Nimrooz
Vol. 17, No. 836, June 3, 2005
سال هفدهم - شماره ۸۳۶ - جمعه ۱۳ خرداد ۱۳۸۴
۹۹ ضربه شلاق و پرداخت ديه براى مرد آزارگر
شناسايى عامل كيف قاپى منجر به قتل در بيمارستان
ازدواج برادر، آغاز كينه خونين
پرونده قتل۲دوست در فشم روى ميز۵ قاضى
پيچيدگى ۴ مرحله اى در پرونده يك جنايت
بازداشت برپا كنندگان مركز قلابى ترك اعتياد
شناسايى قاتل با كيف پول به جا مانده در صحنه قتل
مسافركشى زن جوان با خودروى سرقتى
دستگيرى سه قاچاقچى انسان در رابطه با ناپديدشدن ۹ ملوان بنگلادشى
زنى با همكارى دوست پسرش همسرش را كشت
پدرى، پسرش را به خاطر ايجاد مزاحمت براى دختران
كشت!
دارند پرونده قتل هاى محفلى كرمان را «ماست مالى» مى كنند
چون فرمانده باند قاتل، روحانى بود همه قاتل ها از مجازات معاف شدند
قاتلان كرمان از اعضاى پايگاه بسيج بودند و به دستور يك روحانى تندرو به عنوان نهى از منكر، افراد بيگناه را به قتل مى رساندند.
فرمانده نيروى انتظامى كرمان كه نمى گذاشت اين گروه از دار مجازات فرار كنند از كار بركنار شد
شليك خونين در ايستگاه متروى كرج
جوان ۱۷ ساله، رئيس باند سرقت هاى مسلحانه خيابانى بود!

۹۹ ضربه شلاق و پرداخت ديه براى مرد آزارگر
مردى كه پس از ورود به خانه همسايه، به زن باردار خانواده تجاوز كرده بود، از سوى قاضى دادگاه تجديدنظر استان تهران در رابطه با تجاوز به عنف تبرئه و به تحمل ۹۹ ضربه شلاق و پرداخت ديه محكوم شد.
متهم كه على نام دارد پيش از اين از سوى قاضى شعبه ۱۶۰۴ دادگاه جنايى تهران به شش سال حبس و تحمل ۹۹ ضربه شلاق محكوم شده بود.
ساعت ۳۰/۸ دقيقه صبح روز ۲۴ بهمن سال ۸۱ زن جوانى در تماس با مأموران كلانترى ۱۴۰ باغ فيض تهران از مأموران براى رهايى از دست يك جوان متجاوز كمك خواست. مأموران سپس به خانه زن جوان در يك مجتمع مسكونى در پونك اعزام شدند.
اين زن كه چند ماه از عروسى اش مى گذشت با مشاهده پليس گفت:» من در خانه خوابيده بودم كه ناگهان مرد قوى هيكلى كه جوراب زنانه اى به سر كشيده بود و صداى دورگه اى داشت وارد خانه مان شده و پس از بستن دست و پايم، مرا مورد تجاوز قرار داد.
مأموران پس از اظهارات اين زن تحقيقات خود را روى ساكنان مجتمع مسكونى آغاز كرده و به مرد ساكن واحد روبروئى آپارتمان محل وقوع حادثه مظنون شده و او را بازداشت كردند.
اين مرد در جريان بازجوئى هاى قضائى هرگونه دخالتى در آزار و اذيت زن همسايه را انكار كرد تا اين كه در جريان تجسس هاى پليس لب به اعتراف گشود. اين در حالى بود كه جنين پنج ماهه تازه عروس در جريان اين حادثه سقط شده بود.
از سوى ديگر در تحقيقات پليسى لوازمى كه زن جوان ادعا كرده بود مرد همسايه در جريان آزار و اذيت او مورد استفاده قرار داده بود در خانه اين مرد پيدا شد. در همين حال يكى از همسايه ها در اين رابطه به پليس گفت كه روز حادثه صداى جيغ زنانه اى را از محل وقوع حادثه شنيده است. قاضى اين مرد را پس از محاكمه به شش سال حبس و تحمل ۹۹ ضربه شلاق محكوم كرد.
با اعتراض متهم به حكم صادره پرونده او به دادگاه تجديدنظر استان تهران فرستاده شد كه قضات دادگاه پس از بررسى پرونده، على (متهم) را در رابطه با اتهام تجاوز به شاكى، سقط جنين تبرئه و او را به اتهام رابطه نامشروع به ۹۹ ضربه شلاق و در رابطه با ايراد ضرب و جرح زن همسايه به پرداخت ديه محكوم كرد.

شناسايى عامل كيف قاپى منجر به قتل در بيمارستان
دو كيف قاپ حرفه اى كه شهريور ماه سال گذشته در جريان ربودن كيف موتورسوارى او را به قتل رسانده بودند، دستگير شدند.عامل اصلى قتل به نام حميد هم اكنون به علت ابتلا به بيمارى روانى در بيمارستان روزبه تهران بسترى شده است.

سرقت منجر به قتل
مقتول به نام روح الله ۱۸ شهريور ماه سال گذشته با موتور خود در حال حركت بود كه دو سرنشين يك موتور پس از ربودن كيف او در جهت مخالف خيابان فرار كردند. روح الله سپس به تعقيب سارقان پرداخت و مقابل بوستان سعدى توانست خود را به آنها برساند كه در اين هنگام يكى از سارقان با ضربه لگد تعادل او را به هم زد و وى پس از برخورد با يك خودروى عبورى در دم جان سپرد.با مرگ روح الله جسد او به پزشكى قانونى منتقل شد و گروهى از كارآگاهان دايره مبارزه با كيف قاپى پليس آگاهى تحقيقات خود را براى عامل مرگ پسر جوان آغاز كردند.
ماموران در نخستين گام با كمك شاهدان ماجرا اقدام به چهره نگارى از متهمان كردند. آنها در ادامه مجرمان سابقه دار مناطق خوش، قصرالدشت و خيابان هاشمى را شناسايى كرده و در اين رابطه چند تن از آنها را بازداشت كردند.
يكى از بازداشت شدگان به نام مهدى معروف به مهدى لجن پس از مشاهده چهره ترسيم شده از سارقان توانست يكى از آنها را به نام آيت شناسايى كند.با به دست آمدن اين سرنخ بررسى سوابق آيت آغاز و در اين بررسى ها روشن شد، وى از مجرمان سابقه دار است كه در پرونده اتهامى خود ۱۰ سابقه كيفرى دارد.
متهم متولد حلبى آباد زنجان بود كه پس از تخريب آنجا محل ثابتى براى زندگى نداشت.
او در طول اين مدت ۱۵ ساله محل زندگى خود را مرتب تغيير داده بود.در ادامه تحقيقات مشخص شد متهم گاهى اوقات در پارك طوس مواد مخدر توزيع مى كند.
مأموران سپس پارك را تحت مراقبت خود قرار دادند و توانستند دو تن از پسرعموهاى او را كه در آن پارك مواد مخدر توزيع مى كردند دستگير كنند.
متهمان به نام هاى احمد و حسن در بازجوئى ها ادعا كردند كه آيت هر از گاهى به خانه پدرش در منطقه جنت آباد سر مى زند.
با اعترافات پسرعموهاى متهم، مأموران به صورت نامحسوس خانه پدر آيت را زير نظر گرفته و ساعت دو بامداد روز ۲۹ ارديبهشت ماه امسال زمانى كه از حضور آيت در آن خانه مطمئن بودند با دستور قضائى وارد خانه شده و او را دستگير كردند.
متهم سپس به اداره ۱۸ پليس آگاهى منتقل شد كه در بازجوئى ها با اعتراف به سرقت منجر به قتل با همدستى پسر جوانى به نام حميد گفت: روز حادثه همراه حميد در حال برگشت از گمرك بوديم كه حميد كيف مقتول را كه حاوى ۳۰۰ هزار تومان پول بود، ربود.
پس از سرقت احساس كردم مأموران در تعقيب ما هستند به همين خاطر در جهت حركت خودروها فرار كردم. حوالى بوستان سعدى روح الله خود را به ما رساند كه حميد با يك ضربه تعادل او را برهم زد. پس از اعترافات آيت، مأموران براى دستگيرى حميد راهى خانه او شدند كه در آنجا پى بردند خانواده حميد مدتى است او را به خاطر بيمارى روانى در بيمارستان روزبه تهران بسترى كرده اند.
كارآگاهان سپس با هماهنگى پزشك معالج حميد از او بازجوئى كردند كه او در ابتدا اظهارات آيت را تائيد كرد اما در ادامه منكر هرگونه دست داشتن در اين ماجرا شد.
هم اكنون تحقيقات تكميلى مأموران از متهمان دادسراى امور جنايى تهران ادامه دارد.

ازدواج برادر، آغاز كينه خونين
يك مرد وقتى دختر مورد علاقه اش با برادر وى ازدواج كرد هفت سال با كينه زندگى كرد تا اينكه دست به جنايتى هولناك زد.
اين مرد برادركش در حالى كه پدر و مادرش از مجازات مرگ وى گذشت كرده بودند، در برابر قضات دادگاه كيفرى استان تهران ايستاد و از خود دفاع كرد.
روز ۲۱ فروردين ماه سال ۸۳ يك جنايت خانوادگى رخ داد كه در آن مرد ۳۵ ساله اى با انگيزه اى عجيب برادر كوچكتر خود را مورد حمله قرار داد و با ضربات زيادى او را به قتل رساند.
وقتى پليس و بازپرس جنايى وارد عمل شدند، تحقيقات نشان داد عامل جنايت از سالها پيش و زمانى كه برادرش با دخترى جوان ازدواج كرد، با وى اختلاف كينه جويانه اى داشته است. جوان برادركش بازداشت شد و در بازجوئى ها با پذيرفتن اينكه عامل جنايت است، گفت: من و زن برادرم از سال ۷۶ در خيابان با يكديگر آشنا شديم و ۶ ماهى با هم دوست بوديم و به يكديگر ابراز علاقه كرده بوديم، به خاطر اختلافاتى كه با همسرم داشتم، تصميم گرفتم او را طلاق بدهم و با اين دختر ازدواج كنم، قرارهايمان را گذاشتيم تا اين كه من مسافرت رفتم و شماره تلفن برادرم را به دختر مورد علاقه ام دادم تا اگر كارى با من داشت، با او در جريان بگذارد، همين اشتباه من باعث شد تا دختر جوان، برادرم را اغفال كند و با ابراز علاقه به او پاى در زندگى اش بگذارد.
وى در ادامه افزود: وقتى فهميدم اين دختر با برادرم قصد ازدواج دارد، مخالفت كردم. نمى توانستم اين موضوع را هضم كنم كه دختر مورد علاقه ام روزى زن برادرم شود، اما برادرم با وجود مخالفت پدر و مادرم با اين دختر ازدواج كرد.
هفت سال از اين ماجرا گذشته بود، خيلى كينه به دل داشتم تا اينكه روز جنايت به خاطر رفتارهاى ضد اجتماعى زن برادرم با قربانى درگير شدم، جنون آنى به من دست داد و با چاقويى كه همراه داشتم، برادرم را به قتل رساندم.

در دادگاه
صبح چهارشنبه ۴ خردادماه سال جارى، مرد برادركش با توجه به اعلام گذشت اولياى دم- پدر و مادر خودش- از جنبه عمومى جرم تحت محاكمه قرار گرفت و در جايگاه دفاع ايستاد.
عامل جنايت خانوادگى گفت: وقتى دست به قتل زدم، جنون آنى داشتم و ناخودآگاه به سمت برادرم حمله كردم، او با دخترى ازدواج كرده بود كه روزى قرار بود با من ازدواج كند، اما اين تنها دليل من نبود، رفتارهاى زن برادرم ناراحت كننده بود، هرچه به برادرم تذكر مى داديم، توجهى نمى كرد، انگيزه ام مسائل ناموسى بود و پشيمان هستم، چرا كه الان اگر برادرم زنده بود، حتماً روش ديگرى را براى توجيه و روشن كردن او انتخاب مى كردم.
بنا به گزارش رسيده؛ پنج قاضى دادگاه كيفرى استان تهران وارد شور شده اند تا حكم نهايى در خصوص جنبه عمومى جرم قتل را صادر كنند.

پرونده قتل۲دوست در فشم روى ميز۵ قاضى
پرونده زوج جوانى كه به اتهام قتل دو پسر جوان در منطقه كوهستانى فشم بازداشت شده بودند، با صدور كيفرخواست مجرميت به دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شد.
حادثه شليك ۷ گلوله براى مرگ دو دوست سحرگاه جمعه دوم مردادماه سال ۸۳ در حوالى خانه هاى ويلايى جاده زايگان فشم رخ داد.با پيدا شدن اجساد دو قربانى حادثه كه در فاصله ۱۵۰۰ مترى از هم كنار رودخانه افتاده بودند، پليس تلاش براى رديابى عامل يا عاملان جنايت را آغاز كرده و ردى از يك زن جوان كه از مدت ها قبل با يكى از قربانيان حادثه آشنايى پنهانى داشت، به دست آورد.
با گذشت ۵ روز از وقوع جنايت مخفيگاه زن جوان و شوهرش شناسايى و هر دو بازداشت شدند. «احمد» متهم رديف اول پرونده در اين باره گفت: از يك ماه قبل پى به ارتباط پنهانى همسرم با پسر جوانى برده بودم. به همين دليل در سفر به مريوان اسلحه اى تهيه كردم.از همسرم «الهه» خواستم تا پسر جوان را براى صحبت كردن دعوت كند. همسرم او را با ادعاى اينكه ويلاى دايى اش خالى است به منطقه فشم كشاند. يكى از دوستان او هم همراهش بود. ابتدا يكى از آنها را كه «مجيد» نام داشت، به بهانه جمع آورى چوب به نقطه خلوتى در كنار رودخانه كشاندم، همسرم دوست او «مسعود» را با خود برد. وقتى خوب دور شديم با شليك دو گلوله او را از پاى درآوردم. سپس به سراغ «مسعود» رفتم و او را هم با شليك چند گلوله كشتم.
با توجه به اعترافات اين متهم از آنجائى كه محل وقوع جنايت ها در كوهستان هاى فشم بود، بازپرس شعبه دوم دادسراى جنايى تهران پرونده را براى رسيدگى با عدم صلاحيت به دادگاه عمومى لواسانات فرستاد. قاضى دادگاه با توجه به درخواست اولياى دم و تحقيقات تكميلى از دو متهم پرونده و اعترافات آنان، برايشان قرار مجرميت صادر كرده و پرونده را جهت اظهارنظر به داديارى دادسراى جنايى تهران فرستاد. بر اساس كيفرخواست صادره «احمد» متهم رديف اول به عنوان مباشر در قتل و همسرش «الهه» به عنوان معاونت در قتل مجرم شناخته شده اند. قرار است به زودى به صورت فوق العاده رسيدگى به اين پرونده از سوى ۵ قاضى دادگاه كيفرى استان تهران انجام شود.

پيچيدگى ۴ مرحله اى در پرونده يك جنايت
ادعاهاى يك مرد كه مى گويد به خاطر دفاع از ناموس دست به جنايت زده است در پيچيدگى هاى قضائى گرفتار شد.
اجراى حكم مجازات مرگ اين مرد زندانى با وجود تائيد از سوى قضات ديوانعالى كشور و هيأت تشخيص در آخرين مرحله متوقف شد. روز ۲۱ شهريورماه سال ۸۱ مردى به نام «محمدحسين» با ضربات مرگبار چاقوى مردى خشمگين در قرچك ورامين به قتل رسيد. عامل جنايت كه در تجسس هاى پليسى مجرم شناخته شد وقتى تحت بازجوئى قرار گرفت پذيرفت كه قربانى را مورد حمله قرار داده و با ضربات متعددى او را به قتل رسانده است. اين مرد وقتى در دادگاه قرچك محاكمه شد در برابر قاضى به دفاع از خود پرداخت و گفت: «وقتى از همسرم شنيدم كه مردى به او تجاوز كرده است تصميم گرفتم انتقام بگيرم، همسرم در مسير خانه مان با يكى از همشهرى هايم مواجه شده است كه به بهانه انجام كارى او را به خانه اش كشانده است.»
وى افزود: وقتى زنم بدون اطلاع از نقشه مقتول به خانه وى مى رود در آنجا مردى به نام «رحمان» حضور داشت كه شاهد تجاوز«محمدحسين» به همسرم بوده است، از آن به بعد زنم دچار ناراحتى روحى و روانى شده بود تا اينكه نزد من ماجرا را فاش كرد.
تصميم گرفتم انتقام بگيرم چند روزى به كمين نشستم تا اينكه همسرم از لاى در خانه مرد متجاوز را به من نشان داد و او را شناختم. نقشه اى طراحى كردم و او را به بهانه استعمال مواد مخدر به خانه اى كشاندم به اندازه اى خشمگين بودم كه ۱۵ ضربه چاقو به وى زدم.
قاضى دادگاه قرچك روز ۲۹ تيرماه سال ۸۲ اين مرد را پس از محاكمه مجرم شناخت و به قصاص نفس- اعدام- محكوم كرد كه قضات شعبه ۳۹ ديوانعالى كشور نيز مجازات مرگ وى را تائيد كردند. در سومين مرحله قضائى، قضات شعبه سوم تشخيص ديوان به بررسى ادعاهاى اين مرد زندانى پرداختند و با نپذيرفتن دفاعيات وى، حكم قصاص نفس- اعدام- را قابل اجرا دانستند.
بنا به گزارش رسيده، در آخرين مرحله قضائى كه قاتل در يك قدمى دار قرار گرفته بود وكيل مدافع وى خواستار اعاده دادرسى شد كه اين درخواست پذيرفته و اجراى حكم متوقف شد.

بازداشت برپا كنندگان مركز قلابى ترك اعتياد
مردانى كه با خوراندن قرصهاى روانگردان به افراد معتاد ادعا مى كردند قادرند اعتياد آنان را از بين ببرند، شناسايى و دستگير شدند.
راز اقدامات اين باند در پى نفوذ يكى از مأموران معاونت مبارزه با مفاسد اجتماعى استان قزوين فاش شد.
گزارش رسيده حاكى است مأموران در اقدامات اطلاعاتى با نفوذ در اين باند پى بردند آنها با شناسايى افراد معتاد به بهانه ترك اعتياد پس از فريب و گرفتن مبالغ زيادى پول آنها را به خانه اى منتقل و با ظاهرسازى اقدام به مداحى و مديحه سرايى براى آنها مى كردند.
در ادامه اين تحقيقات مشخص شد پس از گذشت چند ساعت يكى از اعضاى اين باند با نقشه قبلى وارد اين خانه مى شد و همدستان به پاى او بلند مى شدند و پس از بوسيدن دست هاى وى، اعلام مى كردند او با دادن پودرى شفابخش باعث ترك اعتياد معتادين مى شود.
با انجام اين تحقيقات، مأموران مبارزه با مفاسد اجتماعى با اخذ دستور قضائى به محل تجمع اعضاى اين باند حمله و ۴ نفر از آنها را بازداشت كردند.
در بازرسى از داخل مخفيگاه اين افراد، مقدار زيادى قرص روانگردان كه به صورت پودر درآمده بود و از آن به عنوان داروى شفابخش و ترك اعتياد استفاده مى شد، كشف شد.
۴ متهم اين پرونده با قرار بازداشت موقت راهى زندان شدند و تحقيقات مأموران در ارتباط با ديگر اقدامات آنها ادامه دارد.

شناسايى قاتل با كيف پول به جا مانده در صحنه قتل
پسر ۱۸ ساله اى كه روز دوشنبه مرد جوانى را در ميدان ميوه و تره بار تهران به قتل رسانده بود كيف پولش را در صحنه جا گذاشت.
قاتل ۲۴ ساعت پس از كشف جسد در سر جلسه امتحان شناسايى و دستگير شد. ساعت ۱۱ و ۳۰ دقيقه روز دوشنبه دو هفته پيش جسد مردى در ميان كاج هاى در شماره سه ميدان ميوه و تره بار تهران كشف شد.
مأموران پس از اطلاع در محل حاضر شده و با جسد غرق در خون مردى ۲۵ ساله روبرو شدند كه بر اثر اصابت ضربه چاقو به سينه اش به قتل رسيده بود. ماموران در بررسى صحنه چند تكه از لباس مقتول را مشاهده كردند. همچنين يك كيف پول در ميان لباس ها كشف شد كه مدارك داخل آن نشان مى داد كيف متعلق به فردى به نام داريوش ۱۸ ساله است.
با به دست آمدن اين سرنخ مأموران تحقيقات خود را آغاز كرده و متوجه شدند داريوش از دوستان مقتول است كه در سه راه شريعتى زندگى مى كند. ماموران در ادامه راهى خانه او شده و در بررسى آنجا پى بردند او از آنجا متوارى شده است.
به دليل اينكه متهم به قتل دانش آموز است مأموران راهى دبيرستان محل تحصيل او در منطقه ۱۶ آموزش و پرورش در خيابان فداييان اسلام شدند و ساعت ۱۰ صبح زمانى كه داريوش از جلسه امتحان خارج شد او را دستگير كردند.
متهم به قتل كه آثارى از درگيرى بر روى بدن او مشهود بود در بازجوئى ها به قتل اعتراف كرد و گفت: «چند ماهى است با مقتول به اسم مجتبى كه دلال ميوه بود دوست هستم.
شب حادثه براى مصرف مواد مخدر به ميدان ميوه و تره بار رفتيم. در آنجا او قصد تجاوز به من را داشت. با چاقويى كه همراه داشتم يك ضربه به سينه مقتول زدم. سپس از آنجا فرار كردم.»
متهم هم اكنون براى تحقيقات بيشتر در اختيار پليس آگاهى قرار دارد.

مسافركشى زن جوان با خودروى سرقتى
زن جوان هنگام مسافر كشى با خودروى سرقتى دستگير شد. فروردين ماه امسال مردى با مراجعه به پليس از سرقت خودروى پرايد خود از سوى سارقان مسلح خبر داد و گفت: «شب خودرويم را مقابل خانه ام پارك كرده بودم ولى صبح وقتى از خانه خارج شدم پى بردم آن را به سرقت برده اند.» پس از اين شكايت مأموران تحقيقات خود را آغاز كردند تا اينكه روز دوشنبه خودروى سرقتى را در حالى كه يك زن راننده آن بود در اتوبان تهران- كرج شناسايى كردند.
پس از متوقف كردن خودروى پرايد مأموران راننده آن را بازداشت كردند كه او در بازجوئى ها گفت: «يك سال پيش خودروى مرا سارقان ربودند و تلاش هاى من براى شناسايى آن بى نتيجه ماند تا اينكه يك ماه پيش اين خودرو را ديدم كه كنار خيابان رها شده بود آن را ربوده و با آن شروع به مسافر كشى كردم.»
متهم سپس با قرار قانونى از سوى داديار شعبه اول دادسراى امور جنايى تهران براى تحقيقات بيشتر در اختيار پليس آگاهى قرار گرفت.

دستگيرى سه قاچاقچى انسان در رابطه با ناپديدشدن ۹ ملوان بنگلادشى
سه قاچاقچى انسان در رابطه با ناپديدشدن مرموز ۹ ملوان بنگلادشى در تهران دستگير شدند. اوايل هفته جارى گزارشى از ناپديدشدن ۹ ملوان بنگلادشى در شعبه هفتم بازپرسى دادسراى امور جنايى تهران مطرح شد. اين ملوانان در هتلى در تهران اقامت داشتند ولى يك روز پس از خارج شدن از هتل ديگر به آنجا بازنگشتند. با تشكيل پرونده اى در اين رابطه در دادسراى جنايى، به گروهى از مأموران اطلاعات مأموريت داده شد تا در اين رابطه تحقيق كنند. تحقيقات مأموران ادامه داشت تا اين كه روز دوشنبه يكى از ملوانان با مراجعه به دادسراى ويژه فرودگاه مهرآباد سرنخ هاى جديدى را در رابطه با اين پرونده در اختيار قاضى و مأموران قرار داد. وى گفت: «من و دوستانم قرار بود از طريق ايران به تركيه و از آنجا به اروپا برويم يك روز صبح وقتى از خواب بيدار شدم متوجه غيبت دوستانم شدم كه مرا در هتل جا گذاشته بودند.»
مأموران سپس تماس هاى صورت گرفته از اتاق ملوانان را بررسى كرده و متوجه شدند آنها با يك باند قاچاق انسان در شهريار چندبار تماس گرفته اند. با شناسايى اعضاى اين باند مأموران روز دوشنبه سردسته اين باند را همراه دو عضو ديگر باند دستگير كردند. هم اكنون تحقيقات از متهمان در شعبه هفتم بازپرسى دادسراى امور جنايى تهران ادامه دارد.

زنى با همكارى دوست پسرش همسرش را كشت
زنى با همكارى فرد مورد علاقه اش وقتى متوجه شد كه همسرش پى به رابطه پنهانى آنها برده، وى را به قتل رساند. ساعت ۲۰/۷ بامداد ۲۸ ارديبهشت ماه سال جارى، مأموران كلانترى ۲۹ مشكين آباد كرج در حين گشت زنى در حوالى خيابان كشورى به يك خودروى پيكان قهوه اى رنگ كه در گوشه اى از باغ مخروبه اى در حالى كه يكى از درهاى آن باز بود مشكوك شده و چندين بار راننده آن را صدا زدند اما جوابى نشنيدند، پليس با احتياط به خودرو نزديك شد و ناباورانه با جنازه مردى روبرو شد كه غرق در خون روى صندلى جلو افتاده است.
پليس در بررسى از جنازه قربانى يك كارت شناسايى پيدا كرد كه هويت وى را «مهدى كريم زاده» ۴۲ ساله نشان مى داد، با فاش شدن هويت قربانى، جستجو براى يافتن خانواده مقتول آغاز شد. بدين ترتيب جنازه قربانى براى شناسايى علت مرگ به پزشكى قانونى منتقل شد.
خانواده مقتول پس از شناسايى براى تحقيقات به دايره ويژه قتل كرج منتقل شد.
«بهجت» ۳۶ ساله همسر مقتول در بازجوئى ها گفت: مهدى پسرعمويم بود و ۱۹ سال قبل با يكديگر ازدواج كرديم. يك پسر و دو دختر نوجوان دارم. شوهرم مرد آرامى بود و با هيچكس دعوائى نداشت كه كينه او را به دل بگيرند و بخواهند او را از بين ببرند و من هم با او مشكلى نداشتم. وى هر روز ساعت ۶ يا ۷ صبح براى مسافركشى خانه را ترك مى كرد. آنروز هم ساعت ۳۰/۶ دقيقه بامداد بود كه از من خداحافظى كرد و براى كار بيرون رفت، اما چند دقيقه اى نگذشته بود كه زنگ خانه به صدا درآمد وقتى جلو در رفتم شوهرم را ديدم كه از من خواست خودرويش را هول دهم تا روشن شود. ۵ دقيقه اى كه سپرى شد او از محله خارج شد. چند ساعت بعد از مركز پليس خبر رسيد كه شوهرم كشته شده است.
پليس در تحقيق از همسايگان مقتول پى برد كه وى با زنش مشاجره و اختلاف داشته است.
كارآگاهان با كشف اين سرنخ به اين راز پى بردند كه ممكن است راننده قربانى توطئه اى از سوى همسرش شده باشد. بنابراين، زن قربانى بار ديگر مورد بازجوئى قرار گرفت. وى اين بار دچار تناقض گويى هاى متعدد شد.
اين زن كه پى برد پليس به وى مشكوك شده گفت برادرم معتاد بود و به همين خاطر با شوهرم اختلافاتى داشت. او كينه از «مهدى» به دل گرفته بود و مى خواست تلافى كند.
وى ادامه داد: شب حادثه برادرم به خانه ما آمد، باز با شوهرم درگير شد. برادرم به يك باره عصبانى شد و چاقويى به سمت شوهرم انداخت كه وى از ناحيه گردن مجروح شد و از ترس او را سوار خودرو كرد تا به بيمارستان ببرد كه ديگر بى خبر شدم. پليس برادر وى را بازداشت كرد و با خواهرش مواجهه حضورى داد. اين مرد گريه كنان در بازجوئى ها گفت: باور كنيد من مرتكب جنايتى نشده ام و گفته هاى خواهرم دروغى بيش نيست. او خودش با شوهرش اختلاف داشت «مهدى» مرد خوبى بود و آزارش به كسى نمى رسيد، من چگونه مى توانستم او را بكشم.
با انكار برادر «بهجت» وى اعتراف كرد و گفت: من با شوهرم اختلاف داشتم. از چند وقت قبل با پسرى به نام «محمد» كه قبلاً همسايه قديمى مان و دوست پسرم «امير» بود آشنايى پيدا كردم و بدين ترتيب ارتباط پنهانى ما آغاز شد.
زن ادامه داد: چند ماه قبل شوهرم پى به ارتباط پنهانى مان برد و تصميم گرفتم او را از بين ببرم. قضيه را با معشوقه ام مطرح كردم و او قبول كرد تا من را در اين راه كمك كند. چند بار خواستيم نقشه را عملى كنيم كه نشد تا اينكه چند روز قبل از جنايت نقشه قتل را طراحى كرديم و قرار شد ابتدا من داخل غذاى شوهرم ماده بيهوشى بريزم تا كمى نيمه جان شود بعد او را بكشيم. شب قبل داخل املتى كه پخته بودم كمى پودر قرص ديازپام ريختم و به خورد شوهرم دادم. دقايقى بعد دچار سرگيجه شد و براى استراحت به رختخواب رفت، وقتى بچه هايم هم خوابيدند، داخل آشپزخانه رفتم و از تلفن همراهى كه «محمد» در اختيارم قرار داده بود به تلفن همراه دوستش كه در دست وى بود زنگ زدم و از او خواستم به خانه ام بيايد. كليد در حياط خانه را قبلاً به وى داده بودم.
ساعت دو بامداد او آمد با هم بالاى سر شوهرم رفتيم تا كار را يكسره كنيم. با طنابى كه قبلاً آماده كرده بوديم، دست و پايش را بستيم، در همين حين ناگهان از خواب پريد و شروع به فرياد زدن كرد و تقلا مى كرد تا دست و پايش را باز كند. هنوز دقايقى نگذشته بود كه پسرم با سروصداى ما از خواب بلند شد و به اتاق پدرش آمد، به او گفتم چيزى نشده، پدرت تشنج كرده و مى خواهم به بيمارستان ببرم تو مراقب خواهرانت باش. «محمد» براى اينكه از سوى پسرم شناسايى نشود كلاه پشمى تيره اى روى سرش كشيده بود كه فقط چشمانش ديده مى شد، چاقويى از جيبش درآورد و به سمت شوهرم گرفت. پسرم آنقدر ترسيده بود كه نمى توانست چيزى بگويد، در يك لحظه «محمد» عصبانى شد و گفت مى خواهم او را بكشم، چاقو را به سمت پسرم گرفت تا او را بترساند كه در حين صحبت كردن پسرم وى را شناخت و مجبور شد در گوشه اى آرام بگيرد.
من دهان «مهدى» را گرفتم و «محمد» گلويش را فشار داد. چهره اش كبود شد و نفسش بالا نمى آمد سپس پسرم «امير» را مجبور كرديم كه جنازه «مهدى» را داخل خودرو بگذارد، در خانه بماند و سكوت كند. لباس هاى كار همسرم را تنش كرديم و بلافاصله ماشين را روشن كرده و به سمت خيابان كشورى مشكين آباد رفتيم تا جنازه اش را در جايى پنهان كنيم كه نشد. بعد به سمت كانال آب فرديس رفتيم اما آنجا هم ممكن بود كسى پى به حضور ما ببرد، ساعتى در خيابان سرگردان بوديم تا اينكه به محل اول برگشتيم و او را در بيابان هاى اطراف برديم، چاقو را از او گرفتم تا ضربه اى به گردن شوهرم بزنم كه گفتم هوا تاريك است و چشمانم نمى بيند كه چاقو را به گردنش بزنم. به همين خاطر چاقو را از دستم گرفت و ضربه اى به گردن شوهرم زد. كفش هاى مقتول را از پايش درآورديم و صندلى عقب گذاشتيم و همانجا داخل ماشين جنازه را رها كرديم و رفتيم. با اعترافات اين زن، كارآگاهان جنايى كرج سه روز قبل موفق به شناسايى مخفيگاه محمد در مشكين آباد كرج شدند. «محمد» ۱۸ ساله در اظهاراتش صراحتاً به كشتن مرد همسايه اعتراف كرد و گفت: من نمى خواستم شوهر «بهجت» را بكشم، اما او آنقدر از شوهرش بد گفت كه ديگر مطمئن شدم بايد كمكش كنم. دستم به خون يك مرد بى گناه آلوده شد. من از جنايتى كه مرتكب شده ام بسيار پشيمانم. اولياى دم با حضور در شعبه ۱۷ دادسراى كرج تقاضاى قصاص براى زن جنايتكار و معشوقه اش كردند.
اين گزارش مى افزايد: زن جنايتكار همراه معشوقه و پسرش از سوى بازپرس با قرار بازداشت موقت روانه زندان رجايى شهر كرج شدند.

پدرى، پسرش را به خاطر ايجاد مزاحمت براى دختران
كشت!
مردى در شيراز پسرش را به خاطر ايجاد مزاحمت براى دختران به قتل رساند. متهم زمانى كه پسر ۲۶ ساله اش در خواب بود با ميله آهنى چند ضربه به سر او وارد كرد كه باعث مرگ پسر جوان شد.

قتل در رختخواب
ساعت ۱۰ و ۳۰ دقيقه ۲۶ ارديبهشت ماه امسال مردى با مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ شيراز تماس گرفت و از قتل پسر جوانى خبر داد. پس از اطلاع مأموران در محل كشف جسد در بلوار رحمت شيراز حاضر شدند. در بررسى هاى اوليه مشخص شد مقتول جوان ۲۶ ساله اى به نام تورج است كه از ناحيه سر آسيب ديده و در بستر خود به قتل رسيده بود. ماموران سپس از فردى كه وقوع قتل را اطلاع داده بود، بازجوئى كردند كه او اظهار داشت: مقتول از مدت ها پيش به علت اختلاف خانوادگى، منزل پدرش را ترك كرده و در اين خانه به تنهايى زندگى مى كرد. تورج پسردايى همسرم بود. وقتى من و همسرم متوجه اختلاف او و خانواده اش شديم تصميم گرفتيم به اين موضوع پايان دهيم. به همين خاطر روز جمعه هفته گذشته آنها را به منزلمان دعوت كرديم. در اين مهمانى تورج با خانواده اش آشتى كرد و پس از مهمانى همراه آنان به منزل رفت.
وى كه محمد نام دارد، در ادامه گفت: ساعت ۹ و ۳۰ دقيقه (روز حادثه) پدر تورج با منزل ما تماس گرفت و اظهار داشت كه تورج دو روز است كه خانه نيامده است. او خواست كه براى جويا شدن از وضعيت پسرش به خانه اش بروم. زمانى كه من و همسرم وارد منزل تورج شديم او را غرق در خون در بسترش يافتيم و بلافاصله پليس را در جريان قرار داديم.
پس از اظهارات اين مرد مأموران جسد مقتول را براى تشخيص علت اصلى مرگ به پزشكى قانونى منتقل كردند، همچنين خانواده تورج براى ادامه تحقيقات به اداره آگاهى احضار شدند. پدر مقتول در بازجوئى ها ادعا كرد، پسرشان به علت فساد اخلاقى با چند دختر ارتباط داشت كه به احتمال قوى قتل از سوى خانواده يكى از دختران رخ داده است.
با به دست آمدن اين سرنخ مأموران تحقيقات در اين شاخه را آغاز كرده ولى نتوانستند به نتيجه اى برسند، به همين دليل خانواده تورج دوباره به اداره آگاهى احضار شدند كه اين بار دچار تناقض شدند و پدر مقتول پس از ساعت ها بازجوئى سرانجام لب به اعتراف گشود و پرده از راز قتل پسرش برداشت. اين مرد گفت: تورج با عده اى از اشرار محل دوست شده بود و با آنها رفت و آمد داشت. هر چه من و مادرش او را نصيحت مى كرديم، توجه نمى كرد و شروع به شكستن اثاثيه خانه مى كرد. چند بار والدين دخترانى كه او براى آنان ايجاد مزاحمت كرده بود از او شكايت كردند. بنابراين تصميم گرفتم كه خانواده ام و ديگران را از شر شرارت هاى او خلاص كنم، شب حادثه با كليدى كه به دست آورده بودم پنهانى به منزلش رفتم و در حالى كه خواب بود با يك ميله آهنى چندين ضربه بر سرش وارد كردم. پس از آنكه از مرگش مطمئن شدم بدون آنكه كسى از ماجرا بوئى ببرد منزلش را ترك كردم. متهم پس از اعتراف به اين قتل با حضور در محل كشف جسد اقدام به بازسازى نحوه كشتن پسرش كرد.

دارند پرونده قتل هاى محفلى كرمان را «ماست مالى» مى كنند
چون فرمانده باند قاتل، روحانى بود همه قاتل ها از مجازات معاف شدند
قاتلان كرمان از اعضاى پايگاه بسيج بودند و به دستور يك روحانى تندرو به عنوان نهى از منكر، افراد بيگناه را به قتل مى رساندند.
فرمانده نيروى انتظامى كرمان كه نمى گذاشت اين گروه از دار مجازات فرار كنند از كار بركنار شد
پنج متهم به قتل در پرونده قتل هاى محفلى كرمان با جلب رضايت اولياى دم از قصاص نجات يافتند اما آخرين متهم به اتهام قتل يك زن و مرد و به دست نياوردن رضايت اولياى دم به قصاص محكوم شد.
قاضى شعبه ۱۰۲ دادگاه عمومى جزايى كرمان پس از محاكمه اعضاى اين باند براى سومين بار پنج متهم پرونده را به پرداخت ديه و حبس محكوم كرد. شش متهم اين پرونده به نام هاى محمد حمزه (سرباز وظيفه نيروى انتظامى)، مهديا، محمود (سرباز وظيفه)، چنگيز، سلمان و على متهم هستند از اوايل سال ۸۲ تا بهمن ماه اين سال مصيب افشارى، محسن كمالى، جميله اميداسماعيلى و زن و شوهر جوانى به نام هاى محمدرضا نژاد ملايرى و شهره نيك پور را به قتل رسانده بودند.
آخرين جلسه محاكمه اين متهمان بهمن ماه سال گذشته برگزار شده بود كه قاضى مجيد دوستعلى پس از سه ماه بررسى پرونده حكم مجازات اعضاى اين باند را صادر كرد. در حكم صادره يكى از متهمان پرونده كه متهم به سه فقره قتل (دو مرد و يك زن) بود موفق به كسب رضايت اولياى دم شد و در جنبه عمومى جرم به ۱۰ سال حبس محكوم شد. اين متهم به اتهام معاونت در قتل يك زن به ۱۵ سال حبس محكوم و در رابطه با آتش زدن اتومبيل يكى از مقتولان به سه سال حبس محكوم شد. اين متهم كه پيش از اين به اعدام محكوم شده بود در اين حكم با رهايى از مرگ در مجموع به ۲۸ سال حبس محكوم شد. متهم ديگر اين پرونده كه در يك فقره قتل شركت داشت موفق به كسب رضايت اولياى دم شد كه به علت جنبه عمومى جرم به ۱۰ سال حبس محكوم و به علت معاونت در يك قتل به ۱۰ سال ديگر حبس محكوم شد كه در مجموع اين متهم به ۲۰ سال حبس محكوم شده است. متهم رديف سوم اين پرونده به اتهام معاونت در قتل موفق به كسب رضايت نشده و به ۱۵ سال حبس محكوم شده است. متهم ديگرى در اين پرونده به ارتكاب يك فقره قتل موفق به كسب رضايت اولياى دم شده و از نظر جنبه عمومى جرم به شش سال حبس محكوم شده است. پنجمين متهم پرونده كه مرتكب قتل يك زن و مرد شده است به دليل كسب نكردن رضايت اولياى دم، به قصاص محكوم شد. آخرين متهم پرونده نيز به اتهام يك فقره قتل و رضايت اولياى دم از او، به پنج سال حبس و در دو قتل كه اتهام معاونت داشته به ۱۵ سال حبس محكوم شده است.

بحث مفسد فى الارض نبود
جمال كريمى راد سخنگوى قوه قضائيه نيز با تائيد اين خبر گفت: حكم اين متهمان هنوز قطعى نشده و قابل اعتراض است. در اين پرونده پنج مقتول و شش قاتل وجود دارد كه دو طرف با توجه به اينكه اتهام مشاركت يا معاونت در قتل است مى توانند به آن اعتراض كنند كه در ادامه ديوان عالى كشور آن را تأييد يا نقض مى كند. پيش از اين اعلام شده بود كه عمل ارتكابى متهمان مصداق افساد فى الارض و اخافه الناس است و در صورت رضايت اولياى دم قربانيان، متهمان به اين اتهام محاكمه مى شوند. اما در حكم صادر شده به اين نكته هيچ اشاره اى نشده بود كه كريمى راد در اين باره گفت: «در اين پرونده بحث مفسد فى الارض بودن و اخافه الناس مطرح نبوده است.»
سومين حكم باند محفلى كرمان در حالى صادر شد كه ديوان عالى كشور دو حكم صادر شده قبلى كه در آن قاتلان به قصاص محكوم شده بودند را نقض كرده بود. به اعتقاد حقوقدانان با توجه به دلايل نقض احكام قبلى و محتويات سومين حكم صادر شده، احتمال نقض آن از سوى ديوان عالى كشور دور از انتظار است. همچنين پيش از اين در خبرها آمده بود كه دستگاه قضائى استان در كسب رضايت اولياى دم نقش داشته و خانواده سه قربانى پرونده با توجه به درخواست مسئولان قضائى استان حاضر به دادن رضايت شده اند كه حيدرى رئيس كل دادگسترى كرمان با كذب دانستن اين موضوع گفت: «دادگسترى براى جلب نظر شاكيان اين پرونده دخالتى نكرده است.»

شناسايى متهمان
پائيز سال ۸۱ خانواده جوانى به نام هادى با مراجعه به پليس اعلام كردند فرزندشان از دو روز پيش ناپديد شده است، مأموران پس از اعلام اين خبر تحقيقات گسترده اى را براى پيدا كردن هادى آغاز كردند. آنها در جريان اين تحقيقات بود كه پى به فعاليت اين باند برده و دانستند اعضاى اين باند با ربودن زنان و مردان جوان آنها را به قتل مى رسانند. مأموران در ابتدا احتمال مى دادند، هادى به قتل رسيده باشد، اما او پس از مدتى به خانه برگشت و گفت: «شش نفر مرا در حالى كه قصد داشتم به محل كارم بروم، ربودند و به مخفيگاه خود بردند. آنها ادعا مى كردند من فاسد هستم و براى كشتن من سه بار از كتابى استخاره كردند كه خوب نيامد. آنها سپس تلفن همراه مرا گرفتند و آزادم كردند. مأموران بلافاصله با كمك متخصصان اداره مخابرات، تلفن همراه هادى را كه دست يكى از قاتلان بود رديابى كردند و پس از چند تماس و رديابى محل موفق شدند اين شش جوان را در خانه اى در كرمان بازداشت كنند. اين شش جوان كه بين ۱۹ تا ۲۲ سال سن داشتند قربانيان را با طناب خفه و يا در استخر غرق مى كردند و اجساد آنها را به بيابان هاى اطراف كرمان مى بردند تا به عقيده خودشان طعمه حيوانات وحشى شوند.

جزئيات قتل ها
در بازجوئى از اعضاى اين باند مشخص شد آنها ابتدا مصيب جوان ۱۹ ساله داروفروش را شناسايى كرده و بعد از ربودن وى در مسير خانه اش او را با اتومبيل به جاده هفت باغ در ۱۵ كيلومترى كرمان برده و پس از بستن دست ها و پاهاى اين پسر جوان او را پس از مجروح كردن با چند سنگ، در بيابان زنده به گور كردند. آنها در دومين قتل خود محسن كمالى جوان ۲۵ ساله را در حوضچه اى خفه كردند و سپس جسدش را روى جسد مصيب در داخل گودالى كه در جاده هفت باغ بود، انداختند.
سومين قتل زمانى به وقوع پيوست كه جميله زن ۲۸ ساله حاضر به همكارى با اعضاى اين باند براى شناسايى زنان بدنام در كرمان نشد، آنها جميله را ربودند و او را نيز در حوضچه باغ پسته خفه كردند، سپس جسدش را در گودالى در نزديكى گودالى كه مصيب و محسن را در آن انداخته بودند، رها كردند. قاتلان محفلى در آخرين قتل هاى خود دختر و پسر جوانى را كه با هم نامزد بودند به باغ پسته كشاندند و پس از خفه كردن در حوضچه پر آب، اجسادشان را در بيابان انداختند. در گزارش مطرح شده در دادگاه نوشته شده كه قاتلان يكى از جسدها را پشت صندوق پيكان على ملكى (يكى از اعضاى باند) و جسد ديگرى را در صندوق عقب پرايد محمد حمزه (رئيس باند) گذاشتند و ۲۴ ساعت در حياط خانه نگه داشتند و فرداى آن روز اجساد را در بيابانى در حاشيه جنگل جوپار انداختند و فرار كردند.
آنها همچنين هادى جوان ۲۸ ساله را نيز به قصد به قتل رساندن ربوده بودند كه از كشتن او منصرف شدند. عاملان قتل هاى محفلى در بازجوئى هاى خود اعتراف كرده بودند كه دستبند، بى سيم و سلاح داشتند. در پرونده آمده كه عاملان قتل هاى محفلى، اموال قربانيان خود را به ديگران مى بخشيدند و خودروهاى آنها را به آتش مى كشيدند.

فرمانده اى كه بركنار شد
سخنان سردار جوركش فرمانده نيروى انتظامى وقت كرمان كه قبل از بركنارى از سمتش جزئيات زيادى را در مورد اين شش قاتل براى مطبوعات كرمان افشا كرده بود، از سوى رئيس كل دادگسترى كرمان نادرست اعلام شد. اين موضوع باعث شد سردار جوركش رئيس كل دادگسترى كرمان را به مناظره دعوت كند اما چند ماه بعد سردار جوركش از سمت خود بركنار شد. اعتقاد بر اين است بركنارى او با افشاى اين قتل ها از سوى او رابطه داشته است.
• سعى كردم پيشداورى نسبت به حكم را از بين ببرم
قاضى پرونده قتل هاى محفلى كرمان نيز به ايسنا گفت: من تمام دلايلى كه چرا اين حكم صادر شده را مطرح كرده و دادگاه را هم علنى برگزار كردم. بنده سعى كردم هر چه پيشداورى نسبت به اين حكم را از بين ببرم، يكى از اقداماتى كه كردم اين بود كه با شهامت و شجاعت دادگاه علنى برگزار شد.
وى در پاسخ به اين سئوال كه آيا متهمان وابسته به نهاد يا ارگانى بودند يا خير؟ ادامه داد: آنها عضو پايگاه بسيج بودند، اما اينكه كسى به آنها خط داده باشد كه مرتكب چنين اعمالى شوند اثبات نشده، حتى ديديد كه فرمانده سپاه كرمان هم در جلسه علنى دادگاه حضور يافت.
دوستعلى يادآور شد: هيچ كس نقشى نداشته كه گروهى را سازماندهى كند و آنها مرتكب چنين اقداماتى شوند. آنها چند جوان بسيجى بودند كه به قول خودشان مى خواستند در ارتباط با مفاسد و اصلاح جامعه اقدام كنند و به اين نتيجه رسيدند كه راهش اين است. اين كار دقيقاً يك كار خودسرانه اى بود و عنوان قتل هاى خودسرانه مناسب تر از همه چيز است.

شليك خونين در ايستگاه متروى كرج
هفته گذشته جوانى ۲۰ ساله اى در ايستگاه مترو كرج به وسيله آخوندى كه معاون اجتماعى و ارشاد فرماندهى انتظامى استان تهران است كشته شد. ماجراى اين شليك هنگامى رخ داد كه مسافران مترو ساعت ۱۸ و ۲۵ دقيقه پس از خروج از راهروهاى خروجى ايستگاه وارد محوطه بيرونى ايستگاه شده بودند. بنابه اين گزارش، هنگامى كه مسافران هر كدام سعى داشتند با عجله خود را به قسمتى كه خودروهاى تاكسى و اتوبوس خطى توقف كرده بودند بر سانند، ناگهان شليك گلوله اى همه را وحشت زده كرد.
نگاههاى مضطرب و نگران مسافران به سمت حاشيه سيمانى مسير حركت به طرف ايستگاه اتوبوس هاى خط واحد چرخيد. آنان با مشاهده پسر جوانى كه غرق در خون روى زمين افتاده بود به آن سمت دويدند. پسر جوان در حاليكه قسمتى از سرش بر اثر اصابت گلوله از فاصله بسيار نزديك متلاشى شده بود، به صورت طاقباز روى زمين افتاده و كيسه نايلونى داروهايش در فاصله كمى از جسدش روى چمن هاى اطراف پخش شده بود. هنوز جمعيت شوك زده از مشاهده اين صحنه از همديگر درباره چگونگى وقوع حادثه مى پرسيدند كه مرد ميانسالى با لباس شخصى در حاليكه اسلحه كمرى در دست داشت به سمت اتاقك مديريت ايستگاه مترو دويد.
هنوز دقايقى از وقوع حادثه نگذشته بود كه دو خودرو گشت پليس كلانترى وحدت آژير كشان وارد محوطه ايستگاه مترو شدند. مأموران پليس بلافاصله به محل اتاقك رئيس ايستگاه رفته و مرد ميانسال را در حالى كه ديگر اسلحه در دست نداشت به آرامى از ميان جمعيت عبور دادند و سوار خودروى پليس كردند.
بر جمعيت حاضر در اطراف پيكر بى جان پسر جوان هر لحظه افزوده مى شد و تعدادى از جوانان حاضر در آنجا وقتى متوجه شدند مأموران پليس بدون اينكه بر دست هاى فرد ضارب دستبند بزنند او را سوار خودروى پليس كردند، به اين نوع برخورد مأموران اعتراض كردند. دو ساعت بعد از انتقال ضارب مسلح ناشناس به مقر پليس، اكيپى از مأموران آگاهى كرج به همراه بازپرس كشيك دادسراى اين شهرستان در محل وقوع حادثه حاضر شده و به بررسى پرداختند. اظهار نظرهاى مختلفى درباره چگونگى و انگيزه و قوع اين حادثه از سوى مردم مطرح مى شد. مرد جوانى كه خود را از مأموران مترو معرفى مى كرد مى گويد: براى كشيدن سيگار به محوطه ايستگاه آمده بودم. مسافر جوانى را ديدم كه در حال خوردن تخمه يا گوجه سبز در كنار مسير حركت به طرف ايستگاه اتوبوس خط واحد، به آرامى راه مى رفت دو دختر جوان از كنارش رد شدند. متوجه نشدم او به آن دختران چيزى گفت يا نه. لحظه اى بعد مرد ميانسالى كه چند پوشه زير بغلش بود بر سرعت قدمهايش افزوده و خود را به پشت سر پسر جوان رساند. او بدون اينكه چيزى بگويد، لگدى به پشت پاى پسر جوان زد.
پسرك ايستاده و به اين كار مرد پوشه به دست اعتراض كرده و خواست به راه خود ادامه بدهد در همين لحظه مرد مهاجم دست به زير لباس كرده و يك قبضه كلت كمرى بيرون كشيد. او در حاليكه لوله تپانچه اش را به پشت سر پسر جوان چسبانده بود او را تهديد مى كرد. پسر جوان با صدايى بلند گفت اگر جرأت دارى بزن و بعد صداى شليك گلوله و بوى باروت فضاى ايستگاه را پر كرد. چند پسر جوان با شنيده شدن صداى شليك گلوله به طرف مرد مسلح حركت كردند. مرد بلافاصله به طرف اتاقك رئيس ايستگاه دويد.
يكى از دستفروشان حاضر در ايستگاه مترو هم كه شاهد اين حادثه بود در اين باره گفت: بعد از آنكه قربانى حادثه با دو پسر جوان جروبحث مى كرد، از آنها جدا شده و به طرف ايستگاه اتوبوس حركت كرد. مردى كه چند پرونده در دست داشت به سمت او رفت. گفت چرا با دعوا باعث مزاحمت براى مردم مى شوى؟ و لگدى به پشت پاى پسر جوان زد. من و تعدادى از رانندگان مسافركش جلو رفته و از مرد ميانسال خواستم شر درست نكند و بى خيال شود. اما او در برابر ديدگان حيرت زده ما اسلحه اى را بيرون كشيد و گفت مى خواهد پسر جوان را اصلاح كند. اسلحه را پشت گردن پسر جوان كوبيد، تيرى از اسلحه شليك شد و نيمه راست صورت پسر جوان را متلاشى كرد. او روى زمين افتاد. مرد ضارب فرياد زد آمبولانس و ۱۱۰ را خبر كنيد.
رفتار او به حدى سريع و آنى بود كه هيچ كس قدرت عكس العمل را پيدا نكرد. خودش به سمت دفتر ايستگاه مترو به راه افتاد.
شاهد ديگرى نيز در اين باره گفت: مرد مسلح ميانسال پس از ورود به دفتر ايستگاه كارتى را بيرون آورد و به مدير دفتر نشان داده و گفت مجوز حمل اسلحه دارد. او از مأمور مستقر در كيوسك پليس ايستگاه مترو خواست تا با پليس تماس بگيرد ولى اسلحه اش را تحويل نداد. ما درباره علت شليك گلوله از او پرسيديم، ادعا كرد آن پسر جوان به دو دختر كه رد مى شدند متلك گفت. مأموران آمدند و بدون آنكه او را خلع سلاح كنند با احترام خاصى با خود بردند.
تحقيقات درباره اين حادثه در حالى ادامه داشت كه پليس در بررسى لباس هاى قربانى حادثه نتوانست هيچ مدرك شناسايى بدست بياورد و تنها يك برگه كه از تعميرگاهى در تهران صادر شده بود پيدا شد. جسد او براى تعيين علت واقعى مرگ به پزشكى قانونى انتقال داده شد.
حجت الاسلام «خليلى» رئيس دادگسترى شهرستان كرج هويت فرد ضارب را يكى از مسئولان سابق پليس استان تهران و از مديران فعلى بخشى از ناجا معرفى كرده و گفت: روند رسيدگى به پرونده اين متهم آغاز شده و قرار است به زودى در باره صلاحيت رسيدگى به پرونده وى در دادسراى كرج تصميم بگيريم.
در همين حال رئيس دايره ويژه قتل اداره آگاهى كرج نيز در حالى از بازداشت شخص ضارب خبر داده است كه فرمانده پليس استان تهران نيز در گفتگويى كه نخستين لحظات پس از وقوع حادثه انجام داده بود ادعا كرد: يك مأمور انتظامى براى پايان دادن به نزاعى اقدام به تير اندازى كرده و جوانى كشته شده است.
گزارش شده كه هيچ مقامى دردادستانى كرج حاضر به پاسخگويى در اين ارتباط نشد. اين در حالى بود كه تماس هاى انجام گرفته با رئيس كلانترى وحدت نيز بى نتيجه بوده و مأموران تحت امر اين كلانترى نيز در اين باره اظهار بى اطلاعى كردند.

گفتگو با مادر مقتول
زن ميانسال در حالى كه نگرانى و اضطراب در حركاتش به چشم مى خورد در محوطه ايستگاه مترو با ارائه نشانه هائى از پسرش در اين باره از رانند گان مى پرسد.
ساعت ۱۱ صبح روز بعد از حادثه است.
مى گويد: خانه مان گوهردشت است. پسرم آمده بود تا برايم دارو بگيرد. من مبتلا به بيمارى ديابت هستم. نمى دانم چرا به خانه نيامده است. دلم شور مى زد. همه جا را دنبالش گشتم ولى نتوانستم ردى از او به دست بياورم. وقتى از راننده اى مى شنود كه عصر روز گذشته پسرى جوان هدف گلوله قرار گرفته، خون بر چهره اش مى دود راننده او را به خانه شان مى رساند.
در ميان گريه و زارى مى گويد: پسرم ۲۰ ساله بود و «على احمدى پور» نام داشت او پس از فوت شوهرم تنها نان آور خانواده بود. گوشه گير و كم حرف بود. فقط كار مى كرد تا زندگى ما را تأمين كند. مدتى قبل يك خودروى آردى خريده بود تا مسافركشى كند. ايام عيد تصادف كرد و مجبور شد خودرو را به تعميرگاه ببرد. ساعت ۱۴ روز چهارشنبه از خانه بيرون رفت تا داروهاى مرا از تهران تهيه كند. قرار بود طى دوماه آينده عروسى كند. وقتى شب به خانه برنگشت نگران شدم. سابقه نداشت او شب را خارج از خانه بماند. شبانه به تهران رفتم و تا صبح همه جا را گشتم اما اثرى از «على» نبود. تا اينكه ظهر روز پنجشنبه در جريان مرگ او قرار گرفتم. مأموران مى توانستند از طريق برگه تعميرگاه هويت پسرم را شناسايى كرده و مرا در جريان بگذارند ولى مثل اينكه آنها نمى خواستند خانواده اين پسر شناسايى شود. به گزارش رسيده همچنين تعداد زيادى از جوانانى كه در محل حادثه حضور داشته و شاهد چگونگى ماجرا بودند با دفتر روزنامه ها تماس گرفته و در اين باره صحبت كردند. به همين دليل از اين افراد خواسته مى شود با مراجعه به دادسراى كرج مشاهدات خود را با بازپرس رسيدگى كننده به پرونده درميان بگذارند.

اظهارات فرمانده انتظامى كرج
سرهنگ «كسروى بهروز» در مورد چگونگى حادثه به خبرنگار ايسنا گفت: روز چهارشنبه چهارم خرداد ماه ۸۴ حوالى ساعت ۱۸ و ۳۰ دقيقه مطلع شديم كه در محوطه بيرونى متروى كرج فردى بر اثر ضرب گلوله فوت كرده است. بر همين اساس عوامل انتظامى در محل حاضر شده، مشاهده كردند، فردى حدوداً بيست ساله بر اثر تير اندازى به قتل رسيده است. وى افزود: پليس كرج ضمن حفظ صحنه جرم و اقدامات اوليه از جمله دعوت قاضى كشيك قتل و بررسى صحنه جرم، تحقيقات اوليه در محل را شروع كرد و مشخص شد كه ضارب از عوامل نيروى انتظامى بوده و در محوطه مترو مشاهده مى كند كه مقتول با دو جوان ديگر به شدت در حال نزاع ودرگيرى است و براى جلوگيرى از عواقب بعدى مبادرت به ميانجيگرى مى كند.
سرهنگ بهروز اظهار داشت: اين مأمور چند مرتبه عاملان درگيرى را به صلح وآرامش دعوت مى كند و مى گويد من پليس هستم و بعد از اينكه هردو جوان ومقتول اسم پليس را مى شنوند اندكى آرام مى شوند. اما وقتى پليس قصد داشت از مقتول بازرسى بدنى كند، به يكباره متوارى مى شود. بعد از طى كردن مسافتى پليس به اوچند مرتبه دستور ايست مى دهد، اما مقتول توجهى نمى كند و بالاخره اين پليس در تعقيب و گريزى او را دستگير مى كند ولى باز هم مقتول در حين دستگيرى قصد فرار مى كند.
فرماندهى انتظامى كرج با اين ادعا كه پليس در اين درگيرى قصد تيراندازى نداشته است، تصريح كرد: در كشمكش شديدى كه بين پليس و مقتول با يكديگر روى مى دهد و دقايقى به طول مى انجامد ناگهان تيرى از اسلحه خارج و به مقتول اصابت و فوت مى كند.
سرهنگ «كسروى» در ادامه با تأكيد بر اين كه در حال حاضر نمى توان در باره علت اصلى قتل اظهار نظر كرد، اظهار داشت: بايد از نظر كارشناسى و حقوقى مشخص شود كه آيا گلوله بر اثر ضربه يا ضربات وارده به اسلحه در حين درگيرى خارج شده يا اينكه ضارب ماشه را چكانده است.
وى در مورد اقدامات انجام شده براى مشخص كردن جزئيات حادثه گفت: بر حسب روال قانونى، اسلحه ضارب ضبط شده و خود وى نيز «در كلانترى تحت مراقبت!» است.
همچنين مأموران ما ضمن حفظ صحنه قتل با حضور بازپرس كشيك و چند نفر از شاهدان عينى در بازرسى بدنى از مقتول تعداد دو قبضه چاقو و چهارده عدد آمپول مواد مخدر (مرفين!) به دست آورده اند.
فرماندهى انتظامى كرج در مورد هويت مقتول گفت: با انتقال جسد به پزشكى قانونى و اخذ نظريه براى شناسايى اولياى دم مقتول، در تحقيقات و بررسى هاى مأموران مشخص شد مقتول على ۲۱ ساله، بيكار و از طايفه فيوج ساكن در كرج و داراى سابقه اعتياد به مواد مخدر است كه خانواده او نيز ضمن تائيد اعتياد وى اظهار داشتند: آمپولهاى به دست آمده از جيب فرزندشان مربوط به وى بود و خودش استفاده مى كرده است.
«كسروى» در پاسخ به اين سئوال كه آيا در اين درگيرى به غير از مقتول فرد يا افراد ديگرى صدمه ديده اند يا نه، گفت: هيچ فرد ديگرى در اين درگيرى صدمه نديده و در بررسى وتحقيقات محلى مشخص شد كه افراد ديگرى نقش نداشته اند و فقط دو نفر جوان ابتدا به ساكن با مقتول درگيرى داشته و با توجه به وجود آمدن حادثه، هر دو جوان محل را ترك كرده اند و اميدوارم با خواندن خبر، حداقل خود را معرفى و براى روشن تر شدن موضوع اظهارات و مشاهدات درگيرى با مقتول و حضور ضارب را مطرح كنند.
وى خاطرنشان كرد: با توجه به بررسى به عمل آمده بايد توجه داشت، متأسفانه در اين حادثه مقتول به ايست پليس و هشدار وى توجه نكرده است و نظر به اين كه معمولاً قطار مترو در پانزده الى بيست دقيقه اقدام به پياده و سوار كردن مسافر مى كند و همچنين با توجه به مدت زمانى كه جنازه براى بررسى و تشريفات قانونى و حضور بازپرس كشيك قتل و اكيپ بررسى صحنه جرم و آمبولانس پزشكى قانونى در محل حادثه مانده است، طبيعى است مسافران متعددى از كنار صحنه جرم عبور كرده اند و در محل نيز اخبار صحيح و نا صحيح و يا شايعات و مواردى ديگر شنيده اند.
وى سپس در حالى از خبرنگاران خواست با رعايت صداقت و امانت دارى و اخلاق حرفه خبرنگارى نسبت به اطلاع رسانى صحيح و شفاف اقدام كنند. كه خودش به شدت اظهارات كذب مى كند، اين جوان نه تنها معتاد نبوده بلكه داروئى كه از آن به عنوان مرفين ياد كرده انسولين بوده كه مقتول براى مادرش از تهران تهيه كرده بود و اصلاً نه تنها معتاد نبود كه ورزشكار هم بود، به علاوه چاقوئى هم در صحنه وجود نداشت، به علاوه او از خانواده فيوج نبوده، بلكه آملى است و كارت شناسائى دارند. فرمانده انتظامى كرج گفت: از طرفى در اين راستا سعى و تلاش عوامل انتظامى براى كشف حقيقت و رعايت حقوق شهروندى در چارچوب قانون مورد تأكيد است و تشخيص چگونگى كشته شدن مقتول با مقامات قضائى است و اين فرماندهى و يا عوامل انتظامى در صورت صلاحديد مقامات قضائى فقط وظيفه انجام تحقيقات در مورد نظر آنها را دارد. وى اظهار اميدوارى كرد كه وظيفه ذاتى ناجا و ديگر دستگاههاى مرتبط همين است كه در اجراى پيگيرى و تحقيقات پرونده شخصيت اجتماعى و حقوقى طرفين پرونده و شاهدان نيز يكسان ديده بشود.

گفتگو با خانواده مقتول پس از اظهارنظر رئيس پليس كرج
به دنبال اظهارنظرهاى رئيس پليس كرج درباره چگونگى وقوع حادثه خبرنگار روزنامه ايران با خانواده مقتول گفت و گويى انجام داده است. مادر مقتول درباره اين گفته رئيس پليس كه فرد ضارب به دنبال درگيرى مقتول با دو جوان شرور وارد ماجرا شده است، گفت: من خودم به ايستگاه رفته و با مردمى كه شاهد ماجرا بودند صحبت كردم هيچ كس از ديگرى صحبتى به ميان نياورده و تنها به اين نكته اشاره كرده اند كه پسرم مثل اينكه به دو دختر متلك گفته است. شاهدان همچنين اصلاً اشاره اى به فرار پسرم نكرده اند و مى گفتند وقتى مرد لباس شخصى از پسرم خواست بايستد او ايستاد و آن مرد از پشت سر به او نزديك شده و بدون گفت و گويى شليك كرده است.
اين مادر درباره ماجراى آمپول ها نيز گفت: از مدت ها قبل به بيمارى ديابت مبتلا هستم و پسرم براى تهيه آمپول انسولين به تهران رفته بود. او جوان ورزشكارى بود و در رشته پرورش اندام كار مى كرد. اصلاً اطلاق اينكه پسرم معتادبود خيلى بى معنى است.
وى درباره محل تولد پسرش گفت: برخلاف اظهارات رئيس پليس كرج ما از طايفه فيوج نيستيم و پسرم، شوهرم و حتى پدربزرگ او كه هنوز زنده است، داراى كارت ملى و شناسنامه هستيم. پسرم در آمل متولد شده است.
اين مادر در پايان از مسؤولان دستگاه قضائى درخواست كرد تا چون ضارب پسرش پليس است رسيدگى به پرونده آنها بيطرفانه و بدون هرگونه جانبدارى صورت گيرد.

هميشه نبايد مأموران در صحنه ها كشته شوند
از سوى ديگر سردار عبداللهى در خصوص حادثه قتل در مترو كرج روز گذشته اظهار داشت: «به كار گيرى سلاح در نيروى انتظامى جارى است و به همه مأموران ابلاغ شده است اما امكان خطا همه جا وجود دارد. از طرفى غلبه احساس در موضوعات مختلف در صحنه حادثه نيز قابل توجه است.»
وى اضافه كرد: «بر اين اساس دقت در تيراندازى و تأكيد بر ارتقاى مهارت هاى فردى در اين باره از اولويت هاى ناجا است.»
عبداللهى با بيان اين كه امروزه سلاح بيش از گذشته مورد استفاده متخلفان و مجرمان قرار مى گيرد، حمايت بيشتر از مأموران ناجا را خواستار شد و تصريح كرد: «هميشه كه نبايد مأموران ما در صحنه ها كشته شوند چرا كه در هيچ جاى دنيا چنين قانونى مصداق ندارد.»

متهم در بازداشت
همچنين جمال كريمى راد سخنگوى قوه قضائيه درباره حادثه عصر روز چهارشنبه در كرج گفت: «پرونده با توجه به اينكه متهم به قتل يك روحانى است به دادگاه ويژه روحانيت فرستاده شده است و اين در حالى است كه متهم در تهران و در بازداشت است تا در دادگاه ويژه روحانيت محاكمه شود و از اتهام خود دفاع كند.

جوان ۱۷ ساله، رئيس باند سرقت هاى مسلحانه خيابانى بود!
يك پسر ۱۷ ساله، سركرده گروه سرقتهاى مسلحانه خيابانى در تهران بود.اين پسر كه ظاهرى آرام و بچگانه دارد، درحالى چهار جوان مسلح و يك زن تنها را تحت هدايت خود قرار داده بود كه خانواده اش تصور نمى كردند وقتى پسرشان در خانه نيست، به سرقتهاى مسلحانه دست مى زند.
بنا به اين گزارش، روز ۲۷ ارديبهشت ماه سال جارى مأموران كلانترى ۱۲۶ تهرانپارس گزارشى دريافت كردند كه نشان مى داد سه سرنشين يك خودروى پرايد سياهرنگ در كمتر از دو ساعت به سرقت مسلحانه از دو مسافر پرداخته اند. در اين تجسس ها روشن شد كه يكى از مسافران اين سه شكارچى مسلح توانسته در درگيرى با آنان خود را رها كند و سارقان از مسافر ديگر خود ۵۰ هزار تومان به جيب زده اند.
بدين ترتيب، طرح مهار در دستور كار گشتهاى كلانترى قرار گرفت تا اينكه در خيابان فرجام به اين سارقان دستور توقف دادند و با فرار آنان مواجه شدند. خودروى پرايد وقتى تحت تعقيب قرار گرفت، با سرعت بسيارى در خيابانها ويراژ داد تا اينكه گلوله پليس به يكى از لاستيكهاى پرايد اصابت كرد و سرنشينان آن پس از برخورد با جدول خيابان از آن پياده شده و در تاريكى شب به سه جهت مخالف گريختند. مأموران توانستند دو پسر جوان را بازداشت كنند و پى بردند يكى از آنان ۱۷ ساله و مسلح به كلت است. هر دو سارق مسلح در بازجوئى ها ادعا كردند دوست فراريشان معروف به «امير يزيد» طراح اصلى سرقتها بوده است. در تحقيقات كارآگاهان اداره يكم پليس آگاهى مشخص شد خودروى پرايد سياهرنگ متعلق به راننده مسافركشى است كه ساعت يك و ۳۰ دقيقه بامداد سه شرور آن را در ميدان شوش دربست گرفته بودند تا به ورامين بروند و در ميانه راه با تهديد اسلحه، به سرقت آن دست زده اند.
وقتى پسر ۱۷ ساله پذيرفت در هفت سرقت مسلحانه خيابانى دست داشته و در مدت ۱۰ روز و هميشه بعد از نيمه شب به شكار مى رفتند، پليس دريافت «امير يزيد» به خانه زنى تنها رفت و آمد دارد و هميشه در خانه وى واقع در تهرانپارس پنهان مى شود. خانه اين زن تحت نظر قرار گرفت و همزمان با آن، كارآگاهان فاش ساختند مدتى پيش در نزديكى خانه زن تنها، سارقان مسلح به خانه مردى حمله برده و به سرقت دست زده اند.
با اين فرضيه كه قوى به نظر مى رسيد و آن زن تنها را همدست سارقان مسلح نشان مى داد، كارآگاهان «پرستو» را بازداشت كردند و تحت بازجوئى قرار دادند. «پرستو» در اين تحقيقات فاش ساخت كه با «امير يزيد» رابطه دوستى دارد و اطلاعات خانه همجوار را وى در اختيار «امير يزيد» و دوست ديگرش به نام رحيم قرار داده و مى داند در شب سرقت به جز اين دو پسر، جوان ۱۷ ساله اى به نام «مصطفى» نيز با آنان بود و پس از برداشتن اموال با ارزش، پول و جواهرات، براى فرار خودروى پيكان مرد همسايه را دزديدند.زن تنها كه سرنخ پليس در رديابى ديگر اعضاى اين شبكه سرقت بود، تحت بازجوئى تخصصى قرار گرفت و در نتيجه مأموران مخفيگاه «امير يزيد» را در سرچشمه به دست آوردند و توانستند وى را بازداشت كنند.با اعترافات سه جوان سارق، دو تن از ديگر همدستان آنان نيز بازداشت شدند و كارآگاهان دريافتند برخلاف تصور، جوان ۱۷ ساله اى كه روز نخست به دام افتاده بود و همه تقصيرها را به گردن «امير يزيد» انداخته بود، به تنهايى سركرده باند سارقان مسلح است و اين شبكه در مدت زمان بسيار كمى به ۹ سرقت مسلحانه دست زده و طى آن يك خانه، يك دستگاه خودرو و هفت مسافر را مورد دستبرد قرار داده اند.

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
خواندنى ها
اينترنت و وبلاگ
مقاله ها
جدول
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
خبرهاى ايران
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
با نيمروز
مقاله هاى ايران
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   خواندنى ها   • 
•   اينترنت و وبلاگ   •   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   • 
•   خبرهاى جهان   •   خبرهاى ايران   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   تحقيق   •   با نيمروز   • 
•   مقاله هاى ايران   •   خبرهاى كوتاه   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •