Nimrooz
Vol. 17, No. 835, May 27, 2005
سال هفدهم - شماره ۸۳۵ - جمعه ۶ خرداد ۱۳۸۴
تهران داغ داغ داغ- على مستعلى زاده
پيام غيرمستقيم اكبر گنجى دانشگاه ها را آماده حركت آخر كرد
دانشگاه ها آماده يك تظاهرات سراسرى شده بودند كه خامنه اى عقب نشست
خاله ملوك [كوكتل مولوتف] در پيام هاى با موبايل بين دانشجويان
خيمه شب بازى حداد عادل و خامنه اى بر سر انتخابات جا نيفتاد
آقا مجتبى كارچرخان امنيتى نظام شده است
مچ گيرى آقا مجتبى از پولهاى دخانيات و قاچاق سيگار و درگيرى با وزارت اطلاعات
پيام هاى خامنه اى و رفسنجانى تند و تندتر شده است
تهران گل داده و هواى گرم و درختان پربار اما آلوده و دود زده فكر را خفه مى كند اما زد و بند و اغتشاش و ناآرامى ادامه دارد چنانكه در تهران شايع است كه نظام به آرزوى خود نرسيد. عمرش به انتخابات رياست جمهورى نميرسد گرچه اين شايعه اغراق آميز جلوه ميكند اما واقعيتى پشت آن است و آن خفت افتادن به گردن مقامات است به طورى كه ديگر نه در برابر كانادا و نه آمريكا وحتى نه برابر همسايگانش جز التماس كردن كارى نميكند.
حمله حامد كارزاى رئيس دولت افغانستان به ايران و گفتگوهاى تند خرازى در عراق كه منجر شد از همان جا به خامنه اى خطرات را يادآور شود و از او اجازه بگيرد كه غرامت ايران را در يك ورقه ببخشد تا در مقابل دولت عراق در بيانيه جمله اى بنويسد كه صدام حسين در حمله به ايران مقصر بوده است. اين را در علم اقتصاد مى گويند بخشيدن هزار ميليارد دلار پول ملت بدون خبرش، فقط براى اينكه وزير خارجه بتواند به حضور آيت الله سيستانى برسد كه قبلا اعلام كرده بود اگر دولت عراق از اين مذاكرات راضى بود عيبى ندارد اما در غير اين صورت به دليل اتهاماتى كه به وى زده شده كه ايرانى و اجنبى است قادر نخواهد بود كه هيأت ايرانى را بپذيرد و اين شرط و برآوردنش به دستور خامنه اى براى ايران فراوان آب خورد.
چيز ديگرى كه براى دارودسته نظام آب خورد سناريوئى بود كه براى انتخابات رياست جمهورى تدارك ديده بودند تا بلكه مردم بيشترى پاى صندوق رأى بروند و آبروى نظام را بخرند.
براساس اين سناريو قرار بود كه شوراى نگهبان همه را رد صلاحيت كند جز سه نفر را و بعداً خامنه اى مداخله كند و حكم حكومتى بدهد كه آزاد شوند. اما هنوز يك ساعت از اعلام نظر شوراى نگهبان بر شش نفر- احمدى نژاد و قاليباف در آخرين لحظه اضافه شدند- نگذشته بود كه وزارت اطلاعات به آقا خبر داد كه چه نشسته ايد گرجستان شديم.
تمام دانشگاه ها بسيج شده اند براى يك اعتصاب و راه پيمائى و اگر اين به شب برسد تمام خوابگاه هاى دانشجويان كه منتظر يك حادثه بودند به هوا ميرود و آتش سوزى و لاستيك آتش زدن حتمى است و اغتشاشى برپا ميشود كه فقط با دخالت سپاه و كشتار پنج شش هزار نفر خوابانده خواهد شد. همان كه وزير اطلاعات گفته بود آمريكا مى خواهد و بلافاصله با فشار جهانى روبرو مى شود و معلوم نيست از آن چه به دست مى آيد. پس سناريو نويسان دست به كار شدند و كارى را كه قرار بود سه روزى كش بدهند فورى عملى كردند.

انتخابات قلابى
مانده بوديم ما دانشجويان كه چه بكنيم با اين انتخابات قلابى، يكى از بچه ها كه تازگى از زندان به درآمده و در آن جا شش ماهى با اكبر گنجى همبند بوده حرف هاى جالبى از او و تجربيات و خوانده هايش براى همه تعريف كرد. دوستى پيشنهاد كرد كه «ج» بنشيند و بگويد و نوار شود تا همه بتوانند استفاده كنند و در حقيقت پيام اكبرگنجى باشد براى دانشجويان. پيام تحريم.
همين كار شد گيرم اول ج گفت و نوار شد و بعد خواهر يكى از بچه ها كه اصلا آشناى دستگاه اطلاعاتى نيست همان ها را خواند به عنوان پيام اكبر گنجى. حالا ما نمى دانيم كه چقدر دوستمان توانسته عينا همه حرفهاى گنجى را پياده كند اما چيزى كه ميدانم اينست كه به سرعت برق و باد و در عرض يك روز تمام دانشگاه هاى كشور داشتند حرف هاى گنجى را كه مى گفت بايد تحريم كرد و بايد متحد شد و تحريم را عمومى كرد تا حكومت ناچار شود شمشيرش را از نيام بكشد و دنيا بفهمد كه اين ها جز با تيراندازى نمى توانند بمانند. جمله اى از گنجى كه خيلى آتش به جان ها زد آنجا بود كه گفت من ممكن است بابى ساندز شما شوم و وصيتم را هم كرده ام و ميميرم. اما شما به هواى تشييع جنازه من هم كه شده به خيابان بريزيد و كار را تمام كنيد كه جز همان روشى كه در اروپاى شرقى و اوكرائين و گرجستان و خود روسيه جواب داد كار بهترى نميتوان كرد. گفته بود من جان خودم را مى دهم براى آن كه اشتباه كردم و دو سه سالى در راه اين حكومت زحمت كشيدم و نوجوان بودم. بعداً ديدم چه خطائى كرده ايم و خواندم و خواندم تا اين جا.
نوار گنجى كه رفت و پخش شد خبر از اعتصاب غذايش رسيد و زمزمه اى پيچيد كه تظاهراتى به اين مناسبت برپا شود. اما بحث آن بود كه اين تظاهرات كى برگزار شود و چطور خبرش به گوش دنيا و بچه هاى شهرستانها برسد. پيام آمد كه بچه ها همه جا آماده هستند و كافى است كه تهران شروع كند. درست در همين موقع هديه اى آسمانى رسيد. گرچه قرار قبلى همه حتى بچه هاى دفتر تحكيم وحدت هم اين بود كه ديگر به انتخابات كارى نداشته باشيم و تحريم را تبليغ كنيم اما رسيدن خبر رد صلاحيت نامزدها سوژه خوبى بود. باز جلسات انتخاباتى تشكيل شد. معلوم شد كه همان است كه گنجى گفته بايد فرصت هائى پيدا كرد كه خبرش را صدا و سيما به مردم رسانده باشد. خبر انتخاب شش نفر را هم صدا و سيما داده بود.
باور كردنى نبود كه ظرف دو ساعت خبر رسيد كه در شصت و چهار شهر خوابگاه ها و محل هاى تجمع آماده است و بچه ها جمع شده اند، غروب كه رسيد هيچ كس نمى توانست جلو شعارهاى تند و آتش زدن لاستيك ها را بگيرد. در چند شهر حزب اللهى ها موفق شدند كه با تسخير صحنه و برپائى مراسم قرآن خوانى جلو تجمع در خوابگاه ها را بگيرند مثل آن كه دوره ديده و دستور داشتند كه اصلا با كسى درگير نميشدند و فقط مى نشستند به قرآن خوانى. اما كاملاً پيدا بود كه امشب را توانسته اند مهار كنند فردا شب مهار شدنى نيست.
كار كشيده بود به بحث درباره خاله ملوك [مقصود كوكتل مولوتف است] و همه چيز آماده انفجارى بود كه ناگهان صدا و سيما برنامه هاى خود را قطع كرد و اعلام داشت كه حدادعادل نامه نوشته به عمويش كه عموجان دارد حسرت در دلمان ميماند و كارى بكنيد ميترسم. ايشان هم گفته اند حالا كه بچه ميترسد معين و مهرعلى زاده را هم به بازى راه بدهيد. دوباره موبايل ها به راه افتاد و هنوز ساعتى نگذشته بود كه هزاران پيام در موبايل ها رد وبدل شد و شعرهايش هم آماده شد همين روزها خواهيد شنيد.

آقازاده در اتاق جنگ
خبر رسانده اند كه آقا مجتبى فرزند و وليعهد خامنه اى كه بعد از مرگ مشكوك احمد خمينى دارد با فرزند احمد رقابت مى كند كه مبادا وى چهره كند رسماً و جدا وارد كارهاى امنيتى شده و در جلساتى كه در دفتر ناطق نورى با حضور ميرحجازى و ديگران تشكيل ميشود شركت مى كند و دست كم يكبار با حسن روحانى دهان به دهان شده است.
اين جلسات دارد به شكل دائمى در مى آيد و گاهى با حضور حسين شريعتمدارى مسائل داخلى و خارجى و رقابت ها و زدن و گرفتن ها در آنها برنامه ريزى ميشود. از جمله تصميم هاى اخير اين گروه كه بركنارى محسن هاشمى از شركت مترو بود، با واكنش تند هاشمى رفسنجانى و تهديد وى به اين كه به محسن اجازه داده است كه در مصاحبه اى از ماجراى احمدى نژاد و پول هائى كه خرج مى كند و به كجا مى رود و كى پشت اوست حرف بزند. به گفته آدمهاى وارد در پايان اين گفتگو هاشمى رفسنجانى به خامنه اى گفت جوانند نمى شود هميشه جلوشان را گرفت. اين گفته به طعنه اشاره دارد به حرفى كه گويا خامنه اى به هاشمى گفته بود درباره شيطنت هاى آقا مجتبى. دارودسته آبادگران و اين حرفها.
حالا بگذاريد موضوع را كمى بيشتر باز كنيم و به سال قبل برويم كه حدادعادل و چمران و داردودسته هيأت مؤتلفه رفتند به جمع روضه خوانهاى مساجد كه در همايشى به اسم همايش ائمه جمعه مساجد جمع آورى شده بودند و معزى دفتر تبليغات هم متولى بود [فقط در هر روز هزار و صد چلوكباب مخلوط از چلوكبابى آپادانا به محل بردند و به همين جهت هم دو روز آپادانا بسته بود تا فقط به سمينار روضه خوانها برسد] در آن جا حداد عادل گفت ما همه مسجدى هستيم با كمك مساجد انتخابات مجلس هفتم را برديم و شوراى شهرتهران و امروز شما هر چه بخواهيد مى توانيد از شهردارى تهران به دست آوريد و اين ها از موهبت همدلى است كه انشالله در انتخابات رياست جمهورى هم نشان ميدهيد و مملكت يكدست ولايت مدار ميشود.
همه صلوات فرستادند و زود هم بعضى ها رفتند منزل براى نشستن پاى منقل و وافور و بعضى هم چلوكباب ها را خوردند و در محل كنفرانس سران همان كنار راهرو عباها را به دوش كشيدند تا جلسه بعد از ظهر خواب قيلوله رفتند. متولى آن همايش آقا مجتبى بود و همه جا هم در قم به طلاب و هم حجره اى هايش گفته بود كه داريم اوضاع مملكت را از قرتى بازى كلاهى ها خارج و به دست مسجدى ها ميدهيم. اين گروه فكر همه جا از جمله مخالفت هاشمى و دارو دسته اش را كرده بودند اما تصور نداشتند از همان آيت الله ها كه از دفتر ماهانه ميگيرند هم گاهى بخارى بلند ميشود.
هفته بعد از اين همايش نامه اى به امضاى هشت نفر از علما و مدرسان بزرگ قم به طور خصوصى براى خامنه اى فرستاده شد كه در آن وى را از به ميدان كشاندن پسر كم عقلش كه گاه مانند همه طلاب جوان شيطنت هائى هم دارد برحذر داشته و گفته بودند در مقابل تبديل كردن مساجد به شعبه هيأت مؤتلفه و هر حزب ديگرى از جمله حزب تازه اى كه آقا مجتبى ساخته به اسم آبادگران اسلامى مقاومت مى كنند و از جمله باور دارند كه در محل شعبه حزب نمازخواندن اشكال عمده دارد.
با رسيدن اين نامه خامنه اى بلافاصله دستور داد كه حدادعادل و آقا مجتبى از موضوع بگذرند و ديگر جمله محل فعاليت انتخاباتى ما مسجد را تكرار نكنند و تشكيل ائمه جمعه مساجد هم ديگر بدون اجازه وى از اينكار ها نكند. بعد از آن بود كه آقا مجتبى تصميم گرفت كه به جاهاى ديگر بزند و از جمله منابع مالى هاشمى و ديگران را ببندد از جمله ماجراى مدير دخانيات كه براى اولين بار افشا ميشود.

راز پرونده مدير دخانيات
دو هفته پيش اعلام شد كه مديرعامل شركت دخانيات ايران به اتهام كلاهبردارى بازداشت شده و از آن جائى كه هيچكس به اين گونه خبرها و دستگيرى ها توسط قوه قضائيه اطمينانى ندارد همه گفتند باز هم بر سر غنائم بين دو دسته درگيرى شده است، چند روز بعد هم خبر تأييد شد چونكه جنگ بين وزارت اطلاعات و حفاظت اطلاعات قوه قضائيه كه همان نهاد اطلاعاتى موازى است كه عده اى از عوامل قتل هاى زنجيره اى بعد از بيرون آمدن از زندان و تبرك توسط خامنه اى در آن جا جمع شده و به انتقام گيرى از كسانى مشغول شده اند كه به اغواى ميرحجازى و دفتر خامنه اى باعث افشاى راز قتل هاى زنجيره اى شده اند.
همان اول كار سخنگوى قوه قضائيه كه در حقيقت سخنگوى هيأت مؤتلفه است گفت مديرعامل دخانيات با قرار بازداشت موقت راهى زندان اوين شده است. البته فقط مديرعامل تنها نبود، بلكه تعداد ديگرى از مسؤولان شركت دخانيات نيز به اتهام كلاهبردارى، رشوه خوارى و مفاسد اقتصادى تحت پيگيرد قرار گرفته و بازداشت هستند.
اما اين خبر از آنجا آب ميخورد كه سخنگوى قوه قضائيه اصرار داشت به خبرنگاران بگويد كه اتهام كلاهبردارى و ارتشاء در كار نيست و عبدالحميد رحمانى خليلى فقط به جرم فساد مالى زندانى است. روز قبل از آن كيهان كه ارگان بازجوها و نهادهاى موازى اطلاعاتى است در خبر مفصلى هر آن چه را كه ميتوانست بار مدير دخانيات كرد و او را به انواع جرم ها متهم ساخت و از جمله نوشته كه خانمى هم به عنوان مشاور رئيس دخانيات دستگير شده است در حالى كه خود مدير عامل فقط ۳۵۰ ميليون تومان براى تغيير دكوراسيون دفتر كارش هزينه كرده است. در خبر كيهان وى به روابط جنسى، رشوه و كلاهبردارى و صدمه زدن سه ميلياردى به بيت المال محكوم شده است.
اما بشنويد از پشت پرده كه به محض دستگيرى رحمانى خليلى برادرش كه در دوره گذشته نماينده مجلس بود خودش را به خاتمى رساند و به او خبر داد كه برادرش چون دستگيرى خود را پيش بينى مى كرده همه مدارك و اسناد و نشانه ها را به خارج از كشور- گويا دوبى منتقل كرده و من ميترسم كه افشا شود، مداركى كه به طور مشخص دفتر خامنه اى را نشان ميدهد كه در جريان قاچاق سيگار كه تجارتى برابر ۵۰۰ ميليون دلار در سال است دست داشته.
خاتمى از وزارت اطلاعات توضيح خواست و فهميد كه نهاد موازى دست گل به آب داده و از مدت ها پيش از مديرعامل دخانيات باج خواسته و او هم كه خودش از كسانى است كه مدتى در اطلاعات بوده با كار گذاشتن ضبط صوت تمام مكالمات را ضبط كرده و در نهايت به آنها قول ده ميليون دلار داده است و تمامى اينها را با اطلاع وزارت اطلاعات انجام داده است. خاتمى على يونسى را مأمور ميكند كه خودش وقت بگيرد و اينها را به رهبر خبر بدهد تا آقا بدانند كه در دفترشان چه ميگذرد.
در ملاقات وزير اطلاعات با دفتر خامنه اى ژست ميگيرد كه هر نوع فسادى هر جا كه هست بايد سركوب شود و وزير اطلاعات پيشنهاد ميكند مدير عامل دخانيات خود شرفياب شود و مطالب را به عرض برساند كه آقا ميفرمايند بهترست پسرم مجتبى با آقاى ميرحجازى به اينكار رسيدگى كنند. همان دو نفرى كه متهم اصلى دزدى از دخانيات بودند. على يونسى بلافاصله دستور ميدهد مديرعامل دخانيا ت را دستگير كنند كه شغلى همعرض وزارت است و دليلش هم اين بوده كه براى جان وى نگرانى داشته است. خبرها حاكى از آن بود كه ميرحجارى مسئول امنيتى دفتر خامنه اى دستور انهدام وى را گرفته است. صادر كننده اينگونه دستورها هم مدتى است كه ناطق نورى است كه در مقام مشاور عالى رهبرى به سرپرستى اطلاعات مركزى كشور نشسته است كه شغلى است بالادست وزارت اطلاعات و اطلاعات نيروهاى مسلح و دبيرخانه شوراى عالى امنيت ملى.
قبل از اينكه ماجرا را دنبال كنيم بهتر است كمى از سابقه اين جريان بگوئيم:

شركت دخانيات در سال ۱۳۰۷ و در دوران رضاشاه كبير براى آن به وجود آمد كه جلو خارج شدن مقدار زيادى ارز براى خريد سيگارهاى خارجى گرفته شود. اين شركت دولتى با آمدنش تمامى نمايندگان سيگارهاى خارجى تعطيل شدند و صنعت دخانيات كشور به صورت انحصارى تشكيل شد. اين شركت از قديمى ترين صنايع دخانى خاورميانه محسوب مى شود كه در ارتباط با كشت و استحصال توتون و تنباكو، توليد سيگارت و توتون پيپ تا پايان دوران پادشاهى فعال بود و هر سال ميليون ها تومان به خزانه دولت ميپرداخت و در ضمن هشت هزار كارگر و هشتصدهزار كشاورز را به خدمت ميگرفت.
اما با وقوع انقلاب كم كم اين شركت به صورت مركز قاچاق درآمد و خود وارد كننده سيگار و توتون شد و محلى براى زد و بندهاى مالى و پورسانتاژهاى كلان دلارى. از شروع به كار اولين كارخانه سيگارسازى تهران در سال،۱۳۱۶ كارخانجات فرآورى رشت، گرگان، سارى، اروميه و خوى توسعه يافته و فعال گرديد و متعاقب آن كارخانه سيگارسازى رشت احداث شد. و خلاصه اين موسسه چنان بزرگ شد كه در آخرين سالهاى دوره پادشاهى مديريت آن بيش تر از وزارت داوطلب داشت، چه رسد به سال هاى جنگ و قحطى بعد از جمهورى اسلامى كه هر چه در آنجا ميگذشت به دلار و ارز بود.
اين وضعيت برقرار بود و در دوران سازندگى عوايد دخانيات به جيب يكى از بستگان هاشمى به نام محمدى رفسنجانى ميرفت تا زمانى كه دولت هاشمى رفت و كم كمك سر و كله آقا مجتبى فرزند خامنه اى كه لباس روحانى هم در بر دارد و شاگرد كلاس فلاحيان است در صحنه دادوستدها پيدا شد.
دستور اوليه اين بودكه مقدارى مخارج انقلابى وجود دارد كه بايد آقا مجتبى انجام بدهد و دستور رسيده كه چند شركت از جمله دخانيات اينها را تامين كنند. چه كسى ميتوانست مخالفت كند به ويژه كه وزير بازرگانى هم دست نشانده خامنه اى و معاون سابق فلاحيان در وزارت اطلاعات بود.
با اين سابقه قرار شد كه خليلى را كه بورسيه جمهورى اسلامى در روسيه بود به مديريت بگمارند كه درآمدها را افزايش دهد و همين كار را خراب كرد و غريبه اى كه مديريت ميدانست و خودش در روسيه و اوكراين كاسبى مفصلى داشت وارد اينكار شد و در اولين گامها وقتى فهميد كه چه خبرست پشت ظاهر صنعتى كارخانه مشغول تهيه گزارش هائى شد و اسناد را جمع كرد و بعد از سه سال هم برنامه اى داشت كه به تصويب دولت رساند كه حاصلش چهارصد ميليون دلار صرفه جوئى بود.
وى راه قاچاق سيگار را پيدا كرده و در صدد برآمده بود كه با بستن اين راه جلو عوامل مختلف و مافيا را بگيرد و همه چيز را در دخانيات متمركز كند. به ظاهر هم آقا مجتبى رضايت داشت چونكه پولى كه هر ماه به عنوان هزينه هاى ويژه به او داده مى شد زياد و زيادتر شده بود. خليلى به اين تصور بود كه اينها به مخارج شرعى ميرسد. نمى ديد كه چطور هر كار كه دارد به زودى حل مى شود و طرحهايش فورى تصويب مى شود حتى اگر بستن قرارداد با شركت فيلپ موريس و رينولدز آمريكائى باشد.
همه كار به خوبى و خوشى ميگذشت تا آنكه ميان يكى از نمايندگان دخانيات در دوبى با سفير جمهورى اسلامى اختلافى بر سر رواديد و گذرنامه رخ ميدهد و از آنزمان است كه مديرعامل ناگهان از نظرها ميافتد. گفته شده دعوا هم از زمانى بالا گرفت كه بحث اسكله هاى غيرمجاز پيش آمد و جلو ميليون ها بلكه ميلياردها درآمد بچه هاى رده بالاى سپاه گرفته شد كه از راه اسكله هائى كه در هيچ جا ثبت نمى شد به دست مى آوردند. در اين معامله خليلى مديرعامل دخانيات كه با تذكر بازرسى كشور روبرو مى شود فورا به قراردادها جنبه قانونى مى دهد و در نتيجه مافياى اسكله ها از دست او به فغان مى آيد.

افشاى جزئيات
چند روز بعد از خبر اول كه در واقع فقط به ذكر دستگيرى مديرعامل شركت دخانيات پرداخته بود، خبرگزارى فارس كه همه مى دانند سرش به كجاست خبرى داد از قول يك مقام مسئول كه نامى از وى برده نشد و بلافاصله سايت بازتاب كه همه مى دانند متعلق به سپاه است همان خبر را با آب و تاب فراوان به عنوان اسرارى از پرونده رحمانى خليلى كه به تازگى به دست آمده است فاش كرد. مقام مطلع گفته بود: تضييع ۵/۳ ميليارد تومانى حقوق دولت، دريافت ۲۰۰ميليون تومان وجه نقد، ۶۰دستگاه پرايد و ۱۶دستگاه زانتيا، ۵۰ دستگاه لب تاپ، ۵/۱كيلو سكه و شمش طلا به عنوان رشوه، خريد ساختمان يك ميليارد تومان بالاتر از بهاى واقعى، ابهام در ۷۵فقره املاك شركت، خريد تجهيزات دست دوم آن هم ۴ ميليون دلار بالاتر از رقم كارشناسى، استخدام ۱۲۰۰نفر از نزديكان و مرتبطان، ابهام در وضعيت مالكيت ۴۴خودروى شركت و ارتباطات خاص سياسى در قالب مراودات تجارى، تنها بخشى از مواردى است كه در پرونده اتهامى مدير شركت دخانيات ايران به چشم مى خورد.

سرنخ كجا بود؟
اين مقام آگاه به چگونگى لو رفتن مسايل پشت پرده دخانيات هم اشاره اى داشت. او اظهار داشت: با شكايت فردى به نام «ق» از يكى از عاملان وارد كننده سيگار بهمن به نام «ف ز» (تبعه امارات) و ورود ثالث بانك سپه مبنى بر تضييع حقوق دولت به مبلغ ۵/۲ ميليارد تومان، پرونده متشكله در دادسراى ناحيه۶ حسب دستور رئيس قوه قضائيه به مجتمع امور اقتصادى احاله گرديد و بازپرس حفاظت قوه قضائيه مأموريت يافت پيرامون موضوع تحقيقات لازم را انجام و نتيجه را گزارش نمايد.
وى افزود: حفاظت قوه قضائيه پس از انجام تحقيقات دامنه دار و وسيع از افراد مختلف در داخل و خارج كشور، مستنداتى به دست آورد كه ميلياردها تومان سودجويى از محل عقد قراردادها عايد مديران دخانيات و يكى از احزاب سياسى خاص شده است.
وى با بيان اين كه موارد تخلف به رياست قوه قضائيه منتقل و وى دستور بازرسى توسط بازرسى كل كشور را صادر مى كند، خاطرنشان كرد:
پس از ورود تيم بازرسى سازمان بازرسى كل كشور به شركت دخانيات، به يكباره يكى از واحدهاى زيرمجموعه يك وزارتخانه دولتى با مطرح كردن پرونده دريافت رشوه توسط يكى از مشاوران مديرعامل شركت دخانيات در همان مجتمع قضائى امور اقتصادى، خواستار دستگيرى وى شد و حفاظت قوه قضائيه با اين دستگيرى مخالفت و موضوع را به پايان بازرسى از شركت دخانيات حواله كرد، ليكن با پيگيريهاى مصرانه يكى از مقامات ارشد اين وزارتخانه، سرانجام حكم دستگيرى مشاور مديرعامل دخانيات خانم «ب-م» صادر و پس از ۲۵ روز بازداشت او در وزارت اطلاعات، موضوع بدون نتيجه گيرى- يعنى بدون پرونده سازى و اعتراف بگيرى به بازپرس ارجاع گرديد. بازپرس [كه يكى از عوامل دفتر خامنه اى بوده است] از نتيجه تحقيقات وزارت اطلاعات ابراز نارضايتى كرده و دستور داده كه پرونده به حفاظت قوه قضائيه ارجاع شود كه مطابق با نوشته كيهان اين موضوع با مقاومت بسيار شديد مقام ارشد وزارت اطلاعات روبرو شد.

چند اتهام ديگر
اين مقام آگاه كه هنوز هم كسى نمى داند كيست و از قضا اطلاعات درجه يكى دارد، چند اتهام ديگر مديرعامل دخانيات را هم بر مى شمارد. از جمله اظهار داشت: در شهريور ماه سال ۸۲ مديران شركت آمريكائى، انگليسى (B.A.T) با سه فرزند هواپيما جت فالكون بدون هماهنگى به ايران وارد و توسط عمليات ويژه يكى از ارگانهاى مسئول دستگير و سوابقى در اين خصوص تشكيل مى گردد.
مديران اين شركت توليد كننده سيگار مستقيماً با مدير عامل دخانيات و برخى از عناصر يكى از احزاب سياسى ملاقاتهائى را انجام مى دهند. با اين خبر معلوم شد كه دارند براى خاتمى بدبخت پرونده مى سازند از جمله اين كه شركت B.A.T هزينه هاى انتخاباتى جبهه مشاركت را در انتخابات مجلس هفتم و شوراهاى شهر پرداخت كرده است.
وى درادامه گفت: در مجلس ششم طرح لغو انحصار دخانيات با ارتباطاتى كه بين مديرعامل دخانيات و نماينده يكى از شهرهاى شمالى وجود داشت، راكد ماند و طرح مبارزه و كنترل مصرف دخانيات هم عليرغم پيگيرى كميسيون بهداشت مجلس به جايى نرسيد. وى افزود: بر اساس مستندات موجود، آقايان «ع ع» و «م ع» كه به گروه «ع» شهرت دارند، از محل واردات سيگار به ايران صاحب ميلياردها دلار سود شده اند كه در شركت «ق»، شركت «پ» و... سرمايه گذارى كرده اند.
پس معلوم شد كه پرونده اى بزرگ براى رحمانى خليلى دارند ميسازند تا او را از وزارت اطلاعات تحويل بگيرند و با وسايلى كه دارند به اعتراف وادارند. همينكار را هم ميكنند و به دستور آقا مجتبى وى را از زندان وزارت اطلاعات به زندان قوه قضائيه كه معلوم نيست كجاست منتقل ميكنند.

دكوراسيون گران
اما ماجراى دكوراسيون ۳۵۰ ميليون تومانى به كجا رسيد، همين مقام مسؤول كه نام او هيچ جا قيد نشده در اظهارنظرى كه به نظر دقيق مى آيد، گفت: كل خريد انجام شده براى دكوراسيون بخش مديريت شركت دخانيات سه و نيم ميليارد ريال است و اسناد اين خريد كه اقلامى چون ميز مديريت، ميز كنفرانس، كتابخانه، مبل چرم، آباژور، زيرسيگارى، جاموبايلى، جا قلمى و... را شامل مى شود، تحت بررسى است. اما ختم ماجرا همين جا نبود، چرا كه سرانجام ليست خريدهاى دفتر مديرعامل دخانيات لو رفت.
در اين ليست كه تاريخ فاكتور آن دوم بهمن ماه سال ۸۳ را نشان مى داد، اقلامى چون ميز ادارى مديريتى به قيمت ۸۰ ميليون ريال، نيم ست مبلمان چرم به قيمت ۱۱۹ ميليون ريال، صندلى مديريتى به قيمت ۱۳ ميليون ريال، صندلى ميهمان به قيمت ۱۸۰ ميليون ريال و... امثال اين ارقام از ذهن بنده و امثال بنده خارج است و حتى فكر كردن به آن بسيار سخت مى نمايد.

فاز سياسى پرونده
هفته بعدش سخنگوى قوه قضائيه نيز در مورد جريانات پشت پرده سياسى و اعمال نفوذ براى آزادى مدير عامل شركت دخانيات گفت: اين كه عنوان مى شود عده اى قصد اعمال نفوذ در اين پرونده را دارند به هيچ وجه صحت ندارد و اين امر توهين به دستگاه قضائى است. قائم مقام رئيس كل دادگسترى تهران نيز با تأكيد بر اين كه هيچ فردى نمى تواند از نفوذ خود براى فرار از محكوميت استفاده كند، تأكيد كرد: پرونده اتهامى عبدالحميد رحمانى خليلى كه به اتهام فساد مالى بازداشت شده با جديت در قوه قضائيه پيگيرى مى شود.
در پى اين اظهار نظر، اطلاعيه اى هم از سوى روابط عمومى شركت دخانيات در اختيار مطبوعات قرار گرفت. در اين اطلاعيه عنوان شده كه با اقدامات مديران جديد اين شركت دستاوردهاى بى نظير و چشمگيرى در مبارزه اقتصادى با قاچاق سيگار داشته اند و به پاره اى از آنها اشاره شده است.
در اين اطلاعيه همچنين آمده است: با ساماندهى صنعت و تجارت دخانيات در كشور و هدايت درآمدهاى قابل توجه اين بخش ها به سمت خزانه دولت كه در طول سه سال گذشته بيش از ۵ هزار ميليارد ريال عايد كشور شده است، مافياى قاچاق سيگار و سردمداران مفاسد اقتصادى كه طى سالهاى قبل از محل درآمدهاى غيرقانونى به منافع و درآمدهاى سرشار رسيده بودند، براى توقف اجراى طرح و برنامه هاى شركت از هيچ كوششى دريغ ننموده و هر بار با عنوان و چهره جديدى دست به اقداماتى مى زدند كه با حمايت مسؤولان كشور نقشه ها و فعاليتهاى زيرزمينى آنها نقش برآب مى شد.

تكذيب برخى عناوين مجرمانه
حالا نگاه كنيد بعد از رفتن على يونسى نزد خامنه اى و دستور او براى درز گرفتن ماجرا و جلوگيرى از كثافتكارى هاى آقازاده رئيس مجتمع قضائى امور اقتصادى به شايعات و حدس و گمانها خط بطلان بكشد. او اتهامات مطرح در پرونده را اخذ وجوه مالى، ارتشاء، پورسانت وگرفتن هدايا دانست و گفت: با توجه به قانون آيين دادرسى كيفرى انتشار اخبار پرونده بخصوص جزئيات آن در مرحله مقدماتى از سوى مقامات و رسانه ها ممنوع است. او در خصوص ساير عناوين مجرمانه اين پرونده گفت: برخى عناوين مجرمانه همچون كلاهبردارى به هيچ وجه در پرونده وجود ندارد و عمده موارد پرونده مربوط به مفاسد مالى است. موحدى، متهمان پرونده را سه نفر ذكر كرد كه مدير عامل و معاونش در بازداشت به سر مى برند و متهم سوم پس از گذراندن يك ماه بازداشت با صدور وثيقه آزاد است.
خلاصه هفته بعدش با تهديد وزير اطلاعات به افشاى ماجرا مديرعامل بدبخت را آزاد كردند و حالا ديگر اين كار به عهده خاتمى قرار گرفت كه از وى بخواهد كه به سر كار خودش برگردد و مدارك و اسناد را از بين ببرد و جائى هم نامى از آقا زاده خامنه اى نبرد و بپذيرد كه سوءتفاهمى بود و رفع شد، اگر چه طى هفته اول دستگيرى اظهارنظرهاى متفاوتى نسبت به پرونده مديرعامل دخانيات انجام شد، اما وزير اطلاعات در حاشيه دومين روز همايش فرمانداران سراسر كشور ضمن انتقاد شديد از نحوه دستگيرى اين فرد گفت: ما با اين شيوه دستگيرى به شدت مخالف هستيم. اما وزير اطلاعات هيچ توضيحى نداده بود كه بايد اين فرد چگونه و به چه ترتيبى دستگير مى شد يا اصلاً با كل دستگيرى مخالف است.

آزادى پرحرف و حديث
و سرانجام مديرعامل بازداشت شده دخانيات آزاد شد و گفت با محبت و لطف رئيس جمهور و دستور صريح و قاطع رئيس قوه قضائيه آزاد شده است. اما اين گفتگو و خبر چندان دوام نياورد و اين «برادر همراه» اظهارات خود را پس گرفت و البته منتشركنندگان اين خبر هم متن كامل مكالمات ضبط شده وى را كه متضمن مطالب درج شده بود، منتشر كردند. در همين حال سخنگوى قوه قضائيه فقط اعطاى مرخصى به مديرعامل شركت دخانيات را تائيد كرد و گفت كه اين مرخصى با تصميم بازپرس پرونده اتخاذ شده است.
در مقابل انكار نماينده مجلس ششم و پرده پوشى سخنگوى قوه قضائيه، رئيس جمهورى طى اظهاراتى اصل مسأله را تائيد كرد و گفت: از آقاى شاهرودى خواستم آنچه قاعده و قانون مى گويد انجام دهد و ايشان هم آنچه كه قاعده و قانون اقتضاء مى كرد، انجام داد. سيد محمد خاتمى در ادامه تصريح كرد: نامه شكايتى از سوى برادر مدير عامل شركت دخانيات براى من آمد كه تقاضا كردند شب عيد، كارى در اين خصوص انجام شود و من عين نامه را فرستادم خدمت آقاى شاهرودى كه هر طور شما صلاح مى دانيد انجام شود و ايشان هم محبت كرد و گفت آزاد شود.
اگر چه بعد از اين مرخصى و حرف و حديثهاى آن، مسأله در جلسه ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادى نيز مطرح شد و رئيس جمهور بر طى شدن مسير قانونى در مورد اين پرونده تأكيد كرد، اما او همچنين گفت كه در پرونده مديرعامل دخانيات سر و صداهاى بيخودى صورت گرفت و ايجاد چنين مسايلى خلاف شرع و قانون است و نبايد قبل از قطعيت حكم چنين مسايلى رخ دهد. و شايد همين توصيه باعث شد فتيله اطلاع رسانى در مورد اين پرونده پايين كشيده شود و طى چند هفته گذشته اخبار در مورد پرونده بزرگ شركت دخانيات ايران به صفر برسد. حالا بايد منتظر ماند تا روزى كه مدارك و اسناد مديرعامل دخانيات كه دو هفته را در زندان انفرادى گذرانده و در آنجا هم داستانهائى دارد، فاش شود و پرده اى ديگر از مافياى جمهورى اسلامى برافتد.

صفحه اول
خبرهاى ايران
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
انگليس
خواندنى ها
مقاله ها
جدول
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
خبرهاى ايران
ورزش
داستان
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
با نيمروز
مقاله هاى ايران
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
فال هفته
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   خبرهاى ايران   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   • 
•   انگليس   •   خواندنى ها   •   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   بازتاب   •   خبرهاى جهان   •   خبرهاى ايران   •   ورزش   •   داستان   •   شعر   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   تحقيق   •   با نيمروز   •   مقاله هاى ايران   •   خبرهاى كوتاه   • 
•   آخر هفته   •   حوادث   •   فال هفته   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •