Nimrooz
Vol. 17, No. 837, June 10, 2005
سال هفدهم - شماره ۸۳۷ - جمعه ۲۰ خرداد ۱۳۸۴
حميدرضا ظريفى نيا (سخنگوى كميته دانشجوئى دفاع از زندانيان سياسى)
آخرين پيچ مسير
هگل در جايى بر اين نكته اشاره كرده بود كه: تمام رويدادها و شخصيتهاى جهان معمولا و به اصطلاح دو بار به صحنه مى آيند.
اما وى فراموش كرده بود اضافه كند: بار اول به صورت تراژدى ظاهر مى شوند و بار دوم به صورت كمدى.
اين مقدمه را از آن جهت آوردم تا وارد بحثى شويم پيرامون اسم رمزى در جمهورى اسلامى.
كسى كه معرف بسيارى از وقايع و فجايع نظام اسلامى بوده و علاقه شديدى به حضور در صحنه دارد و تقريبا هميشه مرد اول در سايه و مرد دوم در صحنه نظام اسلامى در بوده است.
فردى كه اگر بگوييم در اين بيست و شش سال به نوعى در همه تصميم گيريها و پستهاى مهم حضور و نفوذ داشته و چه در قدرت و چه در ثروت، نبوغ و تاثيرى پدرخوانده وار داشته است؛ سخن گزاف نگفته ايم.
اكبر هاشمى نوقانى بهرمانى معروف به رفسنجانى كيست و از چه طريق وارد معاملات و معادلات سياسى ايران شد؟
شايد حدود پنجاه سال از آن تاريخى مى گذرد كه اكبر در لباس طلبه اى ساده به خواستگارى دخترى رفت (عفت مرعشى) كه عموهاى او حجره اى براى شيخ جوان در قم تدارك ديده بودند و آن دو عمو طى يك قرار مدار ماهيانه پنجاه و پنج تومان به اكبر مى دادند.
بعد از نشست كردن سقف خانه و فرو ريختن آن، اكبر را به خانه اى جديد نقل مكان دادند كه در همسايگى او خمينى بود و او اين همسايه را رها نكرد و بعد از انقلاب نيز همسايه او شد.
كسى كه از نماز ميت و روضه خوانى شروع كرده و با نبوغ بالايى كه در موج سوارى و زد و بند داشت، نماد قدرت و ثروت وروابط در جامعه اى شد كه ديپلماسى پنهان روش ديرين سياستمداران آن است و مشروعيت و مقبوليت نظام به جاى رقم خوردن در صندوقهاى انتخابات، در اتاقهاى پشتى خانواده هاى مقتدر و يا محفلهاى مافيايى شكل مى گيرد. هاشمى از لحظه ورودش به مناسبات سياسى هر آنكس را كه رقيب و مانع و منتقد حس مى كرد، يا حذف مى كرد، يا خانه نشين و ساكت و يا زندانى ساخت و سعى كرد يك نوع فرمانفرما باشد.
نام اكبر هاشمى رفسنجانى به عنوان يكى از آمرين قتلهاى زنجيره اى و مسببان تيره روزى در خاطره تاريخ ثبت است و هنوز نقش او درصدها ترور و جنايت پر رنگ و پر واضح است و هر كس جاى او بود پاى به هيچ ميدانى نمى گذاشت.
پس حضور او در اين برهه پيام خاصى دارد.
بعد از گذشت چند سال از فضاحت و تقلب در جريان حضور در انتخابات مجلس ششم (بخوانيد تراژدى)، اينك عاليجناب كانديداى انتصابات رياست جمهورى شده است. (بخوانيد كمدى)
محتسب شيخ شد و فسق خود از ياد ببرد.
اما بايد ديد چرا عاليجناب با وجود تجربه تلخ مجلس ششم و شكست در آن، باز هوس آن دارد تا به صحنه بيايد؟
جواب شايد از چند منظر مختلف بتواند مورد بررسى قرار گيرد.
اما بنظر مى رسد اگر او به صحنه نمى آمد، حيات سياسيش نه تنها به پايان مى رسيد، بلكه دوران بدى نيز در انتظارش مى بود ولى با بحث حضورش فرار رو به جلوى مشابهان خود در طول تاريخ را تداعى كرد.
هاشمى به خوبى مى داند كه هنوز اذهان عمومى و مردم، نقش او را در شكل گيرى مافياى قدرت و ثروت كه به ترور، خشونت عريان، جنايت، فقر، فساد، تورم، رانت خوارى و موارد ديگر معروف عام است به خوبى مى دانند.
هم شخص خمينى و هم شخص خامنه اى، در جريان شيطنت ها و اقدامات او بوده و مورد تائيدشان قرار داشته است و آنها بخوبى از استراتژى هاى او استفاده بردند.
اما سئوال اينجاست كه اگر پيدايش آقازاده ها و سياست هاى پولى و استقراضى خانمان سوز و اتلاف و سرقت منابع ملى و ادامه جنگ بعد از آزادى خرمشهر و آغاز قتل هاى نويسندگان و روشنفكران (مانند ماجراى ارمنستان) و كشيشان و انفجار مشهد و محفل سازى ها از ثمرات دوران عاليجناب بوده، پس پيام دوباره به صحنه آمدنش چه چيزهايى مى تواند باشد؟
آيا اين يك چالش ميان باند خامنه اى و باند اوست؟
آيا آنها در صدد حذف هم هستند تا نظام را حفظ كنند؟
آيا مكانيسم قدرت در جمهورى اسلامى در حال حاضربدون وجود اينها قوام مند است؟
پاسخ من خير است. در موقعيت فعلى هيچ كس نمى تواند جز هاشمى به كمك نظام بيايد.
هم برد او در اين انتخابات ۲۵درصدى مى تواند به آنها كمك كند (با اين پيش فرض كه اگر سقوط نكنند) و هم باخت او مى تواند به نظام كمك كند تا اعلام كند كه ديديد تقلب نكرديم و در موقع مقتضى با تشكيل دادگاههاى از نوع دوران استالين، آقازاده ها و عاليجناب قربانى تصفيه گردند. (حكومتهاى مطلقه نه تنها از بيرون بلكه از درون هم در معرض تهديد و سقوطند).
وبا اينكه اين يك واقعيت است كه شركت در انتخابات دوئل مهمى براى هاشمى است و با شكستش حاشيه نشينى و حذف و فرجام بدى نصيبش خواهد شد، اما او مرد روزهاى بحران رژيم بوده و نظام در وضعيتى است كه به او نياز مبرم دارد؛ تا با راهكارهاى ماكياوليستى هم به بازيهاى داخلى و هم زد و بند هاى خارجى دست بزند تا اين بار بتواند همه را نه فقط با خود، بلكه بار حفظ تماميت نظام را بر دوش نگاه دارد.
اما انگار تئوريسينهاى نظام نمى دانند كه امروز نه تنها دست اكبر هاشمى رفسنجانى وآقازاده ها (محسن، ياسر، مهدى، على، محمد، فائزه، فاطمه) و رانت خواران رو است؛ بلكه موضوع فرا تر از اين حرفهاست و از سيد على خامنه اى و مصباح و جنتى و خزعلى و شاهرودى تا احمدى نژاد و قاليباف و لاريجانى و معين و خاتمى و...... همه و همه بخشى از يك حكومت به شمار مى آيند و براى ما تفاوتى ماهوى ندارند.
ما از اين جهت بحث كرديم كه هنوز سايه شوم قتلهاى زنجيره اى بر سر ما سنگينى دارد و رئيس آقاى فلاحيان نيز باز به صحنه آمده است و اين بازيگران حرفه اى، امروز در لباس كمدين روى صحنه مانده اند.
سانس نمايش به پايان خود نزديك مى شود و بزودى شاهد اتفاقاتى در روى صحنه ها خواهيم بود.
فى الجمله اعتماد مكن بر ثبات دهر
كه اين كارخانه ايست كه تغيير مى كنند
مى خور كه شيخ و حافظ و مفتى و محتسب
چو نيك بنگرى همه تزوير مى كنند
Vatan_mihan@yahoo.com

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
مقاله ها
جدول
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
خبرهاى ايران
ورزش
داستان
تاريخ
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
با نيمروز
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   مقاله ها   • 
•   جدول   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   خبرهاى جهان   •   خبرهاى ايران   • 
•   ورزش   •   داستان   •   تاريخ   •   شعر   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   • 
•   تحقيق   •   با نيمروز   •   خبرهاى كوتاه   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   • 
•   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •