Nimrooz
Vol. 17, No. 842, July 15, 2005
سال هفدهم - شماره ۸۴۲ - جمعه ۲۴ تير ۱۳۸۴
از: بهرام معصومى
بيست و پنجمين سالروز قيام مردمى ۱۸ تير ماه ۱۳۵۹ به اصطلاح «كودتاى نافرجام نوژه»
زدن منزل امام با سوپر سونيك اساس طرح بود
003267.jpg
معصومى
بيست و پنج سال پيش، زمانى كه ايران عزيز ما در آتش و اشك غوطه ور بود و ملاهاى مغرور هنوز چهره امامشان را در كره ماه ديده و با خون پاك ايرانيان بزك مى كردند، در روز پنجشنبه ۱۹ تير ماه ۱۳۵۹ خورشيدى، ناگهان بلندگوهاى تبليغاتى رژيم درمانده ملاها، آغاز به جار و جنجالى در مورد كشف و خنثى كردن يك كودتا در روز ۱۸تير ماه ۱۳۵۹ نمودند و به دستگيرى و بازداشت عده كثيرى از آزاديخواهان زنان و مردانى كه دل هاى پاكشان براى سربلندى و سعادت كشور و ملت مى تپد، اذعان نمودند. رهبر انقلاب اسلامى، آقاى خمينى سه روز بعد در شرفيابى فرمانده جديد سپاه پاسداران، مرتضى رضائى گفت: «آنهائى كه در اين مسائل و در اين مسئله آخر همراه بودند، با اين خيال فاسد كودتا، تمام اين ها بر حسب قرآن حكمشان قتل است و بلا استثناء، يك استثناء درش نيست. هيچكس حق ندارد كه يك كسى را عفوش بكند. اينها به حكم اسلام و به حكم قرآن فاسد و مفسد هستند و درباره اينها چهار حكم در قرآن هست كه از همه كوچكترش كشتن است.»
حماسه ۱۸تير ماه ،۱۳۵۹ حماسه جانبازى و مردانگى دليرانى بود كه در تلاشى نوميدانه، ولى بسيار مصمم براى آزادى و نجات «ايران» از سقوط به ظلمات قرون وسطائى، شجاعانه و قهرمانانه كوشيدند و مردانه با قامتى استوار جان باختند و به راستى گزاف نيست، اگر آن حماسه سرايان را در شمار غرور انگيزترين حماسه سازان ايران به حساب آوريم. ريشهرى، قاضى شرع دادگاه انقلابى و پاسدار عدل اسلامى كه كارگردان منصفانه اى بود و فقط در مدت ۴۸ساعت حدود ۲۴۰ حكم اعدام صادر نمود، درباره حماسه سرايان قيام مردمى ۱۸تير ماه ۱۳۵۹ باد در غبغب انداخته و گفت: به طورى كه از بازجوئى ها مشخص كرديم، عناصر اصلى كودتاى نافرجام نوژه عبارت بودند از: ساواكى ها، مأموران ضد انقلاب رژيم سابق، بهائى ها، تعدادى از دراويش و عده زيادى فاحشه...
رهبران رژيم ترور و وحشت از همان ابتدا تلاش كردند تا از محاكمات فرمايشى، نمايشى تبليغاتى به سود خود تهيه نموده و آنان را به اعترافات تلويزيونى وادارند، ولى هيچ يك از آنان اظهار عجز ننموده و سر فرود نياوردند و با تمامى قوا و اراده اى آهنين از اهداف مقدس خود دفاع نمودند. آيت محققى، فرماندهى حماسه آفرين و اسطوره اى از مردانگى و ايثار سربازى كه براى ايران و ايرانى به خون خفت و با اعترافات قهرمانانه خود پشت رژيم را به لرزه درآورد، با نهايت شهامت اقرار به اتهامات وارده كرد و تمامى اتهامات را پذيرفت، تا فرد يا افراد ديگرى مجازات نشوند. نخستين بخش بيدادگاه رژيم براى محاكمه تيمسار محققى و همرزمانش علنى بود و تلويزيون و راديو آن را پخش نمودند، ولى شهامت گفتارى و اظهارنظرهاى محققى در مورد رهبر انقلاب و چگونگى طرح براندازى رياكاران، سالوس گران عمامه به سر را سخت مشوش و به وحشت انداخته و به خود آورد، كه بالاجبار به عنوان تنفس جلسه بيدادگاه را متوقف و هرگز دنباله آن صحنه هاى اعترافات كوبنده عرضه نگرديد.
سرگرد خلبان فرخزاد جهانگيرى در جلسه دادرسى در پاسخ ريشهرى قاضى شرع گفت: آخوند محترم، ما براى پول يا براى مقام دست به قيام نزديم، براى نجات مملكتمان زديم. در اين صورت لازم نيست بپرسيد كه از كارمان پشيمان هستيم يا نيستيم. البته كه نيستيم. روزنامه اطلاعات پس از كشف و خنثى شدن اين قيام تاريخى و دلاورانه كه در پى آن يبش از ۴۰۰تن از افسران، درجه داران، سربازان و غير نظاميان به جوخه هاى اعدام سپرده شدند، نوشت: اولين گروه از افراد دستگير شده قريباً محاكمه خواهند شد و در نتيجه در شب بين يكشنبه ۲۲ تير ماه و دوشنبه ۲۳تيرماه ۱۳۵۹ خورشيدى، تعداد ۲۵ نفر از افسران و خلبانان دستگير شده (۱۵تن در زندان اوين و ۱۰تن در شهرهاى اهواز و همدان) حتى قبل از شروع نمايش محاكمات، به وسيله پاسداران به قتل رسيدند، كه متعاقباً و به مرور اسامى آنها جزو گروه هاى تيرباران شده اعلام گرديد. قيام ملى ۱۸ تير ماه ۱۳۵۹ نقطه آغاز مبارزه باز و علنى ملت ايران عليه رژيم خفقان و استبداد بود و نظاميان و غير نظاميان دلاورى كه جان خود فدا كردند، در ظلمات وحشت زا، چراغى از اميد افروختند. قيام ملى و مردمى ۱۸ تير ماه، يا به قول ملايان كور دل، كودتاى نوژه، مانند بسيارى ديگر از قيام هاى تاريخى ايرانيان، در ميدان پيكار و نبرد شكست نخورد، بلكه از پشت سر و بسيار ناجوانمردانه خنجر خورد و مانند همه آنها به خون نشست، تا حماسه هاى ديگرى از آن سر برآورد. چهره شاخص اين گروه ۴۰۰ نفرى، سرتيپ خلبان آيت محققى است كه از نظر سلسله مراتب نظامى بعد از سپهبد سعيد مهديون كه در روز ۲۵ مرداد ماه ۱۳۵۹ خورشيدى، تير ننگين و جادوئى اهريمن سينه پاكش را شكافت، مقام ارشد گروه بود و از بهترين خلبانان ارتش به شمار مى رفت.
به عنوان يادى از دلاوران قيام ملى ۱۸تير ماه ۱۳۵۹ خورشيدى، بخشى از بيانات آرام، شمرده و روشن سرتيپ محققى را كه از آغاز تا پايان كوچكترين ضعفى در آن ديده نمى شود و نمايانگر ايمان راسخ و اراده آهنين يك ميهن پرست صادق بوده و از ويديوى ضبط شده جلسات دادرسى ملاها پياده شده است، عيناً نقل مى شود.
*ممكن است جريان طرح توطئه را به طور كلى تشريح كنيد؟
همچنين نقش خودتان را در آن و اين كه در روز اجراى طرح چه تماس هائى را انجام داده ايد؟
محققى: تمام اين مطالب قبلاً گفته شده و نوشته شده و اسنادش پيش خودتان است.
*با وجود اين خودتان توضيح بدهيد.
محققى: فعاليت ما تا آنجا كه مى دانم از اول ارديبهشت سال ۱۳۵۹ شروع شد. شايد هم قبلاً فعاليت هائى در اين زمينه صورت گرفته بود كه اطلاع از آنها ندارم. علت شركت من در اين فعاليت ها، نارضايتى از وضع كشور بود. براى اين كه مملكت داشت به طرف سقوط مى رفت. اوائل ارديبهشت ماه يكى از افسران نيروى هوائى به منزل من آمد و گفت آمده ام وضع كشور را برايت تشريح كنم. بعد از آن خودت مى دانى، مى خواهى با ما دست همراهى بده، مى خواهى نده. اسمش را مى گويم براى اين كه بازداشتش كرده ايد و تكليف او هم مثل من معلوم است. نامش ستوان ناصر ركنى بود چند روزى فكر كردم. شايد قصد امتحانى در كار باشد. به اين جهت دخالتى نكردم، ولى بالاخره بر اثر صحبت هاى مكرر وارد عمل شدم.
*طرح كلى كار چه بود؟
محققى: اول صحبت از اين بود كه فرودگاه مهرآباد را تصرف كنيم و كار را از آنجا شروع كنيم، ولى من از همان اول گفتم كه مهرآباد جاى شلوغى است و اگر بخواهيم آن را حفظ كنيم يا بايد آدمكشى بكنيم و يا از داخل قوى باشيم. ولى نيت ما مطلقاً اين نبود كه آدم كشته شود. از همان وقتى كه صحبت از قيام شد، ما بر اين توافق داشتيم كه تا آخرين حد امكان نبايد خونى از مردم بيگناه بر زمين ريخته شود. تا آخر هم بر اين توافق باقى بوديم. به اين جهت بود كه قرارگاه محفوظ و بى رفت و آمدى چون شاهرخى را انتخاب كرديم.
*اما در بمباران هاى شما مردم كشته مى شدند....
محققى: نه آقا. ما جاهائى را در برنامه بمباران داشتيم كه مردم عادى در آنجاها نبودند.
*ولى به هر حال تهران بمباران مى شد.
محققى: باز هم نه آقا. تهران جزو مناطق مورد هدف ما نبود و قرار نبود بمباران بشود. ملت ايران براى من يعنى مادرم، يعنى خواهرم، يعنى فرزندم، يعنى اقوامم. من مادركش، پدركش نيستم. هيچكس ديگر از ما نيز ملت كش نبود. من آنجائى را كه بايد بمباران كنم، بمباران مى كردم.
*منزل امام در طرح نبود؟
محققى: البته كه بود. زدن منزل امام با سوپر سونيك اساس طرح بود. بمباران پلى كه وسائل موتورى از آن رد مى شدند نيز در طرح بود. به فرض آن كه لازم مى شد پل سفيد رود هم در طرح بود.
*خيال مى كرديد كه اگر منزل امام را مى كوبيديد، اكثريت مردم چه مى كردند؟
محققى: يادم هست كه در يك بازجوئى قبلى به شما گفته بودم كه ممكن بود در دو ساعت اول حداكثر ۲۰درصد از ارتش يا مردم از ما حمايت ميكردند، ولى بعد از دو ساعت اول حداقل ۴۰درصد حمايت خواهند كرد و تا غروب ۸۰درصد و تا صبح روز بعد احتمالاً ۱۰۰درصد. متأسفانه امكان يك ارزيابى روشن از آنچه در اين قيام مسلحانه ۱۸تيرماه ۱۳۵۹ خورشيدى گذشت، براى ما آسان نيست، زيرا هنوز عده اى از بازماندگان اين قيام در سياهچال هاى رژيمند و عده اى نيز در داخل ايران اقامت دارند كه به خاطر مسائل امنيتى از ذكر خاطرات خود معذورند، ولى ترديد نداريم كه دير يا زود همه ناگفته هاى اين قيام جاودانه گفته خواهد شد، در هر حال نام بلندشان در جريده افتخارات ملت ايران ثبت است. در انتظار تجليلى شايسته از فداكارى ها و دلاورى هاى اين ميهن پرستان واقعى، به روح و روان پاكشان درود مى فرستيم و يادشان را ارج مى نهيم.

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
جدول
گزارش
بازتاب
جهان
ايران
المپيك
داستان
تاريخ
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   • 
•   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   ايران   • 
•   المپيك   •   داستان   •   تاريخ   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   تحقيق   • 
•   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •