Nimrooz
Vol. 17, No. 833, May 13, 2005
سال هفدهم - شماره ۸۳۳ - جمعه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۴
پرسش و پاسخ شنوندگان راديو فردا با ادم ارلى، سخنگوى وزارت امور خارجه آمريكا
مردم ايران خودشان بايد آينده سياسى شان را برگزينند
آمريكا با شوراى مقاومت مشكلات جدى دارد
تغيير در ايران بايد از درون ايران و توسط مردم ايران صورت بگيرد
وقتى در چهار سوى ايران رژيم ها دارند انتخابى مى شوند، چرا مردم ايران نبايد خودشان رژيم خود را انتخاب كنند؟ اگر اعتقاد داريد رهبران شما نماينده شما نيستند، تسليم فشار نشويد و رأى ندهيد
۲- آدام ارلى

پرسش و پاسخ شنوندگان راديو فردا با ادم ارلى، سخنگوى وزارت امور خارجه آمريكا
مردم ايران خودشان بايد آينده سياسى شان را برگزينند
آمريكا با شوراى مقاومت مشكلات جدى دارد
تغيير در ايران بايد از درون ايران و توسط مردم ايران صورت بگيرد
وقتى در چهار سوى ايران رژيم ها دارند انتخابى مى شوند، چرا مردم ايران نبايد خودشان رژيم خود را انتخاب كنند؟ اگر اعتقاد داريد رهبران شما نماينده شما نيستند، تسليم فشار نشويد و رأى ندهيد
هفته گذشته ادم ارلى، سخنگوى وزارت امور خارجه ايالات متحده آمريكا در استوديوى راديو فردا به سئوالات شنوندگان پاسخ داد.
وى در روز جهانى آزادى مطبوعات از جمهورى اسلامى خواست اكبرگنجى، رضا عليجانى و يوسف عزيزى بنى طرف و ساير مطبوعاتى هاى زندانى را آزاد كند. وى گفت سياست سركوبگرانه و هميشگى دولت ايران عليه آزاديهاى اساسى، يكى از دلايلى است كه ما اين چنين روابط مشكل و سختى با ايران داريم.
وى گفت تلاش جمهورى اسلامى براى توليد تسليحات اتمى و حمايت آن از گروه هاى تروريستى، ايران را در جهان منزوى و زندگى را براى مردم ايران دشوارتر ساخته است.
بهروز نيكذات (راديو فردا): آقاى ادم ارلى سخنگوى وزارت امور خارجه ايالات متحده آمريكا در استوديوى راديو فردا هستند و به سئوالات شما كه اميدواريم بيشتر در ارتباط با آزادى مطبوعات و بيان باشد به مناسبت روز جهانى آزادى مطبوعات پاسخ خواهند گفت ولى به هر حال سئوالات ديگرى هم به ما رسيده توسط اى ميل كه به آنها هم توجه خواهد شد.
اما آقاى ادم ارلى در ماه اوت سال ۲۰۰۳ به معاونت سخنگوى وزارت امور خارجه آمريكا انتخاب شد. در اين سمت، وى بر دفتر روابط مطبوعاتى، دفتر رسانه هاى محلى، مراكزرسانه هاى خارجى و دفتر مطبوعاتى سازمان توسعه جهانى آمريكا نظارت دارد. پيش از اشتغال به اين سمت، آقاى ارلى در مقام معاونت هيأت در سفارت آمريكا در دوحه قطر، از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳ كار و انجام وظيفه كرده بود. وى درسال ۱۹۸۹ خدمت خود را در بخش خارجى وزارت امور خارجه آمريكا شروع كرد. ابتدا با عنوان كارمند ساده در قاهره، بعد مأمور طرح و برنامه در دمشق، كارمند امور فرهنگى در آديس آبابا اتيوپى و كارمند امورعمومى در صنعاى يمن.
آقاى ارلى در واشنگتن در مقام مديريت دفتر مطبوعاتى و امورعمومى در اداره خاور نزديك و بعد مدير دفتر روابط مطبوعاتى در بخش امورعمومى انجام وظيفه كرد. وى به دريافت پنج جايزه افتخار در طول خدمت نائل شده است. آقاى ارلى در سال ۱۹۸۲ در جه ليسانس خود را از دانشگاه ييل، يكى از معروفترين دانشگاههاى آمريكا دريافت كرد و سپس تحصيلات خود را در فوق ليسانس، رشته روابط بين الملل بپايان رساند. آقاى ادم ارلى بعنوان يك روزنامه نگار و فعال حقوق بشر در پاريس كار كرده است. او به زبانهاى فرانسه و عربى نيز حرف مى زند و ازدواج كرده است. با اين مقدمه مى خواستم از اقاى ارلى خواهش كنم اگر صحبتى قبل از اين كه به تلفنها و اى ميل ها شما جواب بدهيم داشته باشند بيان كنند.
ادم ارلى: سپاسگزارم آقاى نيكذات. براى من افتخاريست كه در چنين روز مهمى، روز آزادى مطبوعات، پيش شما و راديو فردا باشم. بايد بگويم امتيازيست براى من كه بتوانم بطور مستقيم با مردم ايران حرف بزنم. از طريق گفتگو و صحبت مستقيم مى توان نتايج زيادى حاصل كرد. گفتگوى مستقيم به درك بيشتر از يكديگر كمك زيادى مى كند و به همين دليل بسيار مشتاق شركت در اين برنامه بودم تا بتوانم صداى مردم ايران را بشنوم و اندكى در باره ايالات متحده آمريكا و نحوه اى كه ما به آينده و به منطقه مى نگريم، صحبت كنم.

دمكراسى بدون آزادى بيان مفهومى ندارد
پيش از هر چيز بايد بگويم كه آمريكا احترام عميقى براى تاريخ پرغرور ايران و فرهنگ غنى آن دارد. ايران سهم بزرگى در هنر، علم و ادبيات هزاران ساله جهان دارد و انديشمندان و روشنفكرانش امروز نيز مانند گذشته سهم مهمى در حفظ ارزشهاى انسانى كه همه ما بعنوان معتقدان به حقوق انسان به آن باور داريم، ايفا مى كنند. همانطور كه گفتم امروز روز جهانى آزادى مطبوعات است و چه موضوعى مى تواند مناسب تر از حقوق مطبوعات و نقش مطبوعات آزاد در يك جامعه آزاد وجود داشته باشد؟ بيش از ۲۰۰ سال پيش، از زمان استقلال، كشور آمريكا بر حقوق بنيادين شناخته شده در قانون اساسى استوار بوده است. مطمئن هستم بسيارى از شما در ايران با قانون اساسى آمريكا و تضمين آزاديهاى مندرج در آن اشنا هستيد. اولين حق، حق آزادى بيان است. در قانون اساسى ما نوشته شده، كنگره يا پارلمان آمريكا نمى تواند هيچ قانونى كه آزادى بيان يا آزادى مطبوعات يا آزادى اجتماعات را محدود كند، به تصويب برساند.
اين مسئله بسيار مهم است زيرا دمكراسى بدون آزادى بيان و آزادى نوشتن نمى تواند وجود داشته باشد. چگونه مى توان رهبرى را انتخاب كرد اگر ندانيم آن رهبر طرفدار چه چيزى است و چگونه مى انديشد چگونه مى توان كارائى رهبران را سنجيد، اگر روزنامه اى نباشد كه گزارش دقيقى از عملكرد رهبران و فعاليت هاى آنها ارائه بدهد و بتواند قضاوت درستى در اين مورد بدست بدهد كه ايا اصولا آن رهبر شايسته حمايت است يا نه. اين يك دليل مهم بر اين است كه ايالات متحده آمريكا بطور تاريخى در مخالفت با هر اقدامى براى محدود كردن آزادى مطبوعات و روزنامه نگاران جديست. ما در مورد اين مسئله نه تنها در خارج از آمريكا كه در خود آمريكا هم در دفاع از حقوق مندرج در قانون اساسى براى هر شهروند آمريكائى و مطبوعات آمريكائى بسيار جدى هستيم. ما اساساً بر اين اعتقاديم كه با مطبوعات آزاد مى توان حافظ حقوق شهروندان در استبداد و سوء استفاده از قدرت بود. به همين دليل است كه از سوى خودكامگان به اين وسعت به مطبوعات و روزنامه نگاران حمله مى شود. زيرا دشمنان دمكراسى و آزادى، مطبوعات را خطرى براى خود مى بينند و سعى مى كنند آنها را سركوب كنند. اين براى همه ما مهم است كه بتوان در مقابل سركوب مقاومت كرد و بتوان براى كسب آزادى مبارزه كرد.
عده اى در ايران هر روز اين كار را مى كنند. اشخاصى نظير على مزروعى يا يوسف بنى طرف يا رضا عليجانى، روزنامه نگارانى كه تنها به خاطر گفتن حقيقت سالها در زندان بوده اند. مهم است كه در روز جهانى مطبوعات شجاعت و فداكارى آنها گرامى داشته شود و نه تنها از آنها، بلكه از هر كسى كه براى آگاهى مردم تلاش مى كند چه در ايران و چه در نقاط ديگر جهان حمايت شود. بايد درك كرد كه كسانى كه براى آزادى بيان مبارزه مى كنند، افراد شجاع و محترمى هستند كه از حمايت ما برخوردارند. با اين حرفها، منتظر سئوال هاى شما هستم، منتظر شنيدن مسايل، نگرانى ها و اينكه بتوانم با شما در مورد آمريكا بگويم.
راديو فردا: اولين اى ميلى كه دريافت كرديم درباره همين موضوع است از امير اعتمادى از ايران كه مى پرسد: «چرا دولت آمريكا در مورد نقض حقوق بشر به اندازه مشكل اتمى به ايران فشار وارد نمى كند. من به عنوان يكى از فعالان دانشجوئى اين موضوع را در ناآراميهاى خرداد ۸۲ كاملاً حس كردم. وقتى با خيلى از دوستانم در سلولهاى انفرادى بسر مى برديم انتظار مى رفت كه فشار بيشترى به دولت براى آزادى ما وارد شود كه اين فشار چندان معلوم نبود. همين الان هم ايران بزرگترين زندان براى روزنامه نگاران در جهان بشمار مى رود ولى دولت ايالات متحده از كنار اين مسئله به راحتى مى گذرد.»
ادم ارلى: من از جانب دولت آمريكا صحبت مى كنم، ما از طريق ايستگاه راديوئى، از آمريكا كه با مردم ايران ارتباط برقرار مى كند صحبت مى كنيم. بگذاريد من خيلى روشن و صريح بگويم: دولت آمريكا از دولت ايران مى خواهد، كه اكبر گنجى را آزاد كند، رضا عليجانى را كه براى مدت زيادى در زندان اوين بوده و از شرايط نامساعد سلامتى و فقدان امكانات پزشكى رنج مى برد، آزاد كند. دولت آمريكا از دولت ايران مى خواهد كه يوسف عزيزى بنى طرف را آزاد كند و تعداد بسيار ديگرى از روزنامه نگاران را كه در بند هستند، بايد همگى آزاد شوند. موضوع حقوق بشر، موضوعى است كه ما آن را با حرارت و مجدانه دنبال مى كنيم. اين موضوعى است كه ما كوشش ديپلماتيك و انرژى خود را صرف آن مى كنيم و از نفوذ خود در سراسر جهان براى رسيدن به آن استفاده مى كنيم.

چرا آمريكا كارى نمى كند؟
اجازه بدهيد يك مثالى براى شما بياورم: هر سال در كميسيون حقوق بشر در ژنو، ما با صدور قطعنامه اى ايران را در زمينه حقوق بشر، محكوم مى كنيم. بستن روزنامه ها، توقيف روزنامه نگاران، آزار و اذيت روزنامه نگاران، توقيف مردم براى ابراز عقيده و يا باورهاى مذهبى شان، بدرفتاريهاى سازمان يافته و شكنجه زندانيان، همگى نقض حقوق بشر هستند. بنابراين، موضوع حقوق بشر، موضوعى است كه ما از آن در مجامع عمومى به عنوان يك دولت، با ساير دولتها در سراسر جهان و با ملت ايران سخن مى گوييم، همين طور كه امروز مشغول همين كار هستيم. من همچنين اضافه ميكنم كه بسيارى از مردم از ما سئوال مى كنند، كه چرا ما برخورد خصمانه نسبت به ايران داريم و يا اين كه چرا ما سياست رودرروئى با ايران داريم، من در پاسخ آنان مى گويم:
برخورد دولت ايران با حقوق بشر، تأثير بسيار مهمى در نوع برخورد ما با ايران دارد و در نتيجه سياست سركوبگرانه و هميشگى دولت ايران عليه آزاديهاى اساسى، يكى از دلايلى است كه ما اين چنين روابط مشكل و سختى با ايران داريم. اگر ايران مى خواهد به اين روابط جهت ديگرى بدهد، حقوق بشر يكى از آن زمينه ها است كه ما مى خواهيم شاهد بهبود آن باشيم. ولى اشتباه نكنيد افرادى كه قربانيان سركوب و آزار و اذيت دولت ايران هستند، همواره در فكر ما و در قلب ما هستند، ما درد ورنج آنها را درك مى كنيم، ما محاكمه آنان را تعقيب مى كنيم و ما در مورد آنها صحبت مى كنيم و به هر نوعى كه بتوانيم نام آنها را درمجامع عمومى بازگو مى كنيم وازهرفرصتى وهر راهى براى تحت فشار قرار دادن دولت ايران و تصحيح رفتار اين دولت استفاده مى كنيم زيرا آن دولت، بايد مطابق قوانين بين المللى عمل كند.

درباره سازمان مجاهدين خلق
يك شنونده راديو فردا در لندن: من از لندن تلفن مى زنم. خوشحال مى شوم به سئوالم پاسخ بدهيد. نظر من شوراى ملى مقاومت به رهبرى مريم رجوى، مادام مريم رجوى است. با توجه به سخنان پرزيدنت بوش كه گفت مردم ايران اگر در مقابل ملايان بايستند آمريكا پشت سرشان خواهد ايستاد، فكر نمى كنيد زمان آن فرارسيده است كه غرب يك نگرش تند و جديد در روياروئى با اين رژيم دينى اتخاذ كند. از مردم ايران و جنبش مقاومت حمايت كند؟ آيا فكر نمى كنيد گفتگوهاى سه قدرت اروپائى با جمهورى اسلامى در حال حاضر بسيار نادرست است و نتيجه عكس به بار مى آورد؟
ادم ارلى: اجازه بدهيد در پرسش شما چند مسئله مطرح شد. اين مردم ايرانند كه آينده كشورشان را تعيين مى كنند و حمايت ما از مردم ايران در اين چارچوب است. مردم ايران از آزادى و فضاى سياسى و فرصت براى اقدام به منظور انجام تغيير مورد نظر برخوردارند كه براى بازكردن فضا، و تصميم گيرى درباره آينده شان و سرنوشتشان تصميم بگيرند نه اين كه ديگران اين را به آنها ديكته كنند. چه در داخل كشورشان و چه درخارج. پس اين در واقع مسئله كمك كردن به تقويت مردم ايران در تعيين سرنوشت خودشان در چارچوبى سازگار با خواست آنها براى تغيير، مشاركت، آزادى و رفاه است. اين نگرش آمريكاست و ما با اين روحيه به جنبه هاى گوناگون تحول در ايران مى نگريم. براى نمونه، شما از گزينه هسته اى سخن گفتيد.
مسئله رشوه دادن به ايران از سوى سه كشور اروپائى نيست بلكه مسئله اروپا و آمريكا و جامعه بين المللى است در كار با يكديگر و تلاش در ترغيب ايران به حركت در راستائى متفاوت، دور شدن از توليد جنگ افزارهاى هسته اى است، كارى كه دارند مى كنند. و به صراحت بگويم اين كار ايران را منزوى ساخته زيرا جامعه بين المللى آن را تهديدى مى داند. اين كاريست غير ضرورى كه با زير پا نهاده شدن تعهد بين المللى ايران انجام شده و اين كه در نهايت باعث انزواى ايران مى شود و زندگى را براى مردم ايران دشوارتر مى سازد چون تماس شان با مردم جهان كمتر شده. كشور، مناسبات تنش آميزى با ساير كشورهاى جهان دارد.
آنچه ما مى كنيم كار با سه كشور اروپايى، و با سازمان بين المللى انرژى اتمى است و تلاش داريم رهبرى ايران را تشويق به انجام گزينشى كنيم كه به سود مردم ايران باشد. به جاى هزينه كردن منابع كشور در ساخت بمب هسته اى، و اقدام به گونه اى كه ساير مناطق جهان آن را اقدامى تهديد آميز و نامشروع قلمداد كنند، بهتر است تغيير جهت بدهند با جامعه بين المللى همكارى كنند و بخشى از اين جامعه بشوند. درباره موضوع تروريسم هم ما همين نگرش را داريم. بله، ايران يكى از كشورهاى خط مقدم جهان در حمايت از تروريسم است. وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران مستقيما در تهيه پول، اسلحه، و آموزش گروههائى مثل حزب الله، حماس و جهاد اسلامى فلسطين دست دارند كه مردم بيگناه را مى كشند، مردمى كه خواهان برقرارى صلح اند. همه جهان در يك سمت حركت مى كنند و اين ته مانده هاى ايدئولوژى روياروئى و نفرت تلاش دارند مردم صلح دوست را به گذشته، به گذشته خشونت بار، پرنفرت و كشمكش بازگردانند.
موضع ما و همكارى ما با جامعه بين المللى، جلوگيرى از اقدام اين نوع عناصر نفرت و خشونت است. از برباد دادن اميدها و آرزوهاى ميليون ها مردمى است كه مى خواهند گذشته خشونت آميز را پشت سر گذارند و راهى براى زندگى در صلح بيابند. و صريح بگويم اين عناصر حامى تروريسم، و مشوق پيشبرد برنامه هسته اى در ايران، به اعتقاد ما با بازگشت به عقب، با خواست ميليون ها شهروند ايرانى مخالفت مى كنند كه مى خواهند مثل ساير مردم جهان زندگى كنند، به چيزهائى مثل اشتغال، راه اندازى كسب و كار فكر كنند مثل همه جوانهاى جهان. و به ايجاد زندگى درخشانتر براى فرزندانشان. برخوردارى از اقتصادى كارآمد و داشتن نظام سياسى اى كه بتواند آزادانه در آن مشاركت كنند و در تعيين رهبرانشان نقش داشته باشند. اين نحوه نگرش ما را به خواست مردم ايران نشان مى دهد.

شوراى مقاومت ملى از خشونت جانبدارى مى كند....
شنونده راديو فردا در لندن: آقاى ارلى درباره مخالفان ايرانى. منظورم اين است كه ما اين مخالفان را در قالب شوراى ملى مقاومت داريم اين يك جنبش سازمان يافته مقاومت است، چرا از آن حمايت نمى كنيد؟
ادم ارلى: شوراى ملى مقاومت سازمانى است كه ما با آن مشكلات جدى داريم. سازمانى است كه از خشونت جانبدارى مى كند و با فعاليت ها و سازمان هائى كه به تحول مسالمت آميز متعهدند مخالفند. به جاى گفتگو درباره سازمان خاص، به نظر ما امر مهم توجه به اين است كه مردم ايران خودشان آينده سياسى شان را تعيين كنند. تغيير در ايران بايد از درون ايران و توسط ايرانيان باشد. مسئله اين نيست كه خارجى ها آينده ايران را تعيين كنند. ما از خواست ايرانيان به تغيير حمايت مى كنيم واين خواست شان از حكومت كه شفاف باشد. خواست آزادى مشاركت در حكومت، خواست اصلاحات اقتصادى و فرصتهاى اقتصادى. و عوامل تغيير هم اكنون در آن جا وجود دارد. پديده اى برخاسته از درون ايران است و مسئله اين كه آمريكا يا هر كشور ديگرى عامل تغيير باشد، ابدا مطرح نيست. بيشتر كار كردن با عناصرى در ايران، مردم ايران از راه گفتگو از راه تماس، از راه كمك به قابليت ها و تقويت جامعه مدنى، مطبوعات، رسانه ها و سازمان دهى تغيير است، ما از همه اينها پشتيبانى مى كنيم. برخلاف گفته شما اين پديده ها را روياروئى نمى بينيم.

كمك ۱۵ ميليونى!
يك شنونده راديو فردا: سلام خسته نباشيد. ببخشيد من يك سئوالى داشتم از مهمانتان. مى خواستم بپرسم كه آيا اين شايعه درست است كه ۱۵ ميليونى كه كنگره تصويب كرده بود، به گروههاى اپوزيسيون بدهند به راديو فردا پرداخت شده؟
ادم ارلى: فكر نمى كنم. طبيعى است كه دولت آمريكا بودجه راديو فردا را تامين مى كند. همان طور كه بودجه صداى آمريكا و راديو اروپاى آزاد را تامين مى كند.و بقيه راديوهائى كه توسط دولت تامين بودجه مى شوند واين بودجه ها در واقع جهت تهيه و تامين مستقل اخبار و اطلاعات است كه بعضى از جوامع قادر نيستند، بدست بياورند.و بنابراين راديو فردا چنين خدمتى را انجام مى دهد، و اطلاعاتى را در اختيار مردمى قرار مى دهد كه دولتشان با آزادى مطبوعات مخالف است و سعى مى كند جلوى آزادى مطبوعات را بگيرد. ما همچنين از جنبشهاى دموكراتيك و سازمانهاى غير دولتى در ايران حمايت مى كنيم. كنگره بودجه خاصى را براى اين منظور اختصاص داده و ما دعوت مى كنيم كه مردم ايران از بودجه ۳ ميليون دلارى براى پروژه هائى در مورد دموكراسى و حقوق بشر استفاده كنند.
سال گذشته ما يك ميليون دلار به سازمانى داديم كه مشغول جمع آورى سند ومدرك در مورد وضعيت حقوق بشر در ايران است. سال ديگر ما اميدواريم بتوانيم كمك هائى را به سازمان هاى غيردولتى و گروههاى امدادگر و افرادى بكنيم كه از پروژه هاى حقوق بشر حمايت مى كند، پروژه هائى كه از توسعه سازمان هاى عمومى حمايت مى كند، از جامعه مدنى حمايت مى كند. و در واقع به اين صورت است كه ما اين بودجه ها را بگونه اى خرج كنيم كه به ايرانيها امكان دهد بيشتر نظرهاى خود را مطرح كنند و از نفوذى برخوردار شوند كه بتوانند بر مسايلى كه به زندگى آنها مربوط است، تأثير بگذارند.

انتخاب و تحريم آن
شنونده راديو فردا در ايران: سلام خسته نباشيد! من از ايران، زنجان. كار ما طورى است كه خودمان نظرسنجى مى كنيم. دور و بر ۸۰ درصد مردم تو انتخابات شركت نمى كنند و جمهورى اسلامى خوب رأى سازى مى كند. ما مى خواستيم ببينيم عكس العمل آمريكا بعد از اين انتخابات چه خواهد بود.
ادم ارلى: بدون شك، اين مسئله است كه ايرانى ها در مورد آن بايد تصميم بگيرند. من فكر مى كنم آمريكا به عنوان يك اصل كلى بر اين باور است كه دولتى مى تواند نماينده ملتش باشد، كه مردم بتوانند در انتخابات شركت داشته باشند و اگر شركت كنندگان در انتخابات كم باشند چند سئوال مطرح مى شود: اول اين كه تا چه حد چنين دولت انتخابى مى تواند نماينده به حساب آيد، وقتى فقط ۲۰ درصد از مردم در انتخابات شركت داشته باشند؟ دوم اين كه چرا ۸۰ درصد مردم كه حق شركت در انتخابات دارند، در آن شركت نكرده اند؟ اين چه چيزى است كه مردم را از روند سياسى نااميد مى كند؟ آيا به خاطر اين است كه فكر مى كنند رأى آنها تغييرى در اوضاع نمى دهد؟ زيرا نتيجه از قبل معلوم است؟ آيا به خاطر اين است كه فكر مى كنند سياستهاى دولت براثر نتيجه انتخابات، تغيير نمى كند و يا دلايل ديگرى وجود دارد؟
واقعيت اين است كه اگر اينها درست باشد، بسيار نگران كننده است، چون نشان دهنده اين است كه نظام سياسى سالم نيست، ودرست كار نمى كند، و اين ييانگر اوضاع غم انگيز دموكراسى است در جائى كه مردم اعتقاد دارند رأى شان به حساب آورده نمى شود. نهايتا چه ايران و چه در جاى ديگر اراده مردم است كه پيروز مى شود و اگر نه الان، در آينده چنين مى شود. چون ما در منطقه شاهد آن هستيم و شايد بى فايده نباشد كه به اطراف نگاه كنيم و مقايسه كنيم و ببينيم چه اتفاقى افتاده جائى كه دموكراسى در مقياس سريع در حال توسعه است، در خارج از ايران. به انتخابات درعراق نگاه كنيد، خيلى ها فكر نمى كردند كه مردم در انتخابات شركت كنند، به خاطر تروريسم، اما به رغم نا آرامى ها و آشوب، ميليونها نفر با به خطر انداختن زندگى خود بپاى صندوق رأى رفتند تا براى يك دولت موقت و تشكيل مجمع عمومى رأى دهند.
اين چنين اقدامى درست در كنار ايران نشان مى دهد كه مردم تا چه حد به رأى دادن اعتقاد دارند و تا چه حد به اصول دموكراسى پاى بند هستند، و اين خود خلاف توصيف شما از اوضاع ايران است، ملتى كه شما مى گوئيد رأى نمى دهند. نگاه كنيد كه در خليج فارس چه اتفاقى مى افتد. بعنوان مثال در قطر جائى كه شما انتخابات داريد يا در عربستان سعودى كه شما با مردمى روبرو هستيد كه براى بار اول رأى مى دهند و جالب اين است بهر سو كه مى نگريد، انتخابات مى بينيد و روح تغيير و تحول، توسعه و پيشرفت روند دموكراسى جريان دارد و اين همه به معنى اميد و فرصت و تغيير در آينده است. وخيلى عجيب خواهد بود كه اوضاع در ايران تا اين حد متفاوت باشد. بايد پرسيد كه چرا؟

آيا حل مسأله اتمى، موضوع حقوق بشر را لوث مى كند؟
راديوفردا: من فكر مى كنم اين جواب، جواب سئوالى هم بود كه شنونده ديگرى در همين زمينه داشتند. اجازه بفرماييد قبل از اين كه به تلفن ديگرى جواب بدهيد به يكى دو اى ميلى كه رسيده بپردازيم. در يك اى ميل مى پرسد اگر جمهورى اسلامى در برنامه اتمى با واشنگتن كنار بيايد، مسئله حقوق بشر و دموكراسى در ايران مثل ليبى به فراموشى سپرده ميشود؟ ايمان.
ادم ارلى: قطعا نه، هرگز نه! بگذاريد روشن كنم: حقوق بشر همواره يك مسئله عمده دولت آمريكا در مورد ارتباطش با همه كشورها خواهد بود. قطع نظر از اين كه چه توافق ها يا مخالفتهائى در ساير زمينه ها وجود داشته باشد، حقوق بشر در صدر مسايل و در كانون توجهات روابط ما در روابط دو جانبه قرار دارد. مثالهاى بسيارى وجود دارد كه ما با كشورهائى توافقهائى در مورد بعضى از مسايل داريم، اما همچنان بر سر حقوق بشر با آنان عدم توافق داريم.
بعنوان مثال، ليبى را ببينيد: ليبى، غالبا با ايران مقايسه مى شود، در زمينه سلاح هاى كشتار جمعى، چون ليبى بنظر ما يك راه درست و شجاعانه در پيش گرفت و تصميم گرفت كه نهايتا ساخت سلاح كشتار جمعى در جهت منافعش نيست و منابع مالى زيادى را بسوى برنامه هائى كه مورد نياز مبرم مردم هستند سرازير كرد، ونه درمورد برنامه هائى كه نفعى براى مملكت نداشت و فقط انزواى سياسى ليبى را افزايش ميداد، انزوائى كه ليبى قبلا براى آن بهاى گزافى را چه از طريق سياسى و چه از طريق مالى پرداخت كرده بود.
از اين گذشته سلاح كشتار جمعى هيچ كارى براى حفظ ليبى نمى كرد، نه امنيت آنها را زيادتر مى كرد، نه سيستم دفاعى را بهبود مى بخشيد و نه پرستيژ ملى را افزايش مى داد و درست بر عكس، فقط يك روابط خصمانه براى آنها به ارمغان مى آورد.
بنابراين ليبى تصميم گرفت برنامه هسته اى خود را ترك كند، تصميم گرفت ساختن سلاح كشتار جمعى را موقوف كند و به همين خاطر از شرايط سودمند به نظر من بهره مند شد. آنها با اروپائى ها روابط بهترى دارند، اكنون با ما روابط بهترى دارند، ما هنوز با آنها روابط كامل ديپلماتيك بر قرار نكرده ايم، چون هنوز نگرانيهائى در مورد حمايت ليبى از تروريسم وجود دارد. ودر مورد سئوال مشخص شما، هنوز نگرانيهائى در مورد حقوق بشروجود دارد. ما همچنان نگرانيهاى خود را در مورد نقض حقوق بشر مستقيما با دولت ليبى مطرح مى كنيم. اما واقعيت اين است كه ما با آنها الان مى توانيم صحبت كنيم زيرا از برنامه ساختن سلاحهاى كشتار جمعى دست بر داشته اند. واقعيت اين است كه ما در حال حاضر مى توانيم در مورد مسئله حقوق بشر تأثير بيشتر و موثرترى در ليبى داشته باشيم.
اجازه بدهيد مثالى بياورم: آقاى جهمى، يكى از اعضاء مخالف دولت ليبى بود كه دستگير شده بود و با مداخله ما آزاد شد، گرچه متاسفانه وى دوباره توقيف شده، اما مى توانيم به شما اطمينان بدهيم وقتى مقامهاى رسمى ما با مقامهاى ليبى ملاقات مى كنند، همواره راجع باين شخص با آنها صحبت مى كنند، و از آنها مى خواهند كه او آزاد شود. خلاصه اين دو موضوع عليه يكديگر كار نمى كنند: حركت به سمت جلو و دور شدن از ساخت سلاح كشتار جمعى و ادامه نظارت و درگيرى در مسائل حقوق بشر بودن، تناقضى با هم ندارند.
راديوفردا: اجازه بدهيد يك اى ميل ديگر را بخوانم. مى پرسد: در حالى پشتيبانى از رژيم ايران كمتر شده و از حمايت كمتر مردمى برخورداراست، چرا جامعه بين المللى، رژيم را تحت فشار جدى قرار نمى دهد؟ باور كنيد اكثريت مردم ايران به دنبال يك دموكراسى واقعى بدون رژيم هاى حقيقى هستند. دموكراسى نسبى به مردم دادن، فقط به نجات رژيم منتهى مى شود و تا زمانى كه مذهب بر مملكت حكومت كند هيچ موقع دموكراسى ظهور نمى كند. البته ايرانيها بايد اصول اساسى دموكراسى را ياد بگيرند و بايد هم اكنون شروع به يادگيرى كنيم.
ادم ارلى: همانطور كه من از ابتدا گفته ام ايرانيان بايد آزاد باشند تا رهبر خود را انتخاب كنند. و دولت ايران بايد بداند كه مردم چه ميخواهند در زمينه هاى مذهب، اقتصاد و در مورد روابط ايران با خارج. من با شنوندگان شما موافقم كه رژيم باعث سرخوردگى مردم مى شود به عنوان مثال: با بستن روزنامه ها، با زندانى كردن روزنامه نگاران، با تصميم گيرى اين كه چه كسى ميتواند در انتخابات خود را نامزد كند ويا نكند، با رد كردن صلاحيت افرادى كه مى خواهند نامزد انتخابات شوند، اما رهبران خودكامه، رهبران غير انتخابى تصميم مى گيرند كه آنها نمى توانند خود را نامزد نمايندگى مردم بكنند و يا اجازه نمى دهند تا رأى دهندگان حق انتخاب داشته باشند. بنابراين شما به نكته مهمى در سئوال خود اشاره كرديد.
ما چگونه مى توانيم كمك كنيم؟ ما بايد به فشارهاى خود ادامه دهيم. من مى دانم كه دولت آمريكا از حربه تحريم عليه ايران استفاده كرده است. آمريكا مدتهاى مديديست روابط اقتصادى خود را با ايران محدود كرده و روابط سياسى هم كه وجود ندارد. ما ضرورى است كه در جامعه بين المللى درارتباط با تماس و يا سرمايه گذارى در ايران دست باقدامات بزنيم. همه اينها براى اين است كه دولت ايران را تحت فشار قرار دهد، تا سياست هاى تهديدكننده و سياست هاى ايجاد بى ثباتى را كنار نهد و خلاصه دولت ايران بسمتى حركت كند كه اكثريت مردم ايران مى خواهند. بنابراين فشار وجود دارد اما همان طور كه قبلا گفتم، كارى كه ما مى كنيم قرار است خواست مردم ايران را مبنى بر ايجاد تغييرات كمك و تقويت كند.

حمله آمريكا به ايران
سجاد، شنونده راديو فردا از ايران: سجاد هستم از خمين تماس مى گيرم. من مى خواستم در مورد اين قضيه حمله آمريكا به ايران بگويم كه آيا مثلا اين انجام خواهد شد يا خير. اين سئوال را بپرسم و اين مطلب را بگويم كه آمريكا هرچه سريعتر به مردم ايران كمك كند چرا كه واقعاً اين دولت فشار مى آورد به مردم و واقعاً همه مردم با مشكلات زيادى مواجه هستند. در قضيه همين انتخاباتشان همه اينها براى عوام فريبى مردم آمدند مثلا نفرى ۵۰ هزار تومان دادند تا به اينها رأى بدهند و مى خواستند با اين كارشان در واقع رأى مردم را به خودشان جلب كنند ولى ديگر اين حقه ها فايده اى ندارد و قديمى شده اين ترفندهاى اينها و رژيم در برابر مردم در واقع كارى از پيش نخواهد برد. ما هم رأى به اينها نخواهيم داد چرا كه قبلا هم نداديم و اميدواريم هرچه سريعتر با آزادى ملت ايران و روى كار آمدن يك حكومت دموكراتيك همراه باشد.
ادم ارلى: يكى از چيزهائى كه ما از همه سئوال كنندگان مى شنويم اين است كه مردم نمى خواهند در انتخابات آينده شركت كنند. جز اين است؟ اين خيلى مشكل آفرين است به دلايل زيادى. يكى اين كه به نظر من مى رسد مردم ايران توهم خود را نسبت به نسبت سياسى شان از دست داده اند. اين را مقايسه كنيد با هشت سال پيش كه يك حس واقعى از وجود امكانات بود وقتى كه زندگى سياسى پويائى داشت و مردم درگير بودند و بحث هاى زنده جريان داشت واميد به آينده وجود داشت. الان بعد از هشت سال چيز ديگرى مى شنويم كه ۸۰ درصد مردم نمى خواهند رأى بدهند، به مردم پول داده مى شود كه به پاى صندوقها بروند يا كه مردم معتقدند چيزى عوض نخواهد شد. اين ناراحت كننده است. بيشتر از اين جهت ناراحت كننده است كه آنها اندكى پيش در ايران خيلى پويا و فعال و با انرژى بودند و ناراحت كننده است براى افرادى مثل من، مقامهاى رسمى دولت آمريكا، كه دوست دارند شهروندان ايران را فعال و متعهد ببينند كه در نظام سياسى مشاركت مى كنند. زيرا آينده كشور به شما بستگى دارد.
تاريخ به ما نشان داده و اين حتما درباره تاريخ ايالات متحده درست است و من فكر مى كنم كه درباره اروپا و خاورميانه و ديگر جاها هم درست است كه اشخاص مهم اند و اشخاص مى توانند باعث تغيير شوند. و شجاعت شخصى، از خود گذشتگى و فداكارى نيروى پيش برنده تاريخ است. و اين چيزى است كه كميته نوبل وقتى شيرين عبادى را انتخاب كرد بر آن تأكيد گذاشت. هيچ كس او را نمى شناخت. انتخاب او همه جهان را شگفت زده كرد. اين به شما نشان مى دهد كه فداكارى و از خود گذشتگى و فعاليت مداوم درباره كارهاى اصولى نتيجه و تأثير دارد. بنابراين آنچه من به آقاى سجاد مى گويم اين است كه اگر شما اعتقاد داريد كه رهبران انتخاب شده نماينده شما نيستند يا به خواست شما وقعى نمى گذارند يا به آينده شما بى توجهند تسليم نشويد. با دوستان و همفكرانتان همكارى كنيد. ايالات متحده از شما حمايت مى كند. ايالات متحده به شما اعتماد دارد و اگرچه ممكن است سخت باشد از منظر شما به مسئله بنگريم اما اين حقيقت كه امروز كسى از دولت آمريكا مستقيماً با شما با مردم ايران گفتگومى كند نشان دهنده نگرانى ما و حمايت ماست.

رژيم اسلامى جامعه جهانى را فريب داده است
مهدى، يك شنونده راديو فردا: اولا خدمت آقاى ارلى سلام عرض مى كنم و اميدوارم واقعاً ايشان و ساير همكارانشان در سيستم ديپلماسى آمريكا بتوانند با درك هرچه بيشتر واقعيات يران سياستهائى سنجيده و در عين حال تأثير گذار براى رفع مشكلات ما ايرانيان تدوين كنند كه به هر حال همسو و هماهنگ با همه دنيا و ضمنا با ملت ايران بتوانيم جامعه ايران را به جامعه اى آزاد و آباد و دموكراتيك براى فردا تبديل كنيم و ضمنا هم مى خواستم بدانم كه سياست واضح و روشن آمريكا در نهايت در ارتباط با مسئله اتمى كى تعيين خواهد شد. آيا اين صحيح است كه مى گويند مسئله انتخابات تعيين كننده خواهد بود براى تعيين سياست آمريكا در جهت انرژى اتمى ايران يا فرقى ندارد.
ادم ارلى: آشكار است كه انتخابات رياست جمهورى ايران مهم است زيرا رئيس جمهورى ايران نقش حساسى بر عهده دارد. سياست ما درباره سئوال هسته اى روشن است. ايالات متحده معتقد است كه ايران سعى در توليد پنهانى سلاح هسته اى دارد. ايالات متحده معتقد است كه چنين كارى منطقه و ما را تهديد مى كند. ايالات متحده متعهد است درهمكارى با متحدانش و جامعه بين المللى كه از اين اتفاق جلوگيرى كند و من فكر مى كنم آنچه شما در چند سال اخير ديده ايد رشد اجماع جهانى است كه دولت ايران جامعه بين المللى را فريب داده و به تعهداتش احترام نگذاشته و به نگرانى هاى جامعه بين المللى بى اعتنا بوده و در نتيجه خود را بيشتر و بيشتر از جامعه بين المللى منزوى كرده و باعث ايجاد سختى فزاينده اى براى خود و مردمش شده.
ايران مى تواند به فريبِ نه فقط آمريكا بلكه اروپائى ها و سازمان ملل و روس ها كه از آنچه مى گذرد ناراضى اند، ادامه دهد و قيمت آن را بپردازد، كه نه براى آنها خوب است و نه براى مردم ايران. يا اين كه به تعهداتش عمل كند و پاى بند باشد. با سازمان بين المللى انرژى اتمى شفاف باشد. به سئوالهاى آنان پاسخ دهد. اطلاعات مورد نظر آنها را به ايشان بدهد و راه مثبت ترى برگزيند. اما سياست ما اين است كه روشن كنيم چه مى خواهيم و چه نمى خواهيم و راههائى براى حل مشكل پيشنهاد كنيم و اگر ايران قصد حل مشكل را نداشته باشد راههائى را براى پيشگيرى از تهديد جامعه جهانى توسط ايران بيابيم. اين سياست ماست.

اگر ايران همچنان دنيا را فريب بدهد
يك شنونده راديو فردا: من دو سئوال دارم. اولين سئوال درباره مشكل اتمى است. همان طور كه دكتر رايس اخيراً گفت آمريكا آماده است اگر مذاكرات ايران و اتحاديه اروپا به جائى نرسد اين موضوع را به شوراى امنيت ارجاع كند. اگر اين اتفاق بيافتد، انتظار داريد چه بشود؟ سئوال دوم اين است كه اگر به هر صورت مقامهاى ايران قبول كنند كاملاً همكارى كنند و غنى سازى را متوقف كنند چه تغييرى در سياست آمريكا در مورد حقوق بشر و حمايت ايران از گروههاى تروريست بوجود مى آيد چون آمريكا هميشه ايران را به حمايت از تروريستها متهم كرده.
ادم ارلى: گفتگو درباره مسئله اتمى بسيار مهم است. مهم است به اين موضوع پرداخته شود كه چرا اين موضوع اين قدر براى آمريكا مهم است. آمريكا اعتقاد دارد كه توليد سلاحهاى كشتار جمعى- اعم از اين كه سلاحهاى بيولوژيكى، شيميائى يا اتمى باشد بيش از آنچه به امنيت و ثبات يارى رساند به آن لطمه مى زند بگذاريد مثالى بزنم: اگر ايران سلاح هسته اى داشته باشد نه منطقه امن تر مى شود و نه باعث امنيت بيشتر ايران مى شود بلكه برعكس امنيت و ثبات را كاهش مى دهد زيرا همسايگان ايران را دچار تنش و ناراحتى مى كند و آنها نيز براى مقابله با ايران به توليد سلاحهاى اتمى روى مى آورند و مشكلات بيشترى فراهم مى شود. بنابراين واقعاً به نفع ايران نيست. به نفع منطقه هم نيست. به نفع ما هم نيست. و اگر ايران نگران دفاع از خود و امنيت خويش است. بهترين راه براى خاتمه دادن به اين نگرانيها، همكارى با روح دوستى و نيت خوب با همسايگان و جامعه بين المللى است و اين بهترين راه تامين امنيت براى ايران است. اين راهى است كه ايران مى تواند آينده روشنتر و امن ترى براى خود فراهم كند، نه با خرج ميلياردها دلار در برنامه پنهانى اتمى، نه با دروغ و فريب سازمان بين المللى انرژى اتمى و جامعه بين المللى، بلكه با ايجاد روابط با بقيه جهان نه با مقابله جوئى و بسيار مهم است كه اين موضوع را درك كنيم تا موضع آمريكا را در اين باره دريابيد.
و اما درباره سئوال شما كه چه خواهد شد اگر دولت ايران سياست خود را عوض كند و با جامعه بين المللى همكارى كند. از يك طرف اگر ايران كماكان سعى كند با جامعه بين المللى مقابله كند، به سئوالهاى سازمان بين المللى انرژى اتمى پاسخ ندهد و غنى سازى را از سر بگيرد آشكار است كه ارجاع موضوع به شوراى امنيت يك احتمال واقعى است زيرا ايران پيمان عدم توليد و گسترش سلاح هاى هسته اى را امضاء كرده و اين پيمان مى گويد اگر شما اين كار و اين كار و اين كار را بكنيد موضوع بايد به شوراى امنيت احاله شود و واقعيت اين است كه ايران بسيارى از كارهائى كه نبايد را انجام داده و احتمالا خيلى قبل از اين پرونده اش بايد به شوراى امنيت فرستاده مى شد و اگر پرونده به شوراى امنيت رفت آن وقت بايد فكر كنيم كه در مقابله ايران با جامعه بين المللى و نقض تعهداتش چه اقداماتى بايد انجام شود كه شامل تحريم هاى مختلف مى شود كه شوراى امنيت درباره آن بحث خواهد كرد ولى روشن است كه آرزوى همه ما اين است كه ايران به اين راه نيفتد.
اما انتخاب با دولت ايران است، آنها مى توانند به مقابله با جامعه جهانى ادامه دهند و مشكل ايجاد كنند يا مى توانند همكارى كنند. انتخاب با آنهاست. حالا اگر آنها بگويند حق با شماست، ما به اين ترتيب راه به جائى نمى بريم پول زيادى خرج مى كنيم و اين چيزى نيست كه واقعاً مردم ما بخواهند و براى ما امنيت به بار نمى آورد و فقط باعث مى شود بقيه جهان ما را دوست نداشته باشند، بنابراين ما راهمان را عوض مى كنيم و همه مى دانند كه ما مقدار زيادى نفت و گاز داريم و چرا بايد دنبال انرژى اتمى برويم، ما مى گوييم خيلى خوب عالى است. اين به اين معنى است كه شما ديگر مشكلى با سازمان بين المللى انرژى اتمى يا سازمان ملل نخواهيد داشت. به اين معنى است كه كشورهاى ديگر مى توانند روابط با شما برقرار كنند كه با وجود برنامه اتمى تان نمى توانستند. اما آيا اين به اين معنى هم هست كه حقوق بشر و تروريسم ديگر مشكلى محسوب نشوند؟ آيا اين به اين معنى هم هست كه ما ديگر با متحدانمان عليه گروههائى كه از حمايت ايران در ضديت با صلح برخوردارند همكارى نمى كنيم؟ و ايرانيان شجاع زندان اوين را فراموش مى كنيم؟ آدمهائى مثل آقاى رضا عليجانى؟ به هيچ وجه. اين كه ايران تصميم بگيرد دنبال سلاح اتمى نرود به اين معنى نيست كه مردم ايران حق خود را براى آزادى بيان و انتخاب مذهب يا اجتماع و تظاهرات از دست بدهند. اينها حقوقى است كه همه مردم جهان بايد داشته باشند.
بنابراين پاسخ كوتاه من به شما اين است: مطلقاً نه. آمريكا به اعمال فشار بر دولت ايران براى احترام گذاشتن به شهروندانش و آزادى هاى اساسى آنان ادامه مى دهد. بر ايران فشار وارد مى آورد تا كمكهاى مالى و مسلح كردن و آموزش دادن گروههائى كه انسانهاى معصوم را مى كشند و با هواپيما به ساختمانها حمله مى كنند خاتمه يابد. يادتان باشد كه بسيارى از مقامهاى ارشد القاعده در ايران هستند و ايران از بازجوئى آنها سرباز مى زند و از دادن اطلاعات مربوط به آنها به ما سر باز مى زند و اگر دولت ايران مى گويد از تروريسم حمايت نمى كند و به تروريسم اعتقادى ندارد بنابراين چرا كمك نمى كند اين تروريستهاى شناخته شده القاعده تسليم عدالت شوند.

رهبران ايران خودشان مشكل سازند!
شهريار، شنونده راديو فردا در ايران: من شهريار هستم از تهران تماس مى گيرم. فروش اين بمب هاى سنگرشكن در اين موقعيت، در اين جو، در اين روزگار، كه واقعاً مثل يك گاز پراكنده تو خاورميانه است. فروش اين بمب چه معنى مى دهد يعنى واقعاً ما مى خواهيم چه بكنيم. ما بايد چه بكنيم چون واقعاً ما قصد جنگ نداريم با آمريكا. ما كه قصد جنگ با آمريكا نداريم وآمريكا با فروش اين بمبها به اسرائيل چه منظورى دارد؟
ادم ارلى: آمريكا به شمارى كشورها جنگ افزار مى فروشد. ما وقتى درخواست كشورها براى خريد جنگ افزار را دريافت مى كنيم، ضمن بررسى، درباره آنها تصميم مى گيريم. اين تصميم بر پايه چند ملاك گرفته مى شود. ملاك نخست اين كه آيا به نفع آمريكاست؟ ملاك دوم اين كه آيا اين جنگ افزارها در راه تجاوز به كار گرفته مى شود يا در راه دفاع؟ ملاك سوم اين كه آيا اين جنگ افزارها تعادل نظامى در منطقه مورد نظر را برهم مى زند يا نه؟ اينها ملاكهاى ما در بررسى به درخواست خريد سلاح است. بديهى است در موردى كه شما گفتيد ما بر آنيم كه اولاً هدف، دفاعى است ثانيا، هدف بى ثبات سازى نيست و ثالثا به نفع ملى ماست. و اما اين كه ايران در قبال اسرائيل چه بايد بكند؟ به نظر من پاسخ ساده است. آمريكا بر آن است كه ايران و ساير كشورها بايد اسرائيل را به رسميت بشناسند. موجوديت اسرائيل را بپذيرد. در زمينه برقرارى مناسبات دوستانه با اسرائيل كار كند و قبل از همه و مهمتر از همه از پشتيبانى طرفداران خشونت، خواه آنها كه به اسرائيل حمله مى كنند و خواه كسانى كه در روند صلح خرابكارى مى كنند دست بردارد و بكوشد با اسرائيل از در صلح درآيد. اين پاسخ ساده است. من درباره برنامه هسته اى ايران صحبت كردم و اين كه به جاى برقرارى ثبات، اين برنامه در صدد بى ثبات سازى است و اين واقعيت كه همسايه هاى ايران نگران اين قابليت ايرانند، نشانه آن است كه شايد رهبران ايران عامل بيشتر مشكلات خودشان در اين زمينه اند.

۲- آدام ارلى
آزادى هاى دين و بيان و نوشتار
راديوفردا: متشكرم. اگرچه تعدادى روى خط منتظر هستند اما اجازه بدهيد يك اى ميل ديگر را مطرح كنم كه مى گويد: سلام آقاى ارلى من دانشجو هستم در تهران و مى خواهم به جهانيان بگويم كه مردم ايران به دولت اسلامى نيازى ندارند. مى خواهم به اطلاع شما و پرزيدنت بوش برسانم كه رژيم بيرحم ايران به اقليت هاى دينى خاصه يهوديان ستم مى كند. با اميد آينده بهتر براى ايران.
ادم ارلى: متشكرم از اى ميل شما. مردمى مثل تو به واقع، آينده كشورتان هستيد. مردمى مداراگر، مردمى كه حقوق ديگران را محترم مى شمارند. مردم نگران به آنچه در ايران مى گذرد و خواهان تغيير آنند و مى خواهند آينده شما، خانواده تان، دوستان و هموطنانتان بهتر شود. اين ديدگاهى شرافتمندانه است كه بايد مورد تشويق و تحسين قرار گيرد. من به شما حق مى دهم. به شما حق مى دهم. هم در آغاز برنامه گفتم: آزادى دين در كنار آزادى مطبوعات يا آزادى بيان و آزادى اجتماعات، از نخستين حقوقى است كه براى مردم در قانون اساسى آمريكا تضمين شده. ما اساسى بودن اين آزادى ها را براى يك جامعه آزاد و باز درك مى كنيم. به همين سبب هم وقتى مى بينيم پيگرد بهائى ها، پيگرد يهوديان، پيگرد اقليت هاى قومى مانند اقليت عرب در ايران انجام مى شود، نگران مى شويم و عليه اين اقدامها سخن مى گوئيم عليه اين سياستها توسط دولتى كه حرمت ها را تحمل نمى كند، انحراف از ديدگاه متعصبانه خود را مدارا نمى كند.
مهم نيست كه آن ديدگاه متعصبانه چه باشد، كمونيستى باشد يا دينى. وقتى دولتى نامداراگر باشد و انحراف از ديدگاه خود را برنتابد. نشانه ترس و نا امنى است. بدان معنى است كه به هر دليلى دولت مى ترسد كه مردم درباره امور خودشان فكر كنند. مى ترسد مردم آزادانه بحث كنند. حاكمان احساس خطر مى كنند. ديدگاه ما با چنان ديدگاهى فرق دارد. ديدگاه ما آن است كه بحث باز و تبادل آزاد انديشه ها به جامعه اى سرزنده تر، پويا تر و پر تحرك تر منجر مى گردد و به دولتى سازنده تر كه بهتر مى فهمد مردمش چه مى خواهند. دولت در اين حالت در موضع بهترى است كه با آن آرزوها، آرمان ها و اميدها، ترس ها و انديشه ها برخورد درست بكند. به همين دليل هم من شما را تشويق مى كنم به ادامه تحصيل و مطالعه و ادامه استفاده از آموخته ها در فعاليتهاى سياسى و اقدام سياسى از جانب هموطنانت. فراموش نكن كه صرف نظر از اينكه عده اى با چه شدتى تلاش دارند شما را از ابراز آزاد عقيده يا اقدام بنا بر اعتقادتان باز دارند، تاريخ به نفع شما و در كنار شماست.
راديوفردا: و اما اى ميل ديگرى از ناصر داريم نمى دانم از كجا كه مى گويد اگر ايرانيان مخالف با نتيجه انتخابات رياست جمهورى اسلامى دست به تظاهرات اعتراض آميز بزنند، آيا شما حمايتشان خواهيد كرد؟ با توجه به تقلب هاى گسترده اى كه بنا به سابقه اين انتخابات انجام مى شود؟ اگر پاسخ مثبت است حمايت شما چگونه خواهد بود؟ اگر رژيم اسلامى اعتراضها را سركوب كند دولت شما چه اقداماتى در حمايت از آزادى خواهان انجام خواهد داد؟
ادم ارلى: متشكرم. پرسش بزرگى است درست قلب مسئله را نشانه مى گيرد. آمريكا به حق مردم در ابراز آزاد انديشه هايشان اعتقاد دارد. به حق برگزارى اجتماعات صلح آميز و تظاهرات مسالمت آميز كه همگى حقوق بنيادين هر دموكراسى اند اعتقاد دارد. به اعتقاد ما بايد اين حقوق مورد احترام باشد. در پاسخ به سئوال شما در باره اقدام احتمالى آمريكا بايد بگويم به رويدادهاى اوكراين نگاه كنيد به رويداد هاى لبنان نگاه كنيد يك نمونه بزرگ ديگر. وقتى در يك رويداد بزرگ در اوكراين در مبارزه انتخابات دولت انتخابات را از مردم مى دزدد، يا در لبنان زمان ترور رفيق حريرى ميليون ها نفر به خيابان ها ميريزند. بى پرده بگويم يك هراس واقعى وجود دارد كه دولت دست به خشونت بزند. دولت اوكراين براى مثال تظاهرات را سركوب كند و بعد يك هرج و مرج و آشوب خونين.
در لبنان هم، در پى ترور يك رهبر مورد احترام، ترس از يك عمل خشونت آميز وجود داشت. آمريكا چه مى كند؟ آمريكا، وزير امور خارجه ما، رئيس جمهورى ما، افرادى مثل من، مثل آقاى باوچر، مثل آقاى مكللن آشكارا تلاش داريم از ابراز آزاد و مسالمت آميز عقيده ها حمايت كنيم. به دولت ها هشدار دهيم آرام بمانند. به اصل ابراز مسالمت آميز عقايد احترام بگذارند و نيروهاى امنيتى شان را مهار كنند. مبادا مسئله اى اتفاق بيفتد. ما در جهانى زندگى مى كنيم كه حقا با ۱۰ سال پيش بسيار تفاوت كرده است، اينترنت را داريم، تلويزيون كابلى را داريم ،ماهواره را داريم. ارتباطات مخابراتى ماهواره اى داريم، سطحى از تماس را داريم كه هر اقدام و هر تصميم پيامدهاى آنى دارد. پيامدهاى واقعى كه پيشتر وجود نداشت و در پاسخ به پرسش شما اين يك راه حل عملى است كه مردم مى توانند در دفاع از شهروندان مسالمت جو و آزادى خواهانه هر كشور دست به اقدام بزنند. اين راه در اوكراين كار كرد. در لبنان كار كرد. اگر دولت شما هم بخواهد انتخابات را برگزار كند بايد بداند قدرت مردمى در راه است. دليلى هم ندارد در ايران اين قدرت مثل ساير جاها عمل نكند.

اميدوارم روزى شاهد حضور آمريكائى ها در ايران باشيم
يك شنونده راديو فردا از لندن: سلام اقاى ارلى. من در لندن زندگى مى كنم. با سپاس از ايستادگى محكم شما در برابر برنامه هسته اى حكومت ايران. شنيدم كه درباره نيروهاى حاضر در داخل ايران صحبت مى كرديد. با شما موافقم. اما متاسفانه درجه سركوب آن چنان زياد است كه به نظر ما نخستين و مهمترين امر، رها شدن از شر اين حاكمان خود كامه ايران است با توجه به سخنان رئيس جمهورى بوش كه گفت آمريكا در كنار مردم طرفدار دموكراسى مى ايستد، و با توجه به گردهمائى هاى اخير ايرانيان خواستار دموكراسى در شهر واشنگتن دى سى از شما مى پرسم چرا آمريكا از شوراى ملى مقاومت حمايت نمى كند؟
ادم ارلى: مسئله حمايت از اين يا آن جنبش نيست براى ما مسئله حمايت از كسانى است كه در داخل ايران دست به اقدام مى زنند. حركتهاى چندى در خارج از ايران وجود دارد كه ما نگران ارتباط شان با سازمانهاى تروريستى هستيم و اين مسئله نگرش ما را به گروهها تعيين مى كند. آمريكا در كل از جنبش آزادى خواهانه بومى ايران كه در داخل كشور شكل گرفته حمايت مى كند.
راديوفردا: آقاى آدم ارلى از اين كه اين فرصت را براى گفتگو با شنوندگان راديو فردا به ما داديد از شما متشكرم.
ادم ارلى: مى خواهم بگويم از گفتگو با دوستانمان در ايران، در تهران، خمين، خرم آباد لذت بردم. احساس كردم در ايران هستم به اميد روزى كه ايران بر اثر تحول با جامعه جهانى دمساز شود و شاهد حضور آمريكائى ها در ايران باشيم. آن روز روز بزرگى است، اما در هر حال روشن است كه يك نسل جوان و باز، با پويائى و تحرك حضور دارد. گفتگوى خوبى بود. اميدوارم شما هم مانند من از فرصت اين گفت و شنود لذت برده باشيد.

صفحه اول
خبرهاى ايران
اقتصادى
طنز
از شما چه پنهان
از آنچه گفته اند
خواندنى ها
اينترنت و وبلاگ
مقاله ها
جدول
گزارش
گفتگو
بازتاب
خبرهاى جهان
خبرهاى ايران
افغانستان
داستان
شعر
خاطرات
از لابلاى متون
با نيمروز
مقاله هاى ايران
خبرهاى كوتاه
آخر هفته
حوادث
فال هفته
از رسانه ها
روى خط آلمان
آرشيو روزنامه
آرشيو مقاله ها

•   صفحه اول   •   خبرهاى ايران   •   اقتصادى   •   طنز   •   از شما چه پنهان   •   از آنچه گفته اند   • 
•   خواندنى ها   •   اينترنت و وبلاگ   •   مقاله ها   •   جدول   •   گزارش   •   گفتگو   • 
•   بازتاب   •   خبرهاى جهان   •   خبرهاى ايران   •   افغانستان   •   داستان   •   شعر   • 
•   خاطرات   •   از لابلاى متون   •   با نيمروز   •   مقاله هاى ايران   •   خبرهاى كوتاه   •   آخر هفته   • 
•   حوادث   •   فال هفته   •   از رسانه ها   •   روى خط آلمان   • 

•    آرشيو مقاله ها   •    آرشيو روزنامه   •