پليس و نيروهاى امنيتى ايران به تجمعى كه در تهران براى ابراز همبستگى با اكبر گنجى، روزنامه نگار زندانى برگزار شده بود، حمله كرده و آن بر هم زده اند.
بيش از دويست نفر به دعوت فعالان سياسى، دانشجويى و فرهنگى در مقابل دانشگاه تهران گرد آمده بودند تا همبستگى خود را با اكبر گنجى، مشهورترين زندانى ايرانى كه بيش از يك ماه است در اعتصاب غذا به سر مى برد، نشان دهند و خواهان آزادى او شوند.
اما مأموران پليس، شركت كنندگان در اين تجمع را كه به گفته آنان بدون مجوز برگزار شده بود، با باتوم مورد ضرب و شتم قرار دادند و تعدادى از آنها را بازداشت كردند.
حدود ۱۰۰ نفر از مأموران پليس به منطقه اعزام شده بودند تا از تجمع مردم جلوگيرى كنند و به گفته گزارشگر بى بى سى، فضا پرتنش بوده است.
فرانسيس هريسون، گزارشگر بى بى سى در تهران مى گويد جمعيت فراوانى در پياده روهاى خيابان انقلاب قدم مى زدند و با نگريستن به ويترين كتابفروشى ها، منتظر بودند تا زمان تجمع فرا برسد اما نيروهاى امنيتى با بالا و پائين رفتن در طول خيابان، آنها را تهديد مى كردند تا متفرق شوند.
مردم مدت كوتاهى در برابر دانشگاه تهران گرد آمدند و شعار «زندانى سياسى، آزاد بايد گردد» سر دادند. تجمع كنندگان پلاكاردهايى در دست داشتند كه روى آن نوشته شده بود: «گنجى را آزاد كنيد» و سعى داشتند به در اصلى دانشگاه تهران نزديك شوند.
اما نيروى انتظامى كه به باتوم و تجهيزات ضدشورش مجهز بود، به سرعت تجمع كنندگان را مورد ضرب و شتم قرار داد و پراكنده كرد.
تعدادى از حاضران در تجمع كه اعلاميه هائى پخش مى كردند بازداشت شده اند. خبرگزارى دانشجويان ايران، ايسنا گزارش داد كه علاوه بر مأموران انتظامى، نيروهاى لباس شخصى نيز به بازداشت شركت كنندگان مى پرداختند.
مقامات وزارت كشور و استاندارى تهران پيشتر هشدار داده بودند كه تجمع عصر سه شنبه در برابر دانشگاه تهران، فاقد مجوز است و آن را غيرقانونى تلقى مى كنند.
هاشم آغاجرى، استاد پيشين دانشگاه و روشنفكر مذهبى كه در اين تجمع حضور داشت از حاضران خواست «براى جلوگيرى از درگيرى و به وجود آمدن مشكلات بعدى» متفرق شوند. او گفت: «مطمئنا خانواده اكبر گنجى راضى نيستند به كسى آسيب برسد.»
عبدالله مومنى، دبير تشكيلات دفتر تحكيم وحدت (طيف علامه) كه از دعوت كنندگان اين مراسم بود اشاره كرد كه بر اساس قانون اساسى، برگزارى تجمع بدون حمل سلاح، آزاد است. او گفت اكنون كه اين شيوه اعتراضى، منع مى شود، خواسته هاى خود را براى آزادى زندانيان سياسى، از طريق ساير «مجراها و سازوكارهاى مدنى» پيگيرى خواهند كرد.
به گزارش خبرگزارى ها، مأموران نيروى انتظامى پس از پراكنده كردن اين تجمع، در اطراف دانشگاه تهران مستقر شدند.
به گزارش خبرگزارى هاى ايرانى، تجمع كنندگان پس از آنكه از خيابان انقلاب و مقابل دانشگاه تهران متفرق شدند، در نواحى اطراف از جمله حوالى خيابان ۱۶ آذر و خيابان وليعصر به برپايى تجمع هاى محدودتر پرداختند و در حمايت از اكبر گنجى و ساير زندانيان سياسى شعار دادند. برخورد مأموران با اين تجمعهاى پراكنده، «شديدتر» گزارش شده است.
درخواست براى آزادى
گزارشگر بى بى سى مى گويد اكبر گنجى، مشهورترين زندانى سياسى ايران است و براى هواداران تغييرات سياسى در ايران به شاخص ترين نماد مقاومت بدل شده است.
اكبر گنجى بيش از يك ماه است كه در اعتراض به تبعيض و بدرفتارى در زندان، اعتصاب غذا كرده است. همسرش مى گويد كه در بيست روز اخير، بيست كيلو وزن كم كرده است و در شرايط جسمى سخت و نگران كننده اى قرار دارد.
به دنبال اعتصاب غذاى طولانى اكبر گنجى و تلاش فعالان حقوق بشر و روزنامه نگاران ايرانى براى آزادى او، خانواده گنجى خواستار كمك سازمانهاى بين المللى حقوق بشر براى آزادى اين زندانى شده بود.
اتحاديه اروپا و دولت آمريكا به همراه شمارى از نهادهاى غيردولتى جهان از مقامات ايرانى خواسته اند تا گنجى را آزاد كنند.
پيشتر صدها نويسنده و روشنفكر ايرانى با امضاء نامه به شخصيتهاى جهانى درباره سلامتى گنجى و تداوم زندان او هشدار داده بودند.
اما مسئولان قضائى جمهورى اسلامى مى گويند كه اگر اكبر گنجى تقاضاى آزادى مشروط كند، مى تواند آزاد شود، در غير اينصورت، دستگاه قضائى مخالف آزادى بدون قيد و شرط اوست.
زندانيان در ايران پس از طى كردن نيمى از دوران محكوميت خود، مى توانند با نظر مراجع قضائى آزاد شوند. اكبر گنجى گفته است كه خواهان آزادى مشروط يا عفو نيست زيرا خود را بى گناه مى داند.
او كه به شش سال زندان محكوم شده بود، اكنون بيش از ۶۲ ماه را در زندان سپرى كرده است.
«بخورد تا نميرد»
اكبر گنجى مى گويد كه تنها به دليل «ابراز عقيده» زندانى شده است و «بيان عقيده» تا زمانى كه به «خشونت عملى» منتهى نشود، جرم نخواهد بود.
در همين حال، محمد تقى رهبر، نماينده محافظه كار مجلس ايران اكبر گنجى را متهم كرد كه با سخنان و نوشته هاى خود «گستاخى به نظام» كرده است و گفت در هيچ كجاى دنيا كسى نمى تواند «اين حرفها» را بزند.
رهبر در واكنش به نگرانى فزاينده درباره اعتصاب غذاى طولانى گنجى گفت: «غذا بخورد تا نميرد. اعتصاب غذا در زندان غيرقانونى است.»
او با اشاره به نامه ها و اعتراضهاى گنجى گفت: «بهتر است اكبر گنجى ننه من غريبمها را كنار بگذارد و سراغ زندگى اش برود.»
«او اينقدر آزادى دارد كه از زندان نامه نوشته و توهين كرده است و بازهم راست راست مى گردد و اعتصاب غذا مى كند.»
اين نماينده محافظه كار در پاسخ به تقاضاها براى آزادى اكبر گنجى گفت كسانى كه اين روزنامه نگار را به زندان محكوم كرده اند، «لابد محاسباتى داشته اند» .
«مگر دلبخواه است كه هركس دلش بخواهد بتواند از زندان بيرون بيايد.»
اكبر گنجى از ۲۲ آوريل ۲۰۰۰ در پى شركت در همايش جنجالى موسوم به «كنفرانس برلين» بازداشت و به اتهامات مختلفى از جمله اقدام عليه امنيت ملى محكوم شناخته شد.
هرچند بسيارى از تحليلگران، علت اصلى زندانى شدن اكبر گنجى را مقالاتى مى دانند كه در آن رهبران جمهورى اسلامى، از جمله اكبر هاشمى رفسنجانى را به دست داشتن در قتل و سركوب ناراضيان سياسى و فساد مالى در داخل و خارج كشور متهم كرده بود.
معصومه شفيعى همسر اكبر گنجى از اتفاقاتى كه روز سه شنبه در اين اجتماع طرفداران گنجى روى داد در گفتگوئى با راديوفردا گفت:
نيروى انتظامى جلوى در دانشگاه حضور داشت و نمى گذاشتند هيچ كس حتى يك نفر آنجا بايستد. جمعيت هم از ترسشان در آن سوى خيابان و خيابان هاى اطراف پراكنده بودند.
س: در دستان اين جمعيت عكس هائى از آقاى گنجى بود كه نشان دهنده اعتراضشان باشد؟
معصومه شفيعى: نه ولى شناسايى دوستانمان براى ما امكان پذير بود و عده اى كه جمع شده بودند را نيروى انتظامى پراكنده كرد. وقتى كه خواستند جمعيت به هم ملحق شوند، نيروى انتظامى به طرز وحشيانه اى با باتوم شروع به زدن جمعيت كرد. خيلى ها را كتك زد. دكتر هاشم آقاجرى هم در اين جمع شركت داشت. زمانى كه نيروى انتظامى در حال كتك زدن مردم بود، عده اى دور ايشان را گرفتند كه آقاى آقاجرى باتوم نخورند و آسيب نبينند، ولى از شدت اين مسأله پاى مصنوعى ايشان در آمد.
س. ا: خانم ها هم بين كسانى كه مجروح شدند بودند؟
معصومه شفيعى: بله، اصلا اينها رحم نمى كردند، خانم و كوچك و بزرگ را همه را مى زدند و برايشان هم هيچ فرقى نمى كرد.
س. ا: يعنى شما برخورد نيروى انتظامى را اين بار خيلى خشن مى دانيد نسبت به گذشته؟
معصومه شفيعى: من در گذشته فقط در تحصن آقاى زرافشان جلوى زندان ديده بودم كه آنجا هم وحشيانه بود. ولى اينجا خيلى وحشيانه عمل كردند.
س. ا: شما راضى بوديد از تعداد جمعيتى كه آمده بودند و استقبالى كه شده بود از اين فراخوان يا خير؟
معصومه شفيعى: اطلاع رسانى فقط از طريق راديوهاى خارجى و سايت ها و خارج از مرزها صورت گرفته بود. در داخل كشور اطلاع رسانى نبود و حتى خود من از اين اجتماع توسط يك راديوى خارجى مطلع شدم. در داخل اطلاع رسانى بسيار بسيار اندك بود و مسلما جمعيت كم بود. اين جمعيتى كه من ديدم، مى توانست خيلى بيشتر باشد و بيشتر هم هست، ولى چون اطلاع رسانى نشده بود و آقايان مجوز نداده بودند. اجتماعاتى كه داراى مجوز هستند، لباس شخصى ها به هم مى ريزند، اجتماعاتى كه بدون مجوز هستند، هم لباس شخصى ها و هم نيروهاى انتظامى دست به دست هم مى دهند و آن را به هم مى ريزند.
س. ا: به نظر شما عجيب نبود كه خود دولت آقاى خاتمى مجوز نداد در اين روزهاى آخر؟
معصومه شفيعى: اين سئوال را از من به عنوان خانواده زندانى نمى توانيد بپرسيد. بايد از ديگران بپرسيد. من اين را حق خودم مى دانم كه صدايم از طريق اين تجمعات به گوش همه برسانم، ولى وقتى كه همه راهها بسته است، نه براى خانواده زندانى، نه براى من، براى تك تك مردم، هر كسى كه حق و حقوقى دارد و مى داند كه حق و حقوقش در اين رژيم پايمال شده، وقتى همه راه هاى مسالمت آميز و قانونى براى احقاق حق بسته مى شود، در نهايت آخرين كارها همين تجمعات و تحصن ها است.
س. ا: حالا فكر مى كنيد اين كارها نتيجه بدهد با توجه به تجربه امروز؟
معصومه شفيعى: به هر حال ما فرياد خودمان را زديم، اگر ترتيب اثرى داده نشود، مسلما رفتارهاى بعدى در پى اين خواهد بود. اين اولين و آخرين آن نيست.
س. ا: آيا شما خودتان در اين تجمع مضروب شديد؟
معصومه شفيعى: به من حمله كردند، اما خود من شخصاً باتوم نخوردم ولى دختر بزرگ من را با باتوم زدند.
دراينحال شيرين عبادى برنده جايزه بين المللى صلح نوبل كه به منظور جلب پشتيبانى از اكبر گنجى، يكى از موكلانش به لندن سفر كرده است، در انجمن مطبوعات خارجى لندن كنفرانسى مطبوعاتى برگزار كرد و جان اكبر گنجى را كه وارد سى و دومين روز اعتصاب غذاى تر شده، در معرض خطر جدى خواند. خانم شيرين عبادى صحبت خود را كه فقط براى جلب حمايت از اكبر گنجى بود چنين آغاز كرد:
امروز در ابتدا مى خواستم از وضعيت يكى از موكلين خودم كه در زندان است با شما صحبت كنم. اين شخص به نام اكبر گنجى از روزنامه نگاران معروف ايرانى است. او براى بيان افكار و عقايدش به زندان افتاد. به شش سال حبس محكوم شد. بيش از پنج سال را در زندان تحمل كرد. و در اين مدت از امتيازاتى كه حتى زندانيان غيرسياسى داشتند هم محروم ماند، از جمله گنجى طى اين مدت هرگز حق تلفن به منزل را پيدا نكرد.
خانم عبادى افزود: گنجى در بيمارستان بيمار شد تا آنكه هر بار من گنجى را مى ديدم آنقدر سرفه مى كرد كه به سختى مى توانست صحبت كند. به همين دليل گنجى درخواست كرد در بيمارستان مجهزى خارج از زندان معالجه شود. من و همكاران من كه دفاع از گنجى را بر عهده داشتيم، بسيار تلاش كرديم كه قوه قضائيه را متقاعد كنيم كه اين كار بايد صورت گيرد. متاسفانه موفق نشديم.
خانم عبادى گفت: من نگران جان گنجى هستم. او هر روز و بلكه هر ساعت يك گام به مرگ نزديكتر مى شود. تمامى تلاش هاى ما براى اين كه گنجى را در بيمارستان بسترى كنيم به نتيجه نرسيده و حالا از شما يارى مى خواهم. چه كار ديگر بايد كرد؟