بسيارى از هموطنان عزيز در كشورهاى آلمان، اتريش، سوئيس، بلژيك، هلند و برخى ديگر از كشورهاى اتحاديه اروپا با تلفن هاى خود از كار ما در صفحه روى خط آلمان حمايت كرده و باعث تشويق ما شده اند. ما ضمن تشكر از اين هموطنان مانند گذشته اخبار ويژه ايرانيان را عارى از جنجال هاى موجود كه متأسفانه افزايش روزانه دارد، در آينده نيز به اطلاع خوانندگان نيمروز مى رسانيم و در اين راه سعى خواهيم كرد با مقامات كشور آلمان براى تائيد گزارش هاى خود تماس برقرار كنيم.
و اما در مورد خبر اين هفته اضافه مى كنيم كه بسيارى از سازمانهاى مردمى آلمان، كليساها، انجمن عام المنفعه اجتماعى سياسى بعد از اعلام خبر اقامت براى خارجيان اسپانيا از دولت خواسته اند از اسپانيا تبعيت كند و به خارجيانى كه در شرايط تحملى بسر ميبرند، اقامت دهد. اگر دولت آلمان و ديگر كشورهاى اتحاديه اروپا كار دولت اسپانيا را سرمشق خود قرار دهند، احتمال مى رود تا پايان سال جارى سالهاى سرگردانى خارجيان بلاتكليف خاتمه يابد.
در تماس هفته گذشته با چندين اداره رسيدگى به امورخارجيان در ايالات مختلف به اين نتيجه رسيديم كه به تعدادى از پناهجويان ايرانى كه اجازه كارشان باطل شده بود، دوباره اجازه كار داده شده است. اين ادارات بعد از گفتگوى بيشتر پيرامون چون و چرائى قضيه از دادن هرگونه اطلاعات بيشتر در مورد خوددارى كردند. اما چنانچه در گذشته نيز نوشتيم دولت آلمان مجبور است تا پايان سال جارى براى اين دسته از پناهجويان تصميم نهائى بگيرد وگرنه نمى تواند سياست مهاجرتش را موفقيت آميز بخواند. زيرا از اول سال كه قانون مهاجرت به مورد اجراء گذاشته شده، ورود خارجيان به كشور با استفاده از اين قانون تقريباً صفر بوده و موفقيتى نداشته است. بنابراين اجراى اين قانون باوجود تأكيد دولت براى سرمايه گذارى با مشكل مواجه است.
صدور كارتهاى بيمه از سال آينده
جامعه پزشكان در صدو هشتادمين جلسه خود از صدور كارتهاى جديد الكترونيكى شركتهاى بيمه قدردانى كرد. پزشكان مزبور كه در هفته گذشته در برلين جلسه داشتند، بر اين عقيده اند كه كارت جديدى كه وزارت بهدارى آنرا پيشنهاد كرده براى استفاده پزشكان سودمند است.
براساس طرح دولت از سال ۲۰۰۶ تا سال ۲۰۰۷ بيش از ۸۰ ميليون عضو صندوق هاى بيمارى كشور داراى كارت جديد الكترونيكى مى شوند.
اين كارتها داراى امكانات نسخه الكترونيكى و بعد از مدتى اطلاعات بيمارى ها و اورژانس خواهند شد.
اينگو فلنكر نماينده پزشكان در اين باره گفت بدين ترتيب كليه مردم اطلاعات كامل در مورد بيمارى خود و انواع درمان آن خواهند داشت و اين بيمار است كه تصميم مى گيرد اطلاعات ثبت شده در دسترس شخص سوم قرار گيرد.
سازمان پزشكى كشور در اين زمينه اطلاع داد كه در آلمان هنوز ۳۰۰ هزار نفر بيمه درمانى نيستند و با اجراى طرح جديد ادارات رفاه اجتماعى (سوسيال آمت) بهتر مى توانند به امور افرادى كه بيمه درمانى نيستند برسند و آنها را در بيمه ويژه اداره رفاه ثبت نام كنند.
درآمد زياد مديران شركتهاى آلمانى
سازمان مشاورين مديريت كينبام در گوترس لوح اعلام كرد كه مديران شركتهاى بخش خصوصى در آلمان بيش از همكاران اروپائى خود حقوق دريافت مى كنند.
اين سازمان اعلام كرد كه مدير عامل شركتى كه بين ۵۰۰ تا يك هزار كارمند دارد سالى ۲۸۵ هزار يورو حقوق ميگيرد در حاليكه همكارانش در فرانسه با شرايط مساوى ۱۱۸/۴۱۵ يورو در هلند ۱۸۵/۳۴۰ يورو درآمد دارند.
سازمان ياد شده تحقيقات خود در سال جارى را بين ۲۵۱۴ هزار شركت در ۱۰ كشور اتحاديه اروپا انجام داده است. از اين رو دولت مجبور است به خارجيانى كه در شرايط غيرقانونى هستند، اقامت دهد تا به آنها رنگ مهاجرت بدهد.
ناگفته نماند كه اعتصاب غذاى خارجيان در فرانسه و مقاومت آنها براى كسب اقامت در آينده نزديك باعث خواهد شد تا آلمان نيز سياست خود را تغيير دهد. در اين ميان نبايد مشكل آلمان را به علت موقعيت خاص جغرافيائى در منطقه كه بين كشورهاى شرق اروپا و بقيه هم پيمانانش قرار گرفته، از نظر دور داشت.
اين مشكل بيشتر از ناحيه كشورهاى بالكان به ويژه يوگوسلاوى سابق است كه بيشترين رقم پناهنده بلاتكليف آلمان را تشكيل ميدهند.
۶۰ سال بعد ازجنگ
اختصاصى نيمروز
در آستانه شستمين سالگرد پايان جنگ جهانى دوم كه بيش از پنجاه ميليون كشته و ده ميليون معلول به جاى گذاشت، خانم يلنا رشوسكايا يكى از مترجمين افسر فرماندهى گارد سى ام روسى طى مصاحبه اى نكات ديگرى از كشف جسد آدلف هيتلر را فاش كرد.
در اين جنگ شش ميليون نفر كليمى به شيوه هاى مختلف بقتل رسيدند و تنها روسيه بيش از ۲۰ ميليون نفر كشته داد كه حدود هشت مليون نفر آن سرباز بودند.
ما به علت اهميت اين نكته بيشتر به خاطر افزايش قدرت نئونازى ها در كشورهاى آزاد جهان، به ويژه آلمان بخشى از اين مصاحبه تكان دهنده را كه گوياى واقعيت هاى تاريخى است براى خوانندگان نيمروز منتشر مى كنيم.
قرارداد پايان جنگ جهانى دوم در تاريخ هفتم ماه مه ۱۹۴۵ به امضاء سران كشورهاى غالب رسيد و يك روز بعد در هشتم ماى رسماً براى اطلاع مردم جهان منتشر شد.
نكته ديگر اهميت فوق العاده اين مصاحبه، مشاركت رئيس كشور مغلوب جنگ آلمان، گرهارد شرودر براى اولين بار در برگزارى جشن هاى پيروزى جنگ روسيه در اين كشور و معذرت خواهى وى بازهم براى اولين بار از ملت روسيه به خاطر ستم هاى نازى ها و كشتار در جنگ است كه آلمان باعث و بانى آن بود.
اين خانم مترجم اولين فرد غير آلمانى است كه جسد سوخته به خاك سپرده شده رهبر نازيهارا كشف كرده و دستور نبش قبر داده است.
وى در مصاحبه ميگويد. در اوائل ماه مه، هنگامى كه در خيابانهاى برلين بوى سوختگى بدن و دود ساختمانها به مشام ميرسيد و تقريبأ هيچ ساختمانى سالم نبود، خود را به محل مخفى گاه هيتلر رسانيدم تا قبل از ورود افراد ديگر آدلف هيتلر را شناسائى كنم. جاسوسان روسى قبلأ محل اختفاى احتمالى وى را شناسائى كرده بودند و من بعنوان مترجم زبان آلمانى مأمور شدم با سربازان و افسران باقيمانده در ستاد هيتلر از موقعيت وى گزارش تهيه كنم.
سى امين ارتش روسيه در ماه مه ۱۹۴۵ از طريق شمال شهر وارد برلين شد. در آنموقع به ما دستورى براى دستگيرى سران نازيها نداده بودند، هدف ما فقط فتح مقر فرماندهى نازيها بود.
خانم افسر مزبور كه در زمان جنگ ۲۵ ساله بوده و اكنون در مسكو بسر ميبرد، اضافه ميكند:
من به دستور شخص استالين مأمور شدم بعنوان مترجم محل هيتلر را كه شايع شده بود فرار كرده پيدا كنم. در دوم مه گروه ما به مقر فرماندهى رسيد. اولين جسدى كه در آن محل ديدم جسد نيمه سوخته گوبلز بود (وزير تبليغات و دست راست هيتلر). بدنش تا نزديكيهاى گردن سوخته بود در حاليكه كراوات زردرنگش از قسمت گره هنوز ديده ميشد. اين طبيعى بود كه در آن لحظه هيچكس نمى توانست باور كند كه دومين فرد رايش سوم آلمان مرده است. عكسهاى گرفته شده از جسد وى در كليه وسايل ارتباط جمعى جهان چاپ شد. بعد از چاپ آنها به من از مسكو تلفن زده شد و گفتند كه استالين بسيار خشمگين شده و قبلأ مى بايستى وى را مطلع ميكرديم و از اين تاريخ به بعد جستجوى هيتلر محرمانه اعلام شد و من موظف شدم فقط به شخص استالين خبر كشف جسد هيتلر را گزارش دهم. بهمين علت منطقه اقامتگاه مخفى هيتلر را محاصره و ممنوعه اعلام كرديم و به كسى اجازه داده نشد عكس بگيرد.
اولين سندى كه پيدا كردم، دفتر خاطرات گوبلز بود. با خواندن آن بازجوئى از كليه كسانى را كه به پناهگاه هيتلر رفت و آمد داشتند، شروع كردم.
در چهارم ماه مه بعد از جستجوى زياد يك متخصص شوفاژ مأمور پناهگاه بمن اطلاع داد كه هيتلر با اوا برآون در پناهگاه مركز فرماندهى ازدواج و بعد از اجراى صيغه عقد خودكشى كرده است. كارگر مزبور گفت كه نعش ها را سربازان در پتوئى پيچيده و به خارج از پناهگاه حمل كرده اند.
بعد از جستجو يكى از سربازان گروه من در باغ پناهگاه متوجه گودالى شد كه خاك تازه روى آن بود. فوراً دستور خاكبردارى دادم. در گودال جسد كاملاً سوخته اى كه شباهت به انسان نداشت با اوا برآون كه هنوز پيراهن عروسى به تن داشت با جسد دو سگ ديده ميشد. در آن لحظه دستور استالين براى محرمانه بودن قضيه بيادم آمد اما نمى دانستم چگونه اجساد را بدون دستور فرماندهى در مسكو به بخش ديگرى از شهر كه تحت فرماندهى قسمت ديگرى از ارتش سرخ قرار داشت براى شناسايى پزشك قانونى، منتقل كنم. اولين كارم كندن دندانهاى فرد سوخته شده بود كه ميخواستم آنها را براى تشخيص هويت صاحب آنها ارائه كنم. براى مخفى كردن دندانها آنها را در قوطى عطرى كه هميشه با خود داشتم قرار داده و بدين ترتيب از محوطه خارج ساختم.
روز پنجم ماه مه افسر سرگروه ما به ايده جالبى كه داشت عمل كرد. صبح خيلى زود بدون جلب توجه افراد خودش را به باغ محل دفن اجساد رسانيد، دو جسد را در گونى كرد و آنها را به پشت ديوار كوتاه باغ كه ما آنجا در انتظار بوديم پرتاب كرد. ما گونى هاى حامل اجساد را در دو صندوق حمل مهمات مخفى كرده و به بيمارستان ارتش برديم.
در هشتم ماه مه يك پزشك زن ارتش از طريق دندانهايى كه من با خود خارج ساخته بودم هيتلر را شناسايى كرد. اما مشكل پايان نيافت زيرا از مسكو دستورات ضد و نقيض ميرسيد. ارتش حتماً اجساد را ميخواست در حاليكه ما دستور استالين را بايد رعايت ميكرديم.
بالاخره براى اطمينان كامل از مرگ هيتلر توانستيم در همان روزهاى آخر جنگ، خانم كته هوزه مان كمك دندانپزشك هيتلر را پيدا كنيم كه وى نيز بر اساس دندانهايى كه من مخفيانه از باغ خارج كرده بودم هويت وى را تشخيص داد. ما اجساد، دندان ها و اسناد را بصورت سرى براى استالين فرستاديم و در انتظار دستور مسكو براى رفتن به پايتخت و عرض گزارش به وى شديم. اين عمل اتفاق نيفتاد فقط بما گفتند كه كل مسئله بايد سرى بماند زيرا همسايه هاى اتحاد شوروى همه از كشورهاى سرمايه دارى هستند و نبايد از اين اسرار آگاهى داشته باشند.
در كنفرانس سران برنده جنگ در شهر پتسدام، استالين به گونه ايكه سران كشورهاى پيروز ناراحت نشوند گفت كه هيچ فردى حتى مارشال ژوكوف قهرمان كشور و برنده جنگ نبايد از سرنوشت هيتلر باخبر شود. بدين وسيله استالين اين مورد مهم را فقط خاص شخص رهبرى اعلام كرد و من نيز قادر به انتشار اطلاعات خود نبودم مگر بخواهم با جان خود بازى كنم.
نكته بسيار جالب مصاحبه اين مترجم خانم يلنا رشوسكايا گذشته از موارد مهم تاريخى آن اين است كه مى گويد: سالها بعد از جنگ مارشال ژوكوف به من گفت كه: استالين در ماه جولاى ۱۹۴۵ يعنى دو ماه بعد از ارسال نعش ها و گزارشات ما، از وى پرسيده است:
ژوكوف، هيتلر كجا است؟
دو سال بعد از مرگ استالين در سال ۱۹۵۵ به خانم يلنا رشوسكايا اجازه انتشار بخشى از خاطرات اش داده ميشود.
خانم يلنا رشوسكايا در پايان مصاحبه اعلام كرده كه بسيارى از نكات ديگر اين بررسى تاريخى را منتشر نكرده و تصميم گرفته آنرا به صورت كتاب منتشر سازد.
در حال حاضر اين زن ۸۵ ساله كه جسد هيتلر را پيدا كرد و نامش در تاريخ به ثبت رسيده در مسكو با حقوق بازنشستگى مختصر زندگى ميكند.
اجساد اوا براون و هيتلر با كليه اسناد مربوط به آن به دستور استالين در محلى كه زير نظر سازمان اطلاعات (ك گ ب) قرار دارد و تعداد بسيار كمى از سران روسيه از آن آگاهى دارند، نگهدارى ميشود. تاكنون دولت روسيه در اين زمينه اطلاعاتى حتى براى سران كشورهاى متحد در جنگ منتشر نكرده و كليه سئوالات خبرنگاران و تاريخ نويسان در اين زمينه بى جواب مانده است.