Nimrooz
Vol. 17, No. 837, June 10, 2005
سال هفدهم - شماره ۸۳۷ - جمعه ۲۰ خرداد ۱۳۸۴
كلنل پسيان
كلنل محمدتقى خان پسيان فرزند ياور محمدخان پسيان (عنايت السلطان) در سال ۱۳۰۹ قمرى برابر با سال ۱۲۷۱ خورشيدى در تبريز متولد شد.
دوران تحصيلات ابتدائى خود را در تبريز تا سال ۱۳۲۳ قمرى به پايان رسانيد و سپس در سال ۱۳۲۴ قمرى براى تكميل تحصيلات خود به تهران رفت و وارد مؤسسه نظام شد. در سال ۱۳۲۹ قمرى در سن ۲۰ سالگى با درجه نايب دومى (ستوان دوم) وارد خدمت شد و به تدريج با درجه سلطانى (سروان) پيش رفت.
در سال ۱۳۳۱ قمرى وارد مدرسه صاحب منصبان ژاندارمرى شد و تا ۱۱ ربيع الثانى ۱۳۳۲ قمرى در مدرسه مزبور مشغول تحصيل بود.
پس از آن در حالى كه هنوز يك ماه از پايان دوره تحصيلى وى باقى مانده بود، به رياست يك اسكادران صاحب منصب جزء به مأموريت بروجرد رفت و طى جنگى كه بين قواى او با الوار پيش آمد، در تاريخ ۲۳ ربيع الثانى ۱۳۳۲ قمرى روى تپه اى مجروح شد و به علت شركت در اين جنگ به درجه ياورى (سرگرد) رسيد. در ۲۰ رجب ۱۳۳۲ قمرى به رياست «باطاليان» (گردان) همدان منصوب شد و تا ۱۴ محرم ۱۳۳۴ قمرى در اين سمت باقى ماند. هنگام جنگ جهانى اول و تجاوز قواى بيگانه به ايران، در اثر «جنگ مصّلا» شهرت شجاعتش در همه جا پيچيد.
در ششم شعبان ۱۳۳۵ قمرى راهى كشور آلمان شد و در آنجا در قسمت هوانوردى به كارآموزى پرداخت. در سوم جمادى الاول ۱۳۳۸ قمرى وارد تهران شد و پس از مدتى در ششم ذى الحجه ۱۳۳۸ قمرى با سمت رياست ژاندارمرى خراسان، راهى آن ديار شد.
پس از كودتاى سوم اسفند سال ۱۲۹۹ خورشيدى و روى كار آمدن دولت سيدضياءالدين طباطبايى، كلنل پسيان طبق دستور رئيس دولت، در سيزدهم فروردين ماه ۱۳۰۰ خورشيدى اقدام به دستگيرى احمد قوام (قوام السلطنه) والى خراسان كرد و پس از مصادره اموال وى، او را تحت الحفظ به تهران فرستاد و خود كفالت استاندارى خراسان را به عهده گرفت.
به دنبال سقوط حكومت صد روزه سيدضياءالدين، قوام السلطنه از زندان خارج شد و در كاخ فرح آباد فرمان رئيس الوزرائى خود را از احمدشاه قاجار دريافت كرد.
با روى كار آمدن قوام، تلگرافى به مشهد مخابره شد و كلنل از كفالت ايالت خراسان بركنار گرديد و شخصى به نام نجدالسلطنه به كفالت استاندارى برگزيده شد.
نجدالسلطنه در اداره ايالتى حضور يافت و به انجام وظايف خود مشغول گرديد. كلنل پسيان چون از حكومت قوام السلطنه بيمناك شده بود به فكر طغيان افتاد و مصمم گرديد كه خود زمام امور خراسان را در دست گيرد.
هنوز چندى از كفالت نجدالسلطنه نگذشته بود كه پسيان وى را توقيف كرد و خود اداره حكومتى را در دست گرفت. پس از آن دولت، نجفقلى خان صمصام السلطنه بختيارى را به حكومت خراسان منصوب كرد. صمصام السلطنه نيز براى دلجويى يا فريب كلنل پسيان، وى را طى حكمى در نهم مرداد ۱۳۰۰ خورشيدى به كفالت ايالت خراسان منصوب كرد.
برخورد شديد كلنل با قوام السلطنه از اواخر مرداد ۱۳۰۰ خورشيدى رنگ ديگرى به خود گرفت. دولت با تطميع كلنل پسيان به وى پيشنهاد داد تا با دريافت حقوق دو ساله خود به همراه مهدى خان معتصم السلطنه فرخ (كارگزار خراسان) و ماژور اسمعيل خان بهادر (مأمور اجراى فرمان دستگيرى قوام) به اروپا مسافرت كند و امور ايالت را به توليت آستان قدس واگذار نمايد. اما كلنل با اين پيشنهاد مخالفت كرد و آن را نپذيرفت. قوام السلطنه طى ارسال تلگرافهايى كه به حاكمان و خوانين منطقه مى فرستاد، كلنل را ياغى و متمرّد معرفى مى كرد و آنان را عليه وى برمى انگيخت.
محمدابراهيم خان شوكت الملك علم والى قائنات كه از طرف قوام السلطنه دستور سركوبى كلنل را داشت، نماينده خود محمدولى خان اسدى را به مشهد فرستاد تا قرار ملاقاتى را با كلنل ترتيب دهد.
محمدتقى خان پسيان تصميم گرفت هنگامى كه براى سركشى به اردوى ژاندارم به گناباد مى رود، در آن شهر ملاقاتى با شوكت الملك داشته باشد. اما با شنيدن خبر شورش كردهاى قوچان، بدون ملاقات با شوكت الملك گناباد را ترك كرد و به مشهد رفت.
كلنل براى سركوبى شورش، از مشهد راهى قوچان شد و در جعفرآباد در دو فرسنگى قوچان جنگ سختى بين قواى كلنل و كردهاى قوچان درگرفت. اين جنگ كه در روز دوشنبه نهم مهر ماه ۱۳۰۰ خورشيدى اتفاق افتاد به شكست نيروهاى ژاندارم منتهى شد و كلنل در حالى كه يكه و تنها مانده بود، كشته شد و پس از مرگ، قواى اكراد قوچان سرش را از بدن جدا كردند.
روز پانزدهم مهر ۱۳۰۰ خورشيدى جنازه و سر كلنل محمدتقى خان پسيان با تجليل و احترامات نظامى به مشهد وارد و با حضور عده اى از صاحب منصبان و افراد ژاندارم و جمعى از اهالى شهر و هواداران كلنل تشييع شد و در همان روز در محل آرامگاه نادرشاه واقع در باغ نادرى مشهد به خاك سپرده شد.
كلنل پسيان مردى رشيد بود و به هنگام مرگ بيش از سى سال از عمرش نگذشته بود. به زبان و ادبيات فارسى و موسيقى ايران نيز دلبستگى داشت و گاهى شعر مى سرود. از وى چند ترجمه و مقاله به يادگار باقى مانده است.

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
جدول
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
خبرهاى ايران
ورزش
داستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
با نيمروز
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   • 
•   جدول   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   خبرهاى جهان   •   خبرهاى ايران   • 
•   ورزش   •   داستان   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   تحقيق   •   با نيمروز   •   خبرهاى كوتاه   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •