ز راست به چپ:
۱-درخت جنگلى- بى سر و سامان- اسب رهوار ۲-ستم- مجبور- واژه تحسين ۳-بخشى از اوستا- ناپسندى- اثر ماكسيم گوركى ۴-پشت سر- اشاره شده- ايتالياى باستان ۵-درمانده- عقب و پس ۶-مركز بوسنى- استوار ۷-بى سواد- كارگردان فيلم مشهور بن هور- زهر بسيار كشنده ۸-اتاق درس- درمان- تزئين كننده۹-خباز- حيله و تزوير- شكننده ۱۰-خاكستر- رقص و شادى و نشاط در جشن ها ۱۱-ادله- گسترده ۱۲-از سازهاى قديمى- پايتخت بنگلادش- از رجال مقتدر زمان قباد شاه ساسانى ۱۳-ساز اروپائى- در وهم انداختن- شهرى در آلمان ۱۴-اثر گارسيالوركا- سپيد اندام- ننر ۱۵-روز عرب- رو به فراوانى رفتن- جنگ.
از بالا به پائين:
۱-صفت اهريمن- بى حركت- پابرجا و ايستاده- ۲-برملا كردن- ديكته- سخت و محكم ۳-خالق رنه- مؤسسه ۴-نيرنگ- فصلى از قرآن كريم- روكار بنا ۵-خالق دكامرون- آرزومند ۶-همدم- رنگ و فام- ضمير عربى ۷-صدا و سخن- اتفاق- خوراك ضبط صوت ۸-ترس- حرف بيهوده- فصل زرد ۹-نيروى نظامى- نام كوچك مريم خالق كارمن- پرنده سعادت ۱۰-به جا آوردن- هنگام- آينده ۱۱-جهانگرد زمان قاجاريه- محتاج ۱۲-دوستى پايدار- فوق- نابينا ۱۳-دالان- نويسنده آمريكائى صاحب اثر كانون و شوهر مريلين مونرو ۱۴-نام كيدمن بانوى هنرپيشه هاليوود- گريزنده- تا به حال ۱۵-مراسله- سرزمين كهن- رسم كننده.