چه خيال كرده ايد؟ ... پيرها را دست كم گرفته ايد و خوانده ايد كه: چون پير شدى حافظ از ميكده بيرون رو و مى گوئيد، آخوند جنتى پير شده است و عقلش را خورده است ولاطائلات مى گويد... نخير، كور خوانده ايد... وقت آن است كه در برابر پيران، راه باز كنيم و نظرمان را نسبت به آنها تغيير دهيم. در اين جهان ديوانه، كه ديوانگى و عصيان جوان ها، ديوانه ترش ساخته است، به پيران، عنايتى نمى شود و پيران را زائده هائى مى دانند كه ديگر، تاريخ مصرفشان گذشته است و حال آن كه مشاهدات و تجربيات، خلاف اين تصورات را نشان مى دهد... آمار و ارقام مى گويد كه پيران شصت و هفتاد ساله، حتى در رختخواب هم، فقط نمى خوابند، بلكه.... بله.... اينها خيالاتى است كه دنياى پر تحرك و پرجوش و خروش جوان ها براى خود دارند....
نمونه بسيار تازه، گروه چند نفرى پيران هستند كه اين روزها، در آلمان به محاكمه كشيده شده اند... اينها پيرمردان ۶۴/۷۳/۷۴ ساله هستند كه طى شانزده سال اخير، چهارده بانك را زده اند و بيش از يك ميليون اورو به دست آورده اند... اينها از كهن سال ترين بانك زن هاى آلمان و شايد جهان هستند... صندلى راحت و استراحت روزگار پيرى را فراموش كنيد... اينها كه معروف به «باند پدربزرگ ها» شده اند و بسيار متحرك تر از جوان ها بوده اند و عضو دائمى و پرجوش و خروش باشگاه هاى ورزشى.... سمعك و عينك هاى خود را كنار مى گذاشتند و از روى بام يك مركز فروش ماشين، با طناب، به دفتر اين مركز سرازير مى شدند و كليدها و كاغذهاى سه ماشين نقره اى رنگ لوكس را برمى داشتند و با ماشين ها روانه مى شدند... كجا؟ ... حريفان زبردستى مثل اينان، بدون شك به «مونت كارلو» مى رفتند و ميز رولت را ميدان زورآزمائى قرار مى دادند تا به جوانان، حركت و جنبش و تكاپو بياموزانند... و اگر اشتباه يكى از اين پيرمردان كه «جوانى» كرد و «بند» آب داد، پيش نمى آمد، هيچ مأمور مخفى پليسى به عقلش نمى رسيد كه «جوانان ۷۴ساله» بتوانند چنين شاهكارهائى بزنند... برويد از آخوند جنتى و آخوندهاى هم سن و سال او كه مملكتى را چاپيده اند و مى چاپند، معذرت بخواهيد! ... بيخودى نيست كه گفته اند: اگر پيرى ندارى، پيرى بخر...