|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
انتشار غير مجاز عكس هاى صدام حسين در زندان
ارتش آمريكا انتشار غير مجاز عكس هائى كه صدام حسين را در سلول زندانش در عراق نشان ميدهد تقبيح و محكوم كرده است.
ارتش آمريكا ميگويد عكس ها با نقض صريح دستورالعمل هاى وزارت دفاع گرفته شده، و احتمالا كنوانسيون ژنو در مورد رفتار با زندانيان را هم نقض ميكند.
مقامات ارتش آمريكا عهد كرده اند كه در باره چگونگى گرفته شدن عكس ها، كه به گفته آنها بنظر ميرسد حدود يك سال پيش بوده است، و نحوه توزيع آنها تحقيقاتى جامع انجام دهند.
بعضى از اين عكس ها كه هفته پيش در روزنامه هاى «سان» در بريتانيا و «نيويورك پست» در آمريكا، و نيز در بسيارى از شبكه هاى تلويزيونى در سراسر جهان منتشر شد صدام حسين را با لباس زير نشان ميدهد.
روزنامه بريتانيائى سان مدعى است كه عكس ها را از منابعى در ارتش آمريكا دريافت كرده كه اميدوارند با نشان دادن رهبر سابق عراق در زندان، شورشيانى را كه عليه دولت جديد دموكراتيك آن كشور مى جنگند، دلسرد كنند.
صدام قرار است اواخر سال جارى به اتهامات قتل عام، شكنجه و جنايت عليه بشريت، كه مى تواند مجازات مرگ در پى داشته باشد محاكمه شود
|
|
|
|
|
ساخت سلول هاى مورد نياز بيماران و مجروحان
دانشمندان كره جنوبى كه فوريه سال گذشته براى نخستين بار در جهان، جنين انسانى را با استفاده از تكنيك شبيه سازى به وجود آوردند، اكنون مى گويند راهى يافته اند كه مى توانند دقيقا سلول هاى مورد نياز بيماران و مجروحان را بسازند.
سلول هاى بنيادى از سلولهاى پوست بيماران استخراج مى شود. از آنجايى كه اين مجموعه سلولها از بدن فرد بيمار گرفته مى شود، خطر دفع بافت هاى تازه وجود ندارد.
دانشمندان مى گويند هسته يك تخمك انسانى را از يك موجود تندرست انسانى از جاى خود بيرون آوردند و به جاى آن، هسته سلول پوستى يك بيمار را در داخل ياخته كاشتند.
دانشمندان با اين عمل توانستند سلول هاى زاينده اى را به وجود آورند كه از جهت وراثتى و ژنتيك، با سلول هاى بدن بيمار هماهنگى داشتند.
پروفسور هوانگ در يك كنفرانس خبرى در لندن گفت عليرغم پيشرفت ها در اين زمينه، هنوز موانعى هست كه بايد برطرف شود و مدتى طول خواهد كشيد تا از اين سلولهاى بنيادى در كلينيك ها استفاده شود. هوانگ و همكارانش تا كنون ۱۱ سلول پايه را از ۱۱ بيمار زن و مرد با موفقيت شبيه سازى كرده اند.
اين بيماران بين دو تا ۵۶ سال سن دارند و از بيمارى ديابت و صدمات ستون فقرات رنج مى بردند. پژوهشگران اميدوارند بتوانند از اين روش براى توليد و پيوند بافت هاى سالم، به جاى بافت هاى صدمه ديده بدن انسان و درمان بيماريهايى مانند ديابت يا مرض قند، پاركينسون و صدمات ستون فقرات، استفاده كنند.
|
|
|
|
|
مسعود بهنود
بررسى تاريخى روابط دو كشور؛ پايان چالشى پانصدساله
|
|
بهنود
|
همزمان با سفر وزير خارجه ايران به عراق و رد و بدل شدن تعارفات گرم بين روساى ديپلماسى دو كشور، رسانه هاى تهران و بغداد و منطقه خبر از آغاز دوران مودتى داده اند كه در چهل سال گذشته بى سابقه بوده است، اما در يك نگرش تاريخى مى توان گفت از چهارصد سال پيش- تاسيس حكومت شيعى صفوى در ايران- هرگز ايران و همسايه غربى اش بى نگرانى از همديگر نخفتند و هرگز مانند امروز شرايط براى آرامش و دوستى فراهم نشد.
بيش از پانصدسال قبل شاه اسماعيل صفوى به ضرب شمشير، از ايران كشورى با حكومت شيعى ساخت- و نوشته اند كه از همان زمان ايرانيان داراى حكومت مركزى به تعبير مدرن آن شدند- و دشمن شماره يك، همسايه غربى داراى حكومت سنى بود.
حكومت عثمانى كه خود را مركز خلافت اسلامى مى دانست بنيان گذار حكومت شيعى ايران، شاه اسماعيل را در جنگ سرنوشت ساز چالدران [ ۹۲۱ قمرى] شكست داد و خصومت دو حكومت نهادينه شد و در دويست و بيست سال سلطنت صفويان ادامه يافت و تمام پادشاهان صفوى در آرزو و حسرت دست يافتن به اماكن متبركه كربلا و كاظمين با عثمانى جنگيدند و در فواصل آن در مرزهاى گسترده غربى هميشه كشمكش، جنگ، تحريك و گردن كشى بود.
آنچه جنگ ايران و عثمانى را اهميت ويژه اى مى داد قرار داشتن زيارتگاه هاى مقدس شيعيان در دل حكومت سنى مذهب عثمانى بود كه مريدان على و آرامگاه وى و فرزندش را در زير سيطره خود داشتند، و چه عاملى مهم تر از اين براى اين كه دو كشور را مدام در چالش با هم نگاه دارد و به حركات هم ديگر مظنون كند.
بعد از سقوط امپراتورى صفويه، و با گذشت فاصله كوتاهى كه اشرف و محمود افغان بر پايتخت ايران مسلط بودند، هر گاه كه حكومت مركزى در ايران جانى و قدرتى گرفت بار ديگر ايران و عثمانى صف آراستند اما حتى در زمان نادر افشار كه تا هند و نواحى شرق ايران پيش رفت و يك بارى هم با برترى نظامى با عثمانى جنگيد تغييرى در مرزها داده نشد.
قاجار چون خود از نواحى اطراف خزر برآمده بود از همان زمان سردودمانشان آغامحمد خان توجه خود را به مرزهاى شمالى دوخت و اين در سرنوشت قاجار ماند، پيروزى هاى اوليه و شكست فتحعلى شاه از روسيه، حكومتى را كه در تهران مستقر شده بود گاه گاه به سوى صلح با عثمانى فرامى خواند اما صلحى كه سطحى و مقطعى بود و حتى در قرارداد ارزنة الروم (ارزروم كنونى) با امضاى اميرنظام [اميركبير بعدى] هم اين كشمكش پايان نگرفت.
آغاز قرن بيستم و تحولاتى كه در پايان جنگ جهانى اول در امپراتورى عثمانى رخ داد كه به چندين پارچه شدن آن خلافت انجاميد، ايران را با دو حكومت همسايه كرد كه با شمال آن، تركيه، راه آشتى توام با رقابت گرفت و با پاره جنوبى آن، عراق در يك پيمان نظامى متحد شد. اما همبستگى ذاتى مردم ايران با شيعيان جنوب عراق و استقرار اماكن مقدس و حوزه علميه شيعه در آن سوى مرز كشمكش ها را ادامه داد و غرب را مهم ترين سپردفاعى كشور قرار داد.
در تمام نقشه هاى نظامى كه در دوران پهلوى در دانشكده هاى ايران تدريس شد خطر عراق پيش بينى شده بود، و چنين بود كه در دهه هفتاد قرن بيستم ارتش به شدت مدرن شده ايران با ارتش تجهيز شده بعث عراق روبرو شدند و تا جنگى سخت جلو رفتند.
قرارداد ۱۹۷۵ ايران و عراق كه بين شاه سابق ايران و معاون وقت رئيس جمهورى عراق، صدام حسين بسته شد گرچه خواست ايران را بر روند اداره اروندرود[شط العرب] حاكم كرد اما پنج سال بعد با حمله ارتش عراق به ايران آشكار گرديد كه چيزى عوض نشده است و صدام حسين با تفسيرى از ضعف ايران بعد از فروپاشى حكومت سلطنتى در نيمروز ۳۱ شهريور ۱۳۵۹ جنگى خونريز و هشت ساله را بر هر دو كشور تحميل كرد كه به تحقق پيوستن پيش بينى صدساله نظاميان ايرانى بود.
پايان جنگ بدون پيروزى هشت ساله ايران و عراق، از آن جا كه بزودى با حمله عراق به كويت و پاسخ متحدان آمريكا صحنه ديگرى ترسيم كرد كه بغداد را به سوى پيشنهاد همراهى با جمهورى اسلامى كشاند اما وجود هزاران كشته و ويرانى هائى در ابعاد گسترده مانع از آن بود كه اين پيشنهاد با استقبال گرمى از سوى تهران روبرو شود.
سرانجام در آغاز بهار ۲۰۰۳ زمانى كه آمريكا و متحدانش به عراق حمله بردند و شمارش معكوس سقوط حكومت صدام حسين شروع شد، پيدا بود كه خلأيى كه در نقشه هاى دفاعى-نظامى ايران پديد مى آيد، تحولى بزرگ براى سياست دفاعى و خارجى ايران خواهد بود، گرچه خصومت اعلام شده جمهورى اسلامى با آمريكا و مخالفت روحانيون حاكم بر ايران با حضور نيروهاى بيگانه بر سر مناطق شيعه نشين و اماكن مقدس شيعيان مانع از آن شد كه شادمانى اين تحول و فراغت خاطر ايران از مرزهاى غربى خود جشن گرفته شود.
تحليگران تاريخى معتقدند بعد از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى كه در پى آن ايران براى نخستين بار در تاريخ خود از همسايگى با يك ابرقدرت معاف شد، تحولاتى كه در جهت استقرار حكومتى دموكراتيك در عراق رخ داد، بزرگ ترين حادثه در سياست خارجى و دفاعى ايران در قرون معاصر به حساب مى آيد.
اما هنوز براى شادمانى كامل ايرانيان از وضعيت عراق فاصله اى وجود دارد و تا زمانى كه سربازان آمريكايى و متحدان اين كشور در عراق حضور دارند، زود است كه نوشته شود ايران خط دفاعى زاگرس را كه سد دفاعى كشور در برابر تهاجم از غرب است مى تواند برچيند.
سفر وزير خارجه ايران به بغداد، به عنوان عالى مقام ترين عضو حكومت ايران كه در ربع قرن گذشته به آن كشور رفته است، همراه با گفته هاى مهربانانه ميهمان و ميزبانان كه خاطرات خوش همكارى با ايران را براى ساقط كردن ديكتاتورى صدام حسين به ياد آورده اند؛ اما نويد دوران تازه اى را مى دهد و به هر حال پرونده اى را كه پانصد سال گشوده بود مى بندد.
حتى اگر تصور رود كه مشتركات و حساسيت هاى ايران و وجود اكثريت شيعه در عراق همچنان استخوانى لاى زخم روابط دو كشور باقى خواهد گذاشت كه تا حكومت دينى در ايران وجود دارد بيرون آوردنى نيست اما تا همين جا مى توان گفت در اين هفته موازنه وحشت بين تهران و بغداد پايان گرفت بى آن كه آرزوى شاه اسماعيل صفوى تحقق يافته باشد و يا آن كه در سر خلافت عثمانى و صدام حسين بود.
دو كشور دست نخورده مانده اند و ملزومات دنياى مدرن وادارشان مى كند كه مطابق گفته جلال طالبانى رئيس جمهورى عراق و وزير خارجه اش كه هر دو به فارسى با كمال خرازى سخن مى گفتند، به روزهاى بهتر همكارى چشم دوخته اند گرچه ايران شرطى هم دارد و آن خروج سربازان خارجى از عراق است، شرطى كه شايد آرزوى دولتمردان عراقى هم باشد اما زمان به زبان آوردنش نرسيده است.
|
|
|
|
|
چين سوشى برهنه در رستورانها را منع كرد
مشتريان بعد از اين كه از سه روز جلوتر نوبت مى گرفتند، براى هر وعده غذا ۱۲۰ دلار مى پرداختند. مواد غذايى روى بدن دخترانى كه با گل و صدف آراسته شده بودند، چيده شده بود
دولت چين رستورانهاى اين كشور را از عرضه غذا از جمله سوشى ژاپنى روى بدن زنان برهنه منع كرده است.
وزارت بازرگانى اين كشور اين عمل را نقض رفتار شايسته كاسب كاران توصيف كرده است. خبرگزارى رسمى شين هوا گزارش داد كه با اين ممنوعيت، كسبه ديگر حق ندارند از مدلهاى عريان براى تبليغ محصولاتشان استفاده كنند.
در آوريل ۲۰۰۴ رسانه هاى چين گزارش دادند كه يك رستوران ژاپنى در جنوب غربى چين به دليل عرضه «سوشى بدن» ۲۴۰ دلار (دو هزار يوان) جريمه شده است. اين رستوران ژاپنى از دختران دانشجوى برهنه كه به پشت خوابيده بودند، براى تقويت فروش خود استفاده مى كرده است.
مشتريان بعد از اين كه از سه روز جلوتر نوبت مى گرفتند، براى هر وعده غذا ۱۲۰ دلار مى پرداختند. مواد غذايى روى بدن دخترانى كه با گل و صدف آراسته شده بودند، چيده شده بود.
شيوه خوردن سوشى از روى بدن مدلهاى برهنه يا نيمه برهنه از ديرباز در ميان برخى از مشتريان ژاپنى محبوب بوده است.
اما مقامات شهر چينى كونمينگ اين عمل را هم غير بهداشتى و هم نقض حقوق زنان خواندند.
روزنامه پكن تايمز نوشته است كه منع جديد به اين دليل وضع شده است كه سرو غذا روى بدن زنان «هتك حرمت به باورهاى اخلاقى مردم» است. اين روزنامه به نقل از مقامات چينى نوشته است: «اين عمل فعاليت تجارى را از طريق انحطاط فرهنگ مردم اشاعه مى دهد.»
|
|
|
|
|
ديدار با بازماندگان اسكندر مقدونى در پاكستان
جماعت كالاش كه در دامنه كوههاى هندوكش واقع در شمال پاكستان زندگى مى كنند قرن هاست كه براى حفظ فرهنگ خود مبارزه كرده اند.
تاريخ تشكيل جامعه كالاش ها كه به نوشته درنيامده اما بطور شفاهى نسل به نسل روايت شده است به سده ۳۷۷ قبل ازميلاد باز مى گردد كه گروهى از سپاهيان اسكندر كبير در اين منطقه سكونت گزيدند.
از بدو تشكيل جامعه كالاش ها، در شيوه زندگى آنها تغيير زيادى بوجود نيامده است اما تنها گروه كوچكى از آنان توانسته اند درمقابل فشار مداوم همسايگان مسلمان خود كه در تمام طول تاريخ آنها را كافر ناميده اند مقاومت كنند و آيين اسلام را نپذيرند.
امروزه از اين جامعه تنها سه هزار نفر باقى مانده است كه بقاى فرهنگ منحصر به فرد خود را بعهد ه دارند.
اعتقادات كالاش ها از ارزشهاى غنى برخوردار است. پروردگار متعال آنها «خدايى» نام دارد ولى خدايان ديگرى را نيز كه حافظ جنبه هاى مختلف زندگى است ستايش مى كنند. طبيعت نقش معنوى مهمى در زندگى روزمره كالاش ها دارد و آنها براى شكرگزارى از منابع سرشار دره هاى سرسبز خود مراسم گوناگون جشن و قربانى برگزارمى كنند.
اما حال كه راه هاى ارتباط جمعى و حمل و نقل به انزواى اين جامعه دور افتاده كوهستانى پايان داده است كالاش ها براى دوام آيين زندگى خود با چالش هاى تازه اى روبرو هستند ازجمله توسعه جهانگردى و طرحهاى عمرانى كه فرهنگ آسيب پذير آنها را به خطرانداخته است.
اين تغييرات با چنان شتاب سريعى پيش رفته است كه براى جامعه كالاش فرصت درك و تطبيق با آن باقى نگذاشته است و بسيارى از آن بيم دارند كه اگر اقدامى فورى بعمل نيايد زبان، مذهب و شيوه زندگى كالاش ها به طوركلى از بين برود.
اكنون كشاورزان خودكفا به سوى اقتصاد مبتنى بر پول گرايش پيدا كرده اند. قبل از اين حاصل خوب يا بد كشت بر كل جامعه تأثير مى گذاشت. اما راه پيدا كردن پول به جامعه كالاش ها بر مبادلات آنها با دنياى خارج نيز تأثير گذاشته است. درحاليكه بسيارى از كالاش ها با سكه و پول رايج پاكستان آشنايى ندارند بعضى ديگر از خانواده هاى كالاش زمين هاى خود را به معامله گران زمين به فروش مى رسانند.
درميان كالاش ها احساس كينه و خصومت نسبت به بيگانگانى درحال شكل گرفتن است كه با باز كردن هتل و مغازه در مناطق مسكونى آنان سود مى برند و مسبب تغييرى هميشگى درمناظر طبيعى دره هاى سرسبز و زمين هاى زراعى آنان هستند.
در اين ميان تغييرات مثبتى نيز روى داده است از جمله بهبود خدمات بهداشتى كه هنوز بسيار ابتدايى است. در سه دره مسكونى كالاش ها پزشكى وجود ندارد اما با آب شدن برف در آغاز بهار راههاى كوهستانى باز مى شوند و با اتومبيل جيپ مى توان ظرف دو ساعت به نزديكترين بيمارستان رسيد.
در زمستان و براى كسانى كه به اتومبيل دسترسى ندارند درمانگاه هائى براى مايه كوبى، خدمات اوليه و داروهاى اساسى ايجاد شده است. مددكاران بهداشتى نيز به قابله هاى محلى براى رسيدگى به زنان باردار و زايمان كمك مى كنند.
نسل آينده كالاش بيش از هرچيز ديگر تحت تأثير صنعت جهانگردى قرارخواهد گرفت. زنان كالاش هنوز پيراهن هاى بلند گل دوزى شده خود را بتن مى كنند. بروى آن كمربندهاى رنگين دستباف مى بندند وسربند هايشان مزين به منجوق و زينت آلات ديگر است. اين پيراهن هاى رنگارنگ سنتى از آنچنان زيبايى خيره كننده اى برخوردارند كه بسيارى از عكاس هاى غير حرفه اى را براى عكس گرفتن از زنان كالاش به اين منطقه مى كشانند.
در هتل دولتى دهكده كالاش نشين «برون» در ازاى مبلغ كمى پيراهن محلى رنگين دراختيار زنان جهانگرد قرارداده مى شود و آنها مى توانند موى خود را به سبك زنان كالاش به بافند و با منجوق و ساير زينت آلات تزئين كنند.
حضرت كريم راهنماى گردشگرى و از بنيانگذاران جامعه اقتصاد گردشگرى و ميراث فرهنگى معتقد است كه اقتصاد مبتنى بر گردشگرى براى كلاش ها مفيد است زيرا مى توان از منابع طبيعى سرشار و دره هاى كلاش براى جلب توريست استفاده كرد.
ضمن برگزارى يكى از مقدس ترين مراسم سنتى كه «جوشى» نام دارد و جشنواره تقديس بهار است مردم محل از ديدن جهانگردان پاكستانى كه از زنان اروپايى در لباس هاى محلى عكس مى گرفتند شگفت زده شده بودند.
در دهكده اى كه تعداد از چند صد تن تجاوز نمى كند حضور حتى ده جهانگرد نيز چشمگير است.
با توجه به اين تغييرات شگرف كالاش ها سعى دارند گام ها يى در راه عمران بر دارند اما كماكان فرهنگ خود را حفظ كنند.
اتاناسيوس لرونيس كه مسئول ايجاد يك سازمان مدكار غير دولتى يونانى در دره بم بورات است مى گويد كه تنها يك راه براى بقاى فرهنگ كالاش ها وجود دارد و آن اين است كه آنها را در يك جعبه شيشه اى گذاشت و به هيچ كس اجازه نداد كه درآن را باز كند. اما راهى ديگرى كه به گفته او وجود دارد و خود كالاش ها آن را به او پيشنهاد كردند تحصيل است.
درسال ۱۹۹۵ آقاى لرونيس كه از دره هاى مسكونى كالاش ها ديدن مى كرد داوطلب شد تا براى بهبود شرايط زندگى آن ها بودجه اى فراهم آورد. اومى گويد كه وقتى از نزديك وضع زندگى كالاش ها را بررسى مى كرد اول تاسيس بيمارستان يا ايجاد درمانگاه با پزشك و دارو به فكرش رسيد اما وقتى ازخود اهالى پرسيد كه چه مى خواهند پاسخى كه دريافت كرد بسيار تعجب آوربود چون آنها خواستار تاسيس مدرسه براى اقليت خود بودند.
تنها مدارس موجود در آن زمان مدارس دولتى با معلمان مسلمان بود و به تمام دانش آموزان دروس اسلامى آموخته مى شد. بسيارى از والدين مانع از رفتن فرزندان خود به مدرسه مى شدند زيرا از آن بيم داشتند كه ميراث فرهنگى خود را ازدست بدهند.
اكرام حسين كاهن و عضو خانواده سلطنتى بولاسينگ كه وظيفه برگزارى مراسم مذهبى را به عهده دارد مى گويد كه مانند نياكان خود نمى تواند تمام وقت به عنوان كاهن كار كند: «من براى يكى از هتل هاى شوراى توسعه گردشگرى پاكستان كار مى كنم و سال آينده تصميم دارم كه در دانشگاه چيترال دررشته هنر و حقوق تحصيل كنم.»
لوك رحمت كه اكنون مدير اجرايى طرح هاى عمرانى مردم كالاش است مى گويد كه درمدرسه به آنها گفته مى شد كه پس از مرگ در آتش جهنم خواهند سوخت و بسيارى از محصلينى كه در دانشگاه پذيرفته شده بودند موفق به حفظ فرهنگ خود نشدند و به آيين اسلام گرويدند.
داوطلبان يونانى با همكارى دولت پنج مدرسه براى كالاش ها و دو مدرسه براى دانش آموزان مسلمان ساخته اند و با استخدام معلمان كالاش بر تعداد دانش آموزان به طور قابل ملاحظه اى افزوده شده است. تنها در دهكده انيش حدود ۱۶۰ دانش آموز در دو كلاس جاى داده شده اند. والدين اكنون از آقاى لرونيس خواهان تاسيس مدارس بيشتر براى فرزندان خود هستند و به او مى گويند «ما تحصيل نكرده ايم اما معتقديم كه تنها از راه تحصيل فرزندان خود مى توانيم هويت فرهنگى جامعه و مذهب خود را حفظ كنيم.»
|
|
|
|
|
گروهى از دانشمندان كره جنوبى با استفاده از فن آورى همانندسازى موفق به توليد يازده جنين انسان شدند
گروهى از دانشمندان كره جنوبى، طى گزارشى كه در مجله ساينس به چاپ رسيد اعلام كردند كه با استفاده از فن آورى كلونينگ يا همانند سازى، موفق به توليد يازده جنين انسان شده اند.
همين دانشمندان سال پيش نيز اولين مورد موفق همانند سازى جنين انسان را انجام دادند. دكتر جواد امان پژوهشگر رشته بيولوژى مولكولى در آمريكا مى گويد ويژگى كار جديد اين دانشمندان، افزايش كارايى ِ فن آورى ِ همانند سازى بويژه همانند سازى درمانى ست: تفاوت اساسى كه كار امسال اين گروه با كار سال گذشته آنها داشته اين است كه راندمان موفقيت اين كار را به طور قابل توجهى بالا برده اند.
پارسال وقتى اينها تلاش ساختن جنين انسان را با استفاده از همانند سازى امتحان كردند، بايد ۲۴۲ مورد تلقيح انجام مى دادند تا يك مورد، تبديل به جنين بشود. آلان در آزمايش جديد، اگر درست به خاطرم باشد، از هر ۱۷ مورد، يك مورد موفق شده. به همين وسيله توانسته اند ۱۱ جنين مختلف توليد كنند.
نكته مهم ديگر اين است كه اهدا كننده هاى سلولهايى كه استفاده شده بود براى كلونينگ (چون سلولهاى پوست را بايد از انسان گرفت)، اين سلولها از افراد دو ساله بوده تا ۶۰ ساله. يعنى نشان داده اند كه اين كار در سنين مختلف عملى است. نكته مهم ديگر اين است كه اينها يك مشكل بزرگ از سر راه خودشان برداشته اند و آن شرايط كشف اين سلولهاى پايه اى جنينى ست. تا به حال توليد سلولهاى پايه جنينى، بايد حتما روى بسترى از سلولهاى فيبروبلاست موش رشد داده مى شد و اين از نظر فرايند درمانى مشكل آفرين بود چون خطر اين وجود دارد كه اين سلولهاى انسان به سلولهاى موش آلوده شود كه نگرانى هاى ايمنى ايجاد مى كند.
در فن آورى همانند سازى، سلولهاى غير جنسى مانند سلولهاى پوست ابتدا در آزمايشگاه، از نظر ژنتيكى به حالت سلولهاى پايه اى برنامه ريزى مى شود. سپس هسته يكى از اين سلولها جدا مى شود و با شيوه هاى مختلف، وارد سلول تخمكى كه هسته آن قبلا جدا شده، مى شود. بدين ترتيب سلول بصورت يك سلول تلقيح شده در مى آيد، با اين تفاوت كه همه اطلاعات ژنتيكى، از اهدا كننده آن سلول پوست مى آيد. بنا بر اين اگر اين سلول در رحم جايگزين شود، نوزاد حاصل از آن، كپى ژنتيكى صاحب آن سلولهاى پوست خواهد بود. اما كار گروه علمى كره جنوبى، توليد جنين انسان، به چه معناست و اصولا اين جنين توليد شده در چه مرحله سلولى ست؟
دكتر جواد امان: كارى كه اين گروه عملى كرده، فقط توليد جنين تا مرحله هشت سلولى ست. براى آنكه ما بتوانيم سلولهاى پايه اى جنينى توليد كنيم، بايد جنين تا مرحله هشت سلولى داشته باشيم كه از سلولهاى اين جنين استفاده كنيم براى اينكه تيره سلولى پايه درست كنيم كه بعداً اين بتواند به سلولهاى ديگر تكامل و افتراق يابد و براى همانند سازى درمانى مورد استفاده قرار گيرد. بنابراين در اين كار جنين به مفهوم يك بچه انسان درست نشده، بلكه يك تعداد سلولهاى جنينى در آزمايشگاه ساخته شده است.
ف.ن.: خوب اين دانشمندان كره اى مى گويند كار جديدشان، راه را براى همانند سازى درمانى باز مى كند. شما لطفا فرق همانند سازى درمانى و همانند سازى انسان را توضيح بدهيد.
دكتر جواد امان: آنچه به عنوان همانند سازى انسان از آن نام برده مى شود، در واقع درست كردن يك انسان كامل، يك كلون، كپى كامل ژنتيكى يك انسان را اگر بصورت جنين درست بكنيم و در رحم يك زن جاى بدهيم و آنرا تبديل به يك بچه بكنبم. اينكار اگر انجام شود، اين اسمش هست همانند سازى انسان يا ايجاد يك كپى ِ نزديك به صد در صد دهنده سلولى پوست. بيشتر دانشمندان با اين مخالفند، هم به دلايل اخلاقى و هم به دلايل نگرانى هاى ايمنى كه در اين زمينه وجود دارد. خوب حالا آنچه همانند سازى درمانى نام دارد، معنى اش اين هست كه شما يك سلول پايه اى را كه توانايى افتراق و تبديل شدن به سلولهاى ديگر را مى گيريد و در آزمايشگاه، آنرا به بافت هائى كه لازم داريد، تبديل مى كنيد. مثلا در بيمارى پاركينسون مقدارى از بافتهاى مغزى از بين مى روند و تعادل ميان دو سيستم عصبى به هم مى خورد. اگر شما بتوانيد اين بافتها را در آزمايشگاه درست كنيد و جايگزين بافت هاى بيمار كنيد، مى شود مسئله پاركينسون را حل كرد. در آلزهايمر به همين ترتيب، در بعضى از انواع بيماريهاى ديگر از جمله قند به همين ترتيب. در نتيجه هدف اينست كه ما از سلولهاى پايه اى، بافت هاى بالغ درست كنيم كه اينرا به عنوان جايگزين ِ سلولهاى صدمه ديده بكار ببريم. اين مى شود همانند سازى درمانى.
ف.ا.: پس در واقع اهميت اصلى كار اين دانشمندان اين بوده كه سلولهاى پايه مخصوص هر بيمارى ساخته شود كه بدن ان بيمار، عضو پيوندى رابه عنوان يك عض بيگلنه پس نزند. اما سوالى كه اينجا مطرح مى شود اين است كه با توجه به اينكه اين سلولهاى پايه از بافت بيمار تهيه مى شوند، آيا بعداً اطلاعات ژنتيكى موجود در اين سلولها، باعث بيمار شدن سلولهاى جديد هم نمى شود؟
دكتر جواد امان: بله. اين امكان هست كه اگر آن بيمارى ژنتيكى باشد، اطلاعات ژنتيكى ناقصى كه در بدن فرد بيمار هست، مى تواند دوباره همان مشكل را ايجاد كند. اين در بعضى از موارد مى تواند مشكل جدى ايجاد كند و در بعضى موارد مشكل كمترى ايجاد كند. علت اين است كه بسيارى از اين بيمارى ها، فقط به علت يك اشكال هاى ژنتيكى در بدن فرد ايجاد نمى شود، بلكه آن اشكال ژنتيكى، شرايط مناسب را ايجاد مى كند، بعد اشكال هاى جديدى در طول عمر بيمار ايجاد مى شود كه بر آن اضافه مى شود و مجموعه آن، به بيمارى منجر مى شود. بنابراين اگر ما سلولها را از ابتدا بگيريم و دوباره آنها را برنامه ريزى كنيم براى توليد بافت، اين بافت احتمالا بهر حال سالم تر از آن بافتى ست كه در طول تكامل انسان، بيمارى را در خود پرورش داده است.
؛
|
|
|
|
|
تلاش بريتانيا براى تعيين هويت مرد پيانو نواز
مقامات بريتانيا از كليه اركسترهاى اروپا براى شناسايى هويت مردى كه پنج هفته پيش در جنوب شرقى انگلستان با لباسهاى خيس پيدا شد ولى با نواختن استادانه پيانو همه را متحير كرده، كمك خواسته اند.
روز هفت آوريل گذشته پليس بريتانيا در كنار درياى مانش در ايالت كنت، مرد جوان و برازنده اى را يافت كه در حالى كه آب از سر و صورتش مى چكيد در ساحل دريا راه مى رفت. وقتى پليس از او نام و نشانش را پرسيد، با سكوت محض روبرو شد.
پليس او را به بيمارستان منتقل كرد، اما تلاش اطبا و پرستاران هم او را به سخن نياورد تا اين كه يك پرستار مداد و كاغذى در كنار تخت او گذاشت و وقتى بازگشت بر روى كاغذ طرح پيانوى بزرگى را يافت كه با جزئيات ترسيم شده بود.
كاركنان او را به نمازخانه كليسا برده و در برابر پيانو نشاندند و با حيرت ديدند كه او به مدت دو ساعت بلاانقطاع قطعات موسيقى كلاسيك را با مهارتى استادانه نواخت.
او را پس از مدتى به بيمارستان روانى منتقل كردند كه در آنجا پيانويى در اختيار دارد. مدير بيمارستان مى گويد او وقتى پشت پيانو مى نشيند، دنياى اطراف خود را به كلى فراموش مى كند و كاملاً عادى به نظر مى رسد، در حالى كه در مواقع ديگر نمى تواند مستقيما در چشم كسى نگاه كند و معمولا خود را جمع كرده در گوشه اى كز مى كند.
اين مرد كه تا كنون يك كلمه با پليس حرف نزده است، بخاطر مهارت شگرفى كه در نواختن پيانو دارد فعلا به «مرد پيانو نواز» معروف شده است.
مايكل كمپ، مددكار اجتماعى، اين مرد را فردى ۲۰ تا ۳۰ ساله توصيف كرده كه معمولا بسيار مضطرب است ولى پشت پيانو، «جان تازه اى مى گيرد» .
يك موسسه خيريه مى كوشد هويت وى را شناسايى كند و براى همين با اركسترهاى بزرگ اروپا تماس گرفته است.
كمپ گفته است: «او هيچ صدايى از خود توليد نمى كند اما فكر مى كنم مى توانم از طريق جنباندن سر با وى ارتباط برقرار كنم.»
اين مددكار افزود: «فوق العاده است. اولين بارى كه پيانو را به او نشان داديم، چندين ساعت بى وقفه نواخت.»
|
|
|
|