Nimrooz
Vol. 17, No. 834, May 20, 2005
سال هفدهم - شماره ۸۳۴ - جمعه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۴
فى زما و نى زتو، رو، دَم مَزَن
به اين انديشه هاى سرشار بايزيد بسطامى، با اين جملات آهنگين، از فراسوى روزگاران، مى نگرم و آنها را بارها مكرر مى كنم:
مرغى گشتم
چشم او، از يگانگى
پَرِ او، از هميشگى
در هواى بى چگونگى مى پريدم
چه پرواز استوارى و در چه هوائى و چه تصوير زيبائى....
او از مشهورترين عارفان ايران بود كه از چند و چون و روز و روزگارش، كسى با خبر نيست.... گفته اند كه نياى او، زرتشتى و از بزرگان بسطام بوده است كه بعدها مسلمان شد.
از بايزيد، اثر مدونى برجاى نمانده است، اما سخنان او را، مريدانش گرد آورده اند كه يك نمونه اش را مى بينيم و اين گفتگوى پر معناى او را با خداوند:
آى شنيدستى كه سلطان بايزيد
در كنارى بود از جمع مريد
ناگه آوازى زباب كبريا
خورد بر گوشش كه: اى شيخ ريا
آنچه دارى در ميان كهنه دلق
ميل آن دارى كه بنمايم به خلق؟
تا خلايق قصد آزارت كنند
تيرباران بر سَرِدارت كنند؟ ...
گفت: يارب! ميل آن دارى تو هم
شمّه اى از رحمتت سازم رقم؟
تا كه خلقانت، پرستش كم كنند
از نماز و روزه و حج رم كنند؟ ...
در جوابش گفت: حيّ ذوالمنن:
نى زما و نى زتو، رو، دم مزن
شرنگ

صفحه اول
خبرهاى ايران
اقتصادى
طنز
از آنچه گفته اند
خواندنى ها
مقاله ها
جدول
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
خبرهاى ايران
خاطرات
از لابلاى متون
تحقيق
با نيمروز
خبرهاى كوتاه
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   خبرهاى ايران   •   اقتصادى   •   طنز   •   از آنچه گفته اند   •   خواندنى ها   • 
•   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   گفتگو   •   بازتاب   •   خبرهاى جهان   • 
•   خبرهاى ايران   •   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   تحقيق   •   با نيمروز   •   خبرهاى كوتاه   • 
•   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •