Nimrooz
Vol. 17, No. 839, June 24, 2005
سال هفدهم - شماره ۸۳۹ - جمعه ۳ تير ۱۳۸۴
درخت، ايستاده ميميرد
اين هفته با شعرى از «برتولت برشت» به سلام شما مى آيم، با ياد همه آن درختان بلند قامتى كه در سرزمين ما ايستاده مردند و ميميرند:
در پرده حريرمه سرخ شامگاه،
ديديم شعله هاى فروزان، زبانه كش،
بر چهر آسمان سيه، تازيانه زن،
آنجا، ميان دشت،
با ضربه هاى خشك چكاچاك،
مى سوخت، يك درخت.
***
سر مى كشيد، شاخه ز شاخه به آسمان
هر شاخه سياه،
در هاله اى زتابش رقص جرقه،
رقصى عبوس و درهم و وحشى....
در ماوراى مخمل مه، از زمين سرد،
باران شعله بود كه مى باريد....
آن برگ هاى خشك،
با رقص هاى وحشى، شادان و شعله ور،
مى سوختند، خنده زنان بر درخت پير
او را به باد مسخره مى دادند...
***
اما، بزرگ و شعله ور و آرام،
مانند پهلوانى پير و خسته،
در آن شب سياه،
با قامتى كشيده، شاهانه،
بر جاى مانده بود،
آن شعله ور درخت....
***
آنگاه از فراز،
آن قامت بلند سرافراز،
زانو زمين نزد،
در موج ارغوانى رقص جرقه ها،
درهم شكست و سوخت.
شرنگ

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
خواندنى ها
مقاله ها
جدول
گزارش
بازتاب
خبرهاى ايران
داستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
با نيمروز
مقاله هاى ايران
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   خواندنى ها   • 
•   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   بازتاب   •   خبرهاى ايران   •   داستان   • 
•   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   تحقيق   •   با نيمروز   • 
•   مقاله هاى ايران   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •