Nimrooz
Vol. 17, No. 836, June 3, 2005
سال هفدهم - شماره ۸۳۶ - جمعه ۱۳ خرداد ۱۳۸۴
اختصاصى نيمروز
ميزگرد نيمروز در استانبول
روى خط آلمان- ايرج ربيعى
ثبت نام واقعى پناهجويان

اختصاصى نيمروز
ميزگرد نيمروز در استانبول
آمار رسمى اداره پناهندگى آلمان نشان دهنده اين واقعيت است كه ورود پناهجو بخصوص پناهجوى ايرانى به اين كشور طى دوسال اخير كاهش قابل توجهى داشته و در سه ماه اول امسال به ۱۴۳ ايرانى رسيده است. چنانچه ميدانيم مركز تحولات و ردو بدل كردن پناهجو براى كشورهاى اروپايى و آمريكا در ۲۵ سال اخير كشور تركيه است، بهمين دليل براى روشن كردن اين نكته كه آيا هنوز ايرانيانى در تركيه هستند كه در تلاش آمدن به كشورهاى اتحاديه اروپا انتظار ميكشند، جهت جمع آورى اطلاعات براى نيمروز سفر كوتاهى به تركيه داشتم كه نتيجه آن گزارش زير است.
براى شروع كار تهيه گزارش در وهله نخست نزد يكى از دوستان قديمى ام (عيسى دانشور) كه از زمان قدرت ملايان وى را نديده بودم به شهر شاركوى يكى از شهرهاى كوچك ساحلى تركيه رفتم تا او را ملاقات كنم.

ما مسلمان هستيم دولت ايران مسلمان نيست
بعد از ديدن من در حاليكه اشك در چشمانش حلقه زده بود، گفت ۲۵ سال است به زبان فارسى صحبت نكرده اگر اشتباهى در گفتگويمان پيش آمد، قبلأ پوزش ميطلبد.
به قهوه خانه اى رفتيم تا آنچه در دل دارد و يا بقول خودش روى قلبش سنگينى ميكند بر زبان راند تا كمى آرامش يابد. آغاز سخن كرد و گفت.
مدت كوتاهى بعد از هجوم ملايان آبدارچى وزارت خانه، جوانى ۲۴ ساله رئيس من تحصيلكرده مهندس فوق ليسانس خارج از كشور شد. در همان روزهاى نخست به همسرم كه اهل تركيه بود گفتم آنچه ضرورى است جمع كن تا كشور را ترك كنيم. وى گفت براى من قابل قبول نيست، ايران را ترك نمى كنم زيرا ما هردو مسلمان هستيم و دولت اسلامى است.
در اين لحظه دوستم عينكش را روى ميز گذاشت و هنگام پاك كردن اشكهايش ادامه داد. به زنم گفتم بله ما مسلمان هستيم اما آنهايى كه سر كار آمده و حكومت ميكنند مسلمان نيستند. بالاخره بعد از بحث زياد موفق شدم همسرم را راضى كنم از كشور خارج شويم. عيسى انگشت ميانى دست راستش كه انگشترى با نگينى از عقيق سياه داشت نشان داد و گفت قسم خورده ام اين علامت سوگوارى را تا روز حكومت ملايان در انگشت داشته باشم.

ميز گرد در استانبول
روز بعد عازم استانبول شدم تا با چند ايرانى كه قبلأ با آنها قرار داشتم، ملاقات كنم.
سفر به شهر هائى چون استانبول كه مركز قاچاقچى انسان و مواد مخدر، مافيا، دزدان كلان و خرده پا و و انسانهايى با مليت هاى مختلف است، براى محققين و جامعه شناسان از مزيت هاى خاص برخوردار است زيرا امكان بررسى مشكلات بسيارى از جوامع مختلف با فرهنگ هاى گوناگون و نحوه زندگى شان حائز اهميت است. از اين رو رفتن من به اين شهر با علم به اين كه ايرانيان زيادى در آنجا به فعاليت مشغولند و دولت تركيه بعلت همسايگى اش با ايران مجبور به همكارى با جمهورى اسلامى است، براى تهيه گزارش مهم بود.

به سراغ آقاى مسعود غفاريه كه از مترجمين رسمى و در حقيقت همكار من است رفتم زيرا وى بيش از هر فرد ديگر بعلت تجربه بيست ساله اش در اين كشور ميتوانست كمكم كند.
در دفتر او با چند تن از ايرانيان با مشاغل مختلف برخورد كردم و موقعيت را غنيمت شمرده با ايرانيان حاضر در دفتر، آقايان حسينى، تاجر ى كه متأسفانه نامش بخاطرم نيست و على محبوبى كه دوروز بود براى خريد به تركيه وارد شده بود، به گفتگو نشستم.

سه د (CD) فقر وفحشا
على محبوبى با تشريحى از وضع كنونى ايران كه اكثر خوانندگان از آن اطلاع دارند اظهار داشت ميخواستم بگويم كه چند روزنامه نگار ايرانى با كمك يك سرمايه دار س د اى به نام فقر وفحشا تهيه كرده اند. در اين سه د تكان دهنده خبرنگاران با زنان روسپى و خانم رئيس هاى آنها مصاحبه كرده اند و دلائل افزايش روز افزون فقر و فحشاء را بررسى كرده اند. در ايران اعتياد بيداد ميكند، فقر مثل زالو به جان مردم افتاده و انسانها را با خود به قعر روسپيگرى ميكشاند.

كار هست مردم نمى خواهند كار كنند
در همين لظه آقاى حسينى به ميان حرف محبوبى پريد، از جا بلند شد و در حاليكه صندلى اش را جابجا ميكرد گفت. آقا جان اين حرفها يعنى چه. در ايران جوانها تنبل شده اند. تا ساعت سه بعد از ظهر ميخوابند، شروع ميكنند به فحش ناسزا دادن به دولت. در ايران كار هست. كار را بايد فرد افغانى انجام دهد در حاليكه جوانها دنبال عشق بازى ميروند و از كار كردن بيزارند.
محبوبى: نه جانم چنين نيست.

بايد سوخت و ساخت
مسعود غفاريه سخن هردو را قطع كرد و گفت. ما ملت سزاوار همين دولت هستيم، نبايد گله كنيم. ما همان كسانى هستيم كه خمينى را به كره ماه برديم و تار مويش را در قران ديديم. بنابر اين جمهورى اسلامى از سر ما هم زيادى است. حا لا اعتراض ميكنيم كه اينها بد هستند و مردم را زير فشار گذاشته اند. من سالها است در تركيه زندگى ميكنم هيچ تركى مثل ما ايرانى ها نيست. اين ها همه شان ملى گرا (ناسيوناليست) هستند، چيزى كه ذره اى از آن در وجود هيچ ايرانى نيست. ما بايد بسوزيم و بسازيم

قاچاق كالا بين ايران و تركيه
آقاى تاجرى كه نامش يادم نيست و شايد هم از اين قضيه خوشنود باشد، حرف همه را قطع كرد و گفت. هيچ روزنامه نگارى نيست كه بنويسد ما از توليد گندم، برنج و بسيارى از مواد غذايى خود كفا شده ايم. بين تركيه و ايران روزى يك هزارتن كالاى رسمى و ۱۵۰ تن كالاى قاچاق ردو بدل ميشود. قاچاق لوازم آرايش و لباس از تركيه به ايران مرتبأ در حال افزايش است. روزى حدود ۲۰۰ تن بنزين و مواد سوختى بطور قاچاق از ايران به تركيه ميرود.
اگر درست حساب كنيم متوجه ميشويم اعتياد مردم ايران ريشه اى قديمى از زمان صفويه دارد و مهم اين كه مواد مخدر از افغانستان بصورت قاچاق وارد ايران ميشود و چون ارزان است همه را آلوده كرده.
براى من گفت و شنود با آقايانى كه دور ميز نشسته بودند به دليل سفر مكررشان به ايران بخاطر مسائل شغلى، جالب بود و مايل نبودم سخنانشان را قطع كنم. اما مجبور شدم نظر مسعود غفاريه را در اين مورد بدانم.
آقاى غفاريه گفت. تا ده سال پيش وقتى از تركيه به ايران ميرفتم هيچ كس حاضر نبود جنس تركى بخرد. ملت ايران به تركها ميگفتند ترك خر. حالا همين خرها صاحب همه چيز شدند، همه حاضرند با منت جنس تركى بخرند و ما ايرانى ها هنوز اندر پس يك كوچه ايم.

بدنامى ايرانيان
گفتم شنيده ام كه ايرانيان در تركيه خيلى بد نام هستند.
حسينى جواب داد: دولت تركيه با ايران تبانى كرده. بسيارى از ايرانيانى كه در انتظار سفر به اروپا بوده اند اخراج شده اند. آنها اكنون در شهرهاى مرزى مانند شهر وان در انتظار سرنوشت خود هستند و زنان ايرانى كه حاضر بودند براى رفتن به اروپا خود را بفروشند، در استانبول نيستد.
در چند سال پيش سفارت جمهورى اسلامى اعلام كرد كه اين افراد ايرانى نيستند. ايرانى ها نيز به نوبه خود طى چندين مصاحبه مطبوعاتى گفتند كه افراد سفارت نماينده ملت ايران نيستند.
غفاريه: آرى ايرانيان بد نام هستند. تعداد زيادى به تركيه آمدند، شركت باز كردند و بوسيله آن كلاه بردارى كردند. دولت تركيه متوجه شد و قوانين جديد براى تأسيس شركت به تصويب رسانيد. فعلأ ۳۰۰ تا ۴۰۰ شركت ايرانى در استانبول فعاليت دارند. اما سكه روى ديگرى هم دارد و آن تعدادايرانيان بسيار خوشنام در اين كشور است. اكثر رئيسان بيمارستانهاى تركيه بويژه استانبول دكتر هاى ايرانى هستند. اين باعث افتخار ما است.

سياست يعنى دروغ و كلاهبردارى
مردم تركيه در باره دولت ايران ميگويند: دين و سياست بايد از هم جدا باشد. سياست يعنى دروغ وسر مردم كلاه گذاشتن. اگر با دين مخلوط شود، دين را تا سرحد دروغ و تجاوز به مال مردم تنزل ميدهد، بنابر اين آنچه در ايران ميگذرد در تركيه اتفاق نخواهد افتاد.
جمع ايرانيان را ترك كردم تا براى تحقيق بيشتر به محل ديگرى از استانبول بروم. در يكى از مغازه هاى تلفن موبيل فروشى كه تعداد آنها در اين شهر از شمارش بدور است، با جوانى فلسطينى آشنا شدم كه از آلمان آمده بود حال ميخواست دوباره برگردد، سفارت اجازه نمى داد.
هنگامى كه متوجه شدم آلمانى صحبت ميكند، دليل ماندنش را در تركيه پرسيدم.
گفت اسمم منصور طارقه است از تركيه به ستوه آمده ام مردم و پليس اين كشور صد بار نژادپرست تر از آلمانى ها هستند. براى ديدن مادر بيمارم به فلسطين رفتم در همان زمان مادر همسرم در آلمان از من شكايت كرد و حال سفارت حاضر نيست بمن ويزا بدهد.
چطور با داشتن زن آلمانى نمى توانى ويزا بگيرى؟
از زن آلمانى بچه دارم اما ازدواج رسمى نكرده بوديم فقط از دواج ما اسلامى است.

انقلاب قسطى
چرا به ايران نميروى، ايران به فلسطينى ها احترام ميگذارد، در آنجا ميتوانى كار كنى.
به ايران نمى روم چون جمهورى اسلامى سر فلسطينى ها كلاه گذاشت.
يعنى چه كلاه گذاشت؟
خمينى قرار بود براى انقلابى كه ما در ايران كرديم به ابو عمار (ياسر عرفات) چهل ميليون دلار بدهد. ده مليون دلار قسط اول را پرداخت كرد، وقتى عرفات براى گرفتن بقيه پول به ايران سفر كرد، اين روز و آنروز كردند و پول فلسطينى ها را خوردند.
پرسيدم اين اطلاعات را از كجا آورده اى؟
از پدرم. او زمان انقلاب با فلسطينى ها، لبنانى ها و سوريه اى ها براى كمك به انقلابيو ن به ايران رفته بود. به من گفت در آن زمان به افراد گروه گفته بود ايران بقيه اقساط را نخواهد پرداخت. حتى گفته بود انقلاب كه قسطى نميشود اگر ايران ميخواهد پول بدهد بايد همه را يكجا بپردازد. حرف پدرم درست درآمد و ايران بقيه پول ها را بالا كشيد. من به ايران نميروم چون اين كشورسر پدران ما را كلاه گذاشت ديگر اينكه ايران اين اواخر با آمريكا عشقبازى ميكند كه مورد تأييد ما نيست.

روى خط آلمان- ايرج ربيعى
ثبت نام واقعى پناهجويان
اختصاصى نيمروز
بسيارى از خوانندگان نيمروز از طريق تلفن و پست الكترونيكى از ما سئوالاتى پيرامون تغيير نام و ثبت صحيح نام خود در كشورهاى اتحاديه اروپا دارند و خواهش كرده اند براى روشن شدن اين نكته با ادارات ثبت تماس بگيريم.
ما طى هفته گذشته اطلاع داديم كه بسيارى از پناهجويان بويژه ايرانيان هنگام تقاضاى پناهندگى سياسى اسم واقعى خود را براى ثبت در پرونده پناهندگى شان اظهار نكرده اند. حال اين دسته از متقاضيان پناهندگى با مشكل تغيير نام روبرو شده اند.
در سالهاى گذشته در چنين مواقعى اظهار نام واقعى در حضور سردفتر و ايراد قسم كافى بود. اما مشكلاتى كه تروريست ها در طى دو سال اخير بوجود آورده اند باعث شد كه ادارات ثبت، دقت بيشترى براى اصلاح نام افراد بكار برند. آندسته از پناهجويانى كه بعد از سالها اقامت نام واقعى خود را اظهار نكرده اند بايد به دولت ثابت كنند كه اسم واقعى آنها چيز ديگرى است، و بگويند چرا در ماههاى اول اقامت شان نام واقعى خود را به اداره ثبت كشورى كه در آن زندگى ميكنند، اعلام نكرده اند.
براى رفع اين مشكل بزرگ، ما با تجربه اى كه در اين زمينه داريم موارد زير را پيشنهاد ميكنيم.
اگر تغيير نام بستگى به حروف صدادار داشته باشد، چون در زبان فارسى و عربى زير و زبر كلمات نوشته نميشوند، بايستى يك مترجم رسمى و يا متخصص زبان كه دولت آلمان وى را برسميت ميشناسد، نوع نگارش واقعى نام را تائيد كند. اين اواخر ديده شده كه تائيديه اينگونه متخصصين با نتيجه مطلوب همراه بوده.
اگر تغيير نام مربوط به كلمات پيشوند و يا پسوند هائى شود كه حاكى از اعلام محل تولد صاحب شناسنامه باشد و در ايران مورد استفاده نداشته باشد، ميتوان اظهار كرد كه در شناسنامه و يا اسناد قديمى ايرانى به آن توجه نميشده. در چنين مواردى بهتر اين است كه يك متخصص و يا مترجم رسمى نظر بدهد.
اگر تغيير نام به طور كلى با نام جديد شباهتى نداشته باشد، بايد از طريق سفارت جمهورى اسلامى زمان و نوع تغيير نام در صفحه آخر شناسنامه تائيد شود.
در هر صورت بايد دقت بيشترى بعمل آورد چون بر اساس دستور العملى از ادارات ثبت اسناد و احوال (اشتاندس آمت) خواسته شده با دقت زياد اين مسئله را پيگيرى كنند.

اخراج عراقى هاى پناهنده
وزارت كشور در يك دستور محرمانه از كليه ادارات اقامت خواسته تا پايان ماه آگوست سال جارى بازگشت كليه پناهجويان قبول شده و قبول نشده عراقى را به كشورشان فراهم آورد.
ما طى خبرى در چند هفته پيش خوانندگان نيمروز را در جريان اخراج عراقى ها گذاشتيم، حال زمان بازگشت آنها نيز از سوى دولت مشخص شده است.
در دستور وزارت كشور آمده است كه عراقى ها بايد براى باز سازى كشورشان بروند. در محافل سياسى گفته ميشود كه اين دستور فقط از ناحيه دولت آلمان نيست، بلكه تصميم كليه كشورهاى عضو اتحاديه اروپا است.
به كسانى كه خود مايل به بازگشت باشند، مانند پناهجويان افغانى وجوهى براى تأمين زندگى اشان پرداخت خواهد شد. سازمانهاى خيريه كشور نيز آمادگى خود را براى تقبل مقدارى از اين هزينه ها اعلام كرده اند.
بر اساس اطلاعاتى كه ما در دست داريم تاكنون دستورى در همين زمينه براى اخراج اجبارى ايرانيان به ادارات اقامت داده نشده.
نكته مهم اين است كه نمايندگيهاى جمهورى اسلامى در كشورهاى اتحاديه اروپا هنوز حاضر نيستند براى ايرانيانى كه خود تمايل به بازگشت به كشور ندارند، گذرنامه و يا برگه عبور صادر كنند.

روش مقابله با تغيير دين
دادگاههاى ادارى مسئول رسيدگى به پرونده پناهجويان سياسى و ادارات ذيربط روش جديدى براى رد كردن دلايل پناهندگى آندسته از پناهجويانى كه مسلمان بوده و مسيحى شده اند، پيش گرفته اند.
در اين روش بيشتر به مسائل بنيادين دين مسيحى توجه ميشود. بعنوان مثال اگر فردى ادعا كند كه در اروپا در كمال آزادى ميتواند با جنس مخالف و يا هم جنس خود رابطه داشته باشد، به اين دليل كه اين مسئله در دين مسيح هم رد شده است، تقاضاى وى قبول نميشود.
نكات ديگرى كه از اهميت خاصى برخوردارند بيشتر مربوط به رابطه اينگونه پناهجويان با كليسا، افراد مسيحى حوزه شهرى خود، شركت در اعياد و مراسم دينى و دانستن خيلى از نكات فلسفى و فرهنگى دين مسيح، ميشود.
بقول يك كشيش كاتوليك در گفتگويى با نويسنده روى خط آلمان، دولت از اين دسته تازه واردين به دين مسيح ميخواهد كاسه داغ تر از آش شوند و اين يك بى عدالتى بزرگ است. اينگونه افراد بايد در برابر قانون خيلى بيشتر از يك فرد مسيحى به نكات حساس مربوط به اين دين آشنايى داشته باشند.

اعتصاب غذا در زندان
خانم كبرا مسگرا مادر پيمان پيران كه خبر زندانى شدن فرزندش پيمان پيران را در هفته گذشته به اطلاع خوانندگان رسانديم، اطلاع داد كه فرزندش با چند تن زندانى ديگر از دادستانى خواسته اند جرايم شان را بر اساس نوع آن تفكيك كند. وگرنه به اعتصاب غذا مبادرت مى ورزند.
دادستانى در اطلاعيه كلى خود جرايم اين افراد را بعنوان مثال خيانت به كشور و تماس با بيگانگان بدون تعيين ميزان مجازات براى هريك از نوع جرم هاى ياد شده، اعلام كرده است.
خانم كبرا مسگرا كه خود از اهالى كردستان است در يك گفتگوى تلفنى ديگر با نيمروز اظهار داشت: براى نجات فرزندش از هيچ كارى دست نميكشد و تا روشن شدن قضيه دستگاههاى قضائى كشور را راحت نخواهد گذاشت.
بر اساس ادعانامه دادستانى پيمان پيران در طول اقامت اش در آلمان فعاليت سياسى برعليه جمهورى اسلامى داشته و در بسيارى از تظاهرات ضد جمهورى اسلامى شركت كرده است. وى از جمله ايرانيانى است كه معتقد به مبارزه در داخل ايران است و دليل بازگشت وى به كشور نيز در اجراى اين هدف است.
گفته ميشود دادستانى انقلاب جمهورى اسلامى پرونده قطورى بر عليه پيمان تشكيل داده و دادگاه انقلاب با ملاقات خانواده وى آنهم ماهى دوبار موافقت كرده است.

فرار از روستا به شهر
اداره كل آمار كشور در شهر ويسبادن اعلام كرد كه فرار مردم از روستاها همچنان ادامه دارد. در پايان سال ۲۰۰۳ حدود ۱۲.7 ميليون نفر يعنى ۱۵.4 درصد از جمع نفوس كشور در روستا ها زندگى ميكردند در حاليكه اين رقم در سال ۱۹۹۹ -۱۸.7 درصد بوده است.
در همان سال جمعيت شهر ها ۴۰.3 ميليون نفر برابر ۴۸.8 در صد بوده.
همين اداره اضافه ميكند كه جمعيت شهرها تغيير چندانى نداشته در حاليكه مردم از روستا ها به نقاط بين شهرى رفته و جمعيت اين اماكن افزايش نشان ميدهد.

جواب نه مردم فرانسه هنوز نه نيست
خوزه مانوئل دوراو باروسو پرزيدنت كميسيون اتحاديه اروپا اعلام كرد كه جواب منفى مردم فرانسه به قانون اساسى اتحاديه اروپا در مذاكرات بعدى اثر تأخيرى دارد ليكن امكان تجديد نظر در قانون اساسى به هيچ عنوان وجود ندارد. وى گفت اروپا راه خود را ميرود و امكانات بعدى را زير نظر دارد. وى گفت جواب (نه) مردم فرانسه هنوز براى اروپا (نه) نيست.
در محافل سياسى اروپا جواب (نه) مردم فرانسه به اجراى قانون اساسى اتحاديه اروپا به گونه هاى مختلف تفسير ميشود. اروپا بر اين عقيده است كه دولت فرانسه عمل مثبتى براى شناساندن قانون اساسى به مردم انجام نداده در حاليكه بسيج كردن احزاب براى گرفتن جواب مثبت از مردم در تاريخ سياسى اين كشور بى سابقه بوده زيرا كليه احزاب، اتحايه ها و نيروهاى دولتى مردم را تشويق كردند جواب مثبت بدهند. نكته ديگر عضويت ۱۰ كشور جديد، عضويت رومانى و بلغارستان در سال ۲۰۰۷ و مذاكرات براى عضويت تركيه در اتحاديه است. در واقع مردم فرانسه با جواب نه خود تو دهنى محكمى به فرانسه و ديگر اعضاء اتحاديه زدند.
مردم كار و امنيت خود را در خطر مى بينند در حاليكه شاهديم نيروى كار ارزان از سوى اعضاء جديد اتحاديه به اروپا سرازير شده است. گذشته از اين مسئله ورود دو كشور ياد شده در دو سال آينده است. مردم ميگويند در اين دو كشور هنوز رشوه خوارى و كلاهبردارى در دستگاهاى دولتى وخصوصى بيداد ميكند. بنابراين گسترش اروپا در شرايط فعلى با قانون اساسى تدوين شده امكان ندارد.
حال گرهارد شرودر و ژاك شيراك كه معماران بناى اروپاى واحد هستند، نه تنها در كشور خود مشكل دارند، بلكه بايد جوابگوى مردم اروپا بعلت افزايش بيكارى و كاهش درآمد نيز باشند.

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
خواندنى ها
اينترنت و وبلاگ
مقاله ها
جدول
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
خبرهاى ايران
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
با نيمروز
مقاله هاى ايران
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   خواندنى ها   • 
•   اينترنت و وبلاگ   •   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   • 
•   خبرهاى جهان   •   خبرهاى ايران   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   تحقيق   •   با نيمروز   • 
•   مقاله هاى ايران   •   خبرهاى كوتاه   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •