|
سهيلا محسنى، كابل
يك ستاره به دنيا آمده است
مارينا گلبهارى ۱۴ ساله از طريق كسب نقدهاى پر شور نخستين فيلم با مشكلات مبارزه مى كند و با تصميم به ادامه فعاليتش در زمينه فيلم قراردادها را به چالش مى طلبد
كشف مارينا گلبهارى ۱۴ ساله كه ستاره يك فيلم پرآوازه بين المللى افغانى شد خود مانند فيلمنامه اى هاليوودى است.
زمانى كه مارينا توجه كارگردان افغان، صديق برمك را به خود جلب كرد ۱۱ سال داشت و مشغول گدايى جلوى در يك هتل بود.
او در حالى كه در يك مهمانسراى سرد در مركز شهر نشسته است به ياد مى آورد: «برمك از من خواست تا در مراسم عمومى از برخوانى شعر شركت كنم. قطعه اى پر احساس بود و در ميانه آن من متوجه شدم كه به دو خواهر بزرگترم كه در حمله شوروى با موشك از پا در آمده بودند فكر مى كنم.»
«خيلى پر احساس بود. من كنترل خود را از دست دادم و اشك روى گونه هايم دويد. فكر مى كنم به همين دليل بود كه برمك آن نقش را به من پيشنهاد كرد.»
مارينا در «اسامه» ، نقش دختر ۱۲ ساله اى را داشت كه مجبور مى شود به لباس پسرى به نام اسامه درآيد تا بتواند در زمان طالبان كه زنان اجازه كار و حتى اجازه حضور در اماكن عمومى بدون يك عضو مذكر از خانواده را نداشتند، براى نجات مادر بيوه و مادربزرگش از گرسنگى كار كند.
اين فيلم در سال ۲۰۰۳ چندين جايزه بين المللى از جمله ۳ جايزه در جشنواره كن و گوى طلايى بهترين فيلم زبان خارجى را دريافت كرد.
موفقيت اسامه بدين معنا بود كه مارينا مى توانست مخارج تحصيلش را بپردازد و از خانواده اش حمايت كند.
بعد از اين فيلم، مارينا علاوه بر پنج فيلم كوتاه در دو فيلم سينمايى ديگر نيز ايفاى نقش كرده است.
تصميم او براى دنبال كردن حرفه بازيگرى در كشورى كه هنوز در سايه اى از دوران طالبان قرار دارد تصميم جسورانه اى است.
مارينا گفت كه در حال حاضرنيز گاه هنگام عبور از بخش هائى از محل زندگى اش با سيلى از بدرفتارى مواجه مى شود.
او گفت: «زمانى كه اسامه براى اولين بار در سال ۲۰۰۳ به روى پرده رفت اوضاع بدى بود. پسران جوان از همه بدتر بودند. آنها ناسزاهاى بسيار توهين آميزى را فرياد مى زدند و اين مسأله روى من تأثير مى گذاشت. من بسيار سرخورده شدم و شروع به سرزنش خودم براى پذيرفتن نقش كردم، اما زمانى كه فيلم جايزه هاى بين المللى دريافت كرد متوجه شدم كه تصميم درستى گرفته بودم. به تدريج قوى تر شدم.»
مارينا در سال ۱۹۹۰ به دنيا آمد. او به همراه پنج خواهر باقى مانده و دو برادرش در يك منطقه بسيار فقير كابل زندگى مى كرد. پدرش يك اتاقك فروش نوار داشت كه به دست طالبان بسته شد.
او و يكى از برادرهايش براى كمك به تامين خوراك خانواده در مركز شهر گدايى مى كردند.
اكنون اوضاع بهتر شده است. او از چندين كشور جوايز نقدى دريافت كرده است. از بين اين جوايز مى توان به ۴.000 دلار آمريكا از كره، ۱.000 دلار از ژاپن و ۵.000 دلار از ايران اشاره كرد كه براى خريد يك خانه ۱۰.000 دلارى در محله بهترى از پايتخت كفايت مى كند.
مارينا به تاجيكستان نيز سفر كرد و در آنجا به او پيشنهاد كار سينمايى شد.
رئيس جمهور افغانستان حامد كرزاى او را به كاخ رياست جمهورى دعوت كرد و بانوى نخست ايالات متحده، لورا بوش نيز براى او دعوتنامه اى جهت بازديد از آمريكا ارسال نمود.
مارينا گفت: «قرار بود كه من و برادرم در نوامبر برويم. اما سفرمان در دقيقه آخر لغو شد. آنها گفتند علت آن، انگليسى صحبت نكردن برادرم بوده است.»
مارينا هم اكنون مى خواهد كه به دو آرزويش برسد. «دوست دارم كه به تحصيلاتم ادامه دهم و دكتر خوبى شوم. مى خواهم به مردم فقير آن گونه كه به من كمك شد كمك كنم و دوست دارم به فيلمسازى نيز ادامه دهم. اولين بارى كه در گروه حاضر شدم بسيار عصبى بودم. همواره از هر ملايى كه مى ديدم مى ترسيدم، چون نمى دانستم كه بازيگر است. كم كم راحت تر شدم و الان عاشق اين كار هستم. دوست دارم كه روزى يك نقش اصلى را بازى كنم.»
او مى گويد كه با اين تصميم چند نفر را آزرده است، «مردم از پدرم خواسته اند تا جلوى مرا بگيرد زيرا آنها خوششان نمى آيد.»
و برخى از اقوام نزديك ارتباطشان را با خانواده او قطع كرده اند، زيرا در يك صحنه از فيلم اسامه او با گروهى پسر در يك حمام عمومى حضور مى يابد.
مارينا هيچ پشيمان نيست. او گفت: «بهترين روز زندگى من روز سقوط طالبان بود. ما در فقر زندگى مى كرديم و من مثل تمام دختران افغانستان از تحصيلات محروم بودم. دومين روز خوش زندگى روزى بود كه نقشى در فيلم به من واگذار شد. اگر طالبان هنوز بر سر قدرت بودند احتمال داشت كه من همچنان بيرون در مهمانسرا مشغول گدايى باشم.
|