از راست به چپ:
۱-سياستمدارى كه رئيس حكومت دست نشانده آلمان در فرانسه اشغالى بود ۲-آخرين حرف الفباى انگليسى- نوعى مرغابى بزرگ خوراكى- سالشمار- واحدى در سطح ۳-دريغ و افسوس- از عناصر شيميائى- رستگارى- يكى از دو بت اصلى قريش ۴-داستان- از واجبات نماز- نبرد- حرف همراهى ۵-پرسش از مكان- هميشه- مهارت و چالاكى ۶-شيوه سياسى- لرزانك- نام آور ۷-صبر و تحمل- امپراتريس روم در قرن دهم كه خود را از نسل اشكانيان مى دانست- حرص و طمع ۸-مخفف امير- از هم جدا شدن- دشمن ۹-سنگريزه- پاره اى از هر چيز- منصف و عادل ۱۰-تسخير شده- چارچوبى براى عكس- علت و دليل ۱۱-بهشت- دانه كش بى آزار- بخشش و كرم ۱۲-تلخ عرب- جانشين هنرپيشه- جفت- دين رايج در هندوستان ۱۳-سرپيچى- زادگاه نيما- حافظه- كشتى تفريحاتى ۱۴-خطاب بى ادبانه- مينيمم- بيست و هفتمين سوره قرآن- خدا ۱۵-رمانى به قلم دكتر غلامحسين ساعدى.
از بالا به پائين:
۱-هر ده قرن- نوعى ماهى با پوزه دراز و تيز ۲-با دوام تر- جاى گرفته- گونه اى طاق ۳-تخمى گياهى شربتى- درخت تاكستان ۴-پوست آهو كه بر آن نويسند- عفيف و اصيل- همراه كتاب- دوستى ۵-امر به يافتن- مايه حيات- گويند بر هر درد دوا باشد ۶-فراوان و بيش- وسيله اى در موتور كه وظيفه ريختن بنزين در سيلندر را انجام مى دهد- نان كاغذى ۷-مكتب هنرى واقعيت گرائى- بدبخت ۸-سيلى- مخفف تباه- خميدگى در پشت- هرگز عرب ۹-بخشى از جامه- وجيه و خوشگل ۱۰-هر ماده به صورت گرد- ميوه پر آب و تازه- سمت و جهت ۱۱-از اقلام سبزى خوردن- آخرين توان-درجه حرارت ۱۲-زمينه گفتگو- رودى در آلمان- دستور داروى پزشك- بدن بى جان ۱۳-خشكى بزرگ- خشمگين ۱۴-قومى ساكن آسياى ميانه- جمع ادب- دوا ۱۵-دريائى بين روسيه و اوكراين و متصل به درياى سياه- فرو شكوه.