انتخابات جنگل مولا، زير سايه حكومت نواب خود گزيده امام زمان، در پيش است. شارلاتانيسم و شامورتى بازى و صحنه سازى و خيمه شب بازى سرانجام بدانجا رسيد كه با دخالت رهبرى؟! نامزد رياست جمهورى مشاركتى ها، دكتر معين، سرانجام توانست از سد شوراى نگهبان بگذرد، تا تنور انتخابات داغ شود و مافياهاى مالى، نظامى زير عباى اسلامى بتوانند نان شان را بزند!
على خامنه اى، ولى عده اى صغير و سفيه، مى گويد: انتخابات مشاركتى است و حزب مشاركت اسلامى، خوشحال است كه پس از تهديد توخالى به تحريم انتخابات، توانسته است، نامزد خود را به عقد ولى فقيه درآورد!
دكتر معين هم اعلام كرده است كه براى استقرار «دموكراسى و حقوق بشر» با تمام توان كار خواهد كرد!
سئوال اين است كه: خاتمى با وجود بيش از بيست ميليون رأى و داشتن قوه مجريه و مقننه، در برخورد با نهادهاى انتصابى، مثل مقام رهبرى با حكم حكومتى اش، مجمع تشخيص مصلحت به رياست رفسنجانى و شوراى نگهبان و قوه قضائيه و سپاه و.... نتوانست به هيچيك از وعده هايش عمل كند و هر بار نيز كه براى تبادل نظر به دفتر رهبرى رفت، با نظر خود رفت و با نظر رهبرى برگشت. معين بدون همه آنها چه خواهد كرد؟
بارى، انتخابات در اين جنگل مولا، به معناى آن است كه: شما آزاديد كسانى را كه از فيلتر و صافى ما مى گذرند، انتخاب كنيد.
شما آزاديد كه ما را تأييد كنيد.
شما آزاديد چيزهائى را ببينيد و بشنويد كه از صافى راديو و تلويزيون ما مى گذرد!
شما آزاديد روزنامه اى منتشر كنيد و بخوانيد كه ما اجازه انتشار آن را مى دهيم!
شما آزاديد آن سايت هاى اينترنتى را ببينيد كه از فيلترينگ ما مى گذرند!
شما آزاديد چنان بپوشيد كه ما تعيين مى كنيم!
شما، حتى از زحمت تفكر آزاديد، يعنى از مُخ!
شما آزاديد كه «بله گو» باشيد، يعنى كه بگوئيد: «نعم»، بر وزن «عجم»!
اما، ما، كه زحمت فكر كردن را پذيرفته ايم و ذوب در ولايت هيچ كسى نيستيم، مى گوئيم: «لا»! به معناى «نه!». زيرا، كه با وجود صغارت (كوچكى) و سفاهت (خُل بودگى)، خودانديش و مستقل عمل مى كنيم و شما را نيز فرامى خوانيم كه بگوئيد: لا! يعنى كه «نه»!، البته به زبان «ملى- مذهبى» و «اسلامى- ايرانى» اش!
ما اين «لا- نه» خود را در قالب شعرى، ريخته ايم، باشد، كه «نيمروز» آن را به «زيور طبع» بيارايد!
بگو: لا!
رها شو تو از مكر ملا، بگو: لا!
نشو پيش ملا تو دولا، بگو: لا!
كه اين خيمه شب بازى انتخابات
تُف است و، تف رو به بالا، بگو: لا!
اَلا ملت نسبتاً باستانى
تو قبلاً «نعم» گفتى، حالا بگو: لا!
صغير و سفيه اند اهل ولايت
بزرگى و عاقل، ما شال- لا، بگو: لا!
مشو دست بوس مقام ولايت
به عمامه داران والا! بگو: لا!
به هر مُصلح اهلِ سازش بگو: نه!
به اهل توكل، تولا بگو: لا!
شغال و سگ زرد، هر دو برادر
به عمامه دار و مُكلاّ بگو: لا!
حُباب است هر وعده در انتخابات
به خواهش، تمنا، تقلا بگو: لا!
خلاصه، بيا جانِ مولا بگو: لا!
به آن دست بوسان ملا بگو: لا!