از مشروطيت به بعد از جمله دلايلى كه سياسيون براى مخالفت با حضور روحانيت در صحنه سياسى كشور داشتند، متعهد نبودن روحانيت به قانون بود. اين دسته از سياسيون مى گفتند و مى گويند روحانيون حتى به قوانينى كه خود بنويسند وفادار نمى مانند. ماجراى قتل هاى محفلى كرمان و كشتن چهار تن در ماجراى قتل هاى زنجيره اى و ترور سعيد حجاريان، حتى دينداران را متوجه اين استدلال مخالفان حكومت دينى كرد. جست و جو براى يافتن آمران اين قتل ها و ترورها از آن رو اهميت داشت كه مى توانست نشان دهد كه عاملان سرخود بوده اند و يا مستند به حكمى از سوى يك روحانى- چنان كه عاملان در بازجوئى ها ادعا كرده اند- دست در كار جنايت شده اند. با باز نشدن آن پرونده ها و حتى زندان كردن ناصرزرافشان وكيل به جرم رمز گشائى از پرونده قتل ها، كسانى باور مى كنند كه اين كارها جز با حكم شرعى نبوده و از همين رو پنهان نگاه داشته شد.
با سخنرانى امروز منتشر شده جناب مصباح به نظرم دليلى بر دلايل آن گروه از سياسيون افزون شد. آقاى مصباح كه سه روز قبل از انتخابات در مطبوعات نوشته شد كه از مردم خواسته است كه روز جمعه نماز بخوانند و وضو بگيرند و به احمدى نژاد رأى بدهند و عكسى وجود دارد كه ايشان را در كنار اعضاى ستاد احمدى نژاد نشان مى دهد كه دارد پوسترهاى او را تبرك مى كند، [هم امروز پنجشنبه كيهان هم نوشته است كه ايشان از احمدى نژاد حمايت مى كرد] حالا با اداى قسم جل جلاله مى گويد و در نشريه اش چاپ مى شود كه حتى به هيچ كس از جمله اعضاى خانواده خود نگفته است به چه كسى رأى بدهند. وى باز با قيد قسم ادعا مى كند كه پولى خرج احمدى نژاد نكرده و... در حالى كه نوارى از حاج قاسم وجود دارد كه- در مدارك و استنادهاى وزارت اطلاعات و وزارت كشور است كه در آن ادعا كرده كه آقاى مصباح از دو لب مبارك آقاى خامنه اى شنيده اند كه گفته اند هيچ تمايل به انتخاب هاشمى ندارم و احمدى نژاد نامزد من است. آقاى روان بخش دلال و مأمور شناخته شده كارهاى آقاى مصباح در قم و جلودار ايشان در مراسم عزادارى دستگير شده و اعلاميه هاى چاپ شده وى و از جمله همين ادعائى را كه مصباح در نشريه خودش پرتو مطرح كرده در آن درج است كه شخص موثقى امام زمان را به خواب ديده اند كه گفته است آن كه نژادش به پيامبر مى رسد، احمدى نژاد مناسب و در طريق من است. يكى از تكثيركنندگان اين اعلاميه در جمكران [ كه نوار سخنرانى اش در شب جمعه براى زيارت كنندگان هم وجود دارد] عضو دفتر مصباح و از جمله حسابدار همين روزنامه پرتو سخن است. حالا تصور مى كنيد كه با اين همه اسناد چه مى تواند بكند قوه قضائيه وقتى كه رئيسش بگويد آقاى مصباح مجتهد مسلم است و بر اساس حكم خود عمل مى كند و نمى توان مرجعى را به خاطر فتوايش به محاكمه كشيد. چنان كه قاضى كرمانى در مقابل اين استدلال وكيل عاملان قتل هاى محفلى كارى نتوانست بكند و قاتلان تبرئه شدند.
كسانى كه نوار دو سخنرانى سعيد امامى را شنيده اند مى توانند به ياد آورند كه او حتى در بحث فيلم و سينما گفتار خود را مستند به آن مى كرد كه شب جمعه در خدمت آيت الله [...] بوديم. در بحث قتل سعيد سيرجانى هم كه در جمع عمومى و براى مديران دولتى يكى از استان ها مدام همين ترم را به كار مى برد.
سوم تير تفسيرهاى مختلف دارد و كسانى هم در داخل و خارج كشور در آن خيرى براى خود و ايرانيان ديده اند و مى توان گفت كه همين است كه هست و بايد براى پى آمدهاى آن منتظر نشست و آرزو كرد كه همان باشد كه اميدواران مى گويند. اما فارغ از آن، بحث ها هست كه به كار همه جامعه مى آيد. از جمله اين بحث كه چگونه مجتهدى مى تواند دروغ بين و آشكار بگويد. در اين جا وارد موضوع ادعاى خواب ديدن يكى از علما و سفارش امام زمان به او براى دادن رأى به احمدى نژاد نمى شوم. دينداران و خداپرستان و از جمله مدافعان مذهب شيعه اما بايد از اين انتساب ها آسان نگذرند. اما از زاويه ديد هواداران مردم سالارى مى توانيم گفت كه با اين تكنيك ها انتخابات به عنوان موجه ترين و پذيرفته ترين نشانه مردم سالارى، توسط كسانى كه اصلا و ابدا، به گفته خودشان، اعتقادى به دموكراسى و انتخابات ندارند و آن را كفر مى دانند، تبديل به يك بازى مى شود. و اين ما مردميم كه بايد اين بازى را بشناسيم و بشناسانيم.
الان كه كسانى مانند هاشمى رفسنجانى و مهدى كروبى ستون ها و مدافعان اصلى نظام جمهورى اسلامى- به تعبير خود- قربانى اين بازى شده اند، بهتر زمانى است كه تحقيق و به مردم عرصه شود كه كسانى كه به قاعده بايد دشمن دروغ و تهمت باشند، چرا و چگونه با بهتان و تهمت حتى به امام زمان، مقاصد سياسى و دنيوى خود را پيش مى برند.
به عنوان مقدمه اى بر اين تحقيق مى گويم. از روز اول انقلاب و ماه ها قبل از بيست و دوم بهمن، گروهى در كشور قربانى يك نظام اطلاع رسانى گسترده دروغ و بهتان شده اند. ابتدا شاه و خانواده او و مديرانش بودند، بعد رسيد به گروه هاى سياسى يكى يكى، كم كمك بعض روحانيون و خودى هاى انقلاب تا دهه دوم كه حلقه بازتر شد و جز دايره محدودى- مثلا از خيلى خودى ها با انجمن حجتيه- هيچ كس در امان نماند كسى براى مهندس بازرگان ودكتر سروش و بنده- كه به ترتيب و بنا به تحقيق و سند يك دانشجو دانشكده علوم ارتباطات- هدف بيش ترين بهتان ها فقط در مجموعه نوشته هاى يك روزنامه سابقاً عصر قرار داشته ايم لازم نمى ديد دلى بسوزاند، چنان كه تمام توضيحات من بى جواب و بى اثر ماند تا زمانى كه به زندان مخصوص ۵۹ بودم و بعض آن نوشته هاى خودم- كه از خانه ام به دست آمده بود- سند جرمم شد. اما اين كار به روشنفكران و ليبرال ها و هواداران دموكراسى و اعضاى كانون نويسندگان محدود نماند و به جائى رسيده است كه كروبى و از وى مهم تر هاشمى رفسنجانى هم در آن افتاده اند، همان كسان كه در طول اين مدت و از جمله موقع به دام افتادن دوستان و هم كسوت هايشان، به نظر مى رسد گمان نمى بردند كه نوبت به آن ها مى رسد و هشدار ناصحان ناديده مى گرفتند.
آيا زمان مناسبى نيست تا تحقيقى اصولى صورت گيرد و نشان دهد كه آيا تفسيرى كه اينان از آيه اى از آيات قرآن مجيد دارند و آن را چنان معنا مى كنند كه هر كس را كه مخالف بود اول بهتان بزن و سپس از ميان بردار، تفسير درستى است.
همزمان به نظرم بايد كارى تحقيقى صورت پذيرد تا نشان دهد كه از طريق اين سيستم پرهزينه كه توسط ده ها دفتر و پايگاه و دخمه در داخل و خارج كشور حتى، خوراك مى گيرد چه مجموعه اى از انسان ها گرفتار دام تهمت و بهتان شده اند، و به كدام سرنوشت دچار شده اند. از قتل و زندان و تبعيد و... آن ها كه در صدد تطبيق هر چه بيش تر يك حكومت شيعى با شرايط موجود جهانى هستند و دلى بر اين كار مى سوزانند، به باورم اين از جمله كارهاست كه بايد انجام دهند ورنه نه تنها مخالفان حكومت دينى كه مخالفان دين هم بهتر از اين ها دليل و بهانه اى نمى يابند.