برگى تازه از غمنامه كور باوران، گشوده شده است... برگى خونين در پايتخت سرزمينى كه روابط حاكمانش، با اسلام دين مداران شرق، دوستانه است و از عمامه داران حاكم بر ايران گرفته تا گروه هاى مسلح جانبدار آنان در لبنان، با آب «تايمز» وضو گرفته اند و متبرك شده اند و تطهير يافته اند و به عناياتشان مستظهرند.
مسلمان يا مسلمانانى كه مى گويند عامل اين فاجعه وحشتناك در لندن بوده اند و پيش از آن درمادريد و كازابلانكا... سال ها در پناه دولت انگليس مى زيسته اند و از امپراطورى فخيمه، كمك هاى اجتماعى براى زندگى خود و خانواده شان مى گرفته اند! ...
زندگى را باش!
مار در آستين پرورانيدن و از آن اژدهائى ساختن و در نفير تنوره آتشين آن سوختن.... و اين كور باورانى كه چنين جنايتى را، پهلوانى و نماز و نياز «قربت الى الله» مى دانند در واقع به صورت و سيرت كورند و سرانجام اين كورى و بى شعورى باز هم به سود ستمگران و زيان ستمكشان خواهد بود. زن و مرد و پير و جوان و كودكى كه براى تحصيل و يا كسب و كار روزانه در اتوبوس و متر و بهم تنيده بودند، چه جرمى داشتند كه بايد قربانى پهلوانى! اين كورباوران باشند؟! ... و اينان، كارگردانان و بازيگران اين غمنامه دردآور را، مسلمانانى پارسا و شيفته بدانند كه زير فرمان اميرالمؤمنينى چون «اسامه بن لادن» براى رهائى نمى دانم كدام مردم ستمديده، رستاخيز!! مى كنند؟! ....
من در سراسر اين غمنامه ها، كژ راهى و بدانديشى مى بينم كه از كور دينى و پى ورزى هراسناك نشان دارد و از سوى خداسالارى ها و فرمدارى هاى دين مدار، پشتيبانى و يارى مى شود و كسى نمى انديشد كه همه اين آتش ها از «كارتر» و مشاوران اسلام پناهش! برخاسته است كه ايران را دگرگون كرده اند و نشنيده اند كه محمدرضاشاه گفته بود، اگر ايران را درهم بريزند، نه تنها اين منطقه كه جهانى را آشفته خواهند ساخت و
هر كه نا محنت از گذشت روزگار
خود نياموزد ز هيچ آموزگار