات را به بعد از روشن شدن قضايا موكول كرد. يكى ديگر از دانشجويان حاضر در تجمع نيز گفت: به خانواده مرحوم خليليان اطلاع داده شده كه فرزندشان در اثر تصادف كشته شده است.
در حال حاضر بررسى جزئيات درگيرى اين دانشجو با معاون آموزشى دانشگاه آزاد سلماس ادامه دارد اما به گفته يكى از دانشجويان، دانشجوى متوفى تنها ۶ واحد باقيمانده براى اتمام تحصيل داشت و درخواست فراهم شدن امكان بهره مندى گذراندن واحدهاى باقى مانده خود در دانشگاه ديگرى را داشت.
از سوى ديگر سرگرد «شهنام رضايى» رئيس مركز اطلاع رسانى فرماندهى نيروى انتظامى آذربايجان غربى در تشريح علت خودكشى «جعفر» با تائيد خبر خودسوزى وى و سپس سقوطش از بالاى منبع آب دانشگاه گفت: اين دانشجوى اردبيلى پس از اقدام به خودكشى و پرتاب خود از ارتفاع به بيمارستان منتقل شد؛ اما در آن جا فوت كرد.
وى با اين ادعا كه دانشجوى مذكور به علت دارا بودن سابقه بيمارى روحى و روانى اقدام به اين كار كرده است، به ايسنا گفت: متوفى در حدود ۳ يا ۴ بار در دانشگاه مشروط شده است كه ممكن است امر فوق نيز يكى از دلايل خودكشى اش باشد؛ اما به هرحال تمام اين موارد در دست بررسى بيشتر است.
رئيس مركز اطلاع رسانى فرماندهى انتظامى آذربايجان غربى در خاتمه خاطرنشان كرد: نيروى انتظامى از تحويل جسد «جعفر» به خانواده او گزارشى در دست ندارد.
|
|
|
|
|
دستگيرى كلاهبردار ۵۰۰ ميليون تومانى
براساس دستور پيگيرى رئيس پليس آگاهى تهران بزرگ، كلاهبردار ۵۰۰ ميليون تومانى دستگير شد. در طول سه هفته گذشته تعداد ۱۰ نفر از مالباختگانى كه از يك شركت اجاره اتومبيل شكايت كرده بودند خواستار دستگيرى فرد كلاهبردار شدند.
پس از مراجعه مالباختگان به پليس، يك اكيپ از كارآگاهان اداره آگاهى تهران بزرگ پس از تحقيقات خود موفق به كشف مخفيگاه شخص كلاهبردار شدند و طى يك عمليات پليسى او را در مخفيگاهش دستگير كردند.
اين فرد با همكارى دو نفر ديگر اقدام به برپايى يك شركت اجاره اتومبيل كرده بودند كه پس از جلب اعتماد مردم و گرفتن نيمى از هزينه خريد خودرو از ۳۰ نفر متوارى شدند.
اين افراد پس از دستگير شدن، براى انجام تحقيقات بيشتر به مقامات قضائى تحويل داده شدند.
|
|
|
|
|
زن، نوزاد ناخواسته اش را خفه كرد
زنى در «كرمانشاه» دقايقى پس از تولد فرزند ناخواسته اش با فشردن گلوى نوزاد به زندگى او خاتمه داد.
ساعت ۴۰/۱۸ دقيقه روز يكشنبه پرستار بخش زايمان بيمارستانى در كرمانشاه با خوشحالى نوزاد دخترى را كه دقايقى پيش به دنيا آمده بود به نزد مادرش برد تا مادر براى اولين بار فرزندش را در آغوش بگيرد اما او نمى دانست كه اين آخرين ديدار آنهاست.
لحظاتى بعد هنگامى كه پرستار براى سركشى به اين مادر و فرزند به اتاق آنها وارد شد با پيكر بى جان نوزاد در كنار مادرش روبرو شد و بلافاصله مسئولان بيمارستان را مطلع كرد.
مأموران پليس پس از تحقيقات لازم از اين مادر ۲۱ ساله دريافتند كه او با فشردن گلوى فرزندش او را به قتل رسانده است.
پدر ۲۵ ساله نوزاد در مورد انگيزه همسرش به پليس گفت: من و «شهناز» قبل از ازدواج با يكديگر رابطه نامشروع داشتيم و ناخواسته صاحب فرزندى شديم. همسرم بعد از ازدواجمان براى حفظ آبروى خانوادگى فرزندمان را به قتل رساند.
|
|
|
|
|
گروگانگير يك شركت خصوصى با شليك پليس كشته شد
عامل گروگانگيرى يك شركت خصوصى در كمال شهر كرج با اصابت گلوله مأموران از پاى درآمد. اين حادثه ساعت ۱۳ و ۱۵ دقيقه روز سه شنبه ۱۴تيرماه رخ داد.
بنابراين گزارش، هنگامى كه مأموران پليس آگاهى با در دست داشتن حكم بازرسى وارد يك شركت خصوصى در كمال شهر شدند، مرد جوانى كه به نظر مى رسيد از مشتريان شركت است، با ديدن مأموران از داخل كيفش تپانچه اى را بيرون آورد و به سوى پليس نشانه رفت.
مرد ناشناس پس از هل دادن مأموران سعى كرد از پنجره شركت بگريزد ولى وقتى ديد ساختمان شركت به محاصره مأموران درآمده، بار ديگر به داخل شركت برگشته و دو كارمند زن و صاحب شركت را به گروگان گرفت.
در حالى كه مرد جوان با تهديد به كشتن گروگان هاى خود به دنبال راهى براى فرار از محاصره پليس مى گشت از سوى يكى از مأموران هدف قرار گرفته و از پاى درآمد.
وقتى تحقيقات پليسى درباره مرد مسلح كشته شده آغاز شد، مأموران دريافتند كه اين مرد يكى از متهمانى است كه از مدتى قبل به دنبال زورگيرى و سرقت خودروى راننده آژانسى از سوى پليس تحت تعقيب قرار داشت.
مدارك همراه اين گروگانگير حاكى از اين است كه وى موسوم به «تقى» و معروف به «سيروس» بوده است.
|
|
|
|
|
بازداشت برادران شرور
سه برادر شرور كه اقدام به بستن خيابان ها و تهديد مردم مى كردند در اين هفته دستگير شدند.
بنا به اين گزارش، صبح روز شنبه ۱۱ تيرماه سال جارى تعداد ۲۰۰ نفر از اهالى خيابان آذربايجان واقع در منطقه ابوذر تهران با امضاى طومارى اعلام كردند سه برادر به نام هاى سعيد معروف به كوچولو، وحيد معروف به دزده و حسين معروف به كميل از مدت ها قبل امنيت را از اهالى اين محل سلب كرده به طورى كه زنان و دختران ساكن در اين محل نمى توانند از خانه هايشان به راحتى خارج شوند.
با ارائه اين طومار مأموران در تجسس و تحقيقات محلى خود پى بردند اين سه برادر اقدام به خريد و فروش مشروبات الكلى و مواد مخدر در سطح منطقه كرده و زمانى كه اهالى محل به كار آنها اعتراض مى كنند آنها را با چاقو و قمه تهديد مى كنند. تعداد زيادى از اهالى محل در جريان تحقيقات به مأموران گفتند اين سه برادر با شرب خمر و عربده كشى ما را تهديد به مرگ مى كنند. آنها در ادامه گفتند: طى چند هفته گذشته وقتى تهديدهاى آنها افزايش پيدا كرد زنان اين محله تصميم گرفتند تا به طور دسته جمعى اين سه نفر را ادب كنند و اگر شكايت ما به جايى نرسد با پوشيدن كفن مقابل كلانترى تحصن كنند.
به اين ترتيب مأموران به صورت نامحسوس مخفى گاه آنها را تحت نظر قرار دادند تا اينكه غروب روز يكشنبه ۱۲ تيرماه سال جارى در پى تماس يكى از اهالى محل با پليس ۱۱۰ و اعلام اينكه هر سه آنها در مخفيگاهشان هستند مأموران كلانترى در يك عمليات غافلگيرانه سه برادر را كه قصد فرار داشتند بازداشت كردند. متهمان پس از بازداشت و بازجوئى ضمن اعتراف به شرارت و سلب آسايش مردم اعلام كردند: اقدام به خريد و فروش مشروبات الكلى و مواد مخدر در كوچه هاى اطراف خيابان آذربايجان مى كرديم و زمانى كه اهالى محل به ما اعتراض مى كردند آنها را تهديد به مرگ مى كرديم. به گزارش رسيده اين سه برادر شرور با صدور قرار ۵۰۰ ميليون ريال روانه زندان شدند.
|
|
|
|
|
يك پرستار زن ايرانى در سوئيس به قتل رسيد
يك پرستار زن ايرانى تبار به نام «سيمين. ع» در منزل مسكونى خود در حومه شهر «برن»، پايتخت سوئيس به قتل رسيد.
روزنامه آلمانى زبان «برنر سايتونگ» درج اين خبر نوشت: روز جمعه اندكى پس از ساعت ۲۳ شب در يك آپارتمان مجتمع مسكونى در «فراون كاپلن» حومه برن، همسايگان شاهد درخواست كمك سيمين. ع بودند كه ناگهان صداى شليك گلوله اى به گوش رسيد.
پس از آنكه پليس به محل حادثه رسيد، ديگر دير شده بود. زيرا اين زن ايرانى بر اثر اصابت گلوله به قتل رسيده بود. پليس سوئيس روز شنبه يك ايرانى ۴۲ ساله را به اتهام قتل اين پرستار دستگير كرد و شاهدان عينى نقش وى را در اين حادثه تائيد كرده اند.
پليس كانتون (استان) برن اعلام كرده است كه بررسى درباره قتل اين زن ايرانى جريان دارد و هنوز مشخص نشده كه چه ارتباطى بين قاتل و مقتوله وجود داشته است.
|
|
|
|
|
اعدام زوج قاتل در اصفهان
زوج جوانى كه يك مهندس سرشناس در اصفهان را به قتل رسانده بودند پس از شش سال به دار مجازات آويخته شدند. مراسم اعدام اين زن و مرد در حالى برگزار شد كه تا دقايقى قبل از آن تيم هاى زيادى براى جلب رضايت پدر و مادر مهندس جوان رايزنى كرده بودند و زن اعدامى در تماس با تلفن همراه ملتمسانه خواستار گذشت شد.
بنا به اين گزارش؛ روز دهم فروردين ماه سال ۷۸ راز قتل مهندس سازمان صنايع و معادن در اصفهان به نام «محمد» فاش شد. دست هاى اين مهندس جوان كه به تنهايى زندگى مى كرد از سوى عاملان جنايت و با كمربند و حوله بسته شده و صورتش داخل كيسه نايلونى پوشانده شده بود و مشخص بود كه قاتلان «محمد» را خفه كرده بودند.
پليس در بررسى قتلگاه مهندس جوان با پى بردن به اينكه چند روزى از مرگ وى مى گذرد با پيدا كردن قرص هاى خواب آور و به خاطر عدم وجود آثارى از شكستگى روى درهاى ورودى فاش كرد كه قربانى از سوى ميهمانان خود ابتدا بيهوش شده است و قاتلان پس از اجراى نقشه شوم به سرقت اثاثيه خانه و خودروى وى دست زده اند.
بدين ترتيب؛ دستور رديابى خودروى قربانى صادر شد و عمليات براى رديابى عاملان جنايت در دستور كار قرار گرفت و پليس توانست با اقدامات اطلاعاتى و به دست آوردن رد پايى از يك زن كه زمانى منشى مهندس بود و با قربانى رابطه اى صميمى داشت پرده از جزئيات جنايت بردارد.
وقتى زن ۲۸ ساله اى به نام «رؤيا» بازداشت شد و تحت تحقيق قرار گرفت او ادعاهاى تكاندهنده اى كرد و گفت كه روز ۷ فروردين ماه- سه روز قبل از فاش شدن قتل- به همراه شوهرش مهندس را كشته اند. با اعترافات «رؤيا» شوهر وى كه «محمد محمودى» بود دستگير شد و كارآگاهان دريافتند زوج جوان وقتى براى پس گرفتن عكس ها و فيلم هاى يادگارى از دوران صيغه اى «رؤيا» با مهندس به خانه قربانى رفته اند با وى درگير شده و دست به جنايت زده اند.
اين تجسس ها نشان داد «رؤيا» در دورانى كه منشى مهندس بود چون زن مطلقه اى بود با وى ازدواج موقت پنهانى كرده و بعد از جدايى و ازدواج با شوهرش به خاطر وجود عكس ها و فيلم هاى يادگارى در اختيار مهندس با وى اختلاف داشته است.
ماجراى اين پرونده جنجالى پس از كش و قوس هاى بسيار و حتى در هيأت تشخيص ديوان تحت رسيدگى قرار گرفت و هر دو زن و مرد به اتهام مشاركت مجرم شناخته شدند.
پس از اين مدت پرونده وارد مرحله اجراى حكم اعدام شد و به اين ترتيب مسئولان اجراى احكام دادگسترى اصفهان آنان را پاى چوبه دار بردند. اين مراسم در حالى برگزار شد كه هنرمندان اصفهانى، مددكاران، مسئولان اجراى احكام، خبرنگاران و قاضى ناظر زندان با مراجعه به پدر و مادر پير مهندس خواستار عفو و بخشش دو قاتل شده بودند.
ساعت ۸ و ۳۰ دقيقه صبح روز سه شنبه ۱۴ تيرماه وقتى زوج جوان در چند قدمى دار مجازات قرار گرفتند «رؤيا» براى آخرين بار در حالى كه موبايل در دست داشت به پدر و مادر مقتول زنگ زد و ملتمسانه خواستار بخشش خود شد. اين گريه ها و التماس ها وقتى كارساز نشد، مسئولان اجراى احكام، هر دو را به دار كشيدند.
|
|
|
|
|
خودكشى دختر و پسر نوجوان در شهرك انديشه شهريار
دختر و پسر نوجوان پس از مخالفت خانواده هايشان براى ازدواج با يكديگر، خودكشى كردند.
پيكرهاى بى جان اين دختر و پسر كه هر دو ۱۶ ساله بودند، پس از ۱۲ ساعت جستجو در پشت بام خانه همسايه پيدا شد. بنا به اين گزارش، از ساعت ۱۰ و ۳۰ دقيقه شامگاه دوشنبه ۱۳ تير ماه سال جارى وقتى «ميلاد» و «نسترن» آخرين بار قدم زنان در فاز سوم شهرك جديد انديشه ديده شدند، سرنوشت آنان در هاله اى از ابهام رفت. پدران و مادران اين دختر و پسر كه رابطه عاطفى آنان را تحت كنترل داشتند، به جستجوى شبانه پرداختند و به همه جا سرك كشيدند، اما خبرى نشد تا اينكه ساعت ۸ صبح روز سه شنبه ۱۴ تير ماه مادر ميلاد، براى دومين بار به پشت بام بلوك ۱۳ فاز سوم رفت و اين بار برخلاف شب گذشته كه متوجه آثارى از پسرش و «نسترن» در پشت بام همسايه نشده بود، آنان را ديد.
پسر به ديوار تكيه داده و حركتى نمى كرد، چشمانش بسته بود و بى جان ديده مى شد، «نسترن» سر به روى پاهاى پسر مورد علاقه اش گذاشته و چشمانش بسته بود، هر چه او را صدا كرد، جوابى نشنيد. پيكرهاى بى جان دختر و پسر خشك شده بودند و مشخص بود آنان از ساعت ها پيش جان باخته اند، وقتى پليس وارد عمل شد، در كنار اجساد «ميلاد» و «نسترن» بسته كادوپيچى يافت كه داخل آن قرص نفتالين بود.
دختر و پسر دلباخته با خوردن قرص هاى نفتالين مرگ خودخواسته را انتخاب كرده بودند و دور از چشم ديگران مرگ خاموش را در آغوش كشيده بودند.
كارآگاهان در يافتن انگيزه اى كه نشان بدهد «ميلاد» و «نسترن» خودكشى كرده اند به تجسس دست زدند، «ميلاد» نفر نخست منطقه آموزش و پرورش شهرك انديشه و شهريار بود كه از سوى سازمان آموزش و پرورش به زيارت حج اعزام شده بود و «نسترن» يكى از شاگردان ممتاز تحصيلى بود.
«ميلاد» كه پسران همسن و سالش او را پسرى بسيار سر به زير و درس خوان مى شناختند، از يك سال پيش با «نسترن» آشنا شده و به او دل بسته بود. تحقيقات مشخص كرد، خانواده هاى اين دختر و پسر نوجوان در جريان رابطه عاشقانه آنان قرار داشتند تا جايى كه هر دو را نزد روانپزشك برده بودند و دو خانواده با هم رفت و آمد صميمانه اى داشتند.
در سوى ديگر تجسس ها، پليس دريافت پدر و مادر «نسترن» اصرار به قانونى شدن رابطه دخترشان با «ميلاد» داشتند كه پدر و مادر «ميلاد» براى اين موضوع مهلت خواسته و به نحوى مخالف آن بودند و همين مخالفت باعث شده بود تا «ميلاد» و «نسترن» ۵ روز قبل از مرگ نيز براى نخستين بار دست به خودكشى بزنند، اما موفق نبوده اند.
بنا به گزارش رسيده، پزشك قانونى در اظهار نظر شفاهى علت مرگ را خوردن نفتالين دانسته است و پليس با در اختيار داشتن نامه اى از «نسترن» در حال بررسى جزئيات اين حادثه تلخ است تا پرده از ابهامات بردارد و چگونگى مرگ را روشن سازد.
خانواده نسترن چه گفتند
يكى از اعضاى خانواده «نسترن» ۱۶ ساله، درباره نحوه آشنايى اين دختر و «ميلاد» گفت: به نظر نمى رسد كه آنها از قبل براى اين اقدام تصميم گيرى كرده بودند. چون «نسترن» ساعت ۲۰ عصر همان روز وقتى هنوز در خانه بود از مادرش خواسته بود تا براى شام غذاى مورد علاقه اش را كه سالاد الويه بود درست كند. مادرش پس از خريد لوازم وقتى به خانه برمى گردد تازه متوجه غيبت دخترش مى شود.
وى افزود: چون تلفن خانه نسترن قطع است، احتمالاً ميلاد در غياب مادر دختر مورد علاقه اش به آنجا آمده و او را با خود برده است. شب وقتى نسترن به خانه برنگشت، خانواده نگران شده و جستجو براى به دست آوردن ردى از او را آغاز كرد ولى هيچ اثرى از او به دست نيامد. با خانه «ميلاد» تماس گرفته شد. «ميلاد» هم در خانه نبود. به گفته مادرش او ساعتى قبل براى خريدن شيرينى از خانه پول برداشته و بيرون رفته بود. تا اينكه روز بعد جسد آنها در پشت بام خانه «ميلاد» پيدا شد.
وى درباره چگونگى آشنايى اين دو نوجوان مى گويد: زمستان سال گذشته بود كه «ميلاد» از طريق يكى از دوستان «نسترن» به او معرفى شد و كم كم اين دوستى به علاقه مندى و عشق تبديل شد. آن دو خيلى به يكديگر وابسته شده بودند. خانواده دوطرف هم كاملاً در جريان ماجرا قرار داشتند. مدتى قبل وقتى پس از مراجعه به مددكار و روانپزشك پيشنهاد شد آنها با هم نامزد شوند، اعضاى دو خانواده در يك ميهمانى مشترك شركت كردند. مذاكره و گفتگو شروع شد تا به نحوى كه هيچ يك از طرفين با مشكلى روبرو نشوند، اين موضوع را حل كنيم. رفتار «نسترن» تا ساعاتى قبل از خروج از خانه هيچ نشانه اى از يأس و افسردگى نداشت. او دختر سرزنده و شوخى بود، اصلاً هيچ كس به ذهنش خطور نمى كرد كه دست به چنين اقدامى بزند.
گفتگو با معاون دبيرستان محل تحصيل نسترن
معاون دبيرستانى كه «نسترن» در آنجا درس مى خواند نيز او را جزو دانش آموزان متوسط دبيرستان دانسته و گفت: دختر آرامى بود. كمتر با حاشيه ها كار داشت. تنها دختر خانواده بود. خانواده اش به او خيلى توجه مى كردند. يك برادر بزرگتر از خودش داشت. چندى پيش يكى از دوستانش مى گفت كه او با پسرى از ساكنان فاز ۳ انديشه نامزد كرده است. از شنيدن ماجراى مرگ او همه شوك زده شدند. باور اينكه چنين دخترى با اين خصوصيات دست به خودكشى بزند كمى دور از عقل و منطق به نظر مى رسيد.
«ميلاد» كه بود
«ميلاد» دانش آموز سال سوم دبيرستان بود كه سال گذشته به عنوان شاگرد ممتاز مدارس شهريار برگزيده شده و به سفر حج فرستاده شده بود. به گفته يكى از بستگان اين پسر نوجوان، وى فرزند سوم خانواده بود كه دو خواهر بزرگتر از خودش داشت.
او علاقه زيادى به درس و مدرسه داشت به طورى كه سال سوم تجربى را با معدل بالاى ۱۸ قبول شده و قرار بود دوره پيش دانشگاهى را بگذراند.
معاون دبيرستان محل تحصيل «ميلاد»
معاون دبيرستان مى گويد: «ميلاد» از سرمايه هاى اين دبيرستان محسوب مى شد، او شخص شناخته شده اى بين ساير دانش آموزان بود. او از سوى دبيرستان به عنوان نماينده دانش آموزان انتخاب شده بود. هميشه جزو نخستين نفراتى بود كه به مدرسه مى آمد و ديرتر از همه مدرسه را ترك مى كرد. وقتى خبر خودكشى او را شنيدم ابتدا باور نكردم تا وقتى كه اعلاميه اش را به در مدرسه چسباندند. بچه بسيار باهوش و با پشتكارى بود. از شخصى مثل او انتظار چنين حركتى نمى رفت. يكى از دوستان «ميلاد» هم درباره خصوصيات اخلاقى همكلاسى اش مى گويد: هميشه سرش به درس و مشق بود. كمتر با بچه ها به تفريح مى رفت. هر بار بچه ها احتياج به كمك درسى داشتند، او مضايقه نمى كرد. روز قبل از حادثه او را در حوالى خانه شان سوار خودروى پيكان ديدم. خواست مرا تا خانه مان برساند. رفتار و حركاتش اصلاً نشان نمى داد كه مسأله اى او را وادار به خودكشى كند. خيلى آرام بود.
|
|
|
|
|
اعدام غيابى براى عامل ايرانى جنايت دانشگاه سياتل آمريكا
عامل شليك مرگبار دانشگاه سياتل آمريكا از سوى قاضى دادگاه عمومى جزايى تهران بطور غيابى به قصاص نفس- اعدام- محكوم شد.
اين رأى غيابى در حالى صادر شده است كه متهم پس از صدور رأى قرار موقوفى در شعبه ۱۶۰۲ دادگاه جنايى تهران آزاد و از كشور خارج شده است.
ماجراى قتل در دانشگاه سياتل ايالت واشنگتن آمريكا ظهر سه شنبه ۴ مرداد ماه سال ۶۸ رخ داد.
به گزارش رسيده در حالى كه دانشجويان اين دانشگاه در حال خارج شدن از محوطه محل تحصيل خود بودند، پسر جوانى به نام «عزيزالله» ناگهان به سمت آنان دويد و يك دختر ايرانى به نام «مرجان محسنى نيا» را به گروگان گرفت.
جوان گروگانگير كه يك كلت كمرى در دست داشت، موهاى دختر دانشجو را چنگ زده و او را روى زمين كشيد تا به طرف خودرواش كه آن طرف خيابان پارك شده بود، ببرد.
دختر جوان در حالى كه از درد به خود مى پيچيد، شروع به داد و فرياد كرده و پسرى به نام «ابراهيم شريف كاشانى» را به كمك طلبيد. پسر دانشجو با شنيدن فريادهاى «مرجان» به سمت او دويد.
«عزيزالله» وقتى آن دانشجو را در چند قدمى خود ديد تپانچه اش را به سمت او گرفته و با شليك چند گلوله وى را از پاى درآورد. چند دانشجو و مأمور پليس دانشگاه سياتل با ديدن اين صحنه براى نجات دانشجوى دختر به طرف جوان مسلح رفتند، در اين هنگام وى لوله اسلحه اش را به سمت سينه دختر جوان گرفته و «مرجان» را نيز هدف قرار داده و پا به فرار گذاشت.
در همين هنگام خودروهاى گشت پليس منطقه را به محاصره خود درآورده و جوان تيرانداز را قبل از اينكه موفق به فرار شود، دستگير كردند. اين متهم پس از محاكمه در دادگاه سياتل آمريكا ادعا كرد قصد ارتكاب به قتل را نداشته و هنگامى كه از سوى قربانيانش مورد حمله قرار گرفته، براى دفاع از خود، ناخواسته به سمت آنها شليك كرده است. بدين ترتيب «عزيزالله» به تحمل ۱۷ سال حبس بخاطر ارتكاب قتل درجه ۲ محكوم شد. وقتى پس از ۱۲ سال از ماجراى زندانى شدن «عزيزالله» خانواده «مرجان» دريافتند او آزاد و از آمريكا اخراج شده است، با ارائه شكايتى خواستار پيگيرى پرونده در ايران شدند.
به اين ترتيب متهم به هنگام ورود به ايران از سوى پليس آگاهى تهران بازداشت و پس از برگزارى چند جلسه محاكمه به خاطر اينكه از سوى دادگاه آمريكا محاكمه و به حبس محكوم شده و ۱۲ سال زندان را در آن كشور تحمل كرده بود، برايش قرار موقوفى و عدم تعقيب صادر كرد. به دنبال اعتراض خانواده «مرجان» پرونده براى رسيدگى مجدد به شعبه ۱۱ ديوان عالى كشور ارسال شد.
در محاكمه دوم، قاضى پس از مطالعه پرونده با استناد به اينكه متهم و مقتولان ايرانى هستند و بايد طبق قانون اسلام مورد محاكمه قرار گيرند و از آنجايى كه حكم قتل و كشتن شخص در اسلام قصاص نفس است، حكم به قصاص متهم صادر كرد.
|
|
|
|
|
كينه مرد همسايه، راز جاعل را فاش كرد
مرد جوانى كه با همدستى سه نفر براى ادب كردن طلبكارش اقدام به سرقت تراول چك ها و يك قطعه شيئى عتيقه او كرده بودند، با صدور كيفرخواست در آستانه محاكمه قرار گرفتند.
عصر روز ۲۲ دى ماه سال گذشته، مرد جوانى با مراجعه به كلانترى ۱۰۱ تجريش اعلام كرد سه مرد جوان كه خود را مأمور كلانترى معرفى كردند، خانه مرا مورد جستجو قرار داده و مبلغ ۵ ميليون تومان تراول چك به همراه يك قطعه شيئى عتيقه طلايى را به سرقت بردند.
وى در ادامه گفت: اين سه مرد وقتى كه من سوار خودرو مرد همسايه مان بودم در يكى از كوچه هاى فرعى ما را متوقف و سپس به داخل خانه او بردند.
با اعلام اين شكايت، مأموران مرد همسايه را به عنوان مظنون احضار و تحت بازجوئى قرار دادند.
اين مرد در بازجوئى ها با اعتراف به سرقت گفت: تصميم گرفتم تا از او انتقام بگيرم. زمانى كه قصد خرج كردن تراول چك ها را داشتيم، متوجه شديم آنها جعلى است.
با اعترافات اين مرد، مأموران سه همدست وى و مرد مالباخته را دستگير و در تحقيقات پى بردند مالباخته از مدت ها قبل اقدام به جعل تراول چك هاى بانك تجارت مى كرده و اين شيئى عتيقه هم نمونه قلابى يكى از آثار باستانى است.
|
|
|
|
|
دزد مسلح در محاصره پليس خود را كشت
سارق مسلح پس از به قتل رساندن جوان جواهرفروش يزدى وقتى در محاصره پليس گرفتار شد با شليك گلوله اى خود را كشت.
اين سارق حرفه اى كه سه بار به خاطر سرقت راهى زندان شده بود بعد از جنايت وقتى با آسودگى خاطر خوابيده بود به محاصره پليس درآمد.
بنا به اين گزارش، شامگاه دوشنبه ۱۳ تيرماه سال جارى مردى مسلح وارد جواهرفروشى سعيد در بلوار امامزاده جعفر يزد شد و براى سرقت جواهرات به تيراندازى پراكنده پرداخت.
وقتى چهارگلوله شليك شد و جوان ۲۴ ساله جواهرفروش به نام «نادر آبيار» هدف قرار گرفت مأموران گشت پليس دركمتر از سه دقيقه خود را به بلوار امامزاده جعفر رساندند كه سارق مسلح با جاى گذاشتن بخشى از جواهرات مسروقه پا به فرار گذاشت. مأموران همزمان با بررسى صحنه سرقت كه در آن با پيكر بى جان و خون آلود جوان جواهرفروش روبرو شدند به تعقيب عامل جنايت پرداختند و با ايجاد حلقه امنيتى راه هاى خروجى يزد را تحت نظر قرار دادند. در حالى كه سارق مسلح توانسته بود از تاريكى شامگاهى براى پنهان كردن خود سود ببرد و فرار كند پليس توانست در اقدامات اطلاعاتى و به دست آوردن مشخصات ظاهرى اين مرد تيرانداز پى به هويت وى ببرد.
قاتل يك سارق ۳۷ ساله به نام «حبيب» بود كه از سال ۶۸ تاكنون سه بار در شهرستان هاى ابركوه، اصفهان و شيراز به اتهام سرقت خانه و خودرو دستگير و ماه ها در زندان بوده است. بدين ترتيب، خانه «حبيب» كه محل اختفاى وى بود شناسايى شد و تيم هاى عملياتى با اطلاع از خطرناك بودن سارق مسلح ساعت ۵ بامداد روز سه شنبه ۱۴ تيرماه خانه وى را محاصره كردند و براى دستگيرى عامل جنايت وارد عمل شدند.
هنوز كارآگاهان موفق به نفوذ داخل خانه «حبيب» نشده بودند كه صداى تيراندازى شنيده شد و زمانى كه توانستند به اتاق خواب وى وارد شوند با پيكر بى جان و خون آلود قاتل جوان جواهرفروش روبرو شدند. در بررسى صحنه خودزنى قاتل، پليس دريافت وى بعد از جنايت با خيالى آسوده خوابيده بود و با پى بردن به سرعت عمل پليس در رديابى اش اقدام به خودزنى كرده است.
به گزارش رسيده: «از مخفيگاه اين سارق حرفه اى سه قبضه سلاح با ۱۱ فشنگ، مقدارى اوراق جعلى و كارت شناسايى جعلى، چاقو، روبند، كلاه گيس و ۲۰۲ قطعه جواهرات كشف شد.»
|
|
|
|
|
بازداشت تاجر عتيقه هاى ۱۰ ميليارد تومانى
يك تاجر عتيقه ها و اشياى تاريخى ۱۰ ميليارد تومانى كه بطور غيرقانونى به خريد و فروش مى پرداخت، در عمليات پليس امنيت بازداشت شد.
اين مرد كه باديگارد خصوصى نيز دارد، وقتى پليس گزارشاتى دريافت كرد كه نشان مى داد شبكه اى به خريد و فروش جواهرآلات تاريخى دست مى زنند، تحت تعقيب قرار گرفت.
|
|
|
|
|
دختر دانشجويك ساعت گروگان راننده دانشگاه
گرداننده يك شركت سرويس دهى خودرويى به دانشگاه ورامين به خاطر ربودن دختر دانشجويى تحت تحقيق قضائى قرار گرفت. اين مرد كه به خاطر شركت در آدم ربايى ديگرى در برابر سه سال محكوميت قطعى زندان است با به كارگيرى سه دستگاه اتوبوس مسافربرى به دانشگاهى در ورامين سرويس مى داد.
بنا به اين گزارش، يك دانشجوى دختر در رشته ادبيات دانشگاه در حالى كه آشفته حال بود به دادسراى امور جنايى تهران مراجعه كرد و گفت كه به مدت يك ساعت در خانه مرد آشنايى اسير بوده است.
اين دختر جوان وقتى در برابر بازپرس توكلى از شعبه پنجم دادسراى امور جنايى تهران قرار گرفت، گفت: «روزى كه براى ثبت نام به دانشگاه ورامين رفتم، شنيدم كه دو سرى اتوبوس به سرويس دهى در دانشگاه اقدام مى كنند. يك سرى به صورت كارتى بودند و سرى ديگر كه خارج از دانشگاه مى ايستادند، سرويس آزاد بودند و مسؤولان دانشگاه نيز در جريان اين اتوبوس ها قرار داشتند.»
وى افزود: «وقتى پرسيدم آيا اتوبوس ها وابسته به دانشگاه است، از همه شنيدم كه هماهنگى اى بين آنان وجود دارد. ضمن اينكه سرويس هاى آزاد مزيت هائى نسبت به سرويس هاى كارتى داشتند. به خاطر همين من به همراه تعداد ديگرى از دانشجويان دختر با اين سرويس ها رفت و آمد داشتيم و رانندگان آن را مى شناختيم.
چهارشنبه ۲۸ ارديبهشت ماه بود كه كيف من در سرويس جا ماند.
وقتى با راننده تماس گرفتم، او اجازه خواست فرداى آن روز كيفم را تحويل من بدهد، چون به وسايل داخل كيف احتياج داشتم، اصرار كردم همان روز كيفم را بياورد. وقتى او اصرارهايم را ديد، گفت كه پسرخاله اش مى تواند كيفم را بياورد و قرار شد در چهارراه تيرانداز همديگر را ببينيم.»
اين دختر دانشجو ادامه داد: «مردى كه سر قرار حاضر شد به من گفت كه كيفم در خانه اش است و خواست همراهش بروم. ابتدا بهانه آوردم، اما چاره اى نبود. به خانه اش كه رسيديم، من جلوى در خانه ايستادم. آن مرد صدايم كرد و گفت كه بيا كيفت را بالا بگير! امتناع كردم و او با گفتن اينكه مى ترسى؟! از پله ها چند قدمى پايين آمد، كيف را روى دستانش گذاشت و سمت من دراز كرد، فقط يك پله بالا رفتم، وقتى كيف را برداشتم، چاقويى كه دسته اش را با چسب برق بسته بود به سمت من گرفت و با زور داخل خانه برد.
او هر چه اصرار مى كرد تا تسليم خواسته شومش بشوم، نپذيرفتم. خيلى من را كتك زد، حتى مقنعه ام را به اندازه اى دور گلويم فشرد كه تصور كردم خفه شده ام. چند سيلى به صورتم زد كه به هوش آمدم. باز كتكم زد، دست و پايم را بست و روى من پتويى انداخت. بعد گفت كه ساعت ۱۲ شب تو را به شمال خواهم برد. وقتى احساس كردم او رفته است، تقلا كردم و از زير پتو بيرون آمدم. او بالاى سرم ايستاده بود، ضربه اى به پايم زد. من گريه كردم. او رفتارش تغيير كرد و گفت كه ديوانه شده است و عذرخواهى كرد. او من را با تهديد چاقو داخل خودرواش برد و در بزرگراه باقرى پياده ام كرد و با تهديد اينكه اگر به كسى بگويم من را خواهد كشت، رهايم كرد.»
وقتى ادعاهاى تكان دهنده اين دختر دانشجو تحت بررسى قضائى و پليسى قرار گرفت، مأموران پليس آگاهى تهران دست به تجسس گسترده اى زدند تا پرده از جزئيات اسارت يك ساعته اين دختر جوان بردارند. در اين تحقيقات مشخص شد رباينده دختر دانشجو، پسرخاله يكى از رانندگان و صاحب اصلى سه اتوبوس سرويس ده آزاد به دانشگاه بوده است كه مدتى پيش به خاطر شركت در آدم ربايى ديگرى در زندان بود و با سپردن وثيقه براى مدتى آزاد شده بود كه در مدت رهايى از زندان دست به ربودن اين دختر جوان زده و سپس براى تحمل كيفر به زندان بازگشته است. وقتى اين بررسى ها نشان داد خانه اى كه محل اسارت دختر دانشجو بود، متعلق به يكى از همسلولى هاى قديمى مرد آدم ربا است، به دستور بازپرس توكلى هر دو مرد زندانى به دادسرا احضار شدند و تحت تحقيق قرار گرفتند. همسلولى رباينده دختر دانشجو ادعا كرد كه به خاطر آشتى كردن دوستش با همسرش كليد خانه را در اختيار وى قرار داده است .
|
|
|
|