افزايش آمار بيكاران در آلمان باعث تشديد بحث ديرينه «كاپيتاليسم» در ميان احزاب سياسى درون پارلمان آلمان شده است.
در حالى كه نمايندگان پارلمانى در جستجوى راه حل «بيكارى» در جامعه به بحث هاى داغ سوسياليسم و كاپيتاليسم پرداخته و به شوهاى تلويزيونى و مطبوعاتى مى نشينند به راه رفع اين معضل كه در آلمان دامنگير شش ميليون انسان است، مى انديشند، يك گروه متشكل از جامعه شناسان جوان آلمانى، محققين شاغل در دانشگاه دورتموند- آلمان طرح «آزادى به جاى اشتغال كامل» را به عنوان راه حل بيكارى و فقر ارائه داده اند، كه مبحث مطبوعات، مجامع علمى، گروه هاى سياسى و همچنين فعالين كليسائى شده است.
اين گروه در نتيجه تحقيقات خود به مدل اقتصادى- اجتماعى جديدى دست يافته است كه فراغت انسان را ارجح تر از هشت ساعت كار روزانه قرار مى دهد.
براساس اين مدل هر شهروندى بايد از يك حقوق ثابت ماهيانه برخوردار باشد و جزء مايلزم حقوق شهروندان بى توجه به سن، جنسيت و ميزان كارى و يا توانائى كارى آنهاست.
جامعه شناسان گروه «آزادى به جاى اشتغال كامل» معتقدند كه ماشينيزه كردن جامعه براى رفاه افراد جامعه و نه براى به فقر كشيدن آنها است.
آنها ثروت كنونى جامعه را ميراث كارى پيشينيان مى دانند كه به همه متعلق است. از اين جهت به شدت عليه كار ارزان و نازلى كه به بيكاران آلمان از طرف اداره كار يا اداره امور اجتماعى بالااجبار داده مى شود معترض اند و اين را به معناى اهانت به حقوق انسانى و مغاير با حقوق مدنى انسان مى دانند. «آزادى به جاى اشتغال كامل» خواهان كار نيمه روز با پرداخت كامل حقوق هستند.
در جواب اين سئوال كه اصلاً كار كجا پيدا مى شود در جائى كه ماشين جاى انسان را گرفته است؟ آنها جواب مى دهند:
كودكستان ما، مدارس و سالمندان به نيروهائى احتياج دارند كه آنها را در رفاه زندگى سهيم كنند.
همچنين در ارتباط با «بيكارى» فارغ التحصيلان دانشگاهى، آنها را نيروى بسيار پر بار و رونده كارهاى تحقيقى مى دانند كه جامعه به كار آنها بسيار نيازمند است.
دكتر Sascha Liebermaun مى گويد: جامعه در حال پير شدن است. ترس از ناتوانى و پيرى دامنگير همه انسان ها است ولى تأمين لازم اجتماعى و رفاه كامل براى سالمندان، اين ترس را از بين خواهد برد.
او كه به همراه ديگر همكاران جامعه شناس دانشگاه دورتموند براى حل مشكل بيكارى مى كوشد، معتقد است كه نيروى كارى شش ميليون «بيكار» در آلمان توان پرداختن به كارها و امور انسانى را براى كودكان، نوجوانان و سالمندان دارند و با اين طرح كسى «بيكار» نخواهد نشست.
طرح پيشنهادى اين گروه خود را به اين شكل معرفى مى كند:
آزادى به جاى اشتغال كامل
۱-ميزان كار را مبناى سهم برى از رفاه اجتماعى قرار دادن مادامى عادلانه است كه رفاه اجتماعى عمدتاً توسط كار انسان توليد مى شود. ولى در دوران حاضر نيروى كار انسان هر چه بيشتر توسط «ماشين آلات» (اتومات ها، نرم افزارها) جايگزين مى شود. چنانچه بخواهيم همچنان درآمد را مطابق با درجه كارآئى تقسيم كنيم يا به افزايش بيكارى كمك كرده ايم يا به تنزل درآمدها.
۲-رفاه اجتماعى كشور ما يعنى رفاه تمام شهروندان آن. اين رفاه محصول كار تمام شهروندان منجمله كار نسل هاى پيشين است. به همين دليل عادلانه است كه تمام شهروندان در اين رفاه سهيم شوند.
۳-رفاه اجتماعى ما محصول نوآورى هاى موفق ماست. نوآورى باعث افزايش بارآورى شده و به ارزش افزائى كمك مى كند: نوآورى منجر به ماشينيزه كردن كار و صرفه جوئى در استفاده از نيروى انسانى مى شود. بيكارى نه نشانه فقر بلكه نشانه بارآورى و ثروت كشور است.
۴-صرف نظر كردن از نوآورى به معناى صرف نظر كردن از رفاه اجتماعى و به طريق اولى صرف نظر كردن از رهائى از كارهاى غير ضرورى است. آزادى شهروندان همچنين به معناى رهائى از كارهاى غير ضرورى است كه توسط اتومات هائى كه قابل برنامه ريزى هستند، مى تواند انجام شود.
۵-وادار كردن بيكاران و دريافت كنندگان كمك هاى اجتماعى به كار يعنى بدبينى به روابط اجتماعى و محدود كردن آزادى هاى مدنى.
۶-پيگيرى هدف ايجاد اشتغال كامل يعنى مجازات كارگران و بيكاران به خاطر بارآورى اقتصادى كشور. آنها وادار به فروش نيروى كار خود به قيمت ارزان و با تأمين اجتماعى نازل شده و اين در حالى است كه به نيروى كار آنها ديگر نيازى نيست.
۷-پيگيرى هدف ايجاد اشتغال كامل يعنى وادار كردن شهروندان به انجام كارهائى كه قابليت اتوماتيزه شدن را دارند. كار قابل اتوماتيزه شدن كار قابل جايگزينى است. كار قابل جايگزينى نمى تواند مفهوم زا باشد. بنابراين پيگيرى هدف ايجاد اشتغال كامل يعنى تهى كردن مشاغل از معنا و مفهوم براى تعداد روزافزونى از شهروندان.
۸-پيگيرى هدف ايجاد اشتغال كامل يعنى تلف كردن عمر شهروندان، چرا كه آنها مجبور به انجام كارهائى مى شوند كه در شأن انسان نيستند و روحيه آنها را نابود مى كند. بيهوده سركار وقت گذرانى مى شود، در حالى كه مى توان اين وقت را براى كارهاى مثمرثمرترى صرف كرد: اين بى توجهى به حرمت انسانى است.
۹-وقتى كه حرمت و تماميت انسانى ديگر بالاترين معيار براى تصميمات سياسى نباشد. پايه هاى نظم سياسى به لرزه درمى آيد.
ما پيشنهاد مى كنيم:
درآمد پايه اى بدون قيد و شرط براى تمام شهروندان...
... باعث تقويت خانواده مى شود. خانواده مى تواند بدين طريق خود را مشغول تربيت و رسيدگى به فرزندان كند بدون اين كه نگران درآمد باشد.
... به نوآورى در تمام عرصه هاى اجتماعى كمك مى كند و فراغ خاطر لازم براى نوآورى را به وجود مى آورد. ايده هاى نو مى توانند آزادانه رشد كنند بدون اين كه به فروش در بازار وابسته باشند.
... باعث تقويت مؤسسات توليدى مى شود. آنها قادر به اتوماتيزه كردن مى شوند بدون اين كه نگران بيكار كردن كارگران باشند. آنها مى توانند روى كارمندانى كه آماده بازدهى هستند حساب كنند چرا كه كار داوطلبانه است.
.... باعث تقويت اقتصاد داخلى مى شود. صنايع و شاخه هاى اقتصادى كه بارآورى ندارند را ديگر نبايد با سوبسيد حمايت كرد.
... امكان كاهش بوروكراسى در سيستم هاى كمك هاى اجتماعى را فراهم مى آورد. يك درآمد پايه اى بدون قيد و شرط وسيعاً جاى خدمات اجتماعى موجود را مى گيرد.
يك درآمد پايه اى بدون قيد و شرط براى تمام شهروندان آمادگى و آزادى براى قبول مسئوليت را افزايش مى دهد.
Ute Fischer، Stefan Heckel، Axel Jansen، Sascha Liebermann، Thomas Loer
www.freiheitstattvollbeschaeftigung.de