Nimrooz
Vol. 17, No. 842, July 15, 2005
سال هفدهم - شماره ۸۴۲ - جمعه ۲۴ تير ۱۳۸۴
سياوش اوستا
از كودتاى رهبرى و سپاه قدس، ننه عليمون هم عصبانى شد
003597.jpg
عباسى
ننه على مثل رئيس محله، كدخداى محله و يا مادربزرگ همه بچه هاى محل بود.
زنى بود بسيار مهربان و بسيار كارگر و كارى.
كارى كه ننه على مى كرد ده تا مرد نمى توانستند انجام بدهند، پرستار مطب محله ما بود، خدمتكار بانك صادرات محله بود، خدمتكار خانه حاج ممدعلى بود و با همه اين ها توى محله ما حرف آخر را او مى زد.
چند تا بچه داشت، سه يا چهار تا پسر دو تا هم دختر.
به يكى از دخترهايش اجازه داده بود كه فقط رو ترك دوچرخه من سوار بشود و در كوچه هاى پر پيچ و خم محله گشتى بزنيم. يكبار كه دختر ننه على سوار ترك دوچرخه جعفر جنى شده بود، كلى او را دعوا كرد. فحش بهش داد موهاى سرش را كشيد و خلاصه جنجالى راه انداخت كه اصلاً جعفرجنى ديگه ترسيده بود دوروبر خانه ننه على بچرخد. بهش گفته بود من به تنها كسى كه اطمينان دارم حسنه. بعضى وقت ها هم مى گفت حسن آقا. شايد او اولين كسى بود كه به من، بچه ۷ يا ۸ ده ساله مى گفت آقا.
بعضى وقت ها هم كه توپ پلاستيكى ما تو خونه همسايه اى مى افتاد ما دست به دامن ننه على مى شديم. با اين كه او تهيدست ترين عنصر محله ما بود اما محترم ترين خانم در نگاه همه بود. حتى وقتى زديم با توپ شيشه خانه سركار استوار خشك فروش را شكستيم و بچه هاش برامون پاسبان آوردند، باز هم ننه على بود كه اومد و جريان را راست و ريست كرد. سى سالى بود كه از ننه على بى خبر بودم. البته مى دونستم كه بچه هاشو تونست دكتر و مهندس و كاسب و صاحب سالن آرايشگاه و غيره بكند اما از حال و روز خودش بى خبر بودم. تا اين كه هفته پيش تلفن من زنگ زد آن طرف خط صداى خسته اما پر نشاط يك زن كه همچنان جوان به گوش مى رسيد...
مُخام با حسن آقا حرف بِزِنوم، حسن آقاى عباسى. گفتم خودم هستم بفرمائيد.
-آخيه الهى قربون اون بفرمائيدت بُروم ننه جان موُيم. ننه على.
من با تعجب پرسيدم ننه على؟
و او در پاسخ مثبت شروع كرد به صحبت كردن و من گوشم به او بود اما فكرم به پرواز درآمده بود و در كوچه هاى پر پيچ و خم محله قديمى مان در مشهد سير مى كرد و خاطرات كودكى يكى پس از ديگرى در ذهنم رژه مى رفت. به ناگاه احساس كردم كه ننه على ساكت شد و من يك الوى گفتم و او دوباره شروع به صحبت كرد.
ننه جون قربون اون قدت برم فكر كردم صدا قطع شد. خب حالا جواب منو بده.
پرسيدم جواب چى را؟
گفت همى آقاى احمدى نژاد، به سيدعلى آقا بگو اين هم رئيس شد براى جمهور ما گذاشتى.
من خنده اى كردم و گفتم ننه على جان شما نزديكتر هستيد و زودتر از من مى توانيد اين پيام را به ايشان برسانيد. ننه على كه گويا نصف حرف مرا نشنيده بود گفت: مادرجان حيف اوُ ماشين قرمز خوشگلت كه اوُ روزا اين (اى) آقارو سوار مى كردى. ولى حالا حتماً اينو بهش بگر كه موُ يكى خجالت مى كشم كه اين يارو رئيس جمهور ما باشد. من با خنده و شوخى مسير حرف هاى ننه على را عوض مى كردم كه نكنه صداى ما را گوش كنند و برايش مشكل به وجود بياورند اما او ول كن نبود مرتب مى گفت و مى خواست كه من پيغامش را به سيدعلى آقا بدهم و در نهايت متوجه شدم كه اهل شوخى نيست. اگر ننه على براى نخستين بار تلاش كرده است تا با من تلفنى حرف بزند پيامش جدى است. زيرا يكى از فرزندانش زنى آلمانى دارد و كمى هم فارسى حرف مى زنه و تلفنى به ننه على گفته است كه از قيافه اين رئيس جمهور جديد خوشش نمى آيد و لذا ننه على به فكر پارتى و كسى افتاده است تا اين مسئله را به گوش رهبر برساند. اما ننه على باورش نمى شد كه من با سيدعلى آقا تماس ندارم...
تا اينكه با فرياد به من گفت: «ننه جان موُ ماهواره دارُم و مرتب مى شنوم كه تو مشاور اول آقا هستى حتى بارها آمدى ايران سخنرانى كردى و نكردى بيائى مِشد و سرى به ما بزنى...
ننه على داشت شرح ماجراهاى يدالله قزوينى ر ا مى داد و تازه من متوجه شدم كه يكى دو سال است كه ننه على با گوش دادن به سخنرانى هاى اين بابا، فكر مى كرده كه طرف من هستم و البته بعد هم متوجه شدم كه ننه على مدت هاست نابينا شده و فقط صداى تلويزيون ها را مى شنود و من تعجب مى كردم كه فلان دكتر و تيمسار و كاسبكار مقيم خارج حق دارد اشتباه كند و گمان كند كه يدالله قزوينى من هستم. اما ننه على كه در ايران است چرا؟
-خلاصه ماجرا را براى ننه على شرح دادم. كار سختى بود اما آخر سر متوجه شد كه آرى، كسى ديگر در تهران نام مرا به عاريت گرفته است و دوستانى هم در خارج آب به آسياب دشمن ريختند و به ناگاه يك دكتر حسن عباسى فناتيك و افراطى و خشنى را به جهان معرفى كردند كه حتى بعضى از اوقات خود منهم مى گويم من كى و كجا و چطور مثلاً چنان حرفى را زدم. اين دوستانى كه اين نامهربانى را با من كردند و خدمت بزرگى به پيروزى محمود احمدى نژاد و يارانش كه جملگى اعضاى سپاه بدر و قدس و انجمن حجتيه و بيت رهبرى بودند، حتى يكبار از خودشان نپرسيدند پس تكليف اين شخصى كه حدود ۳۰ سال با نام حسن عباسى صدها مقاله و دهها كتاب نوشته و صدها ساعت برنامه راديو و تلويزيونى تهيه كرده است چه مى شود؟
دهها امام جمعه، نويسنده و روزنامه نگار در كيهان تهران، رسالت و نشريات انصار حزب الله، سخنرانى ها و حرف هائى خطرناكتر از يدالله قزوينى گفته و مى گويند و حتى ائمه نماز جمعه هر روز شاهكارهائى برتر از ملاحسنى مى آفرينند اما به ناگهان نام پر سابقه من به يك تروريست و ايدئولوك خشونت جمهورى اسلامى داده شد و....
و امروز نيز كه اين شخص در ايران ممنوع الكلام است و تمامى دفاترش بسته شده است و از تدريس منع شده است و تحت تعقيب قرار گرفته است باز كسانى پيدا مى شوند كه هفته اى چند بار اين ميت بى كلام را در اذهان مردم زنده مى كنند.
لذا پريروز كه كلى عصبانى بودم از دكتر عليرضا نورى زاده خواستم كه ديگر نام مرا در شرح سخنرانى هاى يدالله قزوينى ميت بر زبان نياورد. دكتر نورى زاده به من گفت كه امروزه همه مرا با نام سياوش اوستا مى شناسند به ايشان پاسخ دادم كه ۹۰درصد كسانى كه حتى بيشتر از ۳۰ سال با كارهاى من آشنا هستند همچنان من را به عنوان حسن عباسى مى شناسند نه يك بابائى كه تا ديروز هيچكس از او خبرى و نظرى نداشت. جريان ننه على را براى مهربان يار عليرضا ميبدى هم شرح دادم و كلى خنديد و رسماً در تلويزيون ياران اعلام كرد كه ديگر يدالله قزوينى را دكتر حسن عباسى نخواهد خواند و نخواهند خواند.
خود من در تير ماه سه سال پيش در همين ستون اين توطئه بدل آفرين را مطرح كردم و حتى از نازنين مهربان عباس پهلوان نقل كردم كه براى او هم در سال هاى پيش بدلى ساخته بودند همچنانكه كنت تيمرمن نيز به من گفت كه براى گروه ها و سازمان هاى بسيارى نيز بدل ساخته اند از جمله مرز پرگهر كه مسئولش در آمريكاست اما در تهران سازمانى بدان نام ساخته اند.
وقتى كه يدالله قزوينى كه نام دكتر حسن عباسى را دزديده است در ايران ممنوع شد و تمامى سى دى هاى او جمع آورى شد، ميليون ها دلار در خارج سرمايه گذارى كردند تا از كانال هائى صداى او را پخش كنند و زمينه پيروزى احمدى نژاد را فراهم آورند....
براساس اطلاعات موثقى كه در آينده خواهيد خواند، از سال ها پيش آقاى سيدعلى خامنه اى با بهره گيرى از سپاه قدس، انجمن حجتيه، حفاظت اطلاعات رهبرى، انصار حزب الله و.... طرحى گسترده را براى يك كودتاى تمام عيار طرح ريزى كردند كه سخنرانى هاى دكتر يدالله قزوينى كه نام حسن عباسى مرا دزديده است پايه اصلى زمينه سازى روانى آن در داخل و خارج بود.
سخنرانى هاى اين فرد، خارجى ها را ترساند كه جمهورى اسلامى سپاهيان بزرگى را براى عمليات انتحارى آماده كرده است پس براى امنيت غرب با او به گونه اى كنار بيايم كه كنار آمدند....
در داخل نيز سخنرانى ها اين فرد تمامى سيستم حكومتى به جز رهبرى آقاى خامنه اى را بى آبرو كرد از رئيس جمهور تا وزير اطلاعات و غيره و در پايان فيلم فقر و فحشاء و مسعود ده نمكى به كمك اين حركت آمد و در تيراژ ميليونى منتشر شد بدون اين كه يك شاهى مسعود سود ببرد و با اين فيلم مؤمنين داخل كشور را ترسانده و فعال نمودند تا به پاى صندوق هاى رأى بيايند، آنهم با تعصب و خشونتى بى سابقه كه اگر نجنبيم تمامى زنان و دختران ما فردا فاحشه خواهند شد.
طرح كودتاى آقاى خامنه اى امروز به پيروزى كامل رسيد، سرداران سپاه قدس كه جملگى مثل رهبر ضد آمريكا، ضد اسرائيل و شديداً متعصب و مذهبى و مريد اهل بيت هستند پست هاى حساس را گرفتند. سردار ضرغامى راديو و تلويزيون، حداد عادل رئيس مجلس و حدود ۲۰ سردار سپاه قدس نماينده مجلس و اينك سردار ديگرى رئيس جمهورى اسلامى. هر چند اين انتخابات آرزوى حكومت وراثتى خاندان هاشمى رفسنجانى را كه مى رفت با رئيس جمهور شدن دوباره رهبر باند، در خانواده اش براى سال هاى دراز پايدار كند را ناكام كرد اما وعده هاى سپاه قدس و پايوران رهبر جمهورى اسلامى براى به محاكمه كشيدن خاندان رفسنجانى شعارى بيش نخواهد بود.
با پيروزى سپاه قدس، اينك سرداران سپاه پاسداران كه در دولت احمدى نژاد نيز قدرت زيادى نخواهند داشت، هم به صف مخالفان پنهان اين نظام خواهند پيوست كه اين شانسى خواهد بود بزرگ براى تحولى بزرگتر در آينده...

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
مقاله ها
جدول
گزارش
بازتاب
جهان
ايران
المپيك
داستان
تاريخ
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
با نيمروز
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   انگليس   • 
•   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   بازتاب   •   جهان   •   ايران   • 
•   المپيك   •   داستان   •   تاريخ   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   تحقيق   • 
•   با نيمروز   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •