Nimrooz
Vol. 17, No. 836, June 3, 2005
سال هفدهم - شماره ۸۳۶ - جمعه ۱۳ خرداد ۱۳۸۴
محمدهادى معصومى
آقاى شيخ على اكبر رفسنجانى، بيائيد به مسجد برگرديم!
آقاى شيح على اكبر رفسنجانى
از آنجا كه اين بنده خود روحانى و روحانى زاده ام و مطلع محتواى انبان، بنا بر اين بخود اجازه مى دهم كه به مناسبت توليد شخصيتى چون سركار به دستگاه امامت و ولايت مطلقه فقيه از آدم صفت الله تا نوح نبى الله و تا ابراهيم خليل الله و خمينى روح الله و تا حضرت خود الله خامنه اى تبريك بگويم. و اما وراى اسلام تلطيف شده و ايرانى و انسانى شده، آزادگى و ايرانيت به من حكم مى كند تا اين بار عريانتر مطالب و مسائلى را بنويسم شايد كه تنويرى شود براى مردم ايران كه براى هزارمين بار در چاه ظلمت آخوندمدارى و زور گويى و شرارت اهل دين و تقوا و تقيه نيفتند. چنان كه در اين دست كم نزديك به سى سال گذشته و از آن پيشتر نيز از ورود اسلام به ايران و شكست دژ موريانه خورده و پوسيده سرزمين پارسيان بدست بردران عرب چنين بوده است. و عجبا كه آنان كه براى اعرابى كردن زبان و فرهنگ و ادب و دين و حتى خاك ِ مردمان رنگارنگ و يك رنگ ايران زمين آمده بودند چنان كه تاريخ مى نويسد چنان سر از پا نشناختند كه از خون ايرانيان آسياب گردانيدند و گندم آرد كردند و با كتاب سوزاندن تنور گرم كردند و نان پختند و باز چنان كه تاريخ مى نويسد آنقدر خوردند تا تركيدند و مردند. آنقدر به زن و دختر ايرانى تجاوز كردند كه در بستر، از اين مائدات نيز مردند و اين چنين بود كه ايرانى شهادتش را بنام كسانى داد كه سرزمينش را و خاكش را گرفته بودند و خونش را ريخته بودند و كتابش را سوزانده بودند و به زن و دخترش و مادر و خواهرش و زبان و فرهنگش تجاوز كرده بودند. آرى پناه بردن و پناه گرفتن بردامان و در دامان اميران غضب، اميران مومنان.
جناب آقاى رفسنجانى سردار كبير انقلاب، سردار كوير و هزاران اسم بى رسم و بى مسما، اما آيت الله هم، و حجت الاسلام هم، و نور چشم امام هم و از همه مهمتر و از آن جا كه به حق روح الله خمينى جا در جاى پاى پيامبر گذاشته بود و تازه چنان كه شما به خوبى مى دانيد اگر آن يكى رسول الله بود اين يكى روح الله، و امروز هم اگر چه آيت الله خامنه اى خودش را حتا بالاتر از رسول الله هم مى داند ولى در هر حال اين اجتناب ناپذير است كه سركار بدون هيچ ترديدى و حتا شركى امير المومنين اين رسولان الله بوده و هستيد. شما اميرالمومنين و امير غضب سه پيامبر بوده ايد محمد رسول الله، خمينى روح الله و خامنه اى خود الله. ثابتى بر سه متغير با اين وجود با جنگ زرگرى براى بازارگرمى وانمود كرده ايد كه شما على رغم ميل رهبرى پا به ميدان انتخابات مى گذاريد. كه البته نكته جالبى ست كه هم رهبرى و باندهاى اطرافشان و هم شما و باندهاى اطرافتان از درجه تنفر مردم نسبت به خود چنان آگاهيد كه در واقع با ايجاد شبهه اختلاف بين رهبرى و خودتان خواهان شكاف در تنفر مردميد نسبت به خودتان. بنابر اين قهرا سئوالاتى كه از سركار مى كنم در واقع براى شما اظهر من الشمس است و بى معنى هم. واگر اندك وجدانى داشتيد، تا كنون «اتفاقى» برايتان افتاده بود. اين سوالات بيشتر از آن روست كه مردم ايران كه گفته مى شود از حافظه تاريخى استوارى برخوردار نيستند اندكى به خود آيند.

آقاى هاشمى رفسنجانى
شما به عنوان مهمترين فتوا دهنده و مجرى فتواى خود و پيامبرانتان و امامانتان مى دانيد كه در زندانهاى جمهورى اسلامى از آغاز تا كنون و خصوصا در سال ،۱۳۶۷ به زندانيان دختر و خصوصا دختر بچه هاى باكره قبل از اعدام تجاوز جنسى شده، شما نه در مورد قتل عام زندانيان آن سال و نه قتل زندانيان در اين بيست و هفت سال چيزى گفته ايد و نوشته ايد، شما در مورد تجاوز جنسى پيش از اعدام به دختر بچه هاى گاهى زير ده دوازده سال تا كنون چيزى نگفته و ننوشته ايد. البته مى دانم كه سرچشمه اين اعمال از يك مجوز علمى فقهى و اسلامى و فتوايى ست ولى فكر مى كنم كه براى روش شدن مردم شما بايد توضيحات خودتان را بدهيد. نفيا و يا اثباتا!

آيت الله على اكبر هاشمى رفسنجانى
شما، گرچه، چنانكه گفتم خودتان را اميرالمومنين مى دانيد و در حد پاسخگويى پائين نمى آئيد، ولى لازم است در مورد دخالت مستقيم و غير مستقيم خودتان در شكنجه و قتل هاى زنجيره اى كه بايد اولين آنها را قتل فجيع سيد جواد ذبيحى دانست تا شكنجه و قتل دكتر سامى، شكنجه و قتل زال زاده، شكنجه و قتل احمد تفضلى، شكنجه و قتل على اكبر سيرجانى، شكنجه و قتل احمد اميرعلايى، قتل شهريار شفيق، شكنجه و قتل محمد على طباطبايى، قتل كاظم رجوى، قتل عبدالرحمن قاسملو، قتل عبدالرحمن برومند، شكنجه و قتل محمد مختارى، شكنجه و قتل محمد جعفر پويند، شكنجه و قتل پرويز دوانى، شكنجه و قتل پروانه فروهر، شكنجه و قتل داريوش فروهر، شكنجه و قتل شاهپور بختيار، شكنجه و قتل سروش كتيبه، قتل اويسى، قتل مصطفى چمران، قتل اسماعيل رايين، قتل نيك منش، قتل رضا مطلومان، قتل و شكنجه مجيد شريف، قتل عباس زرياب، قتل صياد شيرازى، شكنجه و قتل احمد خمينى، قتل اشرف برقعى، قتل سيامك خسرو براتى، قتل جميله اسماعيلى، قتل محسن كمالى، قتل محمد رضا نژاد ملايرى، قتل شهره نيك پور، شكنجه و قتل غفار حسينى، شكنجه و قتل فريدون فرخزاد، شكنجه تجاوز و قتل زيبا كاظمى و هزارن قتل و ترور ديگر كه گاهى خانواده هاشان از ترس، حتا قتل عزيزان خود را فاش هم نكرده اند توضيح دهيد.
آيت الله هاشمى رفسنجانى خواهش مى كنم در مورد برادر و زير دستتان سعيد امامى اسلامى توضيح دهيد، در مورد برادر و تحت امرتان وحيد گرجى و ترور هاى او در اروپا توضيح دهيد.
آيت الله هاشمى رفسنجانى مى دانم كه آنچه را ما مى دانيم از جنايت و ناپاكى حكومتتان ذره اى ست در برابر دريايى از ناپاكيها و دشمنى ها با فرهنگ و تمدن ايرانى و انسانى اما با همين «دانش» اندك ما، و در همين سطح بياييد و در مورد رانتخواران و زالو صفتان، نور چشميان و زمين خوران و باج بگيران و... دوربرتان و دور بر امامتان و مرادتان و پيغمبرتان تو ضيح دهيد، براى اين توضيح خواهش مى كنم اول به خود و خانواده تان بپردازيد تا نوبت ديگران شود.
آيت الله هاشمى رفسنجانى، شما همچون من مى دانيد، چنانكه در ابتدا گفتم، در انبان اين مذهب چيست، شما را به خدا بياييد و براى خودتان در تاريخ ايران بعد از اينهمه جنايات يك كار خوب هم بكنيد، بياييد واقعاً بگوييد در انبان چيست!! بيائيد بگوئيد كه اين دين نه شهيد پرور است و نه طرفدار علم است و نه طرفدار مردم است اين دين به خواص گفته است كه براى عوام است، به خواص گفته است كه تمام قوانين احمقانه اش براى عوام است، در حقيقت اين دين احمق پرور است، براى تحميق مردم آمده، بنا بر اين چنان خودتان هم يك روز براى من تعريف كرديد، اسلام دين عوام است و دين خواص، خواص شايد شما و پيمبر تان و شوراى نگهبانتان و ديگر روحانيون خواصيد و راست هم مى گوييد و بقيه فرمانبرند. و كشور شهيد پرور ايران در واقع يعنى حكومت احمق پرور ايران.
ولى حالا سئوال من اين است كه شما خود مى دانيد كه دست كم در جنگ شما مسئول مستقيم حدود يك مليون تا يك مليون سيصدهزار نفر كشته و معلول هستيد، بيائيد راستش را بگوئيد كه چرا دست كم پنج سال جنگ اضافه را به مردم ايران تحميل كرديد و شد آنچه كه آرزوى شدنش را داشتيد، تبديل ايران به مراتع و دشت و دمن و آغل پروش شهيد، و مردم ايران را تبديل به گوشت دم توپ كرديد، و هنوز صداى دروغ شما در نماز هاى جمعه ضبط است كه براى تحميق مردم ايران چها كه نمى كرديد و چها كه نمى گفتيد.
آقاى رفسنجانى خواهش مى كنم بفرمائيد نظرتان در باره آن همه نامردى و نامردمى كه بر روزنامه ها و اهالى آنها رفت چيست، نظرتان در باره شكنجه و اسارت اكبر گنجى، ناصر زرافشان، عباس عبدى، سيامك پورزند، رضا على جانى، هدا صابر، محمد بسته نگار، پيمان پيران، حبيب الله پيمان، احمد باطبى، بينا داراب زند، ارژنگ داوودى، حجت زمانى، مهرداد لهراسبى، فرزاد حميدى، جعفر امامى، و شكنجه و بيشتر از يك ربع قرن زندانى و شكنجه عباس اميرانتظام و ديگران بى نام و نشان و اينترنت نويسان وبلاگى چيست؟ لبخند نزنيد! مى دانم نظرتان چيست، اين سوال را از شما مى كنم تا مردم بشنوند.
آيت الله العظمى هاشمى رفسنجانى خواهش مى كنم نظرتان را در مورد تير باران ها و حلق آويز ها و دارزدن ها در ملاء عام بفرماييد. سنگسارها شلاق زدن ها دست بريدن ها و پا بريدن ها و چشم در آوردن ها را همچنان جزو اصول و حكومتتان مى دانيد يا از اسلام ناب محمدى عدول مى كنيد؟
آيت الله العظمى على اكبر هاشمى رفسنجانى چنانكه گفتم متاسفانه اينجانب نيز روحانيم، چند سالى پيش از آن كه شما عمامه بر سر گذاريد من آنرا بر سر گذاشته ام، آفتاب لب بامم، بيمارم، ولى بايد بگويم آنچه كه مربوط به جناياتتان است شما چه آنها را به رسميت بشناسيد يا نه، در و ديوار شهادت خود را خواهند داد، و تاريخ آنها را ثبت خواهد نمود و آنچه كه مربوط به حرمت و حِلّيت در اسلام است شما هم چون من مى دانيد كه متاسفانه اين دين اصلاح پذير نيست، و در بطن خود آدمكشى و قتل و غارت دارد، و اينها همه از فرامين و احكام الهى ست، و اين چنين نيز به زور شمشير وارد كشور ما شده و همچون يك بيمارى وارد خون ما گرديده و مى گردد. بنا بر اين، از اين دين، داروى همين بيمارى را نخواهيد، اگر ممكن بود در اينهمه قرن و خصوصا در اين همه سال شده بود. تمكين كنيد بر حرف و نظر مردم و بپذيريد يك رفراندوم آزاد و كامل را و بيائيد با هم به مسجد بر گرديم و بيش از اين با اين مردم و اين مملكت بازى نكنيم وگرنه سرگذشت ما به مراتب بد تر از صدام خواهد بود. كه گناه شما روحانيون و متاسفانه اينجانب هم، اگر صد چندان او نباشد ده چندان او هست. بيائيد به مسجد برگرديم.

صفحه اول
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
خواندنى ها
اينترنت و وبلاگ
مقاله ها
جدول
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
خبرهاى ايران
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
با نيمروز
مقاله هاى ايران
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   •   خواندنى ها   • 
•   اينترنت و وبلاگ   •   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   • 
•   خبرهاى جهان   •   خبرهاى ايران   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   تحقيق   •   با نيمروز   • 
•   مقاله هاى ايران   •   خبرهاى كوتاه   •   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •