Nimrooz
Vol. 17, No. 835, May 27, 2005
سال هفدهم - شماره ۸۳۵ - جمعه ۶ خرداد ۱۳۸۴
كلاهبردارى با پوشيدن لباس آخوندى
دستگيرى سارقان مسلح با شليك گلوله
بيش از هشت هزار دانش آموز روانه زندان هاى كشور شده اند
مادر جوان نوزادش را كشت
بازگشت به ايران پس از قتل نوزاد
توزيع سه هزار كيلو گوشت الاغ در رستوران هاى سه شهر
پليس در جست وجوى ديگر متهمان قاچاق انسان است
فرار بزرگ ۲۵ زندانى در مسير زندان كرمانشاه
شليك مرگبار يك خشاب گلوله به مدير مدرسه دختران
او به هنگام فرار جوان ۲۰ ساله اى را نيز از پاى درآورده است
ماجراى ۶ ساعت اسارت يك دختر جوان
قرار مجرميت براى ورزشكار سرشناس
ماجراى قتل دختر فرارى
اعتراف به يك توطئه مرگبارخانوادگى
بازداشت دزدعروسكهاى شهر
• اين زن ۴۰ دختربچه را اغفال كرد وطلاهايشان رابه سرقت برد
پس از به قتل رساندن مأمور پليس
جوان مسلح دخترى را ربود و پنهان شد
ناپديد شدن ۱۰ملوان بنگالى در تهران

كلاهبردارى با پوشيدن لباس آخوندى
مرد جوانى كه با پوشيدن لباس آخوندى و سوءاستفاده از اين لباس كلاهبردارى مى كرد، بازداشت شد.
مأموران نيروى انتظامى روز يكشنبه هنگام گشت زنى در اتوبان آزادگان به سرنشينان يك خودروى پرايد مشكوك شده كه در بررسى شماره پلاك آن مشخص شد، ماشين از سوى پليس تحت تعقيب است.
مأموران سپس به دو سرنشين پرايد دستور توقف دادند كه آنها بدون توجه به اخطار پليس از محل فرار كردند. راننده پرايد پس از شليك يك تير هوايى از سوى مأموران كنار اتوبان توقف كرد.
او سپس با رها كردن خودرويش اقدام به فرار كرد. مأموران سپس به تعقيب او پرداخته و دستگيرش كردند. همچنين در بازرسى از خودروى متهمان تعدادى تراول چك جعلى، مقدارى برنج و يك دست لباس روحانيت كشف شد. مأموران سپس دو متهم پرونده به نام هاى حسين و احمد را براى بازجوئى به شعبه پنجم دادسراى امور جنايى تهران منتقل كردند كه احمد اظهار داشت: «لباس آخوندى براى يكى از دوستانش است كه به او داده به خشكشويى ببرد.»
بازپرس توكلى كه متوجه تناقض گويى هاى اين مرد شده بود به تحقيقات خود ادامه داد كه احمد سرانجام لب به اعتراف گشود و به كلاهبردارى با سوءاستفاده از آن لباس اعتراف كرد.
هم اكنون تحقيقات از متهمان پرونده در پليس آگاهى ادامه دارد.

دستگيرى سارقان مسلح با شليك گلوله
ماموران گشت انتظامى با شليك چند گلوله، خودروى سارقان مسلح را در تهرانپارس متوقف و دو نفر از آنها را دستگير كردند. مأموران گشت نيروى انتظامى سه شنبه شب در حال گشت زنى در خيابان ۱۹۶ تهرانپارس به سرنشينان خودروى پرايدى مشكوك شدند كه به همين خاطر دستور توقف دادند اما سرنشينان خودرو بى توجه به دستور توقف مأموران فرار كردند.
مأموران به همين خاطر شروع به شليك گلوله كردند تا سرانجام پس از شليك چند گلوله به سمت لاستيك خودرو، اتومبيل پرايد متوقف شد كه مأموران موفق به دستگيرى دو تن از سرنشينان خودرو شدند.
دو جوان كه «كيوان» و «مصطفى» نام دارند در بازجوئى ها به مأموران گفتند: خودروى پرايد سرقتى بود. ما با همدستى يكى ديگر از دوستانمان كه فرار كرد خودروى پرايد را سرقت كرديم. چند روز پيش به عنوان مسافر سوار خودرو پرايد شديم و صاحب آن را با تهديد اسلحه از ماشين بيرون كرديم و خودروى پرايد را سرقت كرديم. پس از اين ماجرا با خودروى سرقتى مسافركشى مى كرديم و چند مرتبه هم پول و وسايل مسافران را با تهديد اسلحه سرقت كرديم.
دو متهم جوان پرونده ادامه دادند: امير كه فرار كرده است اسلحه را تهيه كرده بود.
پس از اعترافات متهمان، اسلحه متهمان نزد كارشناسان اسلحه فرستاده شد تا مشخص شود گلوله اى از آن شليك شده است يا نه و گفته مى شود با توجه به اعترافات متهم احتمال قتل نيز وجود دارد.

بيش از هشت هزار دانش آموز روانه زندان هاى كشور شده اند
براساس آخرين وضعيت گرايش دانش آموزان به مصرف موادمخدر طى سال هاى ۷۸ تا پايان ۸۲ هشت هزار و سه دانش آموز به علت جرايم موادمخدر روانه زندان هاى كشور شده اند كه نسبت جرم موادمخدر به كل آمار جرايم ۶۷ هزار و ۸۱۱ موردى ورودى به زندان ها، حدود ۱۲ درصد بوده است.
براساس تحقيقات انجام شده بر روى هفت هزار و ۷۸۶ دانش آموز دختر و پسر مقطع سوم راهنمايى و متوسطه كل كشور، ۳/۲۳ درصد دانش آموزان در معرض خطر مصرف سيگار، ۸/۱۵ درصد در معرض خطر مصرف مشروبات الكلى، ۳/۱۳ درصد در معرض خطر مصرف مواد مخدر بوده و ۳/۵ و ۱/۲ درصد به ترتيب تجربه مصرف سيگار و مصرف مشروبات الكلى داشته اند.
۹/۰ درصد دانش آموزان نيز تجربه مصرف موادمخدر از نوع ترياك، حشيش و هروئين داشته اند.
نتايج بررسى ها نشان مى دهد بيشترين حد آلودگى فضاى مدارس به موادمخدر و مشروبات الكلى با ۸/۱۱ درصد در بين مدارس فنى و حرفه اى و كاردانش است.
همين يافته ها حاكى است ۹/۳۶ درصد دانش آموزان مورد مطالعه، معدل زير ،۱۷ ۴/۱۱ درصد معدل زير ۱۴ داشته و ۱۴ درصد حداقل يك بار تجديد، ۲/۱۲ درصد حداقل يك بار مردود شده و ۳/۲ درصد حداقل يك بار ترك تحصيل كرده اند.

مادر جوان نوزادش را كشت
بازگشت به ايران پس از قتل نوزاد
بررسى ادعاهاى دختر جوانى كه مى گويد خانواده اش فرزندش را دزديده اند، پرده از راز قتل فرزند ديگر اين زن برداشت.
پس از شكايت اين دختر، مأموران خانواده او را به اداره آگاهى احضار كردند كه آنها ادعا كردند نوزاد را تحويل شيرخوارگاه آمنه تهران داده اند تا به سرنوشت فرزند اول اين دختر كه در عراق كشته شده است دچار نشود.

فرزندم را ربودند
۱۸ فروردين ماه امسال دختر جوانى به نام معصومه به شعبه ششم بازپرسى دادسراى امور جنايى تهران مراجعه كرد و از خانواده اش به اتهام ربودن نوزاد ۱۵ روزه اش شكايت كرد.
معصومه گفت: سال گذشته از خانه فرار كردم و به صورت قاچاقى به سوريه رفتم. پس از چند روز پولى كه همراه خود آورده بودم، تمام شد. به اجبار به دنبال كار گشتم و توانستم در يك رستوران مشغول به كار شوم. در آنجا با يكى از مشتريان رستوران كه از شيوخ عرب بود آشنا شدم.
او گفت كه به من علاقه دارد و با اين شگرد مرا فريب داد.
چند هفته اى با هم رابطه داشتيم و مى خواستيم با هم ازدواج كنيم. اما يك روز او مرا به خانه اش برد و مورد تجاوز قرار داد.
خواستم فرار كنم اما او درها را به رويم بسته بود و نتوانستم مقاومت كنم. من از آن مرد باردار شدم. به دليل اينكه از رفتار وحشيانه شيخ عرب ناراحت بودم به دادگاه آن كشور شكايت كردم.
قاضى دادگاه پس از بررسى شكايتم به نفع من رأى داد. از پليس سوريه براى گرفتن حقم تقاضاى كمك كردم، ولى آنها به دليل اينكه به صورت غير قانونى در آن كشور اقامت داشتم، مرا از آنجا اخراج كردند.»
معصومه ادامه داد: «به دليل اختلافاتى كه با خانواده ام داشتم پس از بازگشت به ايران به خانه نرفتم و زندگى در پارك ها و خيابان ها را آغاز كردم. يك روز مأموران مرا دستگير كردند و در بازجوئى ها مجبور شدم آدرس خانه مان را بدهم. مأموران سپس مرا تحويل خانواده ام دادند. دو ماه پس از اين ماجرا فرزندم به دنيا آمد. خانواده ام با نگهدارى او موافق نبودند و مى خواستند كه پسرم را سر راه بگذارم. اما من مخالفت كردم و گفتم حتى اگر مجبور شوم از اين خانه مى روم و پسرم را از خودم جدا نمى كنم. اين ماجرا ادامه داشت تا اينكه يك روز پسرم بيمارى خفيفى گرفت. مى خواستم او را به دكتر ببرم كه خانواده ام ممانعت كردند. آنها پسرم را گرفتند و خود به دكتر بردند، ولى وقتى برگشتند، پسر ۱۵ روزه ام با آنها نبود و پدر و مادرم گفتند او مرده و نمى دانند جنازه اش كجاست.
پس از شكايت اين زن به دستور بازپرس قيصرى تحقيقات مأموران از خانواده معصومه براى روشن شدن سرنوشت نوزاد ۱۵ روزه آغاز شد.
مأموران در نخستين گام خانواده اين دختر را براى تحقيقات احضار كردند كه آنها در اظهارات خود پرده از راز مرگ مشكوك فرزند اول معصومه برداشتند.
پدر اين دختر به مأموران گفت: پس از به دنيا آمدن فرزند معصومه، از او خواستيم كه او را تحويل بهزيستى بدهد ولى او مخالفت كرد. به همين دليل روز حادثه به بهانه بردن نوزاد ۱۵ روزه به دكتر، او را به شيرخوارگاه آمنه برديم و تحويل مسئولان آنجا داديم. سپس براى اينكه او به سراغ فرزندش نرود به دروغ گفتيم كه پسرش در اثر بيمارى فوت كرده است.
اين مرد درخصوص انگيزه اش از اين كار گفت: معصومه چند سال پيش فريب مردى را خورد و با او ارتباط برقرار كرد. دخترم خيلى ساده لوح است. آن مرد به او قول ازدواج داده و با اين ترفند توانست با معصومه رابطه جنسى برقرار كند. معصومه از اين مرد باردار شد و پس از اين موضوع آن مرد رهايش كرد. دخترم پس از به دنيا آمدن فرزندش از خانه فرار كرد و به عراق رفت. مدتى در آنجا بود و سپس به خانه آمد در حالى كه از فرزندش خبرى نبود. او ابتدا گفت نوزادش را در آنجا گم كرده اما در ادامه مشخص شد نوزادش در آنجا به قتل رسيده است.
پدر اين دختر ادامه داد: پس از اين ماجرا او مدتى در كشور بود و سپس به سوريه فرار كرد. پس از به دنيا آمدن پسرش به دليل اينكه احتمال مى داديم او كشته شود، اقدام به سپردن نوزاد به شيرخوارگاه آمنه كرديم.
بازپرس پس از اين جلسه بازجوئى به گروه پزشكان بخش روانپزشكى سازمان پزشكى قانونى دستورداد، وضعيت روحى و روانى اين دختر را بررسى كرده و موضوع را به او اطلاع دهند.

توزيع سه هزار كيلو گوشت الاغ در رستوران هاى سه شهر
با دستگيرى پدر و پسرى در تاكستان راز توزيع سه هزار كيلو گوشت الاغ در رستوران هاى سه شهر به جاى گوشت كبابى فاش شد. متهمان در تعطيلات نوروز و آغاز مسافرت هاى نوروزى ذبح الاغ هاى پير را آغاز كرده اند.

كشف سر و دست و پاى الاغ در بيابان
اوايل فروردين ماه امسال فرد ناشناسى با مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ تاكستان تماس گرفت و از كشف تعداد زيادى دست و پا و سر الاغ خبر داد.
پس از اين گزارش گروهى از مأموران كلانترى ۱۱تاكستان براى بررسى به محل اعزام شدند كه در تحقيقات روشن شد فرد يا افرادى پس از ذبح ۲۴ الاغ استخوان هاى آنها را در گودالى در خارج شهر انداخته اند.
كارشناسان دامپزشكى نيز پس از آزمايش بقاياى لاشه الاغ ها، سن آنها را بالا تعيين كردند. با توجه به حساسيت موضوع، پرونده براى بررسى هاى بيشتر در اختيار مأموران اطلاعات نيروى انتظامى استان قزوين قرار گرفت. پيگيرى اطلاعاتى مأموران نشان مى داد، فرد يا افرادى با ذبح الاغ ها، گوشت آنها را در سطح منطقه توزيع و به فروش رسانده اند.
ماموران در ادامه تحقيقات، شناسايى دو گروه را در دستور كار خود قرار دادند. اولين گروه، توزيع كنندگان گوشت در سطح استان بودند كه تحقيقات در اين شاخه به نتيجه نرسيد. مأموران در ادامه با بررسى روستاهاى استان به شناسايى فرد يا افرادى پرداختند كه در اين مدت تعداد زيادى الاغ خريدارى كرده بودند. پس از گذشت دو هفته از آغاز تحقيقات مأموران از طريق منابع محلى دريافتند پدر و پسرى طى دو ماه اخير اقدام به خريدارى تعداد زيادى الاغ از روستاهاى مختلف كرده اند.
با به دست آمدن اين سرنخ مأموران راهى خانه اين پدر و پسر در روستايى در نزديكى تاكستان شدند. با ورود به خانه، متهمان را در حال سلاخى الاغى در حياط مشاهده كردند.
ماموران همچنين در بازرسى خانه، به ۲۰۰ كيلوگرم گوشت الاغ كه آماده توزيع شده بود، دست يافتند.
متهمان سپس به پاسگاه منتقل شدند كه در بازجوئى ها لب به اعتراف گشودند و ذبح الاغ ها و فروش گوشت آنها به عنوان گوشت كبابى به ده ها رستوان شهرى و بين راهى در شهرهاى تاكستان، قزوين و كرج اعتراف كردند.
متهمان ادعا كردند، به دليل بيكارى و مشكلات مالى تصميم به اين كار گرفتيم. با جست وجو در روستاهاى مختلف ۳۰ راس الاغ پير را به قيمت ۱۰ هزار تا ۱۵ هزار تومان مى خريديم. سپس به مرور زمان به ذبح آنها دست زديم و گوشت آنها را به جاى گوشت كبابى به قيمت كيلويى دو هزار تومان به چند رستوران شهر و بين شهرى در شهرهاى كرج، تاكستان و قزوين فروختيم.
با اعتراف متهمان به توزيع سه هزار كيلوگرم گوشت الاغ طى دوماه بازپرس دادسراى عمومى و انقلاب تاكستان آنها را با قرار قانونى روانه زندان كرد.

تقلب در كسب
عمل ارتكابى متهمان داراى دو عنوان مجرمانه است كه قاضى دادگاه در صورت اثبات هر يك و يا هر دو جرم مى تواند آنها را محاكمه و مجازات كند. جرم صورت گرفته از سوى اين پدر و پسر كلاهبردارى و تقلب در كسب محسوب مى شود.
يك جرم شناس معتقد است: «اصولاً در خصوص جرايمى كه مرتبط با كسب و كار اشخاص مى شود، وقوع جرايم تقلب در كسب محسوب مى شود. با توجه به اينكه متهمان به جاى كالاى مشخص و معينى (گوشت كبابى) كالاى ديگرى را به خريداران فروخته اند. چنين عملى بر پايه تقلب در كسب استوار است و قابل تعقيب و پيگيرى است.»
محمد على نجفى توانا در ادامه درباره مجازات متهمان گفت: «پيش از اين در قانون ايران براى عنوان تقلب در كسب به صراحت قانون مشخص داشتيم ولى متاسفانه با تغييرات به وجود آمده در اين قانون بررسى اين موضوعات در حوزه سازمان تعزيرات حكومتى قرار گرفت.
مدت ها بين حقوقدانان و مراجع قضائى در خصوص اين مورد اختلاف بود كه هم اكنون مجتمعى براى رسيدگى به جرايم بهداشتى و پزشكى در هر شهر تشكيل شده است.»
اين استاد دانشگاه عمل متهمان را مصداق كلاهبردارى دانست و افزود: «اگر شخصى براساس خوردن اين گوشت ها فوت كرده باشد رسيدگى به پرونده با عنوان جزايى قتل عمد هم قابل پيگيرى است.»
وى افزود: «در اين پرونده خريداران گوشت به علت عدم اطلاع از نوع گوشت مقصر نبوده و عمل آنها قابل پيگرد نيست.»
اين حقوقدان در پايان تصريح كرد: «عمل متهمان از جنبه عمومى نيز قابل پيگيرى است و دادستان مى تواند براى اين پدر و پسر تقاضاى فرجام كند.»

پليس در جست وجوى ديگر متهمان قاچاق انسان است
با دستگيرى اعضاى يك باند كه قصد داشتند دختر جوانى را به صورت غير قانونى از كشور خارج كنند، تحقيقات مأموران و قاضى پرونده براى بررسى احتمال خروج غير قانونى دختران ديگر از سوى متهمان به دبى آغاز شد. گزارش شده است كه «اين متهمان پس از فريب دخترى به نام ياسمين قصد داشتند او را به صورت غير قانونى و به بهانه استخدام در يك شركت بزرگ از تهران به دبى منتقل كنند.»

صدور گذر نامه با شناسنامه جعلى
چندى پيش دختر جوانى به نام ويدا با مراجعه به دادسراى امور جنايى تهران و طرح شكايتى پرده از فعاليت اعضاى اين باند برداشت. اين دختر گفت: «مدتى پيش براى من فرصت سفرى به خارج از كشور فراهم شد. وقتى به اداره گذرنامه رفتم و مداركم را تحويل دادم آنها ادعا كردند هفته پيش من درخواست صدور گذرنامه داده ام كه تا چند روز ديگر آماده مى شود. من تاكنون به اداره گذرنامه مراجعه نكرده ام به همين دليل احتمال مى دهم فرد ديگرى با هويت من براى خود تقاضاى گذرنامه داده است.»
با طرح اين شكايت به گروهى از مأموران پليس مأموريت داده شد كه بررسى هاى خود را آغاز كنند. مأموران با حضور در اداره گذرنامه، بررسى هاى گذرنامه صادر شده را آغاز كردند كه روشن شد فردى با يك شناسنامه جعلى با هويت ويدا (شاكى) به اين اداره مراجعه كرده و تقاضاى گذرنامه براى خود كرده بود. متهم همچنين عكس خود را بر روى شناسنامه شاكى چسبانده بود.

دستگيرى دو متهم
ماموران كه هيچ ردى از متهم نداشتند در اداره گذرنامه به كمين نشستند تا به محض ورود او براى تحويل گذر نامه اش او را دستگير كنند. پس از چهار روز دختر و پسر جوانى براى تحويل گذر نامه به اين اداره مراجعه كردند و از سوى مأموران دستگير شدند. متهمان در ابتدا منكر داشتن هرگونه اطلاعى از ماجرا شدند اما در ادامه دختر جوان لب به اعتراف گشود.
اين دختر ۲۴ ساله كه ياسمين نام دارد اظهار داشت: «من تبعه كشور افغانستان هستم. مدتى پيش وارد ايران شدم و در تهران با پسر ۲۸ ساله اى به نام مهران دوست شدم. چند هفته از آشنايى ما نگذشته بود كه او پيشنهاد كار در دبى را به من داد. او ادعا كرد كه دوستانش در دبى صاحب چند شركت بزرگ تجارى هستند كه من مى توانم در آنجا و با حقوق خوبى مشغول به كار شوم. من به دليل اينكه شناسنامه نداشتم و نمى توانستم گذرنامه بگيرم مهران گفت با كمك دوستانش مى تواند اين مشكل را هم حل كند. همراه او به خانه يكى از دوستانش به نام شهرام كه پزشك بود رفتيم. او از من مقدارى پول گرفت و با كمك فرد ديگرى كه در اداره ثبت احوال كار مى كند براى من شناسنامه تهيه كردند. با آن شناسنامه جعلى درخواست صدور گذر نامه دادم كه با آن موافقت شد.»
پس از اعترافات اين دختر مأموران شهرام و كارمند اداره ثبت احوال را بازداشت كردند كه در تحقيق از آنها نحوه صدور شناسنامه جعلى براى اين دختر تبعه كشور افغانستان با استفاده از شناسنامه هاى باطل شده فاش شد.
بنا به اين گزارش «كارمند اداره ثبت احوال در اظهاراتش ادعا كرده است پس از گرفتن پول و عكس از ياسمين يكى از شناسنامه هاى باطل شده را از بايگانى برداشته و به جاى عكس صاحبش عكس اين دختر را روى آن ممهور كردم.»
اين كارمند متخلف در قسمت ديگرى از اعترافاتش اظهار داشته، پس از تهيه شناسنامه جعلى از روى آن كپى گرفتم و از مسئول يك دفتر خانه كه با من دوست بود خواستم كه برابر اصل بودن آن را تأييد كند.
با تأييد كپى شناسنامه براى ياسمين تقاضاى صدور شناسنامه المثنى با هويت ويدا را داديم كه با آن موافقت شد. مأموران سپس مسئول دفترخانه را احضار كردند كه او از موضوع جعلى بودن كپى شناسنامه اظهار بى اطلاعى كرد.
بازپرس سپس با صدور قرار وثيقه براى دو تن از متهمان آنها را آزاد كرد. با توجه به نحوه برنامه ريزى براى خروج ياسمين از سوى اعضاى اين باند و تشكيلات پيچيده و منظم متهمان براى صدور شناسنامه جعلى براى اين دختر، مأموران احتمال مى دهند اعضاى اين باند در فريب دختران جوان و انتقال غير قانونى آنها به خارج از كشور نقش داشته باشند.
قاضى پرونده با بيان اين احتمال و روشن شدن نكات مبهم موجود در پرونده تحقيقات خود را براى پرونده آغاز كرد.

فرار بزرگ ۲۵ زندانى در مسير زندان كرمانشاه
۲۱ نفر از زندانيانى كه در جريان انتقال از زاهدان به كرمانشاه پس از خلع سلاح مأموران متوارى شده بودند، دستگير شده و۴ نفر آنها همچنان متوارى هستند.
مظفر الوندى، مديركل روابط عمومى سازمان زندان ها، به «ايلنا» ، گفت: اعزام و بدرقه زندانيان در هنگام انتقال به طور كامل به عهده نيروى انتظامى است و در اين خصوص سازمان زندان ها هيچ مسؤوليتى ندارد.
وى خاطرنشان كرد: در حادثه اى كه در هنگام انتقال زندانيان از زاهدان به كرمانشاه اتفاق افتاده است، سازمان زندان ها هيچ نقشى ندارد و نمى توان به طور دقيق قضاوت كرد كه علت اصلى فرار زندانيان در هنگام انتقال چه بوده است.
به گفته وى، اين احتمال وجود دارد كه زندانيان متوارى با مأمورانى كه مسؤوليت انتقال آنها را به عهده داشتند، تبانى كرده باشند.
بنابراين تعدادى از مأموران انتقال دهنده زندانيان نيز دستگير شده اند.
الوندى، با اشاره به دستورالعمل رئيس قوه قضائيه در خصوص انتقال زندانيان غيربومى به محل زندگى خود، افزود: انتقال زندانيان از زاهدان به كرمانشاه در راستاى اجراى اين دستورالعمل انجام شده است و زندانيانى كه متوارى شده اند، افراد خطرناك نيستند كه لزوماً جرائم سنگينى داشته باشند.

شليك مرگبار يك خشاب گلوله به مدير مدرسه دختران
او به هنگام فرار جوان ۲۰ ساله اى را نيز از پاى درآورده است
عامل جنايت شهرستان بروات كه پس از به رگبار بستن مدير دبيرستان دخترانه مطهرى اقدام به قتل پسر جوانى كرده بود تحت تعقيب مأموران قرار گرفت. اين حادثه ساعت ۱۰ و ۳۰ دقيقه روز يكشنبه ۲۵ ارديبهشت ماه به وقوع پيوست و طى آن مرد جوانى با حمله به يك دبيرستان دخترانه مدير آنجا به نام حكيمه عسگرى را در مقابل ديدگان وحشتزده دانش آموزان به گلوله بست و پس از آن پسر جوانى به نام مجيدحسين شاهى را كه در مغازه تعويض روغنى كنار دبيرستان كار مى كرد با شليك گلوله از پاى درآورد.
بنا به اين گزارش، ساعت ۱۰ و ۳۰ دقيقه روز يكشنبه ساكنان شهرستان بروات با شنيدن صداى شليك گلوله هائى سراسيمه خود را به محل حادثه رساندند. در همين حال چند تن از معلمان كه وحشتزده از آنجا خارج مى شدند به آنها گفتند جوانى مسلح مدير دبيرستان را به گلوله بسته و از پاى درآورده است.
با گزارش اين حادثه به كلانترى ۱۴ بروات اكيپى از مأموران در محل حاضر و در تحقيقات پى بردند عامل اين جنايت همراه با شخص ديگرى سوار بر موتوسيكلت به دبيرستان آمده و پس از وارد شدن به كانكس مخصوص مدير و معلمان آنها را به گروگان گرفته و سپس با شليك چند گلوله مدير مدرسه را به قتل رسانده است.
در حالى كه تحقيقات مأموران ادامه داشت چند نفر خود را سراسيمه به محل حادثه رسانده و به مأموران گفتند عامل جنايت پس از ترك آنجا پسر جوانى به نام مجيد حسين شاهى را كه در يك تعويض روغنى در فاصله ۵۰ مترى مدرسه كار مى كرد با شليك گلوله به قتل رسانده است.
با گزارش اين جنايت مأموران به محل حادثه دوم اعزام و با جسد غرق به خون پسر ۲۰ ساله اى مواجه شدند. در تحقيق از شاهدان حادثه مأموران پى بردند عامل جنايت پسر جوانى به نام «ابوذر» است كه براى گرفتن انتقام به وسيله يك اسلحه كلاشينكف دست به اين جنايت ها زده است.
يكى از معلمان دبيرستان كه شاهد اين حادثه بود در گفتگو با خبرنگاران گفت: روز حادثه دانش آموزان سال دوم تجربى امتحان داشتند. زمستان دو سال قبل زلزله تمام خانه ها و مدارس بروات را ويران كرد و به همين خاطر كلاس ها را در ۷ كانكس برگزار مى كرديم. ما و چند تن از همكارانمان در كانكسى كه مخصوص ما بود به همراه خانم حكيمه عسگرى (مدير مدرسه) نشسته بوديم كه ناگهان صداى چند تن از دانش آموزان را شنيديم و پس از آن مرد جوانى در حالى كه يك قبضه اسلحه كلاش در دست داشت وارد كانكس شد. لهجه خاصى نداشت و در حالى كه همگى ما وحشتزده او را نگاه مى كرديم اسلحه را به طرف مدير دبيرستان نشانه رفت و چند گلوله به او شليك كرد و پس از آن به بالاى سر او رفت و چندين تير ديگر به بدن او شليك كرد.
لحظه وحشتناكى بود و همه ما از ترس زبانمان بند آمده بود.
وى ادامه داد: آن پسر جوان پس از آنكه مدير مدرسه را به قتل رساند از كانكس خارج و سوار بر موتور از آن جا دور شد.
وقتى او رفت از دبيرستان سراسيمه خارج شديم و متوجه شدم قاتل پسر جوانى كه در مغازه تعويض روغنى نزديك مدرسه كار مى كرد را نيز به قتل رسانده است.
همسر مدير مدرسه درباره انگيزه اين جنايت گفت: آذرماه سال ۸۱ عامل اين جنايت چندين بار براى دختران دانش آموز ايجاد مزاحمت كرد و همسرم كه مدير مدرسه بود موضوع را به پاسگاه انتظامى اطلاع داد.
چندين بار با موتور براى همسرم كه سوار بر خودرو پيكانش بود ايجاد مزاحمت كرد كه در يكى از مزاحمت ها او با پيچيدن جلوى خودروى همسرم باعث انحراف او شد به طورى كه خودرو به داخل بلوار منحرف و پس از برخورد با تنه درخت همسرم مجروح شد.
وى ادامه داد: همسرم عليه او شكايت كرد و دادگاه نيز او را به پرداخت ديه و ۷۰۰ هزار تومان جريمه محكوم كرد. با محكوميت اين پسر ما ديگر موضوع حادثه را پيگيرى نكرديم تا اين كه حادثه زلزله اتفاق افتاد و تمام خانه ها ويران شد. با گذشت سه سال از اين حادثه چند هفته قبل مأمور راهنمايى و رانندگى كه در زمان حادثه گزارش آن را تهيه و به دادگاه ارائه كرده بود در تماسى از ما خواست تا برا ى پيگيرى موضوع به كرمان برويم ولى همسرم گفت: ديگر شكايتى ندارم و اعلام كرد ديگر نمى خواهد موضوع را پيگيرى كند.
همسر قربانى جنايت در ادامه گفت: روز حادثه اين پسر در حالى كه اسلحه كلاشينكف در دست داشت وارد مدرسه شده و با شليك بيش از ۲۰ گلوله همسرم را مقابل ديدگان دانش آموزان و معلمان به قتل رسانده و پس از آن نيز پسر جوانى به نام مجيد را كه از قبل با او اختلاف داشت در فاصله ۵۰ مترى مدرسه با شليك گلوله به قتل رساند و پس از آن به سراغ خانواده مجيد رفت و كانكسى كه آنها در آن زندگى مى كردند را به گلوله بست. چند تن از ساكنان بروات در گفتگو با خبرنگار به نبودن امنيت در اين شهر اعتراض كردند و اعلام كردند هر شب صداى تيراندازى در اين شهر شنيده مى شود. به گزارش رسيده، با شناسايى عامل اين جنايت اكيپى از مأموران پليس آگاهى شهرستان بم تجسس هاى گسترده اى را براى دستگيرى وى آغاز كرده اند.

ماجراى ۶ ساعت اسارت يك دختر جوان
دختر جوانى به هنگام بازگشت به خانه اش در غرب تهران از سوى سه سرنشين يك خودروى پيكان ربوده شده و مورد تجاوز قرار گرفت.
اين حادثه هنگامى رخ داد كه اين دختر ۲۵ ساله پس از ترك خانه خواهرش سوار خودروى پيكانى شد تا به خانه خود در شهر زيبا برود.پيكر نيمه جان اين دختر در حالى كه آثار ضرب و جرح در قسمت هاى مختلف بدنش مشخص بود در بيابان هاى اطراف شهرك عظيميه كرج پيدا شد.
چند تن از ساكنان شهرك عظيميه ساعت ۲۴ نيمه شب هنگام بازگشت به خانه با شنيدن ناله هاى خفيف يك دختر جوان در داخل گودالى احساس كردند كه بايد حادثه ناگوارى رخ داده باشد.
با تماس يكى از اهالى منطقه مأموران نيروى انتظامى در محل حاضر شده و دختر جوان را به بيمارستان انتقال دادند.
پس از انجام كارهاى پزشكى وقتى دختر جوان به هوش آمد درباره چگونگى وقوع حادثه گفت: چند روز قبل در منطقه شهر زيبا خانه اى تهيه كرده بوديم روز حادثه به خانه خواهرم در شهرك اكباتان رفتم و تمامى طلاهايم را گرفتم تا به خانه خودمان بروم.
ساعت ۱۸ عصر وقتى به انتظار خودروى مسافركش ايستاده بودم يك پيكان مدل پايين مقابلم توقف كرد. دو مسافر در صندلى عقب نشسته بودند. سوار شدم پس از طى مسافتى ناگهان يكى از آنها دستمالى را مقابل صورتم گرفت و بلافاصله گونى را به سرم كشيدند. ديگر بى هوش شدم. وقتى به هوش آمدم خودم را در اين منطقه بيابانى ديدم. هر چه التماس كردم آنها اعتنايى نكردند. سه پسر جوان پس از كتك زدن من طلاهايم را گرفته و به من تجاوز كردند و پا به فرار گذاشتند.
يكى از سه متهم پرونده در جريان بازداشت چند رباينده دختران جوان در منطقه كرج از سوى اين دختر شناسايى شده است.

قرار مجرميت براى ورزشكار سرشناس
پرونده يك ورزشكار سرشناس به اتهام كلاهبردارى از چند پسر جوان با صدور كيفرخواست مجرميت به دادگاه ارسال شد.اين جوان رزمى كار با معرفى كردن خود تحت عنوان يك فالگير سرشناس اقدام به كلاهبردارى ميليونى از چند پسر جوان كرده بود.
بنا به اين گزارش، پسر جوانى براى گرفتن فال خود شماره تلفن همراه يك فالگير سرشناس تهرانى را به دست آورده وبا او تماس گرفت.در حالى كه او تصور مى كرد با مرد فالگير صحبت مى كند، در پاسخ به تماس او خواستار مبلغى پول نقد در ازاى گرفتن فالش شد.
پسر جوان بدون آنكه شخص فالگير را ببيند، پول درخواستى او را از طريق پيك موتورى برايش فرستاد.چند روز بعد وقتى تماس هاى تلفنى او با فرد فالگير بيشتر شد، به درخواست او شماره تلفن همراهش را به دوستان خود داد تا آنها نيز جهت گرفتن فال خود با او تماس بگيرند.
مدتى پس از اين اتفاق پسر جوان در جريان يك حادثه متوجه اشتباه خود شده و از اين ورزشكار شكايت كرد.
وى با مراجعه به شعبه دوم داديارى دادسراى تهران ادعا كرد؛ وقتى شماره تلفن مرد فالگير را گرفتم نمى دانستم كه شماره آخر آن تلفن همراه اشتباه شده است. بنابراين با صاحب شماره تلفن تماس گرفتم. او خود را همان فالگير سرشناس معرفى كرد.
اودر برابر پاسخ به سؤالاتم هر بار مبالغى هنگفت تا يك ميليون تومان دريافت مى كرد.
براى اينكه شناخته نشود، از من مى خواست پول ها را از طريق پيك موتورى برايش بفرستم.رابطه تلفنى من با اين مرد ادامه داشت تا اينكه چند روز قبل شماره تلفن فالگير واقعى را پيدا كردم و در تماس با او متوجه كلاهبردارى فالگير قلابى شدم.
مأموران پليس با شناسايى محل سكونت مرد جوان در يكى از شهرهاى شمالى كشور او را رديابى و بازداشت كردند.

ماجراى قتل دختر فرارى
اعتراف به يك توطئه مرگبارخانوادگى
اسكلت يك دختر نافرمان كه قربانى خشم پدر و برادر شده بود با فاش شدن راز هولناك اين جنايت خاموش از زيرگورسيمانى بيرون كشيده شد.
سه سالى مى شد كه مادر وقتى هيچ كس در خانه نبود كنار باغچه مى نشست و در حاليكه اشك مى ريخت براى دختر سركش خود لالايى مى خواند تا اينكه...
بنا به اين گزارش، ساعت ۲۰ و ۱۵دقيقه روز ۲۹ بهمن سال ۸۳ مردى در حاليكه مضطرب بود به اداره پليس رفت و ادعا كرد در خانه شماره ۵۳۱ شهرك ارم در جاده ملارد جسد دخترى ۱۹ساله زير خروارها خاك دفن شده است. اين مرد جوان كه ترس و عذاب وجدان لابه لاى گفته هايش بود، گفت: «پدر و برادرزنم سه سال پيش روز ۳۰ آبان ماه سال ۸۰ خواهرزنم را به قتل رساندند و در باغچه خانه شان به خاك سپرده اند.»
پليس كه در جريان اين جنايت هولناك خانوادگى قرارگرفته بود با دستور بازپرس شعبه نهم دادسراى كرج براى فاش ساختن جزئيات قتل دختر سركش وارد عمل شد و در نخستين اقدام، خانه پدراو را تحت بازرسى جنايى قرارداد. بعد از برداشتن برف هاى باغچه خانه وقتى عمليات حفارى آغاز شد پليس با كنار زدن شن و ماسه به عمق ۷۰سانتى متر به لايه سيمانى و بتونى برخورد كه در ابعاد يك متر و ۵۰سانتيمتر بود. گور سيمانى دختر نافرمان شكافته شد و كارآگاهان خود را در برابر بقاياى اسكلت جسد اين دختر ديدند كه سه سال در يك قدمى پدر و مادر و ديگر اعضاى خانواده اش خاموش آرميده بود.
مادر قربانى وقتى جسد دخترش را ديد با گريه تأييد كرد اسكلت به هيچ كس جز دخترش تعلق ندارد و تا زمان كشف جسد نزد همه دوستان و آشنايان ادعا كرده اند دختر، ناپديد شده و آنان در جست وجوى اين دختر هستند. پدر و برادرقربانى بازداشت شدند و تحت بازجوئى قرارگرفتند.
پدر اين دختر سركش در نخستين اعترافاتش، داماد خود را نيز يكى از عاملان جنايت معرفى كرد و گفت: «دخترم از خانه فرار كرده بود، خواهرش او را در خانه يكى از دوستانش پيدا كرده و به خانه خودشان برده بود، ظاهرش تغيير كرده بود و اين عصبانيت من را بيشتر كرد با چاقو به طبقه دوم خانه مان كه دامادم در آن زندگى مى كند، رفتم كه دامادم از من خواست به جاى استفاده از چاقو، دخترم را خفه كنم.
من نيز با همدستى پسرم و دامادم او را به حمام برديم و خفه اش كرديم، سپس باغچه خانه را كنديم و جسد را داخل آن گذاشتيم سپس روى قبرش سيمان ريختيم و سعى كرديم اين ماجرا يك راز بماند. اين پدر در بازجوئى هاى مكرر قضائى و پليس با تناقض گويى هاى بسيار، معماى اين جنايت را پيچيده كرد تا اينكه سرانجام واقعيت ماجرا را فاش كرد.
وى گفت: دامادم هيچ دخالتى در قتل دخترم نداشت وقتى در طبقه دوم با يك پيچ گوشتى به سمت دخترم حمله بردم او توانست فرار كند، خود را به طبقه اول رساند و داخل حمام رفت سپس در را بست تا نتوانم وارد شوم.
او ترسيده بود هرچه سعى كردم او را راضى كنم تا در را باز كند نپذيرفت، گفتم كه كارى با او ندارم تنها مى خواهم نصيحتش كنم او در را باز نكرد ناچار با هل دادن در، آن را شكستم و به همراه پسرم داخل حمام رفتم، روسرى به سر داشت آن را دور گلويش گره زدم و فشردم بعد براى اينكه جيغ و دادهايش را نشنوم سرش را داخل تشت آب كردم، پسرم كه پشت سرم قرارداشت به بدن خواهرش مشت و لگد مى زد تا اينكه با گرفتن دست خواهرش فرياد زد: بابا او را كشتى! همه را از خانه بيرون كردم بعد در حالى كه دامادم همه جريان را مى ديد گودالى در باغچه خانه حفر و به همراه پسرم جنازه را داخل آن دفن كردم.

پرونده در دادگاه كيفرى استان تهران
پدر و پسر، به اتهام قتل دختر نافرمان خانواده روانه زندان شدند. ماجراى هولناك اين جنايت پس از تكميل تحقيقات در دادسرا به دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شد و صبح روز شنبه ۲۴ ارديبهشت ماه سال جارى در دستور كار قضات شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى قرار گرفت.

اعلام گذشت مادر
مادر دختر نافرمان كه سه سال راز مرگ دلخراش دخترش را در دل پنهان كرده بود وقتى شوهر و پسرش به اتهام قتل بازداشت شدند با توجه به اينكه تنها ولى دم بود از مجازات عاملان قتل دخترش گذشت كرد. اين زن كه از سرنوشت تلخ خود مى ناليد در جريان اعلام رضايت و درخواست عفو و بخشش عاملان جنايت گفت: «دخترم هيچ توجهى به التماس هاى من و پدرش نمى كرد، اعضاى خانواده ام در بين همسايه ها و بستگانمان انگشت نما شده بودند با اين وجود همه دخترم را دوست داشتند و اين قتل يك اتفاق بود.
بنا به گزارش رسيده، با اعلام گذشت مادر دخترفرارى از عاملان جنايت خانوادگى قرار است قضات شعبه ۷۱دادگاه كيفرى استان تهران به رياست قاضى عزيز محمدى و چهار قاضى مستشار وارد شور شوند تا در خصوص سرنوشت اين پرونده تصميم گيرى كنند.

بازداشت دزدعروسكهاى شهر
• اين زن ۴۰ دختربچه را اغفال كرد وطلاهايشان رابه سرقت برد
يك زن كه دختران خردسال را مى ربود و پس از بردن به مكانهاى خلوت اقدام به ربودن طلاهاى آنان مى كرد، دستگيرشد. اين زن درجريان آخرين سرقت اش پس از ربودن دختر خردسالى وارد كوچه بن بستى شده بود كه توسط مأموران بازداشت شد.
بنا به اين گزارش، ساعت ۱۷ روز سه شنبه ۶ ارديبهشت ماه سال جارى زن جوانى كه دختر خردسالش توسط اين زن ربوده شده بود، در تماس با پليس ۱۱۰ درحالى كه صدايش مى لرزيد، گفت: دقايقى قبل دختر ۴ ساله ام درحالى كه مقابل خانه مشغول بازى بود ناپديد شد و همسايه ها به من گفتند زن قدبلندى او را با خود برده است.
دقايقى بعد اكيپى از مأموران تجسس كلانترى ۱۴۴ جواديه تهرانپارس به محل ربوده شدن كودك كه درخاك سفيد بود اعزام و با مشخصاتى كه همسايه ها در اختيار آنها قراردادند پى بردند اين زن همان سارق طلا و جواهرات كودكان است كه از يك سال و نيم قبل در شرق تهران اقدام به ربودن كودكان مى كند. مأموران در ادامه تجسس هاى خود متوجه شدند اين زن در هفته يك يا دو كودك را ربوده و پس از سرقت جواهرات، آنها را درمحله هاى خلوت رها مى كند و پس از آن نيز براى آن كه توسط پليس رديابى نشود تا مدتها اقدام به سرقت درآن مناطق نمى كند.
اكيپى از كارآگاهان تجسس كوچه به كوچه را آغاز كرد و دراين بررسى ها يكى از مغازه داران گفت: دقايقى قبل زن جوانى را درحالى كه دست كودك خردسال را گرفته بود و به طرف يكى از كوچه ها مى رفت ديده است.
با راهنمايى اين مرد، مأموران بلافاصله به كوچه بن بستى كه دختر خردسالى درآن سرگردان رها شده بود حركت كردند و وقتى ازكودك علت حضورش را پرسيدند او گفت: زن جوانى كه مثل جادوگران برنامه هاى كارتونى بود به بهانه خريدن بستنى مرا به اينجا آورد ولى بعد از درآوردن النگوهايم مرا رها كرد و به انتهاى كوچه رفت.
مأموران به اين كوچه كه بن بست بود وارد شده و زن سارق را درحالى كه با كشيدن چادر به صورتش سعى مى كرد خودش را مخفى كند دستگير كردند و در بازرسى بدنى ۳ حلقه النگوى طلاى بچه گانه كشف كردند. با انتقال اين زن به كلانترى و مطابقت چهره وى با آلبوم عكس متهمان مشخص شد اين زن در سال ۸۰ نيز به همين اتهام توسط مأموران اين كلانترى بازداشت شده بود.
اين زن ۴۰ ساله در بازجوئى ها ضمن اعتراف به سرقت جواهرات كودكان گفت: معتاد هستم و ۶ فرزند دارم. سالها قبل شوهرم مرا ترك كرد و من نيز ازمدتها قبل دست به اين سرقتها مى زدم.
وى ادامه داد: با پرسه زدن دركوچه ها و خيابانها دختربچه هائى را كه طلا و جواهرات به دست و يا گردن داشتند، شناسايى مى كردم و در فرصتى مناسب به بهانه اى آنها را به محل خلوتى مى كشاندم و پس از سرقت طلا و جواهراتشان آنها را درهمان جا رها مى كردم و پس از آن جواهرات را به مرد طلافروشى در فلكه دوم تهرانپارس مى فروختم.
با اعترافات اين زن، مأموران مرد جواهرفروش را كه اقدام به خريد جواهرات مسروقه مى كرد دستگيركردند.
به گزارش رسيده، با دستگيرى اين زن و اعترافات او خانواده هاى ۴۰ كودك كه طلا و جواهراتشان توسط اين زن سرقت شده بود متهم را شناسايى كردند. بازپرس دادسراى رسالت پس از بازجوئى با قراربازداشت موقت متهم را دراختيار كارآگاهان آگاهى شمال شرق قرارداد و تحقيقات براى شناسايى ديگر مالباختگان ادامه دارد.

پس از به قتل رساندن مأمور پليس
جوان مسلح دخترى را ربود و پنهان شد
پليس تهران در دستگيرى جوان مسلحى كه يك مأمور پليس گشت را به شهادت رسانده، با گذشت ۴۸ ساعت ناكام مانده است.اين در حالى است كه جوان تيرانداز پس از رها كردن پيكر بى جان مأمور جوان در چند كيلومترى محل حادثه، دختر جوانى را كه از قبل با او آشنايى داشت، ربوده و متوارى شده است.
حادثه درگيرى مسلحانه مأموران پليس و ۴ سرنشين يك خودرو پرايد مشكى رنگ ساعت ۱۹ و ۳۰ دقيقه روز پنجشنبه ۲۹ ارديبهشت ماه سال جارى در كيلومتر ۸ جاده مخصوص تهران- كرج حوالى پارك جنگلى چيتگر رخ داد.
بنا به اين گزارش، يك اكيپ از مأموران يگان ويژه هنگام گشتزنى به سرنشينان خودروى پرايدى مشكوك شده و به آنان دستور ايست دادند.
در حالى كه مأموران پس از پياده كردن ۴ پسر جوان پرايد سوار سرگرم بازرسى خودروى آنان بودند، چند قبضه قمه و چماق كه زير صندلى ها جاسازى شده بود، پيدا كردند.
در همين لحظه يكى از سرنشينان پرايد به سمت جنوبى جاده مخصوص پا به فرار گذاشت. سراكيپ گشت پليس با مشاهده اين وضعيت به تعقيب او پرداخت. هنوز مسافت زيادى از اين تعقيب و گريز نگذشته بود كه دو مأمور ديگر متوجه صحنه درگيرى بين افسر مافوق خود و جوان فرارى شدند.
راننده گشت پليس وقتى ديد سراكيپ شان در جريان درگيرى تن به تن با متهم فرارى مغلوب و نقش بر زمين شده است، سوار بر خودروى پرايد متهمان شده و به صورت دنده عقب به طرف جهت فرار متهم جوان حركت كرد.
لحظه اى بعد از حركت او در فاصله چند مترى از محل افتادن سراكيپ گشت ناگهان جوان فرارى كه اكنون با خلع سلاح يكى از مأموران پليس دو كلت كمرى در دست داشت به طرف راننده گشت در داخل خودروى پرايد مشكى رنگ آتش گشوده و ۵ تير پياپى به سمت سر و سينه او شليك كرد.
براساس اظهارات مأموران اكيپ گشت، متهم جوان با متوقف شدن پرايد مشكى رنگ در حالى كه جسد راننده گشت پليس در داخل خودرو بود، سوار آن شده و به سرعت منطقه را ترك كرد.
دقايقى بعد از وقوع اين حادثه مأموران كلانترى ۱۳۳ پيكر غرق به خون و بى جان گروهبان يكم «غلامرضا طريقى» را در انتهاى بلوار فردوس پيدا كردند.
براساس اطلاعات به دست آمده، جوان مسلح پس از به قتل رساندن يكى از مأموران پليس و مجروح كردن افسر گشت، با خودروى پرايد به سمت خانه دختر مورد علاقه اش رفته و در آنجا مادر او را كتك زده و دختر جوانى به نام «روشنك» ۱۸ ساله را با خود برده است.
هنوز با گذشت ۴۸ ساعت از وقوع اين حادثه پليس نتوانسته است هيچ ردى از مخفيگاه جوان تيرانداز و دختر همراهش به دست آورد.
بازپرس ويژه قتل دادسراى جنايى تهران نيز دستور داده است عكس متهم فرارى كه «آرش» نام داشته و در رشته ورزشى هنرهاى رزمى مهارت بالايى دارد، را براى پليس سراسر كشور ارسال كنند تا در صورت مشاهده آنان را بازداشت كنند.
سه پسر جوانى كه به اتهام همدستى با «آرش» از سوى پليس بازداشت شده اند، نيز صبح هفته گذشته پس از انتقال به دادسراى امور جنايى تهران از سوى بازپرس رسيدگى كننده به پرونده تحت بازجوئى قرار گرفتند.
آنان مدعى شدند كه شب حادثه به دنبال بروز اختلافاتى با چند پسر جوان در شهرستان كرج قصد داشتند براى درگيرى و تسويه حساب به محلى كه از قبل قرار گذاشته بودند، بروند ولى در بين راه اين حادثه برايشان اتفاق افتاد. به گزارش رسيده، اكيپى از مأموران اداره دهم آگاهى تهران از سوى بازپرس رسيدگى كننده به پرونده مأمور تحقيق براى دستگيرى متهم فرارى شده اند.

ناپديد شدن ۱۰ملوان بنگالى در تهران
ماجراى ناپديد شدن اسرارآميز ۱۰ ملوان بنگلادشى در تهران، پليس را با يك معماى پيچيده روبرو كرد. اين ملوانان لحظاتى پس از خروج از هتل محل اقامتشان در تهران، ناپديد شده و ديگر اثرى از آنان به دست نيامده است.پليس جنايى تهران به دنبال ارائه گزارشى از سوى مردى كه مسؤوليت انتقال ملوانان ناپديد شده به بندرعباس را بر عهده داشت، در جريان اين حادثه قرار گرفت.
شاكى پرونده در جريان تحقيقات پليس گفته است: بر اساس مقرراتى كه وجود دارد، هرچند وقت يك بار تعدادى از ملوانان را با گروه ديگرى كه از مدتى قبل در عرشه كشتى كار مى كردند، جايگزين مى كنيم. در همين راستا، بر اساس هماهنگى هائى كه صورت گرفته بود، قرار شد يك گروه ۱۰ نفره از ملوانان بنگلادشى را جايگزين گروه ديگرى بكنيم. آنان به همين منظور با پرواز دوبى به تهران آمدند.
من مى خواستم در همان لحظه ترتيب انتقالشان به بندر عباس را بدهم، ولى آنها گفتند كه چون خسته هستند و تازه از سفر رسيده اند، مدتى را در يكى از هتل هاى تهران استراحت كنند.
به اين ترتيب چند اتاق در يكى از هتلهاى خيابان طالقانى براى آنها اجاره كردم.
بر اساس اطلاعاتى كه من به دست آورده ام، آنها صبح روز پنجشنبه از هتل خارج شده و حتى مدارك شناسايى شان در هتل جا مانده ولى ديگر مراجعت نكرده اند.
با توجه به اين اظهارات به دستور بازپرس دادسراى جنايى تهران پرونده اين ماجرا براى رسيدگى به اداره يازدهم آگاهى تهران ارجاع شد.

صفحه اول
خبرهاى ايران
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
خواندنى ها
مقاله ها
جدول
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
خبرهاى ايران
ورزش
داستان
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
با نيمروز
مقاله هاى ايران
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   خبرهاى ايران   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   • 
•   انگليس   •   خواندنى ها   •   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   بازتاب   •   خبرهاى جهان   •   خبرهاى ايران   •   ورزش   •   داستان   •   شعر   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   تحقيق   •   با نيمروز   •   مقاله هاى ايران   •   خبرهاى كوتاه   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •